صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۸ حمل ۱۴۰۰

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مثلث پیروزی؛ سرباز، جنگ و روحیه نظامی

-

مثلث  پیروزی؛  سرباز، جنگ و روحیه نظامی

طرح مساله
چه مجموع چهار دهه جنگ افغانستان از اشغال توسط شوروی تا جنگهای داخلی و چه دو دهه اخیر و جنگ با تروریسم را محاسبه کنیم، ما تا کنون یکی از طولانیترین جنگهای تاریخ را پشت سر گذاشته ایم. به همان اندازه که عمر جنگ طولانی شده است، فرسایشی و خسته کننده نیز شده است. جنگ در کشور ما چنان وسیع و همهجانبه بوده است که همه زیرساختها و ملزومات یک زندگی انسانی در عصر توسعه تمدن بشری از بین رفته است. کشتارهای بیسابقه و ویرانیهای بیمانند سبب شده است که مردم افغانستان نه تنها از جنگ خسته شود بلکه طعم خوش حیات اجتماعی و سیاسی را از دست داده است و ما اکنون دچار یک اجتماع کرخت با عادتوارههایی از خشونت و تباهی هستیم.
نیروهای دفاعی و امنیتی افغانستان در دو دهه اخیر در پرتو یک روایت نیرومند و غیر قابل تردید با تروریسم بین المللی چنان مصمم و با روحیه جنگیده اند که در تاریخ کشور بی سابقه است. تروریسم و افراطگرایی دینی هم یک هیولای جدید و پست مدرن و هم یک ویروس کشنده و غیر قابل علاج است که ایستادن در برابر آن به لحاظ فیزیکی بسیار دشوار و سخت است. نهادهای امنیتی جوان و تازه تاسیس افغانستان به لحاظ فیزیکی با حمایت جامعه بین المللی در طی دو دهه اخیر یک شاهکار نظامی و یک افتخار تاریخی را خلق کرده اند. زیرا علی رغم چالشهای متعدد و عمر کم توانسته اند در برابر یکی از پیچیدهترین جنگهای تاریخ بایستند و در مدت کم ابتکار جنگ را به دست بگیرند. نیروهای امنیتی افغانستان در سالهای اخیر در برخی از برههها به طور متوسط روزنامه نزدیک به صد نفر قربانی نیروی امنیتی در جنگ داده اند. آماری که اگر به صورت ماهانه و سالانه محاسبه کنیم وحشتناک و غیر قابل باور است. اما علیرغم دادن این همه قربانی و شهید، نهادهای امنیتی افغانستان همچنان ایستاده اند و در برابر هیولای خونخوار تروریسم مبارزه میکنند.
به نظر میرسد آنچه بیش از هر عامل دیگر سبب دوام و نیرومندی نیرهای امنیتی افغانستان در برابر تروریسم شده است، درونمایه جنگ و انگیزه مبارزه با تروریسم بوده است. تروریسم و افراطگرایی مذهبی آنقدر پلید و در عین حال خطرناک است که نیروهای دفاعی و امنیتی کشور همه عواقب جنگ با این پدیده منفور را تا کنون با جان و دل خریده اند ولی همچنان ایستاده اند. سربازان جوان و پاک نفس نهادهای امنیتی کشور در بدترین حالتهای ممکن، گرسنگی، تشنگی، اسارت و حتی اسارت در دست شقاوتمندترین دشمن را قبول کرده اند ولی هرگز از غرور و مقاومت در برابر دشمن وحشی نکاسته اند. گاهی در شبکههای اجتماعی و رسانهای تصاویر و کلیپهایی از خشونت و رفتار تروریستها با سربازان اسیر را میبینیم. نیروهای امنیتی ما با دشمنی مواجه هستند که از هیچ جنایتی دریغ نمیکند و انواعی از رفتارهای خشونت آمیز را با سربازان اسیر روا میدارد. اما با تمام این قساوتها و وحشیگریها هنوز هیچ سربازی به دشمن تسلیم نشده و به جای آرمان دفاع از وطن و مردم خود، آرمان دشمن را نپذیرفته است.
