صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۴ حمل ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

کرامت اقتضایی انسان وحقوق بشر

-

کرامت اقتضایی انسان وحقوق بشر

درآمد:
یکی از مباحث مهم درحوزه انسان شناسی، کرامت انسان است. ازآنجا که امروزه کرامت انسانی با مبا حث حقوق بشر رابطه ای ناگسستنی یافته است، تحلیل و تبیین آن درچارچوب قرآن کریم امری ضروری است.تأمل درآرای قرآن پژوهان و مفسران، نشان از آن دارد که در بحث کرامت انسان، اندیشه واحدی مشاهده نمی شود. برخی از قرآن پژوهان به جای کرامت « ذاتی » از کرامت «اقتضایی» دفاع کرده اند. بنا براین دیدگاه، هرچند انسان بالقوه موجودی شریف است اما انسان بما هو انسان کرامت ذاتی بالفعل ندارد. هر چند کرامت انسانی، چه در بعد ذاتی،چه در بعد ارزشی، گفتمان رایج جهان معاصر قرارگرفته است،درحالی که برخی جریان های فکری موسوم به فاشیسم و نازیسم، انسان را فی حد ذاته فاقد کرامت دانسته، منشاء کرامت وی را دراموری، مانند وابستگی او به دولت، حکومت، نژاد،عقیده و مذهب خاص جستجو می¬کنند. اسلام مکتبی است که برای انسان،افزون برکرامت اکتسابی، به کرامت ذاتی قایل است و آن را مبنای عدالت، آزادی و صلح در جهان می داند، هرچند انسان، بتواند این حیثیت را برای خویش درک نماید، آموزه های دینی نقش مهمی دربنیان گذاری اندیشه کرامت ذاتی انسان داشته است.
طرح مسئله: 
در باب کرامت اکتسابی که انسان به صورت ارادی و از طریق به کار انداختن استعداد¬ ها و توانایی ذاتی خود در مسیر رشد، کمال و کسب فضایل اخلاقی به دست می آورد، بین اندیشمندان اسلامی اختلافی نیست. چالش اساسی بین آنها در باره کرامت ذاتی است. برخی از قرآن پژوهان کرامت اعطایی را ذاتی بشر از هر جنس، نژاد و رنگ دانسته اند و به بیان دیگر، برای انسان بما هو انسان کرامت ذاتی،خدادادی قائل هستندو  کرامت عند الله را به عنوان وجه تمایز آدمیان در رسیدن به کمالات اختیاری بر شمرده اند. در مقابل، برخی از اندیشمندان اسلامی به جای کرامت « ذاتی» از کرامت اقتضایی دفاع کرده اند و انسان را به دلیل بر خورداری از روح الهی، دارای « استعداد و لیاقت» برای رسیدن به کرامت دانسته اند.
ضرورت بحث:
کرامت انسان و حقوق ناشی از این کرامت، مهم ترین و بیشترین گفتمان امروزجهان معاصر است. اکنون که کرامت انسانی مهم ترین اصل مبنایی و پایه گذار نظام بین المللی حقوق بشر است، ضرورت دارد این مقولة ارزشمند مورد بحث، بررسی،کنکاش قرار گیرد. بحث کرامت انسان می تواند چهره ای زیبا و جذاب از اسلام در جامعة بشری ترسیم نماید. نپرداختن رویکرد اسلام به کرامت انسان، موجب اتهام گردیده است.
این در حالی است که مترقی ترین نوع کرامت انسان در اسلام ارئه شده است. امانوئل کانت، فیلسوف نامدار قرن هجدهم میلادی، با اینکه در سراسر آثار وی،حتی یک بار ترکیب «حقوق بشر» دیده نمی شود،پدر حقوق بشر شناخته شده است؛ زیرا در توشته های او ترکیب کرامت انسانی دیده می شود، چون این اصل خمیر مایه حقوق بشر است، به او چنین عنوانی داده اند. در حالی که قرآن مجید چهارده قرن پیش،اصل کرامت بشری را به صراحت مطرح کرده است. اصل کرامت ذاتی انسان در حوره های مختلف اخلاق =، سیاست،فقه و حقوق و... کار برد داردکه بیان همة نمونه ها از حوصلة این تحقیق خارج است و اینجا تنها به برخی از آنها بسنده می شود.
پیشینة تاریخی:
اندیشمندان حوزة مطالعات اجتماعی به موضوع کرامت انسان اهتمام ویژه داشته اند. جستجوها نشان می دهد هرچند در بارة کرامت ذاتی به صورت پراکنده مطالبی مطرح شده، اما پژوهشی مستقل که به طرح دیدگاه های مختلف اندیشمندان اسلامی در این باب و نقد و بررسی آنها بپر دازد،تدوین نشده است.
معنای کرامت :
