صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳۰ میزان ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

گفتمان ملی در بستر جمهوریت بخش دوم و پایانی

-

گفتمان ملی در بستر جمهوریت بخش دوم  و پایانی

قسمت نخست این یادداشت تحت عنوان گفتمان ملی در بستر جمهوریت است که در روزنامه افغانستان¬ما به چاپ رسیده است. اینک تداوم همان بحث از این جا پی گرفته می شود.
گفتمان ملی در شرایط پر تشنج خلق نمی گردد؛ بلکه، در اوضاع متشنج با تأسف واگرایی های از نوع سمتی، قومی، نژادی، مذهبی، گروهی، قشری و حزبی بمیان خواهد آمد. ریشه های خلق تشنجات اجتماعی در رویکرد سیاسی، جهت گیری معنادار قوم محورانه و کارکرد غلط نظام های سیاسی نهفته است. گروه طالبان در زمان حاکمیت شان تمامی این تضاد ها را در قالب سیاست گزاری و سیاست ورزی شان آشکارا ترویج و تعمیل می کرد. خاستگاه قومی تعریف کردن قدرت سیاسی و برخورد نابخردانه¬ی با گروهای قومی دیگر و رفتارهای حذفی در ساحت فرهنگی که میراث چند هزارساله¬ی این خطه تاریخی بود همه نشان دهنده این مسأله است که در موجودیت همچو رفتار ها و کنش های سیاسی فضای برای موفقیت گفتمان ملی در کشور شکل نخواهد گرفت. این را تجربه¬ی تاریخی در خیلی از کشور های دیگر دنیا نیز ثابت ساخته است که سیاست های حذفی و دیگر ستیزانه هرگز موفقیت های را حاصل ننموده است.
افغانستان حاضر گفتمان ملی محور را می طلبد و در کانون این گفتمان باید برای تمامی مسایل ها و بحران های سیاسی افغانستان راه حل سیاسی و مسالمت آمیز جستجو شود. گفتمان ملی در محور یک دیدگاه سیاسی خلق نمی شود، بلکه وفاق نظر های سیاسی را نیاز دارد. زمان مردم افغانستان می تواند به آرامش، ثبات، صلح و زندگی مسالمت آمیز برسد که نخبه¬گان سیاسی در این کشور توانسته باشند در بستر سیاسی مشخص، تقارب دیدگاه های سیاسی را بوجود آورند. به لحاظ سیاسی، جمهوریت می تواند این بستر را فراهم نماید در صورتیکه اراده¬ی قوی در میان کنشگران سیاسی در افغانستان صادقانه بجود آید. گفتمان ملی با چه مؤلفات قابل شناسایی است که در جهت حمایت آن سعی صورت گیرد؟ نوشته حاضر این سوال را بررسی و تبیین خواهد نمود.
گفتمان ملی در عرصه سیاسی؛ زمان گفتمان ملی در افغانستان شکل پیدا می کند که روی بنیاد های نظام سیاسی بر مبنای واقعیت های موجود اجتماعی در افغانستان اتفاق نظر بوجود آید. یعنی روی نظام سیاسی بحث گردد که انعکاس دهنده¬ی خواست های اکثریت قاطع مردم افغانستان باشد. نظام سیاسی که ارزش های والای انسانی مانند آزادی، تأمین عدالت اجتماعی، قانون محوری و نظم را در جامعه به صورت یک رنگ مهیا سازد. نظام سیاسی که منشأ آن اراده¬ی آزادانه مردم باشد. نظام سیاسی که بر شالوده¬ی قانون و برآمده از میکانیزم انتخابات در کشور به میان آید، زمینه ساز گفتمان ملی خواهد شد. اما اشاره به نظام های سیاسی که مشروعیت و مقبولیت خویش را در نظرات گروه خاص و یا بیرون از واقعیت موجود جامعه می پالد بنیاد مدیریت سیاسی و نهاد قدرت را در افغانستان متزلزل خواهد نمود و در آن صورت گفتمان ملی جایش را به تضاد های مختلف در سطح کشور می دهد. نظام سیاسی جمهوری چون پایه های مردمی داشته/ دارد؛ در ضمن بر سنگ بنای قانون اساسی که وثیقه ملی تعریف می شود، بنا می گردد، به لحاظ سیاسی این زمینه را مهیا می کند که گفتمان ملی در شعاع بزرگ آن شکل بگیرد. بنابراین احترام به حقوق تمامی شهروندان بدون تفکیک ها و توصیف ها به عنوان انسان ساکن در افغانستان از جانب نظام سیاسی و دولت یکی از شاخص های گفتمان ملیست. مردم سالاری، احترام کامل به آرأی آزادانه¬ی مردم، اصل شمردن انتخابات، توزیع امکانات ملی در ابعاد مختلف به شکل عادلانه، تأمین عدالت اجتماعی در سراسر کشور و ترویج روحیه و بنیش سیاسی ملی گرأ همه از شاخص های گفتمان ملی است که از وجه سیاسی وابسته به داشتن نظام سیاسی جمهوری می باشد.