اکنون پس از دو دهه جنگ مداوم و فرسایشی و نیز پس از تحولات مهم در روند صلح و مذاکرات بین دولت افغانستان و گروه طالبان به نظر میرسد نیروهای امنیتی کشور و سربازان دلیر افغانستان نیازمند توجه جدی و تقویت روحیه جنگی هستند. همه نظریهپردازان جنگ روحيه را مهمترين عامل در جنگ و يكي از اصول اساسی پيروزي به شمار ميآورند. کسانی چون سن تزو، كلاوزيتس، ناپلئون، فيلد مارشال، مونتگمري و ... بالاتفاق قواي روحي در جنگ را مهمتر از قواي جسماني دانسته اند.
اگرچه ماهیت جنگ افغانستان آنقدر واضح و روشن است که هیچ تردیدی در حقانیت و مشروعیت آن باقی نمیماند. اما تحولاتی نیز به وجود آمده است که بر روح و روان سربازان کشور تاثیر میگذارد. به خصوص تصمیم بر خروج بخشی از نیروهای خارجی و احتمال عدم همکاری بخشی از جامعه جهانی از افغانستان و نیز رهایی خطرناکترین افراد زندانی دشمن تحت فشار خارجی و رویدادهای مشابه آن ممکن است بر روحیه و روان سربازان کشور تاثیر منفی بگذارد و جنگ را فرسایشی بسازد. از همین رو ما اکنون بیش از هر زمان دیگر نیازمند تقویت روحیه سربازان و نیروهای امنیتی کشور هستیم. این نوشته کوتاه به برخی از مهمترین عوامل تقویت روحیه نیروهای امنیتی در جنگ میپردازد.
عوامل تقویت روحیه سربازان
1- رهبری پاکدست و متعهد
رهبری پاکدست و متعهد نخستین رمز پیروزی و تنها عاملی است که میتواند سبب تقویت روحی و روانی سربازان در جبهههای جنگ میشود. سربازی که در بدترین شرایط در جایی مثل مارجه هلمند، دورترین نقطه بدخشان، در کوههای صعب العبور شرق و یا مناطق سردسیر غور و بادغیس در برابر دشمن بیرحم و قسی القلب جنگ میکند، اگر ببیند که فرمانده جنگ در پشت جبهه در حال معامله با دشمن است و یا تنبلی و راحتطلبی سبب قربانی شدن همسنگرانش میشود، نمیتواند در جنگ دوام بیاورد. اگرچه در سطح رهبری کلان و فرماندهی مرکزی جنگ در طی سالهای اخیر انسجام و هماهنگی قوی به وجود آمده است.
از شخص رییس جمهور گرفته تا رهبری نهادهای امنیتی بیش از توان خود در راه مبارزه با دشمن ایستادگی کرده اند ولی در سطوح میانی و به خصوص در سطح فرماندهی مستقیم جنگ و در جبهات مشکلاتی وجود داشته است که گاهی برخی از مناطق و ولایات تا مرز سقوط در کام دشمن نیز پیش رفته است.
2- باور به مشروعیت جنگ
باور به مشروعیت جنگ یکی از مهمترین و کلیدیترین فاکتورهای پیروزی و دوام مبارزه است. خوشبختانه روایت دشمن آن قدر وحشیانه و غیر انسانی است که هیچ امیدی را برای حیات جمعی و یک آینده انسانی بر نمیانگیزد. چهره غیر انسانی و وحشیانه تروریسم و بنیادگرایی سبب شده است که هر انسانی در برابر آن احساس تکلیف کند و دست به مبارزه بزند. از سوی دیگر روایت موجود در  نزد نیروهای امنیتی ما به قدر کافی نیرومند و مستدل است و این روایت نه تنها به نفع دشمن تغییر نکرده است بلکه منطقی تر و قدرتمندتر نیز شده است. رفتار و اعمال تروریستان در نحوه جنگ که کشتار و تباهی انسانها را بنیاد مبارزه خود انتخاب کرده است سبب شده است که هر انسانی در برابر آن بایستد و مبارزه با آن را یک امر انسانی و حتی دینی بپندارد.
