صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۷ سنبله ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

طالبان و شماتت از خروج نیروهای امریکایی - بخش اول

-

طالبان و شماتت از خروج نیروهای امریکایی - بخش اول

گروه طالبان از بدوی تولد شان در سال 1994م در مناطق مرزی قندهار بخصوص منطقه سپین بولدک با شعار آزادی افغانستان از چنگال خونین جنگ های داخلی وارد کارزار سیاسی – نظامی و امنیتی افغانستان گردید. این گروه با خاستگاه اکثریت قاطع تک قومی و روحیه قبیلوی سیاست و حاکمیت را در کشور دنبال می کردند. از سوی دیگر پیروی از دیدگاه دینی – سیاسی و ایدئولوژیک ساختن قدرت سیاسی، زمینه های بروز و ظهور قویتر این گروه را در مناطق جنوب غرب و جنوب افغانستان فراهم ساخت. حمایت های مردمان روستا و گرویدن آنان به این نوع نگاه سیاسی و جریان سیاسی این امکان را برای گروه طالبان داد تا ساحه¬ی حاکمیتش را به زودی وسیع نماید. مناطق زیادی را در قسمت های جنوب افغانستان به زودی بدست آوردند و از جمله شهر های مهم و استراتژیک افغانستان یعنی قندهار ار به عنوان مرکز قدرت سیاسی و نظامی قرار دادند. ساختار های اجتماعی و قومی در افغانستان نیز، فرصت را بیشتر مهیا نمود، تا این گروه موفقیت های سیاسی را سیل آسا حاصل نماید.
از جانب دیگر جنگ های داخلی و تنظیمی در جریان دهه نود میلادی و ضعف دولت مرکزی همه فکتور های بودند که به طالبان کمک نمود، که راه کامیابی را به سرعت بیشتر بپیمایند. از جهت های مختلف به کابل نزدیگ شدن و در نهایت کابل را در اواخر ماه سپتامبر 1996م به تصرف و اشغال نظامی در آورد. حدود پنج سال به مناطق زیاد افغانستان تسلط سیاسی داشت که از مرکز کابل اداره می گردید. در این مدت پنچ سال گروه طالبان توانستند داشته های اصلی سیاست داخلی و خارجی خود را به رخ مردم افغانستان، منطقه و جهان متبارز سازد. ماهیت گروه طالبان در این پنج سال حکومت شان هویدا گردید. ابراز ایده های افراطی مذهبی و دینی؛ دشمن خواندن اقوام دیگر افغانستان، ایجاد و تقویت تنش های قومی و مذهبی در کشور. همکاری همه جانبه با گروه های تروریستی مانند القاعده و غیره. تشریک در حملات تخریبی با سایر گروه های تروریستی در کشور های مختلف دنیا از جمله به ایالات متحده امریکا. به انزوا کشاندن افغانستان از هر حیث در حیطه¬ی بین المللی و جهانی. ترویج بیداد گری ها، قتل عام ها و مظالم های متعدد دیگر بر مردم افغانستان. بسته نمودن مکاتب دخترانه در سراسر افغانستان تحت سیطره¬ی شان.
از بین بردن تمامی ارزش ها و هنجار های رایج در جامعه در قبال حقوق زنان و حقوق بشر. خلق وحشت و ترس در جامعه از نظام سیاسی/ امارت خود خوانده شان. این ها بخشی از مشکلات و بحران های بود که محصول استقرار چند ساله سیاسی گروه طالبان در افغانستان شمرده می شود. تبدیل افغانستان به لانه های تروریستی از سطح دنیا، این زمینه را برقرار ساخت که حملات یازدهم سپتامبر 2001م در آغازین سال هزاره سوم میلادی از افغانستان مدیریت و پلان گزاری گردد. مردم و دولت آن زمان امریکا این امر را حمله به تمامیت ارضی خود دانست و یک فاجعه بزرگ تاریخ خواند، از سوی دیگر این حمله را کسر شأن برای هژمونی سیاسی و نظامی خود در سطح جهانی قلمداد نمود. به همان خاطر بود که فورا رئیس جمهور بوش تصمیم حمله نظامی را به افغانستان به دستور کار خویش گرفت و در اواخر همان ماه سپتامبر 2001م به افغانستان حمله نمود. این قشون کشی نظامی بر اساس یک توافق بین المللی در افغانستان صورت گرفت و پای سازمان قدرتمند نظامی ناتو و در رأس آن ایالات متحده امریکاه را در قضایایی افغانستان و مبارزه با تروریسم جهانی در این خاک باز نمود.