گفتمان ملی در عرصه فرهنگی؛ وقتی ما به گفتمان ملی می رسیم که در دایره کلان ملی تمامی خورده فرهنگ های کشور مورد احترام و اکرام تمامی شهروندان ساکن در این ملُک قرار داشته باشد. تسلط و تقلا برای سلطه جوی فرهنگی شقاق و دلسردی های بزرگ را در سطح ملی خلق می کند؛ اینکار مردود نمودن کثرت گرأیی فرهنگیست. افغانستان متشکل از خورده فرهنگ های متعدد است و این حوزه های کوچک فرهنگی ویژه-گی های زبانی/ لحجه¬ی متفاوت را به میان آورده است؛ لذا احترام به همه این شاخص های و واقعیت های فرهنگی جامعه افغانستان سبب خواهد شد تا گفتمان ملی تقویت شود. اصرار و سلطه جوی فرهنگی و زبانی خاص به عنوان تز انتی تیز تولید می کند و در نهایت به شکاف های نا جورآمد فرهنگی تبدیل می شود که در آن صورت گفتمان ملی در این عرصه صدمه می بیند. نمونه های چنین سیاست های فرهنگی در گذشته های تاریخ این سرزمین زیاد دیده شده است، آن واقعیت های تاریخی تجربه¬ی خوبی است برای امروز و فردای افغانستان که در آن گفتمان ملی با پشتوانه¬ی خصوصیات فرهنگی نیز همسو باشد.
گفتمان ملی در عرصه اقتصادی؛ افغانستان به شکل باالقوه کشور فقیر نبوده و نیست. عدم کارکرد درست نظام های سیاسی و حتی نبود نظام های سیاسی ملی محور این معضل را برای افغانستان بوجود آورده است. فقر فزاینده¬ی که امروز دست افغانستانی ها را تُهی نموده است ناشی از فکتور های است که بدان اشاره شد. توزیع عادلانه امکانات ملی، توجه به بهبود زندگی مردم بدون درنظرداشت که از کدام سمت است، در نظام های غیر دموکراتیک کمتر دیده شده است. به خصوص نظام های سیاسی انحصار گرأ مانند طالبان که نمونه های واضح همان واقعیت های تاریخیست. گفتمان ملی تحت تأثیر فکتور های ملموس و غیر ملموس است که در جامعه و کشور از جانب دولت و نظام سیاسی تعمیل می گردد. در افغانستان آنگاهی از گفتمان ملی می توان صحبت کرد که فرصت ها و امکانات ملی به صورت عادلانه در مناطق مختلف کشور از جانب سازمان سیاسیِ کشور برای مردم داده شود.
بحث صنعت، فرصت های زراعتی، امکان برای تولید انرژی، زیرساخت های ترانسپورتی، کار و استخراج معادن و ثروت های زیر زمینی؛ همه فکتور های ملموس است که دولت می تواند به صورت عادلانه و مبتنی بر قانون اساسی در تمام مناطق و حوزه های جمعیتی کشور فعالانه سرمایه گزاری یا زمینه سرمایه گزاری را فراهم نماید. این ها شاخص های است که در بعد اقتصادی زمینه ساز رفاه اجتماعی و در غایت گفتمان ملی را در میان می آورد.
گفتمان ملی در عرصه اجتماعی؛ تردیدی نیست که افغانستان کشور اقلیت هاست. گروه های مختلف قومی با مشخصات فرهنگی و زبانی در نقاط مختلف کشور زیست دارند. واقعیت که هرگز نمی توان آن را انکار کرد. پس! ایجادگفتمان ملی تحت تأثیر همین واقعیت هاست. اگر این واقعیت های عینی به رسمیت شناخته نشود و بدآن احترام نگردد، دیگر معیاری وجود ندارد که بربنیاد آن گفتمان ملی شکل بگیرد. جامعه متکثر افغانستان یک واقعیت اجتماعیست، این واقعیت بستری را شکل داده است که بایست آن را در نظام سازی سیاسی، و اعطأ حقوق اساسی مردم در نظر گرفت وگر نه امکان خلق گفتمان ملی را در کشور از دست خواهیم داد.  
با توجه به این چهار حوزه که در ارتباط به خلق گفتمان ملی در افغانستان بررسی گردید، افغانستان کنونی نیاز به بستر سیاسی دارد که در آن گفتمان ملی شکل بگیرد.
در این میان توافق روی نظام سیاسی متعادل و همه شمول و در عین حال تکیه بر آرای مردمی/ دموکراتیک، جز اساسی است در این جهت. نظام سیاسی جمهوری اسلامی که اکنون، خوشبختانه آن را داریم یک فرصت بزرگیست برای ایجاد گفتمان ملی. غیر از نظام سیاسی جمهوری مردم سالار، سیاست های تجربه شده¬ی که زباله های تاریخ شده اند درد این ملُک را درمان نخواهد کرد و حتی افغانستان را به شقاق های خطیری در آینده مواجه خواهد کرد.
افزون براین یک گفتمان وقتی مسلط و کارآیی خواهد داشت که بتواند برداشت و نگاه سیاسی شان را از واقعیت های اجتماعی و سیاسی به تصور جمعی تبدیل نماید.
این توقع از محتوای جمهوریت می رود، که بتواند مطابق واقعیت های اجتماعی افغانستان گفتمان ملی را خلق و آن را به پخته¬گی لازم برساند.

 

دیدگاه شما