صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱ دلو ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

کاروان عبیده، گلوله‌های انسان‌نما بر بدن فعالان مدنی

-

کاروان عبیده، گلوله‌های انسان‌نما بر بدن فعالان مدنی

مسئولان در نهادهای امنیتی میگویند که در جریان سال روان، ۱۸ هزار و ۲۰۰ حمله در سراسر کشور انجام شده که ۹۹ درصد آن را طالبان سازماندهی کردهاند. در همین ارتباط مجلس نمایندگان، روز سهشنبه هفتهی گذشته برای پاسخگویی در مورد وضعیت بهشدت متشنج امنیتی کشور، بهخصوص شهر کابل، مقامهای امنیتی دولت را به جلسه علنی مجلس، احضار کرد.
در این جلسه، مسعود اندرابی، وزیر امور داخله، و احمد ضیا سراج، رییس عمومی امنیت ملی، جهت ارائه توضیحات در مورد حوادث خونین کابل و افغانستان در مجلس حضور پیدا کردند.
رییس امنیت ملی به نمایندگان گفت طالبان در ولایت لوگر، در همسایگی شهر کابل، شاخهای تازه به نام «کاروان عبیده» تشکیل داده است که وظیفه این شاخه، ترور خبرنگاران، فعالان مدنی، چهره‌‌های با نفوذ سیاسی و کارمندان دولت است. به گفته رییس امنیت ملی، کاروان عبیده بیشترین ترورها را مرتکب شده و بمبهای مغناطیسی زیادی جاسازی کرده است. با این حال وضعیت متشنج کنونی بیانگر است که طالبان، صلح و مذاکره را از طریق دیپلماسی نمیپذیرند، به باور این گروه قدرت باید از مجرای خشونت و میله تفنگ به دست آید.
چنانچه از آوان مذاکرات دوحه و توافقنامه بر آمده از آن آشکار بود که صلح فقط میان آمریکا و نیروهای طالبان به وقوع پیوسته است، دولت و مردم افغانستان صرفا در گرداب بی حاصل آن چرخانده میشود، آمارهای نشر شده از قتل و خشونتها در واقع عدد نیستند؛ بلکه عملکردهایی است که در پی آن هزاران شهروند جان و مال شان را از دست داده اند، اگر میانگین تلفات در هر حمله را حد اقل پنج نفر در نظر بگیریم مجموع افرادی که در سال روان قربانی شده اند به 91000 نفر میرسد، این تعداد اشخاص قربانیهای خاموشی هستند که صدای شان از چارچوبه اجتماع فراتر نرفته است، دگم اندیشی و تفکر قبیلوی آمیخته با آموزههای افراطیت، جان انسانهای این سرزمین را بدون اینکه دچار عذاب وجدان شوند به مخاطره انداخته است، طالبان برخواسته از متن قبائل اند که هر گونه مذاکره و دیپلماسی را جهت حل منازعات به مثابه شکست شان قلمداد مینمایند. از این رو مقولههای روز آمد در حوزه ادبیات سیاسی همانند « صلح و مذاکره » که در جهان مدرن، ارزش قلمداد میگردد، در قاموس این گروه شکست و سرخوردگی به حساب میآید، در فرهنگ قبیله، حل منازعات تا نابودی کامل یکی از طرفین ممکن است، مذاکره و دیپلماسی در این میان، ترس و بزدلی به حساب میآید، اشخاصی که در این کتگوری قرار دارند مرگ و زندان را در مقایسه با اعمال ارزشی شان ناچیز دانسته؛ بلکه آن را افتخار میپندراند، به همین اساس است که زندانها پر است از اعضای طالبان، خیل عظیم زندانیان این گروه از بند رها گردید و به تعداد چند برابر آن در زندانها موجود اند تعدادی هم که جدیدا بازداشت میشوند حجم زندانیان این گروه را روز افزون میسازد، به گفته آقای سراج در طول سال جاری شمسی، ۳۶۰۰ تروریست در سراسر افغانستان بازداشت شدهاند که ۲۷۰ تن از آنان در ارتباط با ترورهای هدفمند و جاسازی بمبهای مقناطیسی متهم اند.