روایت دشمن تا کنون مبتنی بر «جهاد» و مبارزه با اشغال خارجی بوده است؛ امری که نه از ابتدا معقول به نظر میرسید و نه اکنون پس از بیست سال جنگ و ویرانی شواهد کافی یافته است. اما در هر صورت دشمن تا کنون خود را مجاهد مینامد و سربازان افغانستان را مستحق کشتن می داند. مشروعیت مذهبی و دینی جنگ افغانستان و به تعبیر آنان اکنون پس از توافق با ایالات متحده «جهاد» رنگ باخته است و همه یکصدا میپرسند که چرا طالبان در طول یک سال گذشته حتی یک مرمی به طرف خارجیها شلیک نکرده است ولی در همین یکسال هزاران نفر را به کام مرگ فرستاده است؟ این امر و همچنین حمایت صریح خارجی از تروریستها و تداوم وابستگی شدید به حمایت خارجی سبب شده است که همه شعارهای دشمن رنگ ببازد و روحیه ضد تروریستی بیش از گذشته تشدید شود. امروزه در نزد مردم افغانستان و هم چنین سربازان کشور در مشروعیت جنگ تردیدی باقی نمانده است و این موضوع بزرگترین عامل تداوم مبارزه و انگیزه اصلی برای جنگ است.
3- نظم و دیسپلین نظامی
اساسا نظامی و جنگ بدون نظم و دیسپلین خاص معنی ندارد. این موضوع به قدری بدیهی و روشن است که حتی طالبان که متشکل از جنگجویان نامنظم و نظم ناپذیر هستند سعی میکنند در صفوف خویش نظم و دیسپلین نظامی ایجاد کنند. آن لباسهای پلنگی که به سبک لباس وطنی و درازدامن در کارخانههای پاکستانی دوخته میشود و همراه با یک پیشانی بند سفید که پرچم طالبان را تداعی میکند بیش از آن که نظم و دیسپلین نظامی را به نمایش بگذارد، وابستگی شدید و مزدوری عریان را افاده میکند. به همین خاطر ان نظم هیچگاهی نهادینه نخواهد شد و هیچ بشری حاضر نیست که برای همیشه زندگی را به گونهای انتخاب کند که آنگونه نظم بر حیات اجتماعی و حقوقی اش سایه بیفکند.
نهادهای امنیتی و نظامی دولت افغانستان اما علیرغم عمر کم و جوان بودن از نظم و دیسپلین مدرن و افتخارآمیز برخوردار اند. مردم افغانستان در هر نقطه ای از کشور وقتی یک سرباز نهادهای امنیتی را میبینند احساس آرامش و امنیت بیشتر میکنند و هرگز دیدن این نیروها ناخوشایند نیست. نیروهای امنیتی افغانستان با همه توانمندیهایی که دارد به خصوص در جبهههای جنگ گاهی دچار بینظمی و آشفتگی درونی میشوند. بدون شک این مساله در مجموع و میکانیزمهای امنیتی وجود ندارد ولی در سطوح پایین و به خصوص در جبهههای جنگ گاهی بروز میکند. به عنوان مثال در سالهای گذشته حتی اختلافات و یا ضعف رهبری در برخی از ولایات جنگی سبب سقوط ولایت و سنگرهای نبرد شده اند که از این طریق آسیب های جدی نیز بر نهادهای امنیتی ما وارد شده است.
4- غذا و امکانات مناسب
غذای مناسب و رسیدگی به وضعیت صحی و جسمی سربازان نقش فوق العاده در روحیه سرباز دارد. سربازی که ده روز در یک نقطه و در محاصر دشمن بدون آب و نان و بدون آن که به آن توجه شود جنگ میکند در نهایت ممکن است توان خود را از دست بدهد. همانگونه که هیچ کسی از آسیبهای جنگ در امان نمانده است همه به نحوی یکی از اقارب و عزیزان خود را در جبهههای جنگ دارند. همین دو هفته پیش در نبرد دوراهی ولسوالی سنگین در ولایت هلمند جمعی از سربازان در محاصر دشمن گیر مانده بودند که لحظه به لحظه صدای یک فاجعه دیگر به گوش میرسید. وقتی با تلفن تماس میگرفتند و استمداد میطلبیدند صدای تهدیدهای دشمن نیز به گوش میرسید. جالب بود در همان حالت آنان از روحیه عالی برخوردار بودند و انگیزه کافی برای جنگ و مقاومت داشتند. اما میگفتند که ده روز است که آب ندارند و همین مساله سبب شده است که دشمن حلقه را تنگتر کند.
