صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۲۷ جدی ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

صلح و اولویت اقتدار و عزت ملی

-

صلح و اولویت اقتدار و عزت ملی

تاریخ معاصر افغانستان مشحون از تحولات سیاسی است، این دگرگونی های اجتماعی – سیاسی از ابعاد مثبت و منفی برخوردار است. اما نکته¬ی مهم و قابل افتخار برای ملت افغانستان این است که مردم و ملت افغانستان بیگانه ستیز بوده است و در برابر تهاجم های زورگویان تاریخ مانند کوه استوار ایستاده و آزادی کشور را با خون خویش به ارمغان آورده است. سال 1838م مثلث سیاه لاهور نخستین مقدمه¬ی است که بر بنیاد آن بزرکترین قدرت جهانی قرن نُزده میلادی برتانیای کبیر با پیش آهنگی و بهانه قرار دادن حاکمیت از آن شاه شجاع است، بر افغانستان حمله¬ی نخستین نظامی را تدارک دید. این پیمان براساس منافع سه طرف؛ برتانیا، سیک¬های پنجاب و شجاع المُلک معروف به شاه¬شجاع از قبیله¬ی سدوزایی به امضأ رسید. برتانیای کبیر با تسلط استعماری که برشبهه قاره هند داشت، تلاش می ورزید که بر افغانستان نیز مسلط باشد و یا بتواند حکومت کاملا همسو و دست نشانده¬ی را در افغانستان شکل دهد تا در رقابت جهانی در مقابل رقیب بزرگش روسیه تزاری در این منطقه¬ی جنوب آسیا دستِ بالا داشته باشد. برتانیا بر اساس این نگرش استراتیژیک سیاسی وارد تمام بازی های این منطقه و به خصوص افغانستان شده بود و با بهانه قرار دادن احیای حاکمیت سدوزایی ها به نمایندگی شاه شجاع رسما به افغانستان حمله نظامی و استعماری نمود. بودن نیروهای انگلیس و بیگانه ها در کشور کاسه¬ی تحمل ملت افغانستان را لبریز نمود و بعد از یک سال در سال 1840م جنگ اول افغانستان علیه برتانیا آغاز گردید و در نهایت منجر به شکست و رسوایی برتانیا در این جغرافیا شد. ملت افغانستان با افتخار تمام از مناطق و از کشور و خاک خویش دفاع نموده و با شجاعت تمام استعمارگر غربی را از این خاک بیرون راندند. بار دوم، جنگ دوم افغانستان و برتانیا در سال 1879م در زمان امارت یعقوب خان بارکزی اتفاق افتاد. این جنگ نیز مانند جنگ اول افغانستان و برتانیا خسارات جانی و مالی زیادی را بر مردم افغانستان تحمیل نمود، اما با تمام این هزینه ها بار دیگر آزادی و افتخار ملت افغانستان برق¬آسا به گوشه های دنیا پچید. اما هر دوبار بعد از جنگ و پیروزی در جنگ، با تأسف در میدان سیاست و مدیریت جامعه شکست را در کارنامه دارد. وابستگی سیاسی و تحت قیادت بودن به لحاظ سیاسی از جانب شاهان، تاریخ و افتخارات ملت افغانستان را با چالش رو به رو ساخته است. جنگ آزادی خواهی در برابر قشون شوروی تجربه سوم مردم افغانستان است که در راه آزادی خاک شان قربانی های فراوان را متقبل شده است. افتخار شکستن طلسم استعمار کمونیستی نیز در کوهپایه های افغانستان و با دستان مردم این کشور رقم خورد؛ اما برای بار سوم پیروزی در جنگ را، شکستِ فضای سیاست ظالمانه بی اثر ساخت و باعث دربدری مردم افغانستان گردید. در تمام این تحولات تاریخی و سیاسی تاریخ معاصر افغانستان تنها گزینه¬¬ی که از آن به نیکی می توان یاد کرد روحیه داشتن آزادی و اقتدار ملی است که متعلق به کُلِ مردم افغانستان است.  افغانستان و حاکمیت ملی؛ در فصل نوین افغانستان و در این نُزده سال پسا طالبانی، مردم افغانستان صاحب اصلی و میراثدار حاکمیت ملی این خاک هستند. حاکمیت ملی در این کشور مطابق تمامی قرارداد های ملی و بین المللی بر می گردد به مردم افغانستان. این دستآورد بزرگیست در جهت داشتن خانه¬ی مشترک و سرنوشت مشترک برای تمامی مردم افغانستان.
قانون اساسی کشور به عنوان وسیقه¬¬ی ملی واضحا تایید و تاکیید می کند که حاکمیت ملی از آن مردم افغانستان است. براساس احترام به این اصل قانون اساسی، دولت و سازمان سیاسی در کشور، در تمام معادلات خویش با کشور های دنیا رفتار مشخص با گرایش منافع ملی داشته و دارد. این موضوع محور اساسی در تشکیل دولت و ملت است در افغانستان. بنابراین حاکمیت ملی در کشور مال تمام اتباع و شهروندان این کشور می باشد و این ثروت بزرگ سیاسی است در تاریخ افغانستان. در فصل کنونی و بحث های بنیادین صلح و موضوعات ملی این مسأله، اصل انکار ناپذیر نزد مردم و سیاسیون این کشور بوده و خواهد بود.
