صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱۲ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

پیروزی بایدن در آمریکا، صلح افغانستان را زاویه جدید می‌بخشد

-

پیروزی بایدن در آمریکا، صلح افغانستان را زاویه جدید می‌بخشد

در این شکی نیست که انتخابات آمریکا به عنوان یک کشور ابرقدرت در دنیا برای بسیاری از کشورهای جهان و نظام بین الملل حایز اهمیت است، در این میان افغانستان به عنوان یکی از کشورهایی که متحد استراتژیک آمریکا به حساب میآید متأثر از سیاست خارجی این کشور است، هر چند در نظام آمریکا، اصول و استراتژی طولانی مدت سیاست خارجی این کشور که طرح میگردد هر فردی که در رأس ریاست جمهوری قرار گیرد ملزم به تعقیب و به نتیجه رساندن آن است، در چنین کشوری، فرد چندان حایز اهمیت نیست؛ آنچه که مهم است سیستم میباشد که تصمیمات فردی را از ترسیم خطوط کلان منافع ملی خنثی میسازد؛ اما شیوهها و روشهای سیاست گزاری روسای جمهور در جهت نیل به اهداف متفاوت است؛ چنانچه به یاد داریم که خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان از زمان آقای اوباما در دستور کار سیاستگزاران آمریکایی بود، این روند از واگزاری مسئولیتهای امنیتی به نیروهای امنیتی افغان در سال 2013 آغاز شد و به تعقیب آن پیگیری پروسه صلح نیز با در نظرداشت اولویتهای سیاست خارجی شان هرازگاهی سر زبانها میامد.
روش پیگیری اهداف در سیاست خارجی آمریکا توسط دو رقیب کاملا متفاوت است نخستین تفاوت بنیادین ترامپ و بایدن نتیجه باورهای متفاوت این دو سیاستمدار درباره نقش آمریکا در جهان است. این تفاوت لزوما بر اساس ایدئولوژی دوگانه جمهوریخواه و دموکرات در آمریکا مرزبندی نمیشود، چرا که شعار سیاسی "اول آمریکا" که توسط ترامپ پیگیری میشود، در عرصه بینالمللی با نظرات و ایدههای بسیاری جمهوریخواهان با نفوذ همخوانی ندارد و بیشتر بخشی از محافظهکاران سنتی را نمایندگی میکند، چنانچه متذکر شدیم که در اصول، نگاه استراتژیک پیرامون سیاست خارجی آمریکا یکیست؛ اما تحوه موضع گیری در قبال تأمین آن متفاوت است، شعارها و عملکردهای جمهوری خواهان در طول حاکمیت آقای ترامپ تند و زننده بوده است؛ چنانچه نئوکانها که در دهههای اخیر قدرت مسلط حزب جمهوری خواه بود با پیام تندی همچون "آمریکا باید به شکلی فعالانه در جهان از منافعش دفاع کند و از انتقادهایی مانند سیاست خارجی تهاجمی، سلطهطلب یا گسترشطلب نهراسد" چهرهی این حزب را در میان همپیمانان داخلی و بین المللی اش به یک جریان تند رو و ناکام به معرفی گرفته است، با این حال، ریاست جمهوری جو بایدن از این منظر، بازگشت آمریکا به دوران پیش از ترامپ است؛ دورانی که آمریکا بر نقش رهبری خود در عرصه بینالمللی تاکید خواهد داشت و فعالانه تلاش خواهد کرد تا از همه ابزارهایش برای تثبیت این موقعیت استفاده کند و فراتر از مرزهایش باید فعالانه نقش رهبری برعهده بگیرد.
نگاه بایدن و دموکراتها در قبال افغانستان واقع بینانه تر از جمهوری خواهان و ترامپ میباشد، سیاست خارجی ترامپ در قبال صلح افغانستان بر اساس پالیسی این کشور و سیستم محور تعقیب میشود؛ اما نحوه دستیابی به صلح و روشهایی که در این مورد به کار برده میشود اکثرا فرد محور و فاقد مطالعات عمیق است، آقای خلیلزاد به عنوان نماینده صلح حکومت ترامپ، تمام دستاوردهایش در مدت هجده ماه به یک توافقنامهی منجر شد که به ظاهر سبب آتش بس میان آمریکا و طالبان شد، اما نقیصههای آن آنقدر برجسته و مسئله ساز است که در گفتگوهای بین الافغانی به یک چالش مبدل شده است، هدف خلیلزاد از انعقاد این توافقنامه هر چه بود بیشتر به شخص خودش و هیأت طالبان آشکار است؛ چون هیچ نمایندهی از مردم و حکومت افغانستان در جریان گفتگوهای هجده ماهه حضور نداشت؛ اما بیرون داد آن، او و حکومت ترامپ را در منظر حکومت افغانستان و جامعه جهانی حد اقل « فاقد برنامه و دستپاچه » به معرفی گرفت، از آنجایی که آقای خلیلزاد میتوانست روش مشارکتی پیش برد مذاکرات با حضور نمایندهی از حکومت افغانستان را اختیار نماید و یا هم اگر چنین نکرد، حد اقل روشی اتخاذ میکرد که جهت دهی منافع حد اکثری به جانب طالبان ختم نمیشد تا حدودی از نمایندگی صادقانه وی شک برانگیز نمیگردید، اما قرائن رویکردهای وی واضح است که او گرایشات شخصی اش را نیز در لابلای مذاکرات دوحه تحمیل نموده است.
