صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱۲ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

حمایت از نیروهای امنیتی مکلفیت افغان‌هاست

-

حمایت از نیروهای امنیتی مکلفیت افغان‌هاست

نیروهای امنیتی افغان به مثابه شاهرگ ثبات و امنیت کشور قلمداد میشوند. از آوان شکل گیری نظام موجود تا کنون که نزدیک به بیست سال از آن میگذرد، این نیروها با مایه گذاشتن از جان شان در راستای نهادینه سازی نظام پیشگام بوده اند،
آنان روز و شب در جهت حفظ آرامش و امنیت در تلاش اند تا هموطنان شان در معرض آسیب پذیری ناشی از نا امنی قرار نگیرند، این نیروها با عشق و علاقهی فراوان شان در قبال وطن حراست از جغرافیای این آب و خاک را همانند بخشی از خانه و خانواده خود وظیفه و مکلفیت ارزشی شان میپندارند، روزانه هزاران هموطن از خانه و کاشانه شان به هدف فعالیت اقتصادی و تأمین نفقه در بیرون از خانه مصروف کار و فعالیت اند؛ اما این نیروها در راستای حفظ جان شهروندان، ساحات آسیب پذیر را تحت پوشش امنیتی قرار میدهند تا مبادا تروریزم و دشمنان وطن فاجعه خلق کنند، این نیروها با تمام کم و کاستیهایی که در قسمت معاش و کسب امتیازات مالی متحمل میشوند آن را نادیده گرفته، عشق به وطن و انجام وظیفه را مقدس و مقدم بر هر امری میشمارند، بارها دیدیم که در مناطق مختلف کشور آنان دچار کمبود منابع و تجهیزات اکمالاتی و تسلیحاتی گردیده اند، اما هیچگاه در برابر تروریزم گردن خم نکرده و با کمترین امکانات شان در انجام تعهد وفا دار مانده اند.
جنگهای فراه، کندز و بدخشان مصداق بارز و عینی از جان نثاریهای نیروهای امنیتی بود که ویدیوی آن را به صورت عینی اکثریت شهروندان تماشا نمودند،
در شهر فراه، سربازی که به اسارت دشمن در آمد، غرورش را نشکست و با دست خالی نیز در انجام رسالت کوتاهی ننمود، او که کاری از دستش بر نمیآمد، با نگاههای خشم آلود و تسلیم ناپذیر غرور نظامیان افغان را در انظار نیروهای تروریزم به خوبی تمثیل نمود،
تا زمانی که جان اش را در راه وطن فدا نکرده بود از مقاومت در برابر تروریزم حرف میزد و نظامیان افغان را دژ تسخیر ناپذیر و مایهی نابودی تروریستان اعلام مینمود، در جنگ کندز نیز مصادیق عینی جان نثاری نیروهای امنیتی افغان را در ویدیو شاهد بودیم، سربازی که همزمان مسئولیت پرستاری از چندین زخمی هم جبهه اش را به عهده داشت، با اسلحهی دست داشته اش که دچار کمبود مرمی بود نیز تا زمان شکست حلقهی محاصره کوتاهی نکرد،
زخم در بدن و اسلحه به دست برعلاو سرپرستی همسنگران و نبردهای تنهایی در حلقهی محاصره، فقط میزان عشق و علاقه به وطن است که شخص را تا این حد نیرو و انگیزه میبخشد، این ها نمونههای کوچکی از جان نثاریهای آنان است که به صورت ویدیویی در معرض دید تمام شهروندان قرار گرفت،
بارها و به کرات در جریان بودیم که در گوشه کنار کشور، نظامیان افغان در حلقه محاصره دشمن گیر افتاده چندین روز الی یک هفته هم با کمبود امکانات مبارزه نموده اند و هیچگاه سر تسلیم در برابر دشمنان وطن خم نکرده اند، بارها از زبان فرماندهان مسلکی نیروهای امنیتی شنیدیم که با شدت علاقه گفته اند « ما خاک پای هموطنان و دشمن سرسخت تروریزم هستیم » این نیروها بارها فداکاریهای شان را به مردم افغانستان ثابت ساخته اند.
پولیس و مسئولیتهای فراتر از وظیفه: در بسا موارد، این نیروها مسئولیتهایی را اجرا کرده اند که در حیطهی صلاحیتهای قانونی و وظیفوی شان نیست، به عنوان نمونه، وظیفه پولیس تأمین نظم اجتماعی و رسیدگی به مشکلات روزمره شهروندان در حیطههای مختلف اجتماع است، اما به دلیلی که کشور ما خواستگاه تروریستی دارد،
آنان در امر مبارزه با تروریزم و هراس افگنی فراتر از وظیفه شان پیشگام شده و پا به پای اردوی ملی در برابر دهشت افگنان در صفوف مبارزه رفته اند، پاسگاههای پولیس در سراسر کشور بر علاوه رسیدگی به نظام اجتماعی، در خط نبرد با تروریزم طالبانی نیز قرار داشته اند،
