صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۷ عقرب ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

صلح عزت مندانه

-

صلح عزت مندانه

پروسه صلح افغانستان یکی از موضوعات بسیار پیچیده برای طرفهای درگیر جنگ چندین دهه این کشور است. این پروسه پس از چندین سال تلاش دوام دار و هزینه کردن میلیونها دالر، زمانی به یک چشم انداز روشن رسید که نماینده آمریکا یک سلسله مذاکرات فشرده را با طالبان به طور مستقیم آغاز کرد. در نتیحه بعد از 18 ماه مذاکرات فشرده، براساس یکسری توافقات، که ازجمله بعد از آزادی زندانیان طرفین مذاکرات بین الافغانی شروع میشد؛ در ده حوت 1398 منجر به امضای توافق نامه صلح بین نماینده وزارت امورخارجه آمریکا و نماینده طالبان شد. اکنون روند مذاکرات صلح افغانستان به نقطه حساس خود رسیده است که این مرحله به مذاکره بین الافغانی شهرت یافته است. در واقع طرفهای اصلی منازعه، رو در روی یکدیگر پشت میز مذاکره قرار گرفته است. در این روزها که چشم به سوی دوحه قطر دوخته شده است بعضی حلقات شائبه های را با هدف ایجاد فاصله بین مردم و حکومت به راه انداخته اند. چنانکه در طول مذاکراتِ که بین نماینده آمریکا و نمایندگان گروه طالبان جریان داشت بوق و کرناهای را در رسانهها و ... به راه انداخته بود و ذهنیتهای منفی را در بین مردم مطرح میکردند؛ و به شیوههای مختلف در تلاش بودند که حکومت را ضعیف، نا توان و در کل فاقد پالیسی و راهبرد روشن در پروسه مذاکرات صلح نشان دهند. تا از این رهگذر مردم را نسبت به ظرفیت و توانای حکومت بی باور نمایند و در نتیجه جایگاه حکومت را در میان مردم متزلزل کنند. فعلا نیز همان سیاست را، اما با روش دیگر دنبال میکنند. در گذشته موضوع غیبت نماینده یا نمایندگان حکومت در مذاکرات بین آمریکا و طالبان را برجسته سازی میکردند. در حالیکه حضور نماینده حکومت افغانستان در آن سلسله مذاکرات بر اساس آجندا چندان موضوعیت نداشت. بلکه روند مذاکرات را پیچیده، مبهم و درنهایت سبب طرح موضوعات انحرافی میگردید. چراکه آجندای مذاکرات آمریکا و طالبان، ارتباط مستقیم به منازعه بین حکومت و گروه طالبان پیدا نمیکرد.
اکنون نیز در تلاشند که حکومت و هیأت مذاکره کننده را در برابر رقیب، ضعیف و فاقد توان پیشبرد مذاکرات و حمایت و اجماع گروه های مختلف سیاسی معرفی کنند. در مقابل  با وجود اختلافات و جنگ قدرت در درونی گروه طالبان، آنان را بسیار با هوش، زیرک، منسجم و برخوردار از تکنیکها و فنون دپیلماسی و مورد حمایت قدرتهای خارجی نشان دهند. در این قسمت چنان بزرگنمایی میکنند که اگر کسی از مسایل و تحولات جاری کشور فاصله داشته باشد؛ گمان خواهد برد که همه تلاشها و مذاکرات جاری و در کل این همه هزینهای که صورت میگیرد؛ یک خیمه شب بازی بیش نیست؛ و قدرتهای بین المللی(بویژه آمریکا)، به دنبال صحنه سازی و ساختن صورت مسأله هستند تا به نحوی حکومت و قدرت را به طالبان تحویل دهند و آنان فاتحانه وارد کابل شوند. در حالیکه اگر شرایط و اوضاع حکومت و کشور و آرایش گروهای سیاسی را منصفانه مورد ارزیابی قرار دهیم، در خواهیم یافت که حکومت در بهترین شرایط، در جهت پیشبرد مذاکرات صلح عزت مندانه قرار دارد.
