صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱۲ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

بن‌بست مذاکرات و افزایش خشونت‌ها

-

بن‌بست مذاکرات و افزایش خشونت‌ها

هفتههاست که از آغاز مذاکرات بین الافغانی در دوحه قطر میگذرد. در اوایل کموبیش تبوتاب این مذاکرات در رسانههای داخلی و بینالمللی دیده میشد اما از چند هفته به اینطرف دیگر در رسانههای بینالمللی و حتی داخلی خبری از پیشرفت مذاکرات دیده نمیشود و حتی اینکه هیأت های گفتوگو کننده دو طرف در این اواخر در دوحه مشغول چهکار هستند، چیزی به افکار عمومی گفته نمیشود. این بنبست در حالی رخداده است که میزان خشونتها در هفتههای اخیر به اوج خود رسیده است. شاید در نوزده سال اخیر این هفته ها از پر تلفات ترین زمان برای نیروهای امنیتی و مردم عادی کشور باشد. پرسش اینجا است که باوجود بنبست مذاکراتی دوحه و افزایش خشونتها در افغانستان، همسایگان بزرگ این کشور و آمریکا به دنبال چه اهدافی در افغانستان هستند؟
با توجه به این که جنگ و صلح افغانستان تنها بعد داخلی ندارد بلکه بازیگران بزرگ بینالمللی مانند ایالاتمتحده و قدرتهای منطقهای به شمول پاکستان، هند، ایران، عربستان و ترکیه در این مسائل ذیدخل هستند که هرکدام به دنبال اهدافی متفاوتی در افغانستان هستند. در اینجا به اقدامات آتی و انتظارات بازیگران عمده خارجی در قضیه افغانستان اشاره میشود که هرکدام به نحوی در ثبات بخشی یا ناامن سازی افغانستان نقش مؤثر دارد؛
الف- ایالاتمتحده: در این روزها تبوتاب مبارزات انتخاباتی در آمریکا شدت گرفته است و هردو حزب تلاش میکند که به مسائلی اشارهکنند که تا حدودی دورنمای آن روشن و برای شهروندان آمریکایی قناعت بخش است. وقتی به مناظرات جوبایدن و ترامپ و سخنرانیهای این دو نامزد نگاه کنیم درمییابیم که کمتر به مسأله افغانستان پرداخته میشود و دیگر بحث مبارزه با تروریسم برای رهبران سیاسی آمریکا یک اولویت محسوب نمیشود، بلکه مباحثی همچون کند ساختن رشد اقتصادی و نظامی چین، مبارزه با کرونا، بازتعریف روابط با اروپا و اعضای ناتو از مهمترین موضوعاتی هستند که دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بهعنوان مسائل اصلی میپردازند. این وضعیت نشان میدهد که دیگر برای آمریکا زیاد مهم نیست که چه بر سر افغانستان میآید. تقریباً شبیه این وضعیت در اواخر دهه هشتاد میلادی در سیاست خارجی آمریکا رونما شد. در آن زمان شوروی شکستخورده بود و دیگر برای آمریکا اهمیت نداشت که افغانستان درگیر جنگ داخلی یا بیثباتی میشود و بدون تعیین مکانیسم مشخص، به حضور خود در افغانستان پایان داد و مجاهدین را به حال خودشان رها نمود که درنتیجه رقابت های داخلی و منطقهای افغانستان به خونینترین جغرافیا در منطقه تبدیل شد. حال از حرفهای پیدا و پنهان بایدن و ترامپ فهمیده میشود که برای آنها اهمیت ندارد که تروریسم در افغانستان چه حالی بر سر مردم و دولت افغانستان میآورد. هردو طرف معتقد به خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان است؛ اما تفاوت صرفاً در بازه زمانی است که این نیروها باید ازآنجا خارج شوند. بایدن بارها گفته است که روند دولت- ملت سازی در افغانستان اشتباه بوده است و به باور وی امکان دولت-ملت سازی در این کشور در قالب فعلی وجود ندارد زیرا ظرفیتهای لازم برای دولت-ملت سازی در این کشور فراهم نیست. از سوی دیگر به باور ترامپ نیروهای آمریکایی نقش پلیس جهانی را ندارند که در هر گوشه دنیا ناامن باشد آنها به آن مسأله رسیدگی نمایند. از دید وی جنگ و منازعه جاری افغانستان مربوط خود مردم افغانستان است که چگونه به آن رسیدگی میکنند.