تشکیل قطعه خاص پولیس در واکنش به مبارزه با هراس افگنی صورت گرفت که هر بار در پی حملات تروریستی، این نیروهاست که شهروندان را از کام گروگانگیری نیروهای تروریزم نجات میبخشد و تا زمان نابودی آنان به قیمت جان شان نیز صف مبارزه را ترک نمیکنند، ورنه وظیفه پولیس در ساختار نظام در تمام کشورهای جهان تأمین نظم اجتماعی است نه جنگ و درگیری با دهشت افگنان.
اردو و فعالیتهای چندگانه: اردوی ملی به عنوان نظامیان کارکشته و آزمون دیده صرفا جهت حفاظت از جغرافیای کشور در برابر حملات خارجی آموزش و تعلیم میبینند، این نیروها به مثابه دست راست نظام، از صلاحیتها و مسئولیتهای مختص به خود برخوردار اند، در صورتی که مرزهای کشور مورد تهدید خارجی قرار بگیرد اردوی ملی در برابر آنان صف آرایی نموده و مانع تجاوز نیروهای بیگانه میگردد و یا اغتشاش داخلی در حدی برسد که مهار آن از توان نیروهای پولیس خارج باشد، آنگاه اردو وارد عمل شده و عاملین مغرض را سرکوب نموده و کشور را از شر توطئهگران نجات میبخشد؛
اما بنا به وضعیت جنگی که در کشور ما حاکم است، بارها شاهد حضور اردوی ملی در جهت حفظ امنیت تجمعات بین شهری بودیم، در مراسم مختلف ملی، از جمله نیکوداشت از شهدای برجسته که اکثرا در تالار لویه جرگه برگزار میگردد، شاهد حضور اردوی ملی در کنار پولیس بوده ایم، در واقع هدف غایی نظامیان افغان، تأمین نظم و امنیت کشور است، عشق به وطن و حضور گستردهی تروریزم در لایههای اجتماع عواملی اند که این نیروها را وا داشته است تا فراتر از حیطهی حد و مرز مسئولیتهای وظیفوی شان وارد عمل شده و به هر قیمتی از کشتار و خونریزی هموطنان شان جلوگیری به عمل آورند.
امنیت ملی، وقار و عزت افغانستان: چنانچه از نام اش پیدا است، امنیت ملی مسئولیت حفظ و نگهداری زیرساختهای حیات اجتماعی را در بُعد داخلی و خارجی به عهده دارد، یک ملت وقتی دارای امنیت است که در صورت اجتناب از جنگ بتواند ارزشهای اساسی خود را حفظ کند و در صورت اقدام به جنگ بتواند آن را پیش ببرد، در واقع مفهوم امنیت ملی به معنی توانایی یک ملت برای حفاظت از ارزش های حیاتی داخلی در مقابل تهدیدات خارجی است و این که کشورها چگونه سیاست ها و تصمیمات لازم را برای حمایت از ارزش های داخلی در مقابل تهدیدات خارجی، اتخاذ می کنند، اما در افغانستان به دلیل داغ بودن تنور جنگ، اکثرا نهادهای نظامی، مفهوم واقعی خود را در جهت مهار جنگ و درگیری از دست داده اند، چنانچه کار ویژه اساسی امنیت ملی حفاظت از ارزشها در داخل و خارج از کشور میباشد که بیشتر بُعد سیاسی – استخباراتی به خود میگیرد تا پیشگام شدن در عرصهی نظامی، اما نهاد امنیت ملی در کشور، برعلاوه انجام مکلفیتهای فوق، به جنگ و درگیریهای رزمی نیز پیشگام اند، قطعات خاص امنیت ملی به هدف مبارزه با تروریزم از معتبرترین تشکیلات نظامی محسوب میگردند که در تمام درگیریهای جبهه به جبهه موفق بوده اند،
آنان نیز همانند اردو و پولیس با درنظرداشت ضرورت اجتماعی وظیفهی جنگی را به پیش میبرند.
جمع بندی: نیروهای امنیتی افغان متشکل از هر سه نهاد فوق بنا به عشق و علاقه به وطن، فارغ از مسئولیتهای اساسی در تأمین امنیت شهروندان و کشور از هیچ تلاش دریغ نورزیده اند، آنان به علاوه مکلفیتهای قانونی شان که هر کدام در حیطهی خاص موظف اند، در صورت ضرورت به تأمین امنیت، وظیفهی نظامیان جنگی را فارغ از مرزبندیهای تشکیلاتی به خوبی اجرا نموده اند؛
چنانچه شاهد هستیم، وقتیکه حمله کنندگان انتحاری به صورت گروهی در اماکن شهری حمله مینمایند، این نیروها با توان بالای مهارت رزمی که دارند در حدود سه الی چهار ساعت، کار را یکسره نموده و امنیت را به سطح شهر بر میگردانند، امری که در سائر کشورهای جهان با این سرعت عمل ممکن نیست، به یاد داریم چند سال قبل وقتیکه چندین حمله کننده انتحاری بالای یکی از فرودگاههای هند حمله نمودند، نزدیک به یک هفته در برابر نظامیان هندی ایستادگی کردند این امر در افغانستان توسط بازوان پرتوان نیروهای امنیتی از چند ساعت تجاوز نمیکند؛ لذا حمایت از جان نثاریهای این نیروها مکلفیت هر افغان است.

 

دیدگاه شما