از آنجا که کرامت یک واژة عربی است و معادل فارسی آن گویا و روشن نیست و به رغم همة تلاش ها و تکا پوها نمی توان تعریف جامع و مانع و با حد و فصل منطقی برای آن مشخص نمود، لذا در بسیاری از متون فارسی از خود واژة کرامت استفاده می شود. کرامت انسانی،علی رغم اهمیت بسیار والایی که دارد،تاکنون در هیچ یک از اسناد بین المللی و قوانین داخلی کشورها تعریف جامع و مانعی برای آن ارئه نشده، بلکه هر مکتب و اندیشه ای تعریف خاص و مورد نظر خودرا طرح کرده است. در اندیشه اسلامی نیز از رویکردهای گوناگون نسبت به کرامت انسان، همچون رویکرد فقهی، عرفانی،اخلاقی، فلسفی و حقوقی سخن به میان آمده است و تفسیرهای متفاوتی از آن ارائه شده است. با این حال،لغت شناسان و فرهنگنامه نویسان برای واژة کرامت معانی مختلفی را ذکر کرده اند. که از مجموع معانی بدست می آید که اکثر لغت شناسان، کرامت را به معنای شرافت، بزرگوری و در مقابل دنا ئت و پستی آورده اند.
اقسام کرامت:
علامه طباطبایی کرامت انسان را به تکوینی و اکتسابی یا طبیعی و الهی و ارزشی تقسیم می کند. از نظر ایشان، کرامت تکوینی وطبیعی به معنای بر خورداری انسان از قابلیت ها و نعمت های بی بدیل و دارا بودن موقعیت ممتاز در عالم خلقت است، اما کرامت اکتسابی، الهی و ارزشی، دستیابی به کمالات انسانی و مقام قرب الهی است که با مجاهدت ها و رعایت تقوای الهی به دست می آید. تفاوت این دونوع کرامت در این است که: کرامت ذاتی، غیر ارادی است و بی آنکه آدمی در امر دخالتی داشته باشد، خالق هستی آن را در وجود و ضمیر وی به و دیعت نهاده است،اما کرامت اکتسابی، ارادی و اختیاری است و اراده و خواست انسان و تلاش و کوشش وی در وصول به آن بستگی دراد و هر چه در این راه بیشتر به تکاپو و تلاش افتد، به در جاتی بالاتر از کرامت نائل خواهد گشت و هرجه کاهل تر و بی اراده تر باشد، حرمان او فزون تر خواهد بود.
دیدگاه های مختلف در بارة کرامت ذاتی انسان
در باب کرامت ذانی انسان می توان به چهار دید گاه دست یافت که عبارتند از: الف) ریکرد مبتنی بر اندیشة فاشیستی که انسان را فی حد ذاته فاقد کرامت دانسته، منشاء کرامت وی را در اموری مانند وابستگی او به دولت، حکومت،نژاد، عقیده و مذهب خاص جستجو می کنند. این جریان های فکری، منکر هر نوع منبع و منشاء پیشنینی برای حقوق بشرند.
ب) رویکرد دوم، مبتنی بر نوعی نگرش اومانیستی است. مبنای کرامت انسان در رویکرد سکولار، برخوردار بودن انسان ار توانایی های خاص،از جمله توانایی تفکر،قدرت انتخاب، آزادی اراده می باشد. در انین نگاه،هیچ گونه توجهی به منشاء کرامت انسان و عوامل ماورایی از جمله خداوند که در کشل دادن به حقیقت انسان نقش اساسی دارند،نمی شود.
ج) رویکرد سوم، رویکرد اسلامی و دینی سنتی است که معتقد ند برخی از انسان ها گرچه از کرامت بر خوردارند، اما با اختیار خود، این کرامت را در مرحله بالقوه متوقف نموده، خود را از هر گونه حرمت و شرافت بالفعل محروم می سازند. آنها در واقع، کرامت اقتضایی را مطرح کرده، قایل به کرامت ذاتی بلفعل برای انسان نیستند.
د) رویکردسوم، کرامت انسانی ذاتی و زوال ناپذیر و اسقاط نا پذیر است.
نتیجه گیری:
یکی از مباحث مهم در حوزة انسان شناسی، کرامت انسان است. از آنجا که امروزه کرامت انسانی با مباحث حقوق بشر رابطه ای ناگسستنی یافته است، در بحث کرامت انسان، اندیشه واحدی مشاهده نمی شود. برخی از قرآن پژوهان به جای کرامتِ «ذاتی»، از کرامت «اقتضایی» دفاع کرده اند. بنا بر این دیدگاه، هرچند انسان بالقوّه گوهری شریف است، امّا «انسان بما هو انسان» کرامت ذاتی بالفعل ندارد، بلکه تنها انسان مؤمن است که کرامت ذاتی خود را به فعلیّت رسانده است. آنان برای این نگرش، به دلایل متعدّدی تمسّک جسته اند که مهم ترین آنها، آیاتی از قرآن مجید است که گمراه تر بودن بعضی از انسان ها نسبت به حیوانات را مطرح کرده است.

 

 

دیدگاه شما