صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۸ حوت ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

توازن در دکتورین سیاست خارجی و تأثیر آن بر روند صلح افغانستان

-

توازن در دکتورین سیاست خارجی و تأثیر آن بر روند صلح افغانستان

افغانستان در جغرافیای قرار دارد که بیشترین تضادهای منطقه¬یی در آن موجود است. این جایگاه شامل بحثهای جیوپولتیک و جیواستراتژیک این منطقه خواهد شد. فرصتهای منطقه¬یی اغلبا برای افغانستان در طول تاریخ و حتی تا اکنون چالش زا بوده است. طبیعی است وقتی درایت سیاسی و مدیریتی قوی و متکی بر منافع ملی در جامعه وجود نداشته باشد، به یقین داشتهها و فرصتهای آن جامعه تبدیل به مشکلاتِ فرا راه شان خواهد شد. وقتی اجماع ملی شکل نگرفته باشد و تا زمانی همدیگر پذیری با روحیه قوی ملی در کشور بوجود نیاید، هرگز فرصتها مدیریت نخواهد شد؛ حتی آن فرصتها شبیه گنجینه¬ی میشود که به دست کودکی داد و در بیابان رها ساخت. کودک نمیتواند از آنچه در اختیار دارد حفاظت نماید و افزون برآن، چیزی که در اختیار هم دارد تبدیل به تهدیدی میشود برای هستی او. سرنوشت افغانستان از آن¬روزی که در این منطقه شکل گرفته است دقیقا مصداق مثال فوق است. با این حال، افغانستان دارای فرصتهای خوبی است. نیاز است ما از سرگذشت تاریخ سیاسی خود عبرت بگیریم و در قسمت تنظیم و تعادل سازی سیاستهای خارجی و داخلی خویش تجدید نظر نمایم. تا هنوز هرآنچه اتفاق افتاده است، جز ناکامیافغانستان دیگر ثمره¬ی در دست نیست. افغانستان محصور با شش کشور بزرگ این منطقه است و این شش همسایه افغانستان تأثیرات شگرف بر روابط ما با دنیا و کارکردهای در منطقه داشته است. این ظرافت سیاسی و تاریخی بایست مطمح نظر باشد، تا افغانستان بتواند در همسویی منطقوی و جهانی، با اولویت منافع ملی گامهای ثابت برادارد.
نگاه گذرا به گذشته تاریخ افغانستان و منطقه؛ از آغازین روزگاری که کشور همسایه جمهوری اسلامیپاکستان در بستر سیاسی جهان با قد و قامت جغرافیای کنونی تولد یافت، مشکلات میان این دو همسایه (افغانستان و پاکستان) بوجود آمد. گرچه قسمتی این مشکل مربوط قبل از شکل گیری پاکستان است. خط مرزی دیورند به عنوان بخشی از مشکلات میان این دو کشور منوط است به دهه¬ی آخر قرن نزدهم میلادی که افغانستان با هند برتانوی به این معاهده دستیافته بودند. اما این مسأله زمانی به کشیدگی سیاسی میان دو کشور همسایه پاکستان و افغانستان مبدل گردید که سردار داوود خان به عنوان صدراعظم وقت افغانستان به مدت ده سال زنجیر قدرت را بدست داشت. داعیه پشتونستان خواهی، خواست و مطالبه مشخص از دولت وقت پاکستان نسبت به خود مختاری منطقه بزرگ قبایلی که امروز به هفت حوزه کلان تقسیم شده است و جز خیبر پشتونخواه میگردد، جبهه¬ی افغانستان را تعیین مینمود. ابراز علاقه نسبت به رهبران قبایل آزاد و بلوچهای پاکستانی در داخل افغانستان آن روز نکتههای حساسیت برانگیزی بود برای پاکستان آن زمان.
این موضوع در وقت ریاست جمهوری سردارد داوود خان بیشتر از پیش مورد توجه و سیاست گزاریهای رئیس جمهور داوود قرار گرفت. البته در سالهای نخست حکومت داوود خان چنین تقابلهای میان پاکستان و افغانستان موجود بود، اما در تداوم سردار داوود خان طوفان سیاسی را بدست تجربه گرفت و مسایل مانند پشتونستان خواهی، کاملن از متن پالیسیهای رئیس جمهور در حاشیههای دور دست و فراموش شده قرار گرفت، روابط افغانستان و پاکستان دوستانه گردید. با تأسف وقتی این بررسی تاریخی صورت میگیرد، سیاست خارجی افغانستان تهی از برنامههای استراتژیک دیده میشود. بلکه سلایق و خود خواهیهای فردی بدون در نظرداشت نفع ملی کشور اساس پالیسیها بوده است. در حالیکه کشور همسایه پاکستان از سیاسیت عمیق و حساب شده نسبت به افغانستان برخوردار بوده/ است. با این وصف تاریخی در سیاست گزاریهای خارجی خویش، در هر بُرهه¬ی از تاریخ تنها افغانستان بوده که هزینه¬ی سنگین این نوسانات خام سیاسی را متحمل شده است. گرچه این مسأله واضح است که تعریف و تعمیل سیاستهای خارجی استراتژیک و مبتنی بر منافع ملی از توافق ملی و پذیرش همه به عنوان ملت واحد آبشخور دارد. یعنی آن جوامع که چنین سیاستهای پخته و کارآ را در حوزه سیاست خارجی کشورهای شان روی دست میگیرند، در بستر داخلی و در سطح ملی با باورهای عمیق ملی رسیده اند. بنابراین، خلأ بزرگ در افغانستان این بحث بوده/ است.