ایالات متحده امریکا و سایر همپیمانان سازمان ناتو از خزان سال 2001م که دخیل در تمامی مسایل جنگ و بحران افغانستان شده است تا اکنون این وضعیت تداوم پیدا نموده است. اما اینکه این حمله قدرتمند نظامی به افغانستان به از میان بردن لانه های تروریست جهانی در این خاک منجر گریدده یا نه زمان بیشتر نیاز است، تا پاسخ این سوال دریافت گردد. شروع هزاره سوم میلادی برای مردم افغانستان پنجره¬ی امیدی را باز نمود و از این چشم انداز مردم افغانستان آینده درخشان و بانظم افغانستان را در دور دست ها می دیدند. ملیون ها مهاجر افغانستانی از کشور های مختلف دنیا و به خصوص از دو کشور همسایه جمهوری اسلامی پاکستان و جمهوری اسلامی ایران، شادمان راه وطن را در پیش گرفتند.
سکلیت ابتدأیی نظام سیاسی و نهاد قدرت افغانستان در جلسه تاریخی بُن بنا گردیده بود و برمبنای آن کار و امور اداری و سیاسی در کشور فعال شد. نظم سیاسی در چار چوب نظام سیاسی جمهوریت در افغانستان با میکانیزم مردم سالاری ترویج گردید. حکومت انتخابی شکل پیدا نمود و زعیم مردم افغانستان برای نخستین بار در تاریخ شاید پنج هزار ساله این سرزمین از طریق رأی مردم برگزیده شد. امید در بستر جامعه موج می زد و همه¬ی مردم افغانستان مسرورانه و بادیدگاه مملو از خوشی و آرزوهای نیک خواهانه کار و فعالیت های روزمره-ی زندگی را به پیش می بردند. اما چه زود گذر بود آن دلخوشی های مردم در این ماتم کده¬. همه چیز دروغ از آب در آمد. دموکراسی نزد مردم از آن اعتبار بسیار با لای که داشت فروکاسته شد. بحران ها و کشتار های بی حد و حصر مردم به بهانه های مختلف در سراسر کشور بی مهابا شروع و هر روز وحشت ناکتر گردید. به هرچیز حمله شد و به هیچ چیزی از مردم افغانستان احترام نکردند. عامل همه¬ی این بدبختی ها از آغاز تا انتها؛ یعنی از آوردن قوت های خارجی به افغانستان تا به بحران های موجود امروز، گروه طالبان است. 
استراتژی بزرگ سیاسی و امنیتی امریکاه را در ظاهر مبارزه با گروه های تروریستی شکل می داد و این امر را در تمامی سیاست های اعلانی خود متبارز ساخته است. اما آنچه تردید مردم را بر می انگیزاند؛ رفتار های چند پهلوی ایالات متحده امریکاه با گروه های تروریستی همانند طالب است. طی دو سال اخیر امریکا و سیاست ها آن کشور بود که گروه منزجر تروریستی چون طالب را در قالب گروه سیاسی در میز های گفتگو و دنیای سیاست دخیل نموده است. در این جای شک نیست که مسایل و بحران تاریخ معاصر افغانستان راه حل منطقی و گفتمان سیاسی دارد. اما وقتی گروه طالبان دست از تشدید خشونت و کشتار مردم افغانستان برندارد چگونه و با چه منطقی این میز چیده شود و گفتمان سیاسی راه انداخته شود؟
نزدیک به یک سال است که میز مذاکره بین الافغانی در کشور قطر مهیاست و به شکل صوری این گفتگو ها با آب و تاب بلند سیاسی افتتاح گردید؛ اما چرا به پیشرفت ها نایل نشد؟ زیرا طالبان به شکل اپرچونیستی عمل می کنند و در کنار این میز که ناکامی آن هم تا اکنون به عهده طالبان است، دست به حملات بر زندگی مردم در روستا های کشور به شکل گسترده می زنند و موجب وحشت و کشتار مردم افغانستان شده است. در این میان، وقتی از خروج نیروهای نظامی ناتو و امریکا از افغانستان صحبت می شود، این امر سبب شماتت گروه های طالبان، و ایجاد فرصت بیشتر برای این گروه در جهت حمله به مردم افغانستان گردیده است. معکوس این برداشت فرصت طلبانه را مردم افغانستان دارد؛ مردم افغانستان در بنیاد مسأله خوشحال است که نیروهای خارجی از کشور بیرون می شوند؛ اما درکنار این خوش بینی ها، مردم هراس این را دارند که کشتار های مردم بیشتر شده است و تجاوزات به زندگی آرام مردم افغانستان در گوشه های این ملُک هر روز بیشتر از پیش از جانب طالبان صورت می گیرد. تمامی این تحولات اخیر، یک مسأله را در ذهن مردم مکنون تر از همه وقت ساخته است؛ آن اینکه جنگ، جنگِ برای قتل و کشتار مردم افغانستان است یا کدام عنوان دیگر را با خود حمل می کند؟ اگر عنوانی دیگری داشته باشد کجاست مصداق های آن در جغرافیای افغانستان؟ این سوالات و تحلیل سیاست های امریکا در قبال افغانستان و منطقه، در بخش دیگر این یاداشت بررسی خواهد شد. 

 

دیدگاه شما