صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۵ دلو ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

یک پارچگی ملی با رویکرد جمهوریت

-

یک پارچگی ملی با رویکرد جمهوریت

جامعه انسانی متشکل از افرادیست که به صورت طبیعی دارای رابطه و وابستگی ارگانیکیست. اعضأ جامعه به عنوان واحد های اساسی در پیکر اجتماع شباهت دارد با اعضأ و خورده نظام های در ساختار ارگانیک. براین اساس رابطه ظریف و نانوشته¬ی میان افراد جامعه دیده می شود. این ارتباط ژرف بعد اخلاقی و ارزشی انسان ها را شامل می گردد و انسان ها را در کنار همدیگر و با درد مشترک و همسان قرار می دهد. هرگاه چنین جامعه¬ی شکل یابد، جنبه های ارزشی و اخلاقی در آن جامعه از همه چیز بیشتر متبلور می شود و مصداق عینی شعر سعدی بزرگ قرار می گیرد: بنی آدم اعضأ یکدیدگر اند/ که در آفرنیش ز یک گوهر اند. جوامع انسانی، باید از چنین خصلتی برخوردار باشد و همین مولفه است که انسان ها را از سایر حیوانات متمایز می سازد.
بحث دیگر رابطه میکانیکی است که در جوامع برای مدیریت و انسجام امور عادی و روز مره انسان ها اعمار می گردد. این وابستگی اصالتا مربوط به حالتی است که در آن ابعاد اخلاقی و هنجار های ارزشمدار دیده نمی شود. میکانیک، رابطه¬ی را تعریف می کند که در آن همدردی و احساس مشترک مبنای اصول آن قرار نداشته، بلکه ضوابط به صورتی است که هر عضو در فضأ خودش کارآیی دارد و هرگاه این نقش دچار مشکلات گردد، به تناسب اهمیت آن در تمام سیستم گسست بجود می آید و نظام دچار مشکل می شود. با این تعریف، در جامعه افغانستان ما هردو را بطه بایست تجربه کرده باشیم/ یا تجربه نمایم. بدون شک هرکدام این دو رابطه ارزش و موثریت خویش را در انسجام و یک پارچگی ملی می تواند داشته باشد. از رابطه میکانیک در جامعه انسانی، می توان به ساختار های مدیریتی یاد نمود و ساختار ها از درون یک نظام سیاسی در جامعه قابل تعریف است. نظام سیاسی مورد قبول همه و به تأسی آن تشکیل ساختار های مفید که منجر به یک پارچگی ملی شود نخستین گام است برای درک دقیق از همدیگر و رسیدن به نکات قابل جمع و مبتنی برمنافع عامه¬ی مردم افغانستان. 
از جانب دیگر تاریخ مشترک و سرنوشت مشترک؛ این زمینه را مساعد می کند که افراد و اعضأ جامعه در وابستگی های ارزشمند اجتماعی و فرهنگی قرار بگیرد و در پی ایجاد سیستم های می شوند که بتواند برای همه مفید باشد. افغانستان به عنوان خانه مشترک همه اتباع افغانستانی، یک گره¬گاهی را بوجود می آورد که با درک دقیق از آن به مشترکات فراوان دست¬یازید. مطالعه تاریخ و درس از گذار پر پیچ و خم آن عبرت های ارزشمندی را برای مردم افغانستان و سیاسیون این کشور باید بوجود آورده باشد. افغانستان نیاز مند دیدگاه روشن و پالیسی شفاف است، تا بتواند مورد پذیرش عامه مردم قرار بگیرد. تاریخ مشترک و سرنوشت مشترک گزینه¬ی غیر قابل انکار برای مردم افغانستان می باشد این نکته راه آینده و چشم انداز به َآینده افغانستان را واضحا ترسیم خواهد کرد.
نظام سیاسی و تعریف همه شمول بودن آن؛ برای مدیریت درست جامعه و نگاه مترقی بخش به کشور، ضرورت است تا گذشته های سیاسی و اجتماعی این کشور دقیق بررسی شود و در روشنی این تحلیل و واکاوی برای آینده این خاک نظم بوجود آید که در آن همه مردم افغانستان خود را ببیند و در تقابل آن نظام سیاسی هم مدیریتی را در کشور شکل دهد که عامه مردم، افغانستان را به صورت عملی خانه مشترک خویش احساس کنند. نظام های سیاسی که با بنیاد های اریسطو کراتیک و یا الیگارشی دکم اندیشانه نظرِ بر قضایای سیاسی کشور داشته باشد هرگز به ثمر نخواهد رسید. زیرا این نسخه ها، بدبختانه در فصل های گذشته تاریخ این سرزمین به وفور تجربه شده است. مطابق روال عموم جهان و مطالبات اساسی مردم افغانستان، حاکمیت بر اساس یک نظام سیاسی بایست متکی بر اراده¬¬ی مردم باشد. مردم سالاری در اساس سازمان سیاسی یک اصل رفاه آور و تسهیل کننده حل مشکلات افغانستان در