با این حال بعد از نشرات مکرر رسانهها مبنی بر اینکه تشدید جنگ و خشونت، به هدف امتیاز بر میز مذاکره راه اندازی شده است وزارت امور داخله نیز این مدعی را تأیید نموده و میگوید که طالبان جنگ را برای کسب امتیاز در مذاکرات شدت بخشیدهاند و پس از دفاع نیروهای امنیتی، به ترورهای هدفمند و تعبیه ماینهای مقناطیسی روی آوردهاند. طالبان هرچند حملاتشان بر اهداف نظامی را تایید میکنند، اما میگویند که ترور فعالان جامعه مدنی و رسانهای به آنان هیچ ربطی ندارد. «حمله و انکار»، پیشتر منابع در هیأت مذاکرهکننده دولت نیز گفتند که ترورهای روزهای اخیر ربط مستقیم به روند صلح دارد و یک سازمان استخباراتی کشور همسایه برای تخریب این روند آستین بر زده است.
با این حال نوعیت حملات و مواد انفجاری که بعد از قتلهای زنجیرهی توسط خبرهگان پولیس مسلکی مورد تحقیق و آزمایشات علمی قرار میگیرد ثابت میسازد که حملات هدفمند مربوط طالبان میباشد، حمله و انکار، تاکتیکی است که این گروه جهت فشار بر دولت و مردم افغانستان از آن استفاده مینماید، از دیر مدتی است که آنان در پی ایجاد جغرافیای امن در خاک کشور به تلاش از مجرای جنگ با نظامیان کشور در صدد احیای آن بود، گفته میشود که جهت تحقق این هدف، آنان شهرهای قندهار و هلمند را زیر نظر داشتند؛ اما با مقاومت جانانه نیروهای امنیتی کشور، به این رویای خام دست نیافتند؛ وقتیکه از مجرای تقابل نظامی به شکست مواجه گردیدند، ناگزیر جهت اعمال فشار افکار عمومی بر دولت، قتلهای هدفمند زنجیرهی چهرههای سرشناس فعالان مدنی را روی دست گرفتند، به باور طالبان وقتیکه میزان رویدادهای اینچنینی افزایش یابد، شکافها میان دولت و ملت بیشتر گردیده و این گروه از فرصت به وجود آمده میتواند با امتیاز بیشتر در میز مذاکره، خود را بر ملت تحمیل نماید.
تشکیل یک گروه خاص تحت عنوان « کاروان » بیانگر آخرین فشارهای این گروه از مجرای قتلهای غیر نظامیان است، کاروانی که از هر مسئولیت دیگر فارغ اند و هدف شان صرفا بر کشتار چهرههای نوظهور مدنی متمرکز گردیده است دو پیام عمده را به جامعه مخابره میکند، پیام اول، خاموش نمودن فعالان مدنی، طالبان با مظاهر تمدن و مدنیت از اساس سر سازش ندارند، هر شخصی که حمایت از دموکراسی و مولفههای آن را سرلوحه ارزشهای شهروندی اش قرار دهد و خود را با این جوهره آراسته نموده باشد مشکل طالبان را دو چند میسازد، زیرا هرچه صدای حمایت از نظام بیشتر همگانی گردد به همان میزان این گروه را از رسیدن به اهداف شان به عقب میراند، ساکت نمودن همیشگی چنین چهرهها با گلولههای انساننما، نمایانگر ترس عمیق طالبان از نهادینه شدن نظام و آگاهی نسل جدید میباشد، به همین علت است که طالبان تاکتیک یک تیر و شکار دو فاخته را روی دست گرفته اند، پیام دوم، طالبان میخواهند که از پشت این حملات کور، رعب و وحشت را در جامعه حاکم ساخته و فشار افکار عمومی را بر دولت بیشتر سازند