صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱ دلو ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

سیاست خارجی استراتژی محور عامل مهار هند و پاکستان

-

سیاست خارجی استراتژی محور عامل مهار هند و پاکستان

سیاست خارجی عبارت است از استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش طرح ریزی شده توسط تصمیم گیرنده گان حکومتی که مقصود آن دستیابی به اهدافی معین، در چارچوب منافع ملی و در محیط بین المللی است، در واقع سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنهی بین المللی از سوی دولت ها انجام می پذیرد، سیاست خارجی می تواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولت ها باشد. با توجه به وضعیت امنیتی، اقتصادی و ژئوپولیتیکی کشورها و در عموم اوضاع مسائل داخلی هر کشور، سیاست خارجی هر کشور نیز به تبع آن و بنا به رفع ضرورتهای داخلی در قبال کشورهای بیرونی و جامعه بین المللی برنامه ریزی میشود در عموم سیاست خارجی تأمین کننده نیازهای داخلی کشورها است؛ بنا بر این سیاست خارجی افغانستان در قبال هند و پاکستان اکثرا با اما و اگرها همراه بوده است، هند و پاکستان از گذشتههای دور تا کنون دو کشور تأثیر گزار در مناسبات سیاسی افغانستان به شمار میرود، این کشورها به دلیل رقابت و دشمنی دیرینهی که بر سر مسائل ارضی و مرزی با همدیگر دارند، هرکدام نگران حضور پر رنگ دیگری در صحنه سیاسی افغانستان میباشند، با این حال اگر به تاریخ روابط سیاسی دو کشور با افغانستان بنگریم در مقاطع گوناگون زمانی فراز و نشیبهایی از روابط  را مرور خواهیم کرد که در پی آن میتوان ضرورتهای اولویت در روابط کنونی را نیز بر شمارد.
با این حال، در کوتاه نوشتهی روزنامه نگاری نمیتوان به صورت موردی روابط دو کشور را با افغانستان تبیین کرد؛ اما به صورت فشرده و کلی میتوان مخاطبین را به درک مسائل مربوطه رهنمون ساخت، از زمان سردار داوود خان که سنگ تهداب جمهوریت در افغانستان بنا گردید، هند روابط دیپلماتیک دولت با دولت را بیش از زمانهای قبل روی دست گرفت ، در زمان حکومتهای نظام کمونیستی نیز این کشور ترجیح داد تا آنچه که تحت عنوان دولت قانونی با مشروعیت بین المللی در افغانستان موجود است روابط اش را نگهدارد، به همین منوال، کشور هند در زمان جنگ مجاهدین با رؤسای جمهور دولت کمونیستی از کارمل و غیره گرفته تا حکومت داکتر نجیب الله همواره روابط دیپلماتیک اش را با این حکومتها به عنوان دولت رسمی افغانستان حفظ نمود، از آنجایی که مجاهدین تحت حمایت حکومت پاکستان عرصه سیاسی را بر حکومت نجیب الله تنگ نموده بود و با دیکته به حمایت این کشور در صدد تصرف قدرت بودند، هند این مسئله را خطری در راستای منافع ملی اش میپنداشت و در زمان جنگ خواهان برقراری روابط با گروههای غیر رسمی مجاهدین نگردید، هنگامی که حکومت داکتر نجیب الله سقوط نمود و مجاهدین رسما به حیث دولت افغانستان قامت راست نمودند، هند به رغم نگرانی از گرایش اسلامی مجاهدین روابط خود را با دولت افغانستان به ریاست برهان الدین ربانی آغاز نموده و ادامه داد.
