صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳۰ میزان ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

سقوط ولسوالی‌های شمال؛ وعده رهبران سیاسی و دولت چه شد؟

-

سقوط ولسوالی‌های شمال؛ وعده رهبران سیاسی و دولت چه شد؟

این روزها شمال کشور در میان دود و باروت اسلحههای سبک و سنگین نفس های آلودهی را در شریانهای حیاتی اش تجربه میکند، سقوط هفت ولسوالی در یک شبانه روز در این ولایات که پنج ولسوالی آن تنها مربوط به یک ولایت میباشد، خبر تکان دهندهی به دستگاه امنیتی کشور و رهبران شمال است. بادهای وزندهی ناخوشایندی که این روزها بیشتر توسط ضرب گلولهها و انفجارات گوناگون فضای ولسوالیهای شمالی را مسموم کرده است ناشی از شکستهایی است که طالبان پیش از این در دیگر ولایات متحمل گردیده بود، گروه طالبان در ماه می موج نخست حملات خود به هدف تصرف نقاط استراتژیک و محاصره مراکز بعضی از ولایتها در مناطق جنوبی، غربی و شرقی کشور را آغاز کرد. این موجی از حملات طالبان با پاسخ کوبنده نیروهای دولتی روبهرو شد. در روزهای پایانی ماه می به وضوح مشاهده میشد که دست نیروهای دولتی در این ماه در جنگ با طالبان بالا بوده است. این امر باعث شده بود که مردم نسبت به آینده کمی خوشبین باشند و از کابوس سقوط فاصله بگیرند؛ زیرا تسلط نیروهای ارتش در عملیاتها به گونهی بود که پس از هر حمله، بر علاوه خسارات شدیدی که بر گروه طالبان وارد میگردید، ساحه جغرافیایی شان تنگتر و مضیقههای فراوان بر فعالیت این گروه متمرکز بود، طوری که توان طرح حمله و انسجام نیروها، از کف آنان ربوده شده بود.
در روزهای پایانی این ماه رخ سفید صفحه جنگ به سمت طالبان تابیده شد و این گروه تا توانستند در این صفحه خالی نقشه کشی نمود و آنچه را که طرح نموده بودند به راحتی به آن دست یافتند. چند ولسوالی به صورت پیهم در ولایتهای میدانوردک، لغمان و نورستان به دست طالبان افتاد. دولت اعلام کرد که از این ولسوالیها عقبنشینی تاکتیکی کرده است. این اعلام اما به مردم این دیدگاه را داد که گویا آنچه بر این ولسوالیها رفته است را نباید سقوط تعبیر کرد؛ اما رفته رفته معلوم شد که با گذشت زمان، دیگر ولسوالی ها در نقاط شمالی کشور هم در کام طالبان سقوط مینماید، از این رو، اصطلاح « عقب نشینی تاکتیکی» در میان مردم رنگ باخت و آنچه را که مردم به عنوان دروغ بزرگ سخنگویان نهادهای امنیتی پنداشته بودند درست از آب در آمد و پس از آن این سخنگویان نهادهای امنیتی هم نتوانستند که در توجیه سقوط؛ همچنان از کاربرد عقب نشینی تاکتیکی کمک بگیرند.
موج دوم حملات طالبان در واقع با سقوط ولسوالیها در ولایات فوق آغاز شد. گروه طالبان در موج دوم حملات خود کنترل دهها ولسوالی را از دست دولت بیرون کرده است. بیشتر این ولسوالیها در ولایتهای شمالی کشور موقعیت دارد. بنابراین، آنچه را که سخنگویان دولت زیر نام عقبنشینی تاکتیکی به خورد مردم داده بود، خلاف آن ثابت شد، در حال حاضر کار بدانجا رسیده است که کمتر کسی حاضر می شود در توجیه سقوط های پیهم حرفی به زبان جاری نماید، بسیاری از مسئولان را خواب و سکوت معنی دار فرا گرفته است؛ تنها تدبیری که در این اواخر از سوی رهبری دولت گرفته شد تغییرات در رئوس سکتورهای دفاعی و امنیتی بود که بر اساس َآن انتظار میرود پس از این ابهام و سکوت در قبال سقوط ها از میان برداشته شده و گزارشهای پیروزی نهادهای امنیتی کشور را در برابر طالبان شاهد باشیم.
اما در هر حالت اش موج دوم حملات طالبان که هدف اصلی آن سقوط ولسوالیها است، تاهنوز مهار نشده است. محراق توجه این موج، ولایتهای شمالی کشور است. گویا گروه طالبان قصد دارد که شکست خود در ماه می در ولایتهای جنوبی، غربی و شرقی کشور را با تصرف ولسوالیها در شمال کشور جبران کند، پیش از این، در زمان مقاومت، شمال کشور جغرافیای عمده نیروهای ضد طالبانی بود، با وجودی که این گروه در آن زمان توانستند بیشترین مناطق شمال را تصرف نمایند؛ اما محورهای مقاومت در پنجشیر و دره صوف تا زمان شکست کامل طالبان پا برجا بود و همین دو جغرافیای کوچک، آخرین تیرها را به کمک هوایی نیروهای بین المللی به سمت طالبان شلیک نمود و باعث برچیدن بساط حاکمیت این گروه از کل کشور گردید.