تا در میز مذاکرات، به رویای همیشگی شان که کسب امتیاز حد اکثری میباشد دست یابند، به نظر میرسد که این آخرین حربهی این گروه میباشد که طراحی آن در سازمانهای اطلاعاتی بعضی کشورهای همسایه و منطقه نقشه گردیده و بازوان اجرایی شان، این طرحهای شوم را در افغانستان عملی میسازند، حملات کنونی تا مشخص شدن سرنوشت صلح ادامه خواهد یافت، اگر مردم و دولت افغانستان بتوانند با درک از نیتهای شوم این گروه، میدان بازی را در میز مذاکرات با خونسردی مدیریت نماید، نقشههایی را که آنان طراحی نموده اند نقش بر آب شده و نتیجهی مورد محاسبه شان جواب معکوس خواهد داد؛ چنانچه افغانها تا کنون توانسته اند هم در میز مذاکرات و هم در داخل کشور منسجم و یکپارچه عمل نموده و بخشی از تاکتیکهای استخباراتی آنان را با شکست مواجه سازند، تداوم روال اگر به همین منوال به پیش برود، فاصلهی چندانی تا انزوای داخلی و جهانی طالبان باقی نمانده است.
چنانچه از فعالیت چشمگیر نیروهای امنیتی در امر بازداشت و مهار حملات این گروه اطلاعات کافی را در اختیار داریم، این نیروها نسبت به هر زمان دیگر در برابر نیروهای تروریزم فعال تر گردیده اند، اکثریت قاتلان چهرههای مدنی دستگیر شده اند و برخی از آنان همچنان تحت تعقیب و ردیابی قرار دارند که به گفته مقامهای امنیتی به زودی دستگیر خواهند شد، اما در همین ارتباط نباید این واقعیت را از نظر داشت که تمام تروریستان دستگیر شده از کابل، افغان بوده اند، آنان به عنوان تابع این کشور در همین شهر زندگی مینمایند، هرازگاهی که دستور ترور را در یافت میکنند، از محل اختفای شان بر آمده و چندین حملهی مرگبار را مرتکب میشوند، مهار اشخاصی که در سطح جامعه به سان شهروند حضور دارند و با استفاده از آزادی شهروندی اش به اعمال تروریستی مبادرت میورزند، کار سخت و زمانگیر است؛ آن هم اشخاصی که جهت قتل انسانها در کتگوریهای مختلف وظایف خاصی را پیش میبرند.
عرف و هنجارهای جنگ در دنیا به گونهی است که معمولا صفوف مشخص در برابر هم قرار میگیرند و تا زمان دست یافتن به اهداف و خواستههای شان با استفاده از زور و غلبه همدیگر را مورد هدف قرار میدهند، تاکتیکهای سازمان یافتهی انسان کشی را که طالبان به همکاری استخبارات منطقه در افغانستان روی دست گرفته اند در تاریخ جنگهای داخلی کشورهای جهان کمتر شاهد بودیم، معمولا در جنگهای تاریخی، غیر نظامیان به گونهی به قتل رسیده اند
که در منگنهی درگیریهای دو جانب بند افتاده و به سبب آن تعدادی از آنان قربانی گردیده اند؛ اما اینگونه که یکی از طرفین جنگ به جهت دستیابی به اهداف شان، گروه منسجم را صرف به هدف کشتن اشخاص و چهرههای غیر نظامی تشکیل دهد در دنیا شاهد نبودیم، طالبان با اتخاذ چنین روش، بر علاوه اینکه ماهیت غیر انسانی شان در انظار عموم برجسته تر از قبل میسازند، در واقع پایان حیات شان را با دستان خود رقم میزنند، تاریخ ثابت ساخته است که هیچ جریان و گروهی نتوانسته است بنیانهای بقای شان را با خون استوار سازند، خونریزیهای اخیر مهر تأیید بر پایان حضور سیاه این گروه در تاریخ سیاسی کشور است.

دیدگاه شما