بروز اختلافات و جنگهای داخلی میان مجاهدین و سقوط دولت آنان به دست طالبان که به ایجاد امارت اسلامی افغانستان انجامید، به قطع روابط دو کشور و بسته شدن سفارت هند در کابل منجر شد. هند علاوه بر اینکه طالبان را به رسمیت نشناخت، آنها را خطری جدی برای امنیت و منافع ملی خود انگاشت و در هماهنگیهای منطقهی با ایران و روسیه و برخی کشورهای دیگر، با حمایت از مخالفان طالبان در صدد مقابله با آنان برآمد و به قدرت رسیدن این گروه را در افغانستان مداخله خارجی در کشور خواند، شکل گیری طالبان با پشتیبانی مستقیم پاکستان در واقع ایجاد حکومت دست نشاندهی در افغانستان بود که هم مسائل و مشکلات ارضی افغانستان و پاکستان را دنبال نکند و هم در ارتباط با هند در مقام رقیب تاریخی و سنتی برای پاکستان عمق استراتژیک فراهم سازد، از سال 2001 به این سو که جمهوریت پسا بن در افغانستان حاکم گردید، روابط هند با افغانستان از سر گرفته شد و این کشور در ابعاد گوناگون از بازسازی پروژههای زیربنایی گرفته تا اعطای بورسیههای تحصیلی به مردم افغانستان، پس از آمریکا و اتحادیه اروپا بزرگترین کمک کننده در امر باز سازی و توسعه کشور بوده است، با ریاست جمهوری محمد اشرف غنی دومین رئیس جمهور کشور، در آغاز ترجیح مناسبات با پاکستان به قصد جلب همکاری این کشور در مقابله با طالبان و تروریسم در افغانستان، هند را در اولویت بعدی روابط خارجی قرار داد، آقای غنی ابتدا به پاکستان و چین دو رقیب اصلی هند سفر کرد اما پس از هفت ماه از ریاست جمهوری خود در مه 2015 به هند رفت و با نارندرا مودی نخست وزیر این کشور دیدار کرد، از آن پس مناسبات دوجانبه گسترش یافت و دیدارها از هند نیز تکرار شد.
با این حال هند در هر حالت نگران حضور نیروهای نیابتی پاکستان در مناسبات سیاسی افغانستان است و با اتخاذ رویکرد نرم و منعطف در صدد مهار نفوذ کشور رقیب اش میباشد، در همین حال، پاکستان نیز در عصر بازسازی افغانستان هرچند کم ولی سهم خودش را در کمکها و باز سازی افغانستان ایفا نموده است، این کشور به دلیل داشتن برگ برندهی نیروهای تروریزم در جغرافیای خویش، همواره از آن به عنوان ابزار فشار بالای افغانستان و رقبایش استفاده نموده است، پاکستان با ایجاد مدارس دینی، هزاران افغان را با معیارهای تعلیم و تربیهی نصاب دینی در بدنه گروه طالبان افزوده است و در صورت نیاز از آن استفاده لازم را نموده/ مینماید، تنشها میان افغانستان و پاکستان از بدو تأسیس این کشور تا کنون کماکان پا برجا مانده است. هنگامیکه جغرافیای پاکستان از بدنه هند جدا شد و به عنوان دولت – کشور مستقل وارد تعاملات بین المللی گردید، نماینده دایمی افغانستان در سازمان ملل در جهت به رسمیت شناختن این کشور رأی منفی داد، در حکومتهای مختلف افغانستان، همواره افغانها از ناراضیان داخلی پاکستان حمایت نموده و تعدادی از آنان را در کشور پناه داده اند و از بودجه دولت افغانستان مایحتاج شان را تأمین مینمودند، متقابلا از این عده ناراضیان تقاضای تهدید برعلیه منافع ملی پاکستان را داشتند که در طول آن منافع افغانستان نهفته بود، در حال حاضر تنشها میان افغانستان و پاکستان هرچند به صورت نرمتر؛ اما تا کنون پا برجاست، راکت پرانیهای پاکستان بر ولایتهای مرزی کشور و ادعاهای این کشور مبنی بر تهدید خاک پاکستان از داخل افغانستان، بیانگر تنش و تعارض در روابط خارجی افغانستان و پاکستان میباشد، با این حال رقابت هند و پاکستان در مسئله افغانستان نیز به قوت خودش باقی است، اخیرا با برگزاری کنفرانس جنیوا، این رقابت به شکل رسمیتر برجسته گردید، وزیر خارجه هند در این کنفرانس از نقش پر رنگ کشور اش در کمک به افغانستان سخن به میان آورد، هر چند که در میان فهرست کمککنندگان، هند از کشورهای با بیشترین تعهد مالی به افغانستان است؛ اما علاوه بر تعهد مالی جاری سه میلیارد دالریاش، مجددا تعهد کرد که سد بزرگ آب «شاه توت» را که ۸۰ میلیون دالر هزینه میبرد نیز خواهد ساخت. بلافاصله، شاه محمود قریشی، وزیر خارجه پاکستان نیز در همین کنفرانس تذکر داد که اسلامآباد هم یک میلیارد دالر به دولت افغانستان کمک کرده است و به خودکفایی و صلح افغانستان نیز یاری خواهد رساند.