صلح عزت مندانه، زمانی حاصل میشود که تیم مذاکره کننده حکومت از جایگاه اقتدار وارد گفتگو شود.  این یک ادعا و پرو پاگندای سیاسی نیست؛ بلکه مبتنی بر شواهد و استدلال متقن است. زیرا اگر به آرایش گروهها و جریان های سیاسی شریک در قدرت نظر افکنیم به درستی متوجه خواهیم شد که حکومت افغانستان در بهترین شرایط پیشبرد مقتدرانه مذاکرات صلح و دستیابی به صلح عزت مندانه می باشد.
ادعای فوق مبتنی بر فاکتورهای است که هریک به نوبه خود تشکیل دهنده عناصر اقتدار و اعتبار حکومت هستند. بدین معنا که حکومت در حالی وارد مذاکرات صلح شده است که:
1- حل چالشهای پسا انتخابات: در نفس خود، توافق سیاسی (پس از بروز چالشهای انتخابات)، که رضایت دو تیم رقیب انتخاباتی به صورت رضایت مندانه حاصل شده است یک دست آورد بزرگ برای حکومت و بازیگران سیاسی افغانستان است. زیرا حل بحران انتخاباتی به شکل رضایت مندانه در کشوری که انواع شکافهای فعال و نیمه فعال را در خود دارد؛ و از این رهگذر هرلحظه آبستن حوادث پیش بینی نشده است برای مردم و جریانهای سیاسی افغانستان، نشان از ظرفیت آنها دارند. بدان معنا که در دل تک تک شهروندان اعتماد به ظرفیت و توانای حکومت و جریانهای همسو باحکومت ایجاد شده است که میتواند موضوعات اختلافی را به صورت دموکراتیک و با استفاده از ساز و کارهای دموکراتیک به یک سرانجامی که معطوف به منافع کلان ملی باشد ختم نماند و کشتی طوفان زده و متلاطم کشور را به یک ساحل نسبتا آرام برساند.
2- لویه جرگه های مشورتی: پروسه مذاکرات صلح، یک پروسه کلان ملی و چند وجهی است. که طرفهای زیادی در آن دخیل و تأثیر گذار است. این پروسه تلاش دارد به بحرانی نقطه پایان بگذارد که از یک طرف ریشه در چهار دهه بحران و منازعه و ستیز دارد. از طرفی دیگر دستهای زیادی ، اعم از داخلی و منطقهای و بین المللی، در تداوم و شعله ور نگهداشتن آن دخالت دارند و به شکلی از اشکال خودشان را در این بحران ذی نفع میدانند.
تردیدی نیست که این بحران دردها و رنجهای زیادی را به اقشار مختلف جامعه وارد کرده است. از این رو نمیتوان بدون ملاحظه و رسیدگی به وضعیت حقوقی این همه آلام و مصیبت برجا مانده، به این مسأله نقطه پایان گذاشت. پیشبرد مذاکرات صلح و وارد شدن به گفتگوهای صلح، کاری نیست که مجموعه حکومت و یا هر نهاد دیگر به تنهایی از عهده آن برآید و یا حق رسیدگی به آن را داشته باشد. نباید فراموش کرد که در این پروسه، طرف اصلی مردم است. چراکه در نظامهای دموکراتیک، تصمیم گیرنده اصلی در مسایل کلان و حیاتی که مربوط به سرنوشت جامعه باشد؛ مردم است. اگر هم حکومت وارد گفتگو می شود باید از طرف آحاد مردم صلاحیت کامل داشته باشد. لذا به همین خاطر رهبران حکومت افغانستان لویه جرگه های مشورتی را در اپریل 2019 با هدف تعیین چارچوب مذاکرات صلح با طالبان و نیز در اگست 2020 به منظور تصمیم درباره تعیین سرنوشت چهارصد زندانی خطر ناک طالبان دایر کردند.  در این دولویه جرگه، نمایندگان مردم، جامعه مدنی، احزاب، متنفذین قومی و .... بااتفاق آراء صلاحیت تصمیم گیری و پیشبرد مذاکرات صلح با طالبان و نیز تصمیم گیری به رهایی تعداد باقی مانده زندانیان طالبان؛ به حکومت دادند و خواستار شروع مذاکرات و برقراری آتش بس شدند.
