صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۸ حوت ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

توافق صلح با طالبان یا سود دیپلماتیک، مالی و راهبردی برای پاکستان

-

 توافق صلح  با طالبان یا سود دیپلماتیک، مالی و راهبردی برای پاکستان

نخستین مداخله خارجى که جنگها و ویرانیهاى کنونى را به وجود آورد مداخله ارتش سرخ در افغانستان بود.
حضور ارتش سرخ در این کشور بهانه و توجیه مداخلات کشورهاى مهم منطقه و همسایگان ازجمله پاکستان و بعضى کشورهاى دیگر گردید.
متاسفانه این کشورها نقش مخرب و منفى زیادى در تحولات سیاسى، نظامى و اجتماعى افغانستان داشته‏اند. بدون شک دخالت‏هاى این کشورها در امور داخلى کشور همسایه خود افغانستان، موجب تشدید و تداوم بحران، جنگهای داخلى، ناامنی و بىثباتى افغانستان گردید. در دوران اشغال و جهاد، بهترین فرصت تاریخى براى پاکستان فراهم گردید تا با جلب حمایت مادى، سیاسى و نظامى کشورهاى مهم منطقه و جهان افغانستان را به آتش بکشد. ازاینرو بیشترین سهم در میان کشورهاى همسایه و منطقه، در ایجاد بحران و تخریب کشور ما، پاکستان داشته است اما اینکه چه انگیزه و اهدافى پاکستان را وادار به چنین اقدامات کرده است، این مقال برای پاسخگوی به همین پرسش و روشن شدن آن بهطور خلاصه تدوین یافته و بحث و بررسى مىپردازد.
انگیزههای پاکستان از دخالت در افغانستان
کشور پاکستان قبل از جنگ جهانى دوم جزء از پیکره کشور پهناور هندوستان مستعمره انگلستان بود. بعد از جنگ جهانى دوم بهعنوان یک کشور مستقل و همسو باسیاست کشورهای استعمارگر ابراز وجود نمود.
کشور هندوستان نیز بعد از تجزیه پاکستان از آن و ایجاد مجادلات مرزى بین این دو کشور از همپیمانان استراتژیک روسیه در قبال پاکستان است. ازاینرو پاکستان دشمن مشترک روسها و هندیها محسوب مى‏گردد و نفوذ این دو کشور براى اعمال فشار بر پاکستان همیشه از طریق افغانستان بوده است. موقعیت جغرافیاى افغانستان نقش برجسته و کلیدى را به خاطر رقابتهای اقتصادى، سیاسى و نظامى براى کشور پاکستان و قدرتهای بزرگ منطقه و جهان به وجود آورده است. به همین منظور سرمایه‏هاى هنگفتى را براى تسلط بر افغانستان در نظر گرفته‏اند. عوامل و انگیزههای که باعث شده پاکستان دست از سر افغانستان بر ندارد و همواره در صدد دخالت و شعلهور ساختن تنشها و نزاعهای داخلی باشد، قرار ذیل میتوان بر شمرد:
۱-رقابت با کشور هند
پاکستان که بر سر مسایل کشمیر با کشور هند نزاع دایمى و تاریخى دارد و افغانستان هم به خاطر حل مسایل پشتونستان و خط مرزى «دیورند» همواره یکى از متحدان منطقهی دولت هند به حساب میآید. به همین دلیل پاکستان همیشه خواهان افغانستان، ضعیف، فقیر و طرفدار دولت بیثبات در این کشور بوده و هست. زیرا هر گاهی که دولت نیرومند در افغانستان به وجود ‏آمده است مساله آزادى پشتونستان و خط مرزى «دیورند» در راس برنامه‏هاى آن دولت قرار داشته است.
بدیهى است که وجود دولت مقتدر، قوى، در افغانستان باعث مى‏گردد که پشتونهای پاکستان وسیله فشار بر ضد دولت پاکستان گردد.
دولت پاکستان با درک زمینه‏هاى داخلى و منطقهی دولت نیرومند در افغانستان، همیشه در پى فرصتى است تا نگذارد. دولت ملى و مستقل در این کشور به وجود آید. طبیعى است که با نابسامانی افغانستان، فرصتى مناسبى براى  پاکستان به وجود آمده  که دولت و ملت افغانستان را تضعیف نماید. نابسامانی در افغانستان  زمینه مناسبى است براى تثبیت حضور و تشدید رقابتهای سیاسى بین آن دو کشور علاوه بر آن دو کشور هند و پاکستان در مساله کشمیر باهم درگیراست و این مساله مناسبات طبیعى را میان آن دو کشور ایجاد نموده و کینه عمیقى را در دل دولتهای پاکستان کاشته است ازاینرو پاکستان تسلط خود را در افغانستان تضعیف کشور هند دانسته و خود را در رقابتهای منطقهی پیروز احساس مى‏نماید.