در میان سیاسیون آمریکا، ترامپ نیز به یکجانبه گرایی و دمدمی مزاج بودن مورد انتقاد است، کریس کونز، سناتور دموکرات با انتقاد از ترامپ میگوید که وی به مشوره جنرالها و نیروهای استخباراتی گوش نمیدهد این مورد برای آمریکا نگران کننده است، او میگوید که جو بایدن بهتر میتواند به توافق صلح با طالبان بنا به مشورت ژنرالها و دیپلماتها برسد، چنانچه پیامدهای تصامیم ترامپ و نماینده صلح وی را در افغانستان شاهد بودیم که در فقدان درک درست از مسئله صلح و دخیل شدن انگیزهی شخصی، نه تنها که توافقنامهی مغایر با روحیهی عمومی افغانها را به وجود آوردند؛ بلکه به تعهدی که مبنی بر قطع ارتباط طالبان و القاعده که دغدغه اصلی آمریکا بود نیز موفق نگردیدند، کشته شدن المصری فرد شماره دوم القاعده در غزنی، طشت بی ثباتی این توافقنامه را از بام انداخت.
رویکرد بایدن در مسئله صلح افغانستان نیز بر محوریت منافع ملی آمریکا متمرکز است، او در گذشته پیرامون افغانستان اظهارات جنجال بر انگیز نموده بود اظهاراتی همچون سال 2019 "وقتی که پاکستان سه ولایت افغانستان را در شرق کشور کنترل میکند افغانستان را نمیتوانیم درست کنیم درست شدنی نیست." همینطور در سال 2011 در مصاحبه اش با مجله نیوزویک گفته بود که آمریکا، گروه طالبان را در افغانستان دشمن خود نمیداند، "طالبان دشمن ما نیست این بسیار مهم است." چنین اظهار نظرها یاد آور این نکته است که خطوط اساسی سیاست خارجی آمریکا با تغییر افراد در رأس حکومت قابل تغییر نیست آقای بایدن در یک نشست خصوصی به رئیس جمهور قبلی کشور آقای کرزی با تأکید بر اظهارات قبلی اش گفته بود که القاعده مشکل ماست و طالبان مشکل ما؛ اما از آنجایی که طالبان و القاعده به درازای حضور تروریزم با هم پیوند نا گسستنی و تنگاتنگ دارد، سیاست خارجی آمریکا با روی کار آمدن بایدن در قبال تروریزم و القاعده واقع گرایانه و به دور از ملاحظات شخصی خواهد بود، در این ارتباط اغماض از روابط این دو جریان افراطی صورت نخواهد گرفت و تا تسلیمی و یا محو آنان برنامه ریزی خواهد شد، بنا بر این اگر جو بایدن به پیروزی برسد، فوریترین تاثیر را بر مذاکرات جاری صلح در دوحه قطر خواهد گذاشت، زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه آمریکا در صلح افغانستان که یک جمهوریخواه کهنه کار بازمانده از دوره ریگان است، نفوذ و موقعیت ویژه فعلی خود را در اداره بایدن مانند دوره اوباما از دست خواهد داد و شخص دیگری که واقعگرایانه تر از وی عمل نماید به این سمت گماشته خواهد شد که طبعا تغییراتی در این مورد شاهد خواهیم بود.
با این حال به نظر میرسد که سیاست خارجی حکومت ترامپ، آمریکا را با چالشها و انزوای جهانی مواجه ساخته است، بایدن از این جهت تغییرات را در سیاست خارجی این کشور بر مبنی " رهبری اخلاقی " جهت خواهد داد چنانچه در کارزارهای انتخاباتی اش همواره به آن تأکید نموده است او در باره افغانستان میگوید که به جنگهای بیپایان در افغانستان و خاورمیانه خاتمه میدهم و بیشتر نیروهای آمریکا را از افغانستان به خانه میآورم و مأموریت نیروهای آمریکا را به طور دقیق بر مبارزه با القاعده و داعش متمرکز مینمایم، نگرش دموکراتها به رهبری بایدن از آن جهت با ترامپ جمهوری خواه متفاوت است
که وی هرگونه ختم جنگ و خروج سربازان آمریکایی را از افغانستان با هماهنگی و مشوره دولت افغانستان انجام خواهد داد چنانچه ویلیام برنز وزیر خارجه احتمالی آقای بایدن میگوید که "خروج بیشتر سربازان آمریکایی از افغانستان با توجه به توافقنامه مذاکرات با طالبان و با هماهنگی نزدیک با دولت افغانستان میتواند گام مفیدی به سمت خلاص کردن خودمان از آن جنگ بیپایان باشد" چنانچه اداره ترامپ تا کنون چنین ویژگی را نداشته است، شخص آقای بایدن نیز در مصاحبهی پیرامون همکاری با دولت افغانستان گفته بود "اگر طالبان در موقعیتی قرار گیرند
که قادر به سرنگونی حکومت کنونی افغانستان باشند، حکومتی که برای جلوگیری از آسیب رساندن افراد بد به آمریکا، با ما همکاری میکند، آنگاه این موضوع به مسالهای برای آمریکا تبدیل خواهد شد". به عقیده او "ما تلاش می کنیم دولت (افغانستان) را در موقعیتی قرار دهیم که با قدرت (با طالبان) مذاکره کند و شرایطی پیش نیاید که دولت به دست طالبان سرنگون شود."
اما اداره آقای ترامپ، نقش موثر دولت افغانستان را با وجود همکاریهای استراتژیک، در مسئله جنگ و صلح با طالبان کمرنگ ساخته است؛ لذا یاد آوری این نکته ضروری است که آقای ترامپ پیرامون مسئله افغانستان با چنین وضاحت و برجسته سازی دولت افغانستان موضعگیری نداشته است، از این جهت است که با روی کار آمدن بایدن، نقش دولت افغانستان در پروسه صلح محوری خواهد بود.

دیدگاه شما