صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۴ حمل ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

همسویی جهانی و منطقوی با نظام مردم سالار در افغانستان

-

همسویی جهانی و منطقوی با نظام مردم سالار در افغانستان

تاریخ سیاسی افغانستان شاهد دگرگونیهای زیاد و غیر معمول اجتماعیست. بعد از شکست نظم سنتی و دیرینه¬ی که در افغانستان ترویج شده بود، تغییرات زیادی در عالم و فضای سیاسی خلق گردید. کودتاها دگرگونیهای عمیق و از پیش تعریف ناشده را در جامعه شکل میدهد. دقیقا همین اصل در جامعه افغانستان مصداق عینی پیدا نمود. ایجاد جریانهای تغییر آور در جامعه منوط به شرایط و دادههای است که در امتداد سالهای متمادی در ساختار جامعه تبارز میکند؛ اما اگر تحول بزرگ و ژرف ناشی از کودتا و یا عامل دگرگون کننده¬ی دیگر در جامعه رُخ دهد، بنیادهای سنتی را دچار تغییرات اساسی میکند. در تاریخ سیاسی نیم قرن اخیر افغانستان از این نوع تحول خلق شد و شالودههای جامعه را تکان داد.
تغییر نظام سیاسی از شاهی مطلقه به شاهی مشروطه و ایجاد شرایطهای نسبتا جدید در افغانستان، همچنان براندازی نظام شاهی و آمدن نظام سیاسی جدید بنام جمهوریت با واقعیتهای عینی در بستر جامعه خیلی همخوانی و همسوی نداشته است. از همان جهت بود که در پذیرش آن از جانب تودههای مردمیبا مشکلات رو برو گردید. ثبات سیاسی و نظم اجتماعی که به رفتارهای سنت شده در جامعه افغانستانی مبدل شده بود در شرایط نوین قرار گرفت و از شکنندگیهای متأثر شد. به تداوم آن کودتای احزاب چپ در کشور شکل پیدا کرد و نظام سیاسی با ایدئولوژی نو و میکانیزم حکومتی جدید، افزون بر تغییرات قبلی گردید. بعد از حکومتهای جمهوری کمونیستی، دولت و جریانهای دینی با رویکرد و جهان بینی مذهبی در کشور حاکم گردید. بستر جامعه تحولات بسیار محزون کننده و دگرگون کننده را تجربه نمودند و تا اینکه گروه طالبان حکومت منحط و افراطیت دینی را در افغانستان مستحکم ساخت. این فرآیند وقتی به دقت تاریخی تحلیل و تجزیه گردد، یک نکته اساسی به صورت آشکار جایش خالیست، آن اینکه در تحکیم پایههای نظام سیاسی در جامعه افغانستانی، یک رفراندوم مردمینبوده است که نوعیت نظام را تعیین نماید. بلکه تحکم سیاسی و قدرت از بالا به پایین همواره در کشور تطبیق شده است. افغانستان کنونی در شرایط غیر از گذشتهها قرار دارد و تحولات نیم قرن اخیر بستر مردمیرا در کشور طوری ساخته است که دیگر خیلی سخت است که نظامهای خود خوانده بر سر این مردم حکومت نماید. توجه به تودههای مردمیحق آشکار آنان است.
شرایط جدید جامعه اقتضاأت خود را دارد یعنی مردم افغانستان در اوضاع کنونی خواهان این است که حکومتهای مردم سالار و مبتنی بر قرارداد جمعی بر افغانستان حاکمیت داشته باشد. نظام سیاسی دموکراتیک با پشتوانه¬ی قانونی بخشی اعظم از خواستههای مردم افغانستان است. حکومت و دولت که بتواند حقوق انسانی عامه مردم افغانستان را احترام و در نظر داشته باشد. همچنان حقوق زنان و آزادیهای انسان محور و اسلامیپسند که امروز در نظام جمهوری مطرح و مطمح نظر است، جز مطالبات اصلی مردم افغانستان میباشد. مردم به عنوان بستر حکومت مستحق این است که خواستههای انسانی و شهروندی شان از جانب دولت در نظر گرفته شود و در جهت تعمیل آن به شکل عادلانه و مبتنی بر قانون در کشور اقدام شود. واضح است این امر تنها بوسیله¬ی حکومتها و نظامهای مردمیامکان پذیر است، نه نظامهای افراطی و متحجر.
نظامهای افراطی در شرایط کنونی کشور، افغانستان را به بن بستهای غیر قابل توصیف و تعریف رو برو میکند. زیرا آنچه که واقعیتهای جامعه آن را مقتضی است، آنها در نظام سیاسی منحط و انحصار گر برآورده نمیشود، از همان لحاظ بستر حکومتی با نوع دولت در تقابل قرار خواهد گرفت. این خطر بزرگیست برای وحدت افغانستان و حیات سیاسی افغانستان. مردم افغانستان در سطح ملی متمایل به برقراری نظام سیاسی مردم سالار است، که امروز در قالب جمهوریت در کشور وجود دارد. چنین نظام سیاسی میتواند حد اقلِ از مطالبات شهروندی مردم افغانستان را برآورده سازد. مردم مستحق دموکراسی و نظام سیاسی قانون گرا در کشور و در جامعه میباشد. احترام به حقوق اساسی هر فرد انسانی مطابق قانون و اصالت به اراده¬ی جمعی ابتدایی ترین حقِ است که دولتها برای شهرندان یک کشور در نظر دارد.