هم اکنون وضعیت در ولایتهای شمالی کشور به شدت شکننده و مضطرب گزارش میشود. سرعت سقوط ولسوالیها در این ولایتها بسیار بلند است. سقوط پنج ولسوالی در یک ولایت در جریان یک شبانهروز، در بیست سال گذشته بیسابقه بوده است. همین دو روز قبل اعلام شد که تنها در ولایت شمالی تخار پنج ولسوالی از کنترل دولت بیرون شده است. همزمان با آن یک ولسوالی در سمنگان و یک ولسوالی دیگر هم در کندز به دست طالبان افتاده است، این پیمانهی تکان دهندهی از سرعت سقوط در این ظرف زمانی محدود، شک و گمان ها را از دست های احتمالی پشت پرده که بنا به علل و عوامل نا معلوم ممکن است در آن نقش بازی کند برجسته میسازد، تا زمانی که پاسخ عملی و مقنع از سوی کارگزاران دولتی در برابر حملات طالبان داده نشود، درز شک و گمان ها در میان جامعه روز به روز عمیق تر میگردد و تداوم این حالت میتواند به پایگاه مشروعیت دولت آسیبهای جدی وارد نماید.
دست گروه طالبان در برابر نیروهای دولتی در ماه جون بر خلاف ماه می بجز روزهای پایانی این ماه که ارتش ضربات کوبندهی بر این گروه وارد کرد بالا بوده است. گروه طالبان در این ماه تمرکز و انرژی جنگی خود را از مناطق جنوبی، شرقی و غربی به شمال کشور منتقل کرده است. هرچند شمال کشور در ماه می نیز ناآرام بود؛ اما کل فشار جنگ در این ماه تنها بر ولایت بغلان متمرکز شده بود. در ماه جون اگرچه مرکز ثقل جنگ در شمال کشور بوده است؛ اما مناطق جنوبی، غربی و شرقی کشور نیز روی آرامش را ندیدهاند. با این وصف، آنچه فعلاً در شمال کشور جریان دارد، در طول ماه می در مناطق دیگر افغانستان جریان داشت.
گروه طالبان در ماه می پیشروی قابل ملاحظهای نداشت؛ اما پیشروی این گروه در بیست و یک روز گذشته ماه جون، شگفتآور و تکاندهنده بوده است. چنانکه گفته شد، نیروهای دولتی به رغم آنکه در ماه می دست بالا در جنگ داشتند، در ماه جاری یکسره عقب نشستهاند. این عقبنشینی نیروهای دولتی و پیشروی گروه طالبان در ماه جاری میلادی مایه نگرانی عموم مردم شده است. فعلاً کار به جایی رسیده است که مراکز بعضی از ولایتها از جمله سرپل، تخار و فاریاب در تیررس گروه طالبان قرار دارد. ضمن آنکه خطر پیشروی طالبان به سمت مرکز کندز، بغلان، جوزجان و سمنگان نیز تاهنوز با قوت خود باقی است؛ اما تا کنون تدبیر اساسی که گویای دست برتر دولت باشد و نقشه قابل پسندی که در شکست طالبان ترسیم شده باشد مشهود نیست.
پرسش این است که چرا با تغییر جغرافیای جنگ، نیروهای دولتی به جای مقاومت و حرکت به جلو، گرایش رو به عقب کردهاند؟ سقوط دراماتیک و پیهم ولسوالیها در شمال کشور به وضوح نشان میدهد که صفحه جنگ به زیان دولت برگردانده شده است. به جز از جغرافیای جنگ چه چیزی تغییر کرده است که گروه طالبان با این سرعت در حال پیشروی است؟ آیا سقوط شمال به دست طالبان یک سناریوی سیاسی است که مردم از آن بیخبر اند؟
پیش از این مارشال عبدالرشید دوستم، عطامحمد نور و محمد محقق که گفته بودند جلو پیشروی طالبان در شمال کشور را سد میکنند، چرا سکوت اختیار کردهاند؟ گروه طالبان آخرین پایگاه مقاومت محمد محقق در برابر طالبان در دهه نود را تصرف کرد؛ اما حتا یک کلمه جدی از زبان او در این باره شنیده نشد. چنانچه همزمان با اعلام آمادگی این سه چهره سیاسی در امر ایستادگی در برابر طالبان، کارشناسان سیاسی و کاربران فضای مجازی از آن به عنوان یک نمایش غیر قابل عمل یاد نمودند؛ اما گذشت زمان ثابت ساخت که چیزی غیر از آن نبوده است، سران حکومت هم متأسفانه در سکوت فرو رفتهاند و برای ابهامزدایی از وضعیت شمال کشور، چیزی به مردم نمیگویند.
نگرانیها از وضعیت شمال کشور جدی است. بسیار بیرحمانه خواهد بود که مردم بدون اطلاع قبلی، طعمه سیاسی واقع شوند و بیخبر از بازیهای پشت پرده در کام یک گروه تندرو، تمامیتخواه، بیرحم و انتقامجو سقوط کنند. انتظار میرود که رهبری دولت درباره تمام ابهاماتی که در پیوند به جنگ جاری در شمال کشور موجود است، به مردم معلومات دهد، تنها از مجرای مشارکت مردم در مشوره دهی به امور کشور و شریک نمودن جزئیات جنگ با آنان است که دولت میتواند اقتدار اش را حفظ نموده و هرگونه تهدیدات را رفع نماید؛ آنچنان که مشاهده میگردد، نقش مردم در این بازی سرنوشت هیچ است و سهم آنان دراین میان فقط تحمیل تلفات جانی و مالی در این فرایند است؛ لذا انتظار میرود که جهت اعاده اقتدار هرچه زودتر ابهام زدایی صورت گرفته و حکومت، مردم را در قبال سرنوشت و آینده شان اطمینان داده و راه حل معضلات امنیتی را با اشتراک آنان جستجو نماید.

دیدگاه شما