آن مورد با تلاشهای مسولین عالی رتبه وزارت دفاع ملی حل گردید و واقعا تلاش مجدانه و دلسوزانه ای نیز کردند تا آن سربازان از حلقه محاصره دشمن نجات یابند. ولی ده ها مورد از آن دست هستند که متاسفانه در نهایت منجر به شهادت سربازان میشوند و کسی به داد شان نمی رسد تا اینکه یا شهید میشوند و یا اسیر دشمن میگردند. در آن زمان یادم است سربازی که در تماس بود میگفت ما حتی از نگاه مهمات و تجهیزات جنگ مشکل نداریم ولی تنها مشکل ما نبود غذا و آب است. ده روز بدون داشتن غذا و آب در محاصر دشمن واقعا طاقتفرسا است. متاسفانه اگر آن تماسها با رهبری وزارت دفاع نمی بود، مسولان و فرماندهان مستقیم آن نیروها پروای نجات سربازان شان را نداشتند و به مثابه یک امر عادی تلقی میکردند.

5- باورهای معنوی و دینی
در جنگ افغانستان که طرف مقابل به ارزشهای دینی و مخصوصا بر جهاد انگشت گذاشته است، تقویت روحیه دینی و رشد انگیزه معنوی در سربازان میتواند یک عامل مهم در روحیه بخشیدن به آنان نقش ایفا کند. طالبان تمام روایت خود را بر ارزش های دینی مبتنی ساخته اند و همین نکته و نوعی خاصی از قرائت در مورد ارزشهای دینی سبب شده است که هنوز طالبان به حیات سیاسی و هم چنین حیات نظامی خود ادامه دهند. اگرچه قرائت طالبان از ارزش های دینی چون جهاد کاملا باطل و محرف است ولی با آن هم بر همین اساس توانسته اند هنوز قدرت سربازگیری از میان جامعه سنتی و دینی افغانستان را حفظ کنند. بر همین اساس بسیار ضروری است که نیروهای امنیتی افغانستان نیز بر تقویت باورهای دینی و معنوی خویش پلانهای مشخصی داشته باشند تا حداقل ادعاهای طالبان مبنی بر غیر دینی بودن حکومت و نهادهای امنیتی افغانستان خنثی گردد و نقش بر آب گردد.
در این مورد شاید بهترین کار هماهنگی بیشتر با علما و نهادهای دینی در بخش آموزش اردو و نیروهای امنیتی است. آنها میتوانند در عرصه آموزش مسایل دینی و رشد باورهای دینی نقش مهم ایفا کنند. بدون شک سربازان نهادهای امنیتی افغانستان مومنترین و پارساترین افراد این جامعه هستند که هستی خویش را وقف حفاظت از این سرزمین کرده اند. اما ما هنوز نتوانسته ایم چهره اصلی آنان را برای افکار عمومی و جامعه نشان دهیم. وقتی دو سال قبل جنجالی بر سر نماز نخواندن یک عالم بر جنازه یک سرباز شهید رسانهای شد، ذهنیت همگانی جریحه دار شد و افکار عمومی را تکان داد. اکنون باید مردم افغانستان بدانند که تنها نیروی مومن و متعهد فرزندان شان در قالب نیروهای امنیتی هستند.
6- تولیدات هنری و رسانه ای در حمایت از سربازان
یکی از ضعفهای اصلی در طول سالهای گذشته عدم پرداختن رسانهها و نهادهای فرهنگی و هنری به مساله جنگ و به خصوص نقش بی بدیل سرباز در حفظ تمامیت ارضی و استقلال کشور و دفاع از مردم بوده است. در هر کشوری وقتی جنگی صورت می گیرد و به وِیژه که جنگ بر آن کشور تحمیل شده باشد، تمام نهادهای رسانهای و هنری خود را بسیج میکنند تا در برابر خونی که سرباز می ریزد و جانی که فدای وطن و مردمش میکند ادای دین کنند و محصولات هنری و فرهنگی تولید کنند. هم چنین رسانههای افغانستان به شمول رسانههایی که به نحوی ملی هستند و از منابع مالی دولت تغذیه میشوند نتوانسته اند و یا نخواسته اند به نقش سرباز بپردازند و از این طریق سربازان کشور را روحیه ببخشند.