محورهای سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان: سیاست خارجی کشورها وابسته به شرایط و اقتضائات زمان دچار تغییر و تحول است، پاکستان به عنوان یکی از کشورهایی که همواره منافع ملی اش در خاک افغانستان وابسته است به صورت استراتژیک و هدفمند آن را تعقیب مینماید، اما سیاسمتداران افغان با روش واکنشی و مقطعی در برابر پاکستان موضع اتخاذ نموده اند، در حال حاضر ضرورتهای کنونی که اولویتهای سیاست خارجی پاکستان را در افغانستان شکل و نمود میبخشد بر چهار محور ذیل استوار است. ۱- جلوگیری از گسترش نفوذ هند در افغانستان که پیشینهی طولانی دارد 2- کنترل آب دریای کابل که از هندوکش سرچشمه میگیرد و در نزدیکی شهر اتک پاکستان به دریای سند میریزد، تنشها دربارهی آب این دریا زمانی بیشتر شد که دولت افغانستان کار ساخت و ساز بند «شاهتوت» را با هزینهی ۲۳۶ میلیون دالر روی دست گرفت و قرار شد که ۱۲ سد در بستر دریای کابل بسازد که کارش هنوز نیز جریان دارد، آب این بند که به پاکستان سرازیر میشود بخش عمده نیازمندیهای زراعتی آنان را مرفوع میسازد؛ لذا پاکستانیها این اقدام دولت افغانستان را حملهی تهاجمی خواندند و آنرا بخشی از سیاستهای خصمانهی افغانستان به کمک هندوستان تلقی کردند. 3- حمایت از جریانهای سیاسی در کابل که حافظ منافع پاکستان در افغانستان باشند که این جریانها اکثرا معلوم و مشخص اند و لازم به یاد آوری نیست. 4 - دسترسی به بازار اقتصادی آسیای میانه، از این نگاه یکی دیگر از اختلافات استرتژیک پاکستان و افغانستان، ترانزیت و استفاده از خاک افغانستان برای عبور کالاهای پاکستان به آسیایی مرکزی است. پاکستانیها دیدگاه یکجانبه و خودمحور در این خصوص دارند. آنها خواهان استفاده و عبور از خاک افغانستان هستند؛ اما به افغانستان اجازه نمیدهند که به هند کالا صادر نموده و یا از آنجا کالاهای تجارتی را وارد کند.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه محورهای سیاست خارجی پاکستان در افغانستان غالبا مبتنی بر یکجانبه گرایی و حس سلطه جویانه است، پیشنهاد میگردد که دولت افغانستان راهبرد مبتنی بر تولید استراتژی و بعضا پرداخت هزینهی سیاسی را در عوض واکنشهای احساساتی و متهم کردنهای مقطعی در سیاست خارجی اش با پاکستان روی دست گیرد، دولتمردان افغان تا کنون دیپلماسی دوامدار و پیگیر را که زمینههای تفاهم و مذاکرات مبتنی بر اصول را تصویر نموده باشند در دستور کار خود نداشته اند، با توجه به اهمیت هر دو کشور پاکستان و هند، افغانستان ملزم نیست که بنا بر ایجاد روابط با یکی از این کشورها، دیگری را از صحنه سیاست خارجی اش کمرنگ ساخته و یا حذف نماید، اگر هند در پویایی اقتصاد و اعمار زیربناهای حیاتی کشور نقش تعیین کننده دارد، پاکستان نیز در فراهم نمودن زمینههای صلح که یک امر حیاتی میباشد فوق العاده تأثیر گزار است، بازنگری در سیاست خارجی افغانستان میتواند مبتنی بر عقلانیت سیاسی و محاسبات استراتژیک اتخاذ گردد که در پیوند به آن، دستگاه سیاست خارجی کشور مکلف است مفکورهی جدید باز تولید نموده و با دیپلماسی فعال در پی گرمی روابط و حفظ آن با کشورهای یاد شده باشد.

دیدگاه شما