نظامهای افراطی در اوضاع کنونی مورد تنفر کشورها در منطقه است. جهان بینی افراطی و نگرش افراطیت به قدرت اگر به واسایل و ابزار قدرت دسترسی پیدا نماید به یقین برای ثبات سیاسی منطقه خطر بزرگ خواهد بود. بنابراین در لایه دوم یعنی در حوزه منطقوی افغانستان نیز کشوری نیستند که از نظام سیاسی با دیدگاه و بینش افراطیت حمایت نماید. این موضوع به صورت خیلی آشکارا در نشست مسکو ابراز گردید. در قطع نامه نشست مسکو که کشورهای مهم منطقه حضور داشتند برگشت امارت اسلامیرا به عنوان یک دولت در افغانستان غیر قابل پذیرش دانستند. این نکته واضح میسازد که برای صلح و ثبات منطقوی موجودیت حکومتهای تروریستی و منحط با روحیه و تفکر افراطیت خطر بزرگیست.
همچنان در سطح جهانی نیز این واکنش تند و قاطع قدرتهای بزرگ دنیاست که جهان عاری از ترور و وحشت به نفع همه است. جریانهای تندرو سیاسی با منطق خون و خشونت هرگز به سود ثبات سیاسی در جهان نبوده و نیست. جهان به عنوان خانه¬ی مشترک تمامیانسانها باید تهی از کشتار و خشونتها شود. قسمت بزرگ نا بسامانیها و جنگهای تباه کننده در جهان منشأ افراطیت دارد.
بنابراین به نفع همه¬ی جهان است که از گروههای افراطی و سیستمها افراطیت در جهان پشتبانی نشود. ایالات متحده امریکا، روسیه و چین و اتحادیه اروپا از نظامهای سیاسی افراطی و دولتهای خشین و کشنده در افغانستان حمایت نمیکند. برگشت حکومتها با دیدگاه تنگنظرانه و متحجر ثبات سیاسی جهان را با مخاطره مواجه میسازد. از این لحاظ است که قدرتهای بزرگ جهانی این مساله را با جدیت و قاطعیت توجه میکند. 
نشست مسکو واقعیت افغانستان را متبارز ساخت، مردم افغانستان از نظام حمایت میکند و حکومت را در افغانستان میخواهد که در آن حقوق و امتیازات انسانی تمامیشهروندان این ملک مورد احترام قرار گیرد. مردم افغانستان اعم از زنان و مردان در تلاش این هستند که نظام سیاسی مردم سالار و قانون محور در افغانستان ترویج و نهادینه شود. مردم افغانستان بیزار از جنگ و نا امنیهای تباه کننده است. ثبات سیاسی و تحکیم نظام سیاسی عادلانه و دموکراتیک آرزو و خواست این مردم است. احترام به حقوق بشر، محترم شمردن حقوق زنان و تمامیانسانها و ارزش قایل شدن به آزادیهای انسانی هر فرد، در این جامعه جز مطالبات اساسی مردم در کشور است. لذا نظام سیاسی که بتواند چنین فضای انسانی را خلق نماید و مبتنی بر ارزشهای انسانی به تمام شهروندان این کشور حقو و حقوق انسانی قایل شود واجد شرایط این مردم است.
نظام جمهوری اسلامیافغانستان در تناسب با خواستههای مردم افغانستان و متناسب با شرایط و مطالبات منطقوی و جهانی این ظرفیت را میتواند داشته باشد که بر اساس قانون اساسی و بر شالودههای مردم سالاری در افغانستان حاکمیت نماید. این فرصت خوبیست که در شرایط کنونی افغانستان، لایههای جهانی و منطقوی در کنار واقعیتهای ملی در سطح کشور از نظام مردم سالار و قانونی در افغانستان حمایت میکند. نظامهای سیاسی که قدرت را در راستای تحقیر انسانها در بدنه¬ی جامعه و در خطر انداختن منطقه و جهان به مصرف میگیرد، خوشبختانه مورد نفرت همه انسانهاست. نشست مسکو و قطعنامه¬ی مشترک چند کشور بزرگ دنیا و منطقه این واقعیت را به صورت روشن آشکار ساخت که نظام سیاسی خشین و همراه با زجر و شکنجههای انسانها مورد حمایت جامعه جهانی نیست. افغانستان آینده باید از چنین نظامهای که بوی خون و خشونت در نهاد شان خانه زده است بدور باشد. واقعیتهای امروزین افغانستان، منطقه و جهان در هر سه حلقه این است که در افغانستان نظام سیاسی مردم سالار مورد حمایت قرار گیرد. 

دیدگاه شما