فرآیند صلح و آینده افغانستان؛ صلح پایان خون و خشونت و آغاز روحیه درک همگانی و احترام به زندگی و ارزش های همگانی در کشور باید باشد. مردم افغانستان انزجار دارند از جویبار خون که نیم قرن در این خاک جاریست. مردم خواهان صلح و آرامش در کشور اند و با تمام وجود می خواهند در کشوری زندگی نمایند که به عنوان افغانستانی دارای حقوق و امتیازات برابر و برادرانه و با روحیه و نگرش انسان محورانه در این خاک زیست نمایند. این آرزو نیست، بلکه مطالبه¬ی برحق هر شهروند این مملکت است. روند صلح باید به رنج ها و مرارت های تاریخی در این مُلک نقطه¬ی پایان باشد. مردم افغانستان آینده¬¬ی را در فضای صلح تصور دارند که در آن، قطع سریال خون و کشتار و محو نابرابری های مُهلک و خفه کننده تعمیل گردد. فرآیند صلح سحرگاه امید را برای زنان و مردان این کشور، با روحیه¬ی ملی و برادری فراهم سازد. صلح در افغانستان در لایه های مختلف پرازیت های ثبات کُش را از میان بردارد و سلامتی جامعه را با بوجود آوردن نظام سیاسی عادلانه و مبتنی بر ارزش های مترقی خواهانه¬ی انسان محور تضمین نماید. آینده با ثبات، بدون جنگ و خشونت در گام نخست با آوردن صلح قابلیت دارد اما آنچه دیدگاه استراتیژیک صلح آمیز و عادلانه در آینده افغانستان مطرح است این که عدالت اجتماعی و احترام به حقوق شهروندی در جامعه¬ی در جریان صلح به عنوان یک وجیبه¬¬ی ملی در کشور و در نظام سیاسی نهادینه گردد. در صورتیکه چنین شود، پروسه¬ی صلح، فرآیند امید بخشِ ملی خواهد بود و پیامد آن افغانستان دارای نظام سیاسی ارزشمند و انسان گرأ و مترقی خواه می باشد. صلح و همکاری منطقه¬ی؛ کشور های همسایه افغانستان و کشورهای این حوزه جغرافیای که افغانستان در آن موقعیت دارد در آوردن صلح نقش مهم می توانند داشته باشند. شایسته است از تلاش های این کشور ها در این راستا تقدیر شود. اما این مسأله باید واضح باشد که صلح برای مردم افغانستان است و امروز هزینه¬ی این هیولای خونخوار را ملت افغانستان پرداخت می نماید. پس، واضح است که صلح برای افغانستان بایست به نفع تمام ملت افغانستان ختم گردد. یعنی صلح و شیوه های صلح سازی و حفظ صلح در کشور زمان امکان شکل گیری اش است که این پروسه بیشتر بدستان افغانستانی ها و بر اساس دردهای این مردم نسخه¬ی التیام بخش بوجود آید. نقش کلیدی در این معامله را به مردم افغانستان باید در نظر گرفت نه آنانیکه همسایه اند. مثل معروف است هر انگشت دردی خودرا دارد؛ مردم افغانستان خوب درک می کنند که چه دردی را کشیده اند و اکنون در پروسه¬ی صلح منافع ملی افغانستان و اقتدار و عزت این مردم باید مطمح نظر باشد. کشور های منطقه و همسایه به عنوان تسریع کننده این روند، نقش شان مهم است و این توقع را مردم نیز از آنان دارند تا در این فرآیند با روحیه انسان دوستانه و اسلامی همکاری نمایند.
تضاد منافع دیگران و اولویت منافع ملی در پروسه صلح افغانستان؛ سیاسیون افغانستان این موضوع را بدقت بدانند و عملی سازند که افغانستان میدان نبرد منافع دیگران نشود. وقتی در فضای جنگی چنین شده است، حد اقل در پروسه¬ی صلح، چنان نقش ها را با روحیه¬ی ملی و حفظ اقتدار و حیثیت ملی و منافع علیای مردم افغانستان کمرنگ ساخته و فرصت داده نشود که این خاک را برای چندمین بار آوردگاه منافع کشورهای همسایه و منطقه بسازند. این مسأله بر می گردد به داشتن باور و وابستگی و عشقِ به وطن، اگر طرف های درگیر در جنگ افغانستان خود را افغانستانی و مربوط به این خاک می دانند، در پروسه صلح که اکنون از فصل های حساس تاریخ افغانستان می باشد، این را اثبات کنند که منافع و اقتدار افغانستان نزد آنان اولویت دارد، از منافع دیگران که حتی دوستان آنها هم باشد. افغانستان دارای عزت تاریخی است و این جغرافیا بر خرابه های تمدن بزرگ این سرزمین بنأ شده است. مردمان این خاک از اقتدار و عزت تمدنی – تاریخی و فرهنگی برخوردار اند. پس غیرت تاریخی آنانیکه افغانستانی هستند و در قضیه¬¬ی صلح افغانستان دخیل اند هرگز اجازه نخواهند داد که افتخارات و عزت این ملت را در این میدان صلح دیگران به سخره بگیرند.    

دیدگاه شما