زیرا برترى بر رقیب هند در منطقه، تاثیر مهمى بر وضعیت کشمیر مى‏گذارد.
۲-ترس از جداییطلبی پشتونهای پاکستان
با توجه به اینکه پشتونها در دو طرف خط مرزى افغانستان و پاکستان زندگى مى‏کنند و این قوم در پاکستان اقلیتاند؛ حکومت قبیله‏اى قومى و نیرومند با علایق و احساسات پشتون خواهى در افغانستان همیشه براى دولت پاکستان مشکل جدى بهحساب مى‏آید و پاکستان براى جلوگیرى از رشد اندیشه‏هاى خودمختاری و آزادى پشتونهای پاکستان هزینه‏هاى زیادى جهت تضعیف دولتهای افغانستان صرف نموده‏ است. جورج آرنى در اثر خود، افغانستان گذرگاه کشورگشایان چنین مى‏نویسد: سیاست پشتونستان داود؛ افغانستان و پاکستان را تا لبه جنگ کشانیده بوده، ضیاء آرزو داشت که با اغتنام از این فرصت طلایى مساله پشتونستان را براى همیشه و به نفع خود حل کند و درنتیجه به نقشه آسیاى جنوب غربى شکل نوى بدهد.
پاکستان براى به دست آوردن این اهداف و اهداف دیگرى که دارد همیشه در این صدد است تا از عدهی رهبران احزابی که در گذشته با پاکستان همکارى نموده و گروه طالبان،  آنها را باسیاست پاکستان هماهنگ نموده و به تضعیف تا سرحد مستعمره ساختن افغانستان، کوشش کنند و این امر ممکن نیست، مگر از طریق ایجاد نابسامانی داخلى در افغانستان براى نابودى ابزار و ادوات جنگى ویرانى کارخانه‏هاى صنعتى و انتقال ماشینآلات به پاکستان تخریب راههای ارتباطى و درمجموع تضعیف قدرت و توانایى‏هاى ملى در افغانستان  است، که تا حدودى زیادى به این هدف رسیده است.
زیرا مقدار خسارات و زیانهای که در ناامنی و اختلافهای  داخلى بر افغانستان واردشده در جنگها  نبوده است.
۳-اختلاف مرزی خط دیورند
در کنار مساله پشتونستان، مساله دیگر نیز وجود دارد و آن اختلافات مرزى (خط دیورند) است که یکى از مشکل دیرینه میان افغانستان و پاکستان بوده است. روى کار آمدن هر دولت مقتدر در افغانستان باعث مى‏شود مساله مورد اختلاف خط «دیورند» دوباره زنده شود، به همین دلیل اسلامآباد استراتژى ایجاد یک دولت ضعیف و دستنشانده در افغانستان و انهدام همهجانبه این کشور را پیش روى قرار داده است. پاکستان میپندارد که با به وجود آمدن یک دولت ضعیف و دستنشانده پاکستان در افغانستان پاکستان از این دو معضل بزرگ در امان خواهد ماند. زیرا وقتیکه پشتونهای افغانستان اسیر و بازیچه حکومتنظامی پاکستان باشد، مساله خط مرزى مطرح نخواهد شد و پشتونهای پاکستان هم نمى‏تواند آزادى و استقلال‏طلبى نمایند. ازاینرو منافع سیاسى پاکستان ایجاب مى‏کند تا در افغانستان یک دولت ضعیف و هماهنگ با سیاستهای منطقه‏اى پاکستان به وجود آید تا مانند گذشته ازیکطرف دچار مناقشات مرزى با افغانستان نباشد و از طرف دیگر در تشنجات مرزى با کشور هندوستان از طرف افغانستان که همواره با هندوستان روابط دوستانه داشته است دچار مانورهاى سیاسى، تبلیغاتى نگردد.
۴-نگاه دهلیز اقتصادی