دوران جمهوری دموکراتیک افغانستان و ضربات مهلک از عدم توازن سیاستهای خارجی؛ کش و قوسهای سیاسی در زمان جمهوری دموکراتیک یا تسلط چپ مشربان افغانستان، میان دو همسایه پاکستان و افغانستان، نیز از نمونه¬ی دوران رئیس جمهور داوود خان بود؛ شاید با اندک تغییری. راجع به این موضوع، این جا یک نقل قول مستقیم از کتاب "از پادشاهی مطلقه الی سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان" جلد اول صفحات 327 و 328 میآورم؛ نویسنده این کتاب آقای عبدالوکیل وزیر امور خارجه حکومت داکتر نجیب الله است. "در اولین روزهای ماموریتم، ملاقاتی نیز با سفیر پاکستان داشتم، وی ضمن اظهار تمایل بر روابط نزدیک بین افغانستان و پاکستان گفت: طوری که من آگاهی دارم، شما غیر از این که نقش مهم در وزارت خارجه دارید، روابط نزدیک فامیلی با ببرک¬کارمل و در عین حال روابط نزدیک و صمیمیبا نور محمدتره¬کی دارید؛ لذا میخواهم توسط خودت یک پیام را به آنها برسانم: اگر دولت افغانستان روی مسأله پشتونستان سیاست دوستانه را با ما پیش ببرد، پاکستان حاضر است که اگر یک قرص نان داشته باشد، آن را با افغانستان نصف کند و از هرنوع کمک و پشتبانی از دولت شما دریغ نخواهد کرد. به وی وعده دادم که نظر شما را به رییس شورای انقلابی نورمحمدتره¬کی و ببرک¬کارمل معاون وی میرسانم. همان روز، زمانی که ابتدا موضوع را با نورمحمدتره¬کی در میان گذاشتم، وی با اظهار خوشی و خنده گفت: حالا دنیا قوت انقلاب ما را میداند و به زودی این انقلاب سراسر منطقه را فرا خواهد گرفت. گفتم: رفیق تره¬کی، اگر سفیر پاکستان دوباره غرض ملاقات آمد برایش در جواب پیشنهادش چه بگویم. وی گفت: برایش بگویید که: ما مطابق برنامه حزب خود طرفدار احقاق حقوق پشتونها و بلوچهای آن طرف خط استعماری دیورند میباشیم و از داعیه برحق خلقهای آنها دفاع مینماییم و با دولت شما حاضر هستیم در زمینه در فرصت مناسب مذاکره نماییم". این گفتار به وضوح نشان میدهد که در سیاست خارجی افغانستان نه تعادل منطقوی در آن دیده میشده و نه هم بر بنیاد دیدگاه استراتژیک ملی و همه شمول، بلکه اشخاص بوده اند که با علاقه مندی و یا عقده مندی خویش سپهر سیاست خارجی این کشور را رقم میزده است.
همسایگان و نقش آن در سیاستهای تخریبی و یا صلح جویانه در کشور؛ جای تردیدی باقی نیست، اینکه همسایههای افغانستان نقش کلیدی در شعله ور نمودن جنگ در افغانستان داشته اند. همچنان شبهه¬ی نمیتواند باشد اینکه همسایگان افغانستان در موفقیت پروسه صلح و رسیدن افغانستان به یک صلح شرافت مندانه، نقش بارز میتوانند داشته باشند. بخصوص پاکستان، که بیشترین مرز مشترک افغانستان را شکل میدهد از اهمیت قابل ملاحظه¬ی برخوردار است. افغانستان امروز شدیدا نیاز دارد به اینکه سیاستهای خارجی شان مبتنی بر اصل منافع ملی و درک همسایه داری دوستانه استوار گردد، سیاست خارجی با دید استراتژیک از جانب افغانستان در منطقه، یکی از راههای حل معضلات این مُلک است. توازن و تعادل در نقطه نقطه سیاست خارجی افغانستان در قبال همسایگان و در حوزه منطقوی قسمت بنیادین بحران افغانستان را حل خواهد کرد. تاریخ آشکارا نشان میدهد که سیاستهای لجاجت گرایانه و همچنان نبود توازن در برخوردهای سیاسی و ایجاد فرصتهای سیاسی میان کشورهای منطقه، سبب نابودی خیلی از پروگرامهای بزرگ ملی در افغانستان شده است. سیاست خارجی افغانستان با توجه به منافع ملی کشور در یک نگاه بزرگ، در میان همسایگان افغانستان از حالت بُرد بُرد بایست برخوردار شود؛ در غیر این صورت تقابل و عدم توازن در این حوزه سبب آتش افروزی بیشتر همسایگان در جنگ جاری و تباه کننده افغانستان میشود. افغانستان کنونی در مرحله حساس تاریخی قرار دارد، این نکته اهمیت حیاتی دارد برای بقا افغانستان، برای حفظ نظام سیاسی مردم سالار افغانستان، برای ترویج دموکراسی و نهادینه سازی ارزشهای انسان محور، برای تداوم افغانستان واحد و مقتدر در همسویی و درک دوستانه از تمام کشورهای اطراف افغانستان که لاجرم به شکل همسایهها زندگی مسالمت آمیز را در این حوزه تجربه نماییم.  

دیدگاه شما