ب- پاکستان: همسایه جنوبی افغانستان از زمان حمله شوروی به افغانستان، یکی از مهمترین بازیگران سیاسی-امنیتی در افغانستان بوده است. تسلیح و آموزش مجاهدین دهه هشتاد و تسلیح و آموزش طالبان در دهه نود میلادی و سپس پناه دادن طالبان طی دو دهه اخیر در پاکستان، به آن کشور این قابلیت را بخشیده است که هیچ قدرت خارجی و داخلی نمیتواند آن ها را در امور افغانستان نادیده بگیرد. پاکستان بهصورت رسمی در مبارزه با تروریسم سهیم شد؛ اما درعینحال بازی دوگانه را در پیش گرفت؛ زیرا از یکطرف به حمایت مادی و معنوی واشنگتن نیاز داشت و از سوی دیگر دولت مرکزی افغانستان در بسیاری موارد همسو با اسلامآباد نبود و نفوذ هند در افغانستان جدید گسترشیافته بود و این برای پاکستان قابلقبول نبود از همین رو برای تغییر وضعیت موجود بهصورت پیدا و پنهان تلاشهایی را انجام داد تا نقش محوری آن کشور در امور جنگ و صلح افغانستان برای جهانیان بهصورت واضح به تائید برسد. اکنونکه روند مذاکرات به بست رسیده است و کشتار و تلفات نظامیان و غیرنظامیان به حد اعلی خود رسیده است، پاکستان نمیخواهد یکسره به طالبان فشار بیاورد که پذیرای آتشبس شوند؛ زیرا این وضعیت که برای دولت و مردم افغانستان هزینه سنگین دارد و نمیتواند در درازمدت آن را تحمل نمایند، امر مطلوب به شمار می رود. پاکستان بهصورت مشخص در قبال افغانستان و آینده نظام سیاسی این کشور اهداف معین دارد.
ازجمله دستگاه حاکم در افغانستان نباید روحیه ضد پاکستانی داشته باشد، بحث دیورند مختومه اعلان شود و دیگر ادعای ارضی بر قلمرو آن کشور از سوی افغانستان مطرح نباشد، نفوذ هند در این کشور به حداقل برسد و به لحاظ اقتصادی افغانستان برای پاکستان بهعنوان یک بازار و راه ترانزیتی بهسوی آسیای مرکزی عمل نماید.
ج- ایران: جمهوری اسلامی ایران از قدرتهای بزرگ خاورمیانه به شمار میرود و به دنبال توسعهطلبی در منطقه است. این کشور با استفاده از قدرت نرم خود که شامل فرهنگ و مذهب میشود و قدرت سختافزاری که در اختیار دارد، برای بسط و گسترش قدرت و عظمت خود استفاده مینماید.
هرچند طالبان و نظام سیاسی ایران به لحاظ ایدئولوژیکی دشمن هم هستند؛ اما درعینحال با دشمن مشترک (آمریکا) روبرو هستند. طی سالهای اخیر مهمترین هدف ایران در افغانستان، ناکام ساختن آمریکا در مبارزه با تروریسم و ایجاد ثبات سیاسی در این کشور بود
زیرا این کار موجب اعتبار جهانی آمریکا میشد. اکنونکه آمریکا نتوانسته است بهصورت باید در افغانستان به هدف خود برسد، این مطلب به معنای تحقق اهداف ایران در افغانستان است.
واقعیت این است که ایران نه افغانستانی را میخواهد که در زمان حاکمیت طالبان بود و نه میخواهد در این کشور حضور آمریکا مایه نگرانی آن باشد.با توجه به حضور و دلایل کشورهای نامبرده در بالا، برای این کشورها مهم نیست که افغانستان بهسوی ثبات دموکراتیک میرود یا جنگ داخلی.
آنچه برای آنها مهم است به دست آوردن اهداف متعارض آنها در افغانستان است. ازاینرو اگر آمریکا بدون قید و شرط از افغانستان بیرون برود و کمکهای اقتصادی و نظامی خود را به دولت افغانستان کاهش دهد،
این کشور بهسوی هرجومرج خواهد رفت زیرا در نبود منابع کافی، دولت این کشور دوام نخواهد آورد و آنگاه افغانستان به میدان تاخت تاز گروههای رقیب تبدیل میشود  که نمونه آن در دهه 1990 میلادی در این کشور تکرار شده بود؛ بنابراین نظام سیاسی فعلی علیرغم اینکه دچار کم و کاستیهای جدی است، از هر لحاظ نسبت به دولت طالبانی و یا وضعیت بیدولتی بهتر است زیرا تاریخ نشان داده است که در نبود دولت مرکزی، در هر کوچه و پسکوچه هرکسی بهاندازه شعاع وجودی خود حکومت تشکیل میدهد و این وضعیت انارشی مطلق است که هیچکسی در آن جان سالم به درنمیبرد.

دیدگاه شما