کشور پاکستان از طریق کراچى و بندرهاى مهم دریایى خود با کشورهاى بزرگ جهان روابط اقتصادى و تجارتى دارد، استعداد فعالیتهای اقتصادى فراوان در این کشور نهفته است. به همین دلیل دستیابى به بازارهاى آسیاى میانه یکى از علل مهم توجه کشورهاى منطقه و جهان بخصوص پاکستان بهطرف افغانستان شده است. پاکستان به خاطر اهداف سیاسى و اقتصادى درگذشته و حال توجه زیادى به آسیاى میانه دوخته تا نفت و گاز این کشورها را از طریق پاکستان انتقال دهد و با عبور خط لوله نفت و گاز آسیای میانه بدون شک امتیازات زیادى ازنظر اقتصادى و سیاسى براى خود کمایی کند. بنابراین تسلط بر افغانستان دستیابى به این اهداف خواهد بود؛ زیرا افغانستان تنها کشورى است که مرزهاى طولانى و انحصارى با آسیاى میانه دارد. اهمیت استراتژیک افغانستان توجه پاکستان و متحدان بینالمللی او را جلب نموده است چون راهى جز از طریق افغانستان به آسیاى میانه ندارد.
نتیجه و برایند گفتار:
با توجه به آنچه گفته شد طالبان، القاعده و داعش بهترین ابزار از پا درآوردن دولت افغانستان و عقبماندگی کشور براى سردمداران پاکستان است. اصولا پرورش گروههای افراطی و تروریستی، راهکاری است که برای اعمال سیاست و نفوذ سیاسى پاکستان نسبت به روند تحولات افغانستان و کسب قدرت فزاینده‏ در حال و آینده افغانستان طراحیشده است. پاکستان در نظر دارد که با حمایت قاطع مالى و اقتصادى و با تطبیق و تحمیل این راهکار جدید بر افغانستان به اهداف خود دست یابد.
امروزه طالبان در مذاکراتش با آمریکا جایگاهی قوی را به دست آورده و در برابر حضور دولت افغانستان در این روند مقاومت کرده است. با وجودی که عوامل متعددی وجود دارد که به قوت طالبان در این روند منجر شده، اما در این رابطه دو عامل بسیار مهم بوده است: یک) حمایت پاکستان از طالبان. دوم) ناامیدی آمریکا از ترک افغانستان.
توافق آمریکا با طالبان، برای طالبان، ضرورتا یک پیروزی محسوب میشود. به این توافق در اسلام آباد بهعنوان یک پیروزی چشمگیر نگاه میشود و پاکستان احساس میکند توانسته توافقی مطلوب را مدیریت کند که ظاهرا مطابق با اهداف راهبردی این کشور در کابل است. بدون شک پاکستان در آرزوی دستیابی به عمق راهبردی در افغانستان بوده است. نیروی نظامی پاکستان و آژانس اطلاعاتی آن (ISI ) سیاست عمق راهبردی را از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ که به حمایت از طالبان روی آورد، تدوین و اجرا کردهاست. پاکستانیها از قلمرو افغانستان بهعنوان پناهگاهی امن برای آموزش گروههای تروریستی استفاده کرده است و پاکستان معتقد است که یک دولت حامی پاکستان در افغانستان برای تضعیف نفوذ هند در افغانستان ضروری است.
در حال حاضر توافق آمریکا و طالبان سود دیپلماتیک، مالی و راهبردی برای پاکستان همراه آورده است. این کشور از تجدید حمایت آمریکا و پذیرش نقش این کشور بهعنوان تسهیلگر معامله استقبال میکند. پاکستان مطمینا طالبان را در مقایسه با رهبری سیاسی افغانستان (که رابطه خوبی با هند دارد)، شریکی قابلاعتماد در نظر میگیرد. زلمی خلیل زاد، نماینده ویژه آمریکا در امور افغانستان و مایک پمپیو، وزیر امور خارجه سابق آمریکا یادداشتهایی را با وزیر امور خارجه هند در خصوص اوضاع افغانستان، با تمرکز بر تعامل هند در امور منطقهای برای صلح پایدار در افغانستان، ردوبدل کردهاند.
درهرصورت این واقعیت پابرجا است که جایگاه دهلی برای ایفای نقش در افغانستان با توجه به وابستگی طالبان به پاکستان، محدود خواهد شد. نیازی نیست بگوییم که بعید است سیاست اسلامآباد در برابر افغانستان از نقش هند در افغانستان استقبال کند. بنابراین اگرچه دهلی به تداوم نقش توسعهای در افغانستان متعهد است اما مواضع آتی هند را روند وقایع در ادامه کشور مشخص خواهد کرد.

 

دیدگاه شما