صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۲۴ حمل ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

وحدت ملی و ثبات سیاسی

-

وحدت ملی و ثبات سیاسی

افغانستان به عنوان خانه مشترک تمام ساکنین آن موضوعیست حیاتی و دارای اهمیت قابل ملاحظه می باشد. این مساله در گذشته تاریخ این سرزمین برای چندین بار به صورت عملی در جنگ ها و تعرضات بیگانگان و قلدوران جهانی به اثبات رسیده است. هرگاهی افغانستان مورد تهاجم بی مهابای قدرت های استعماری در جریان دو قرن گذشته قرار گرفته بود، تمام مردم افغانستان از این خاک دفاع نمودند و در راه آزادی کشور فداکاری های تاریخ ساز نموده است. این تحولات تاریخی یک مساله را به صورت واضح روشن می کند، اینکه افغانستان خانه مشترک همه است و همه¬ی مردم افغانستان در برابر این خاک تعلقات خاطر داشته اند تا برای آزادی و عزت شان خون داده اند. جنگ های اول افغانستان و انگلیستان در نیمه اول قرن نوزده میلادی این امر را هویدا می کند. مردم افغانستان بودند که نیروهای متعرض انگلیس را ذلیلانه از این خاک بیرون کشیدند. اگر حس مشترک در قبال این خاک نمی بود چنگ های آزادی بخش و جسورانه در گوشه و کنار این کشور در برابر انگلیس هرگز صورت نمی گرفت.
در نیمه دوم قرن نوزده برای بار دوم وقتی افغانستان مورد تعرض بی شرمانه¬ی انگلیس قرار می گیرد بازهم تمام ساکنین و مردمان این کشور اند که در جنگ دوم افغانستان و انگلیستان شرکت نمودند و درس تاریخی به قدرت بزرگ آنروز جهانی داد. اما بعد از فضای جنگ، آدم های مشخص به عنوان رهبران این کشور دستآورد ها و خون های ریخته شده¬ی مردم افغانستان را به معامله گرفت و وابستگی این مُلک را به انگلیس مساعد نمود. در بار سوم در جنگ استقلال افغانستان، تمامی مردم افغانستان از تمامی اقوام ساکن در این کشور بودند که به رهبری امان الله خان توانستند در دهه دوم قرن بیست میلادی جشن استقلال را زمینه سازی نمایند. اگر اینها افتخارات تاریخ افغانستان در دوره¬ی معاصر شمرده شود، در کسب این مفتخرات تاریخی همه¬ی مردمان ساکن در این خاک سهم دارند و شریک این سوداهای تاریخی هستند.
نیمه دوم قرن بیست میلادی زمینه های سیاسی در افغانستان طوری فراهم آمد که قدرت دیگر جهانی که اتحاد جماهیر شوری بود، با لشکر عظیمی راهی این دیار شدند. جهاد در برابر این تجاوز و تعرض را کی به عهده داشتند؟ جز مردم افغانستان. جنگ و جهاد دهه ساله را علیه نیروهای اتحاد جماهیر شوری مردم افغانستان پیش می بردند نه کدام گروهی خاصی. لذا این ها نمونه های تاریخیست که در همه¬ی آنان مردمان ساکن در این کشور، فارغ از هر حد و مرز بندی های اجتماعی که وجود داشت/ دارد شریک بودند. با این وصف های تاریخی و اشاره به تحولات بزرگ این کشور، این مساله به اثبات می رسد که اگر وحدت ملی در میان مردمان این خاک نمی بود، احتمالن امروز یاد از این کشور هم در جغرافیای سیاسی جهان نمی شد. پس وحدت ملی در میان اقوام افغانستان امر حیاتیست برای تداوم افغانستان. ترویج و نهادینه سازی روحیه ملی در سطح کشور وابسته به پالیسی ها و کارکردهای دولت و نظام سیاسی است. هرگاه دولت به این امر توجه اساسی داشته باشد و در راستای وحدت بخشی میان اقوام و یا پروسه¬ی ملی شدن در افغانستان عمل نماید، در گام نخست ثبات سیاسی و در چشم انداز آینده حیات جغرافیایی و سیاسی افغانستان را ضمانت خواهد کرد. 