همچنین بخشهای مختلف حکومت و خود نهادهای امنیتی نتوانسته اند بخش هنر و تولیدات فرهنگی و هنری را در حمایت از سربازان  این مدافعان راستین کشور فعال کنند. از سوی دیگر رسانههای خصوصی در کشور نیز هرگز به دنبال منافع کلان ملی و حمایت از سربازان فداکار کشور نیستند. متاسفانه چه بسا در سالهای گذشته چندین مورد اعلانات ضد نیروهای امنیتی و در تضعیف آنان در شبکههای مشهور تلویزیونی افغانستان داشته ایم. اگر به سرخط خبرهای شبکههای کشور نگاه کنیم یک جنگ روانی بزرگ علیه سربازان افغانستان و نهادهای امنیتی در جریان است. کوچکترین خبری که به نحوی به روحیه سربازان در جبهههای جنگ آسیب بزند در سرخط اخبار قرار می گیرد. در حالی که بزرگترین فرماندهان طالبان کشته میشوند و ضربات سختی که این گروه از سوی نیروهای امنیتی کشور میخورد در خبرها نمیآید و همگانی نمیشود.
متاسفانه پالیسیهای جنگی و امنیتی در کشور نیز مشخص نیست و به همین خاطر رسانهها به نام آزادی بیان هرگونه دل شان خواسته باشد گزارش و خبر تهیه میکنند. حتی اگر تمام گزارش و خبر مخالف مصالح کلان ملی باشد و منافع ملی کشور را به خطر اندازد. چنین سردرگمی ما را در برابر دشمن آسیب میزند و ضعیف میسازد.
7- تکریم خانواده های شهدا و معلولان جنگ
یکی از مشکلات جدی عدم رسیدگی مناسب به خانوادههای شهدا و عدم برخورداری آنان از برخی امکانات و امتیازات دولتی است. در حالی که در همه جای دنیا عرف بر این است که بازماندگان قربانیان جنگ دارای جایگاه ویژه هستند و نه تنها از مزایای متعلق به یک سرباز برخوردارند بلکه امتیازات بیشتر در قالب سهمیه خانوادههای قربانیان جنگ برای آنان در نظر گرفته میشود. اما در کشور ما متاسفانه به دلایل زیاد از جمله به دلیل نبود منابع کافی توجه جدی به خانوادههای شهدا نمیشود. این مساله به روحیه سربازان تاثیر منفی میگذارد و روحیه آنان را تضعیف میکند. بنابراین اگر نهادهای امنیتی و نهادهای مرتبط به طور خاص به خانوادههای شهدا و بازماندگان قربانیان جنگ توجه کنند مسلما روحیه قوای امنیتی تقویت خواهد شد و در جنگ و مبارزه با دشمن تروریستی بسیار تاثیر مثبت خواهد گذاشت.
8- تغییر روایت جنگ
روایت جنگ به خصوص در طی دو سال اخیر کمی رنگ باخته است. روند صلح کنونی که متاسفانه به سمت و سوی خاص تغییر جهت پیدا کرد روایت جنگی دولت افغانستان را کمی تضعیف کرده است. به همین خاطر بخشهای پالیسی و ارتباطات استراتژیک حکومت باید روایت جنگ را تغییر بدهند و تقویت کنند. اگرچه روایت اصلی جنگ در نزدک افکار عمومی و مردم افغانستان دفاع نیروهای امنیتی کشور از مردم و سرزمین و مقاومت در برابر یک جنگ تحمیلی است ولی باز هم این روایت نیاز به بازخوانی و تغییر اساسی دارد. ما نمیتوانیم صرفا با سخنان انتزاعی و شعارهای احساسی این روایت را به گونهای تداوم ببخشیم که موجب هیجان در سربازان و برانگیختن احساسات ملی گرایانه در کشور گردد. اما میتوانیم با در قالبهای نو این گفتمان را تقویت کنیم و در سایه این گفتمان سربازان خود را برای یک جنگ تمام عیار و مبارزه نفسگیر آماده کنیم.