3- توافق گروه های سیاسی، مدنی و حکومت روی خطوط قرمز: واضح  است که رفتن به پشت میز مذاکره، نیاز به فراهم شدن یکسری اصول و شرایطی دارد. شاید از اساسی ترین پیش شرط وارد شدن در مذاکرات صلح و رسیدن به صلح عزت مندانه، اجماع جریان های سیاسی و تأثیر گذار روی اصول و خطوط قرمز و همراهی آنها با حکومت باشند. از این روی همان گونه که همه شاهد هستیم. با وجود که اختلاف دیدگاه در بین جریانهای سیاسی با یکدیگر، و جریان های سیاسی باحکومت که در روش و اولویتهای انجام مذاکرات وجود دارد؛ ولی تعریف و نگاه شان به خطوط قرمز، یکسان است. از این زاویه همه جریانهای سیاسی و اقشار مختلف جامعه تأکید برحفظ دست آوردهای دو دهه جان فشانی نیروهای امنیتی و تحمل رنج و آمال مردم دارد؛ که به پای نظام مبتنی بر مردم سالاری، جمهوریت، حقوق و آزادیهای اساسی، حقوق شهروندی و حقوق اقلیتهای قومی، مذهبی، آزادی بیان، آزادی رسانه و حقوق زنان هزینه کرده است. این متغیرها در حقیقت مخرج مشترک خواست همه گروه و جریان های سیاسی است.    
4- جامعیت تیم مذاکره کننده: یکی از موارد که گروه طالبان و دیگر جریان های رقیب حکومت افغانستان هموار رویش مانور میدادند و به عنوان نقطه ضعف از آن یاد میکردند، تشکیل تیم مذاکره کننده بود. بدان معنا که آنان مدعی بودند که دولت از اعتبار ملی لازم برخوردار نیست که بتواند تیمی را برای مذاکره صلح با طالبان معرفی کند که از همه اقشار و گروه های سیاسی و اقوام و ... نمایندگی نماید. اما برخلاف انتظار و ذهنیت سازی که صورت گرفت، اکنون شاهدیم که تیم مذاکره کننده از آدرس حکومت، دارای بهترین جامعیت ممکن و آینه تمام نمای کتله های مختلف جامعه است که در جای خود یک امتیار بزرگ و نقطه مثبت حکومت افغانستان است. در واقع نشان دهنده ظرفیت و توانایی بالای حکومت در امر رهبری و مدیریت پروسه های کلان ملی است.
5-مورال بالای نیروهای امنیتی: قدرت نظامی در میدان های نبرد، در طول تاریخ دیپلماسی، از مهم ترین ابزار چانه زنی، قرار دادن در موضع برتر و امتیاز گیری در پشت میز مذاکره بوده است. نیروهای امنیتی افغانستان پس از سال 2014 که مسئولیتهای جنگی و ... از نیروهای بین المللی و ناتو به طور مستقیم تحویل گرفته؛ دست آوردهای خوبی در عرصههای مختلف داشته است. این دست آوردها هم شامل تجربه های جنگی است و هم آموزشی و مدیریتی. در کل کشور ما امروز دارای  یک اردوی آموزش دیده، که از توان رهبری و مدیریت محاربوی در شرایط گوناگون، و در سطح بالا و نیز مجهز به سلاح های پیش رفته و مدرن روز است.
جنگ با نیروهای تروریستی، بسیار متفاوت و پیچیده از جنگ با یک ارتش منظم است. ولی با همه مشکلات، اردوی و تمام نیروهای امنیتی ما این افتخار را دارد که با اتکا به توانای و روحیه ملی و میهن پرستی شان نشان داده است که از پس هر نوع شرایطی نظامی و جنگی بر می آیند. این یک نقطه بسیار اطمینان بخش برای دولت مردان و تیم مذاکره کننده است که در مقابل زیاده طلبی و خواستههای غیر منطقی رقیب کوچک ترین تزلزل در موضع خود که همانا پاسداری و صیانت از خون شهدا و دست آوردهای دو دهه می باشد نشان ندهد.

دیدگاه شما