بستر اجتماع است. این اصل در فصل حاضر کشور یگانه اتکاه مردمی است که حاکمیت و نظام سیاسی را مشروع و مقبول مردم می سازد. رویکرد نظام جمهوریت با شالوده های قانون مداری و مردم سالاری، اصل متذکره را تأمین می نماید. لذا نگاه خیر خواهانه و تطابق با واقعیت ملی گرایانه به نظام آینده افغانستان، فرصت خوبی را مهیا می سازد تا به مشکلات افغانستان نکته پایان گذاشته شود. مردم افغانستان حق دارند به عنوان بستر حاکمیت و تحمیل قربانی های استخوان شکن نیم قرنه، اینک به نظام سیاسی و سازمان سیاسی برسند که در تعیین سرنوشت سیاسی و مدیریتی جامعه، مردم دخیل باشند. صلح و نیاز به انسجام ملی؛ فصل تازه در تاریخ کشور و نشستن برای آوردن صلح در افغانستان کم نظیر است. این روند را باید با بنیاد های ملی و خواسته ها و مطالبات ملی گرایانه همسو نمود. فرآیند صلح در افغانستان باید در ملکیت مردم افغانستان قرار گیرد و بر اساس نیاز های مردم افغانستان تنظیم گردد. فجر امید که با گفتمان صلح و مذاکره در حال روشن شدن است، نباید با خود خواهی ها و دگم اندیشی ها به شام تاریک و زننده تبدیل شود. در مذاکرات صلح موضوعات ملی و روحیه روا داری ملی مورد نظر باشد. افغانستان نیاز مند این است که بر محور های ملی تأکیید بیشتر شود و رویکرد های مصلحانه روی میز گذاشته شود. برای رسیدن به انسجام ملی در کشور رویکرد ملی گرایانه که نفع تمام مردم افغانستان مطمح نظر باشد. یک نظام سیاسی که قابل قناعت تمام مردم افغانستان باشد، راه حل مشکل افغانستان آینده خواهد بود. در این میان رویکرد جمهوریت و تطبیق نظام سیاسی مردم سالار این ظرفیت را برای افغانستان آینده بوجود خواهد آورد. براین اساس یک¬پارچگی ملی در روشنی نظام جمهوریت قابلیت تعریف دارد و این الگوی سیاسی می تواند نظم و انسجام ملی را به هم ببافد و افغانستان مترقی و واحد را شکل دهد.
افغانستان در فصل صلح و پسا صلح؛ آنگاهی که سیاسیون افغانستان بر محور های بزرگ و وحدت بخش سیاسی و فرهنگی در کشور بیشتر از منافع گروهی و شخصی توجه نمایند، روحیه بزرگ وحدت بخش ملی در این کشور خلق می شود. هرگاه چنین مهم رقم بخورد، آینده روشن توأم با صلح در انتظار خواهد بود. توافق بر محراق های بزرگ ملی سبب حیات و عزت تاریخی در این کشور است. لجاجت و خودکامه¬گی های سیاسی این نکته ها را صدمه جبران ناپذیر می زند و زمینه تدوام بی ثباتی ها را فراهم خواهد کرد. خلق اعتماد ملی و ایجاد باور های مشترک نسبت به وطن مشترک و سرنوشت همسو، شکاف های موجود را از میان برمی دارد و قطع دشمنی ها را در کشور سبب می گردد. این یگانه راه حل برای عبور از دشمنی های نیم قرن گذشته افغانستان است. اگر به صلح با نگاه خیرخواهانه و ملی و براساس وجدان بیدار انسانی پرداخته شود و سعی گردد دست بیگانگان را در این پروسه با جسارت قطع نماید، این بُرهه¬ی طلایی تاریخ افغانستان خواهد بود. افغانستان نیاز جدّی به خلق روایت ملی گرایانه از صلح و حل مشکلات در میان مردم و مهم تر از همه در میان سیاسیون و رهبران کشور دارد. وقتی موضوع ملی مقدم بر مسأیل گروهی و شخصی شود، پروسه¬ی صلح قطر به سوی پیروزی کشانده خواهد شد. آنچه برای مردم افغانستان مهم و حیاتی جلوه می کند این است که در قدم نخست احترام به جان، خون و حیثیت مردم افغانستان مورد توجه قرار گیرد و گام های بعدی فرآیند صلح بر این اساس گذاشته شود. موضوع دوم، آینده افغانستان است که نظام سیاسی، آن را اداره و مدیریت کند. نظام سیاسی که براراده¬ی مردم بنیاد شود و مردم افغانستان با آزادی در تعیین سرنوشت خویش سهیم شوند، خواسته¬ی اصلی آنان است. نظام جمهوریت با پشتوانه¬ی مردم و رعایت حقوق تمام اتباع و شهروندان افغانستان در چارچوب قرارداد عمومی به عنوان قانون، سازنده عمارت قوی یک¬پارچگی ملیست. زمانیکه انسجام و وحدت ملی را یک اصل بدانیم و به آن احترام قایل شود، هم به نظم ارگانیک ارزش مدار و هم به نظم میکانیک خود ساخته خواهد رسید.  

دیدگاه شما