دولت و نظام سیاسی با تمام سازمان های کاری خویش مسولیت اساسی دارد تا در تمامی فصول تاریخ این کشور، در راستای پروسه ملت شدن افغانستان سهم اساسی و بارز را داشته باشد. بخصوص شرایط کنونی افغانستان، خیلی حساس و شکننده است، افغانستان امروز نیاز مبرم به وحدت میان اقوام و توده های مردمی دارد. این بستر بنیادین است برای ساختن عمارتی بنام افغانستان واحد و با ثبات. ترویج روحیه مشترک ملی و ایده خانه¬ی مشترک در اذهان عامه مردم افغانستان، مهیا کننده فضای سیاسی خواهد بود که در آن همه افراد انسانی در این جغرافیا حس مشترک نسبت به افغانستان پیدا نماید و در پی تحقق آن در کنار دستگاه سیاسی کشور همسو و هم نوا گردد. نهادینه سازی چنین تفکر و ایده نزد عامه مردم در سطح افغانستان منوط است به پالیسی های شفاف و عملکرد های ملی از جانب دولت و دستگاه سیاسی در کشور. افغانستان امروز با درنظرداشت مشکلات نیم قرن گذشته اش و شکاف های اجتماعی ناشی از کارکرد صاحبان قدرت در گردنه های تاریخ گذشته¬ی آن، از رنج شگرفی محزون است، نباید این مرارت را بیشتر تقویت نمود بلکه به این ذخم های کهنه التیام جستجو کرد. این است کارکرد ملی گرایانه دولت و سازمان سیاسی در شرایط کنونی کشور. در گام کوچک و پیشرو بدون تردید، ثبات سیاسی افغانستان در گرو ایجاد روحیه وحدت ملیست؛ این گُم شده-یست که افغانستان در فراق آن می نالد و برای این کشور این مساله استخوان شکن و تباه کننده بوده است. ثبات سیاسی کشور محصول است، این حاصل آنگاهی بدست خواهد آمد که روحیه وحدت ملی و ایده¬ی برادری و برابری در کشور و تفکر خانه مشترک نزد همه انسان های این سرزمین خلق شود. در غیر این صورت و بدون زمینه سازی برای کسب ثبات سیاسی به عنوان حاصل شیرین که از وحدت ملی تراوش می کند نخواهیم رسید. لذا رابطه¬ی مستقیم میان عامل و معلول در این معامله وجود دارد؛ تا وحدت ملی در میان تمامی افراد انسانی در این مُلک شکل نگیرد و همه به آن باورمند نشود و دستگاهی سیاسی کشور هم آن را صادقانه تقویت ننماید، ثبات سیاسی در این کشور سرابی بیش نخواهد بود.
دولت جمهوری اسلامی افغانستان با شالوده¬ی نظام سیاسی جمهوریت این فرصت بزرگ را در اختیار دارد که با میکانیز و روحیه دموکراتیک در سطح کشور، وحدت ملی را با پالیسی های ملی گرایانه تثبیت نماید. خوشبختانه در نظام جمهوریت با استوانه های مردم سالاری و قانونی این ظرفیت موجود است که ساختار های ملی پسند، پالیسی های مردم محور و کارکرد های شفاف دولت و حکومت به منصه¬ی عمل برسد. این فرصت خوبیست برای وحدت سازی و نهادینه سازی روحیه و تفکر ملی در میان توده های مردمی این کشور. دولت و نظام سیاسی که قدرت سیاسی را در دست دارد وظیفه اش است تا از این پوتانسیل عالی در جهت تأمین وحدت ملی و پروسه ملت شدن در افغانستان استفاده اعظمی نماید. این کار ناممکن است، مگر اینکه پالیسی ها شفاف ملی مورد توجه و بنیاد کار و عملکرد دستگاهی سیاسی قرار داشته باشد.
افغانستان کنونی از هرجهت و از هر بعدی که نگاه شود نیازمند وحدت ملی و ثبات سیاسیست؛ این مساله حیات سیاسی کشور را منجی است. یگانه عامل قوی و قدرتمند که بتواند وحدت ملی را به عنوان بنیاد ثبات سیاسی رقم زند دستگاه سیاسی کشور است. تطبیق و تعمیل این امر از دولت جمهوری اسلامی افغانستان با پالیسی های ملی پسند و وحدت زأ یک اولویت حیاتیست و مردم محزون و رنج دیده افغانستان نیز از هر قومی که باشد، این انتظار نیک را از جانب دولت دارد. بنابراین دولت یگانه نماد ملیست که بایست با سیاست های ملی گرایانه در کُل موضوعات در کشور عملکرد منطقی و حساب شده و ملی گرایانه داشته باشد. سازمان های کاری در دستگاه دولت افغانستان در راستای حفظ و ارتقای روحیه ملی گام بردارد، تا توانسته باشیم در کوتاه مدت ثبات سیاسی در کشور به وجود آید و در آتی، سرنوشت و حیات و خانه مشترک افغانستانی ها ترسیم گردد. این موضوع خیلی مهم است که افغانستان با ثبات در گرو روحیه مشترک ملیست و این ایده زمانی به قدرت و جدًیت خلق خواهد شد که بستر مناسب و برابری مطابق ارزش های انسانی و قانونی در جامعه نهادینه شود. این گونه فرهنگ سازی وابسته به برخورد ها و تعمیل پالیسی های شفاف، معتدل و برابر و ملی پسندانه است که از طرف دولت و نظام سیاسی حاکم صورت بگیرد. وحدت ملی در افغانستان کنونی هم ثبات سیاسی این کشور را ضمانت می کند و هم حیات سیاسی و یگانگی سرنوشت اجتماع و سیاست را در کشور تعیین خواهد نمود. لذا ایجاد شکاف های قومی یقینا در تضاد با روحیه وحدت طلبی ملی است.

 

دیدگاه شما