متاسفانه در طی دو سال اخیر روایت اصلی جنگ آسیب دیده است. تضعیف روایت جنگ از زمانی شروع شد که دشمن خونخوار و قسی القلب مردم افغانستان که روزانه صدها نفر را به کام مرگ میفرستد «برادر ناراضی» خطاب گردید. این رویه در قالب مماشات در برابر دشمن ادامه یافت و به خصوص که پس از امضای توافقنامه میان ایالات متحده و گروه طالبان نزدیک به شش هزار جنگجوی خطرناک طالبان رها گردیدند و آنان پس از رهایی دو باره به میدانهای جنگ برگشتند. اکنون با کسانی به گونه روشن روایت طالبان از جنگ را در درون نظام نشخوار میکنند مماشات صورت میگیرد. دیروز یکی از هرات و دیگر از کابل علیه نظام سیاسی افغانستان اعلان جنگ کردند ولی متاسفانه جلو آنها گرفته نمیشود که هیچ بلکه منابع مالی از بیت المال در اختیار آنان قرار میگیرد. در این صورت طبیعی است که روایت رسمی ما از جنگ آسیب میبیند و دچار تناقض درونی میگردد. به همین خاطر باید عده ای از پالیسیسازان حکومت بر سر ماهیت روایت از جنگ کنونی کار کنند و آن را در اختیار همه نیروهای دولت به خصوص در اختیار بخشهای امنیتی قرار دهند. 
9- تجلیل از اسطوره های جنگ
جنگ افغانستان هزاران قهرمان زنده و هزاران قهرمان شهید دارد که هر کدام در جای خود این سرزمین و مردم آن را نجات داده اند. تمام دستاوردها و نظام سیاسی کنونی با تمام دستاوردهای خود محصول تلاش و زحمت کسانی است که نه باکی از کشته شدن داشتند و نه هراسی از دشمن. کسانی که قهرمانانه خون خود را در کف دست گرفتند و در بدترین شرایط به جبهه های جنگ رفتند و رزمیدند، بیش از هر کس دیگر شایسته تجلیل و تکریم اند. اما متاسفانه کمتر برنامهای برای تجلیل از سربازان فداکار و شجاع کشور در رسانهها و شبکههای اجتماعی دیده میشود.
تجلیل و گرامیداشت از اسطورههای جنگ هم وظیفه مردم و دولت است و هم به نیروهای امنیتی و سربازانی که در خط مقدم مبارزه هستند روحیه میبخشد و توان جنگی شان را دوچندان میسازد. چون وقتی میبینند که آن همه تلاش و زحمت شان به هدر نخواهد رفت و کسانی پیدا خواهد شد که قدر فداکاری و ایثار شان بدانند. از این رو در قالب نهادهای امنیتی و دیگر نهادهای مرتبط برنامهها و میکانیزمهای گوناگون برای تجلیل و گرامیداشت از قهرمانان جنگ و مدافعان استقلال و تمامیت ارضی کشور در نظر گرفته شود.
سخن آخر
همه نظریهپردازان جنگ و مسایل استراتژیک متفق القول هستند که مفاهیمی چون شکست و پیروزی پیش از آن که واقعی باشند و در واقع رخ دهند، مفاهیم ذهنی و روانی هستند. به این معنی که هیچ نیروی نظامییی در ابتدا به طور واقعی با شکست مواجه نمیشود مگر آن که نخست در درون افراد خود شکست خورده باشد. بنابراین تقویت روحیه سربازان یکی از مهم ترین کارهای ضروری است که نهادهای امنیتی و بخشهای مرتبط انجام دهند. در این راستا ساختن یک پلان منظم برای تقویت روحیه سربازان با در نظر گرفتن همه مواردی که یاد شد و هم چنین موارد دیگر برای این کار لازم است. در شرایطی که دشمن تلاش می ورزد جنگ را برای نیروهای امنیتی افغانستان فرسایشی ساخته و با انجام حملات تروریستی هدفمند روان جمعی مردم را بیازارند ضرورت جدی به تقویت روحیه سربازان و عوامل جنگ با دشمن است. هم چنین مساله صلح و تلاش برای تغییر چهره طالبان از یک گروه تروریستی تحت تعقیب به یک گروه سیاسی و دیپلماتیک می طلبد که روحیه جنگی سربازان به خصوص در میدانهای جنگ همچنان قوی باقی بماند و از هرگونه گونه استیصال و استیلای یاس در میان نیروهای امنیتی جلوگیری به عمل آید.

دیدگاه شما