صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱۵ اسد ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افغانستان در ارزیابی راهبردی چین

-

افغانستان در ارزیابی راهبردی چین

پسازاین که موضوع خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان قطعی شد، آینده این کشور بیشازپیش در هاله ابهام قرار گرفت. ازآنجاییکه چین یکی از همسایههای مهم افغانستان است و در این کشور منافعی زیادی برای خود متصور است، نوع نگاه خود را در قبال آینده این کشور چگونه ترسیم کرده است؟
پس از یازدهم سپتامبر 2001 حضور نظامی آمریکا در افغانستان برای چین معمای سیاسی-امنیتی خلق کرده است. پکن ازیکطرف به حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان بهعنوان تهدید جدی نگاه میکند و از سوی دیگر حضور آمریکا در افغانستان باعث به میان آمدن امنیت نسبی در این کشور شده است و چین از این بابت سود برده است و این حضور تا حدودی توانسته است جلو گسترش گروههای تروریستی ضد چینی را در افغانستان بگیرد. با توجه به این معما، پکن خواستار خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان است اما درعینحال تأکید میکند که این خروج نباید غیرمسئولانه باشد (افغانستان به حال خودش رها نشود) تا در افغانستان از شکلگیری خلأ قدرت و بیثباتسازی کل منطقه جلوگیری شود. واقعیت امر این است که تصمیم به خروج سربازان آمریکایی با توجه به منافع واشنگتن اتخاذشده است نه پکن. ازاینرو چین مجبور است که در قبال اقدامات آمریکا رویکرد فعال در پیش بگیرد.
ایالاتمتحده و طالبان توافقنامه صلح دوحه را به تاریخ 29 فبروری 2020 به امضا رسانیدند. امضای این توافقنامه برای ایالاتمتحده خوشبینیهایی را به وجود آورده است اما پکن در قبال این توافقنامه بی اشتیاق بوده است زیرا پکن در قبال مذاکرات بین الافغانی نگاه تردیدآمیز دارد. پکن معتقد است که توافقنامه صلح آمریکا و طالبان نهتنها به برقراری صلح در افغانستان منجر نخواهد شد بلکه بیثباتی بیشتری در پی خواهد آورد که درنهایت لازم میشود بدیلهای چندجانبه به شمول عملیات حفظ صلح ملل متحد در افغانستان به کار گرفته شود تا از وخامت بیشتر جلوگیری شود.

افغانستان در نگاه تاریخی چین
بزرگترین منفعت سیاسی چین در قبال افغانستان، برقرار بودن ثبات در سیاسی در این کشور است. آشوب در افغانستان ازنظر چین به معنای تشدید بنیادگرایی اسلامی است که این موضوع باعث افزایش تهدیدات در داخل چین بهخصوص ناحیه سین کیانگ میشود. رویکرد چین در قبال افغانستان هر چیزی بوده میتواند غیر از نگاه توسعهطلبانه پکن در این کشور. چین ترجیحاً خواهان حکومت باثبات و دارای کارکرد لازم در افغانستان است و از سوی دیگر توقع دارد که این کشور در میان قدرتهای منطقهای و جهانی بیطرفی اختیار نماید. چین شاهد بوده است که بریتانیا، شوروی و اخیراً آمریکا در باتلاق افغانستان گرفتارشدهاند و این موضوع محرز شده است که افغانستان گورستان امپراتوریها و قدرتهای بزرگ بوده است. چین بهطور سنتی باورمند است که نباید بهصورت جدی در امور افغانستان خود را درگیر نماید.
چین در قبال حضور آمریکا در افغانستان نگاه متناقض داشته است که هم بعد مثبت دارد و هم بعد منفی. در نگاه منفی، تهاجم آمریکا به افغانستان در حقیقت محدودسازی چین در اوراسیا است. از سوی دیگر پکن، نبرد آمریکا با طالبان را غیرمسئولانه میداند که این کار باعث بیثباتی افغانستان شده است. پس از یازدهم سپتامبر 2001 نبرد با ترور باعث گسترش بنیادگرایی اسلامی در کل منطقه شده است و ناحیه شمال غربی چین منطقه خودمختار سین کیانگ از این ناحیه متأثر شده است. در نگاه مثبت پکن، گرفتاری آمریکا در دو جنگ (افغانستان و عراق) برای پکن بهترین اتفاقاتی بوده است که پس از جنگ سرد رخدادهاست. این جنگهای آمریکا، برای چین دریچهای بهسوی فرصتهای استراتژیک گشوده است تا در یک دهه این کشور خود را از هر لحاظ تقویت نماید. درحالیکه آمریکا در باتلاق این جنگها گرفتارشده بود و تریلیون ها دالر در افغانستان و عراق به مصرف رسانید. آمریکا درنبرد با ترور حمایت لفظی پکن را نیاز داشت و این بهترین فرصتی شد برای چین تا در قالب نبرد جهانی علیه ترور، اقدامات خود را در قبال اویغورهای سین کیانگ توجیه نماید.
افغانستان به لحاظ اقتصادی برای چین هیچگاه یک اولویت نبوده است. حتی درزمانی که پکن استراتژی رو به گسترش را قبلاً در ذیل یک جاده یک کمربند در پیشگرفته بود و کمپانیهای چینی به دنبال سرمایهگذاری و فرصتیابی در سراسر جهان بودند، تعداد کم از این کمپانیها حاضر شدند که در افغانستان به دنبال منفعت باشند. معدن مس عینک در 2008 و اکتشاف نفتی دریای آمو در 2011 ازجمله استثنا آت به شمار میرود.
امیدها مبنی بر سود وسیع در سرمایهگذاری افغانستان بهسوی باد هوا رفت زیرا با بدتر شدن اوضاع امنیتی، تمامی پروژههای عمده مجبور شدند که توقف یابند. هرچند در روایتهای رسمی تلاش صورت گرفته است که افغانستان را بهعنوان یک عنصر کلیدی و مهم در طرح یک جاده یک کمربند جلوه دهد اما سرمایهگذاری چین در افغانستان حداقلی بوده است که این سرمایهگذاری در سال 2016 به 2.2 میلیون دالر میرسید و در ختم سال 2017 تمامی مالالتجاره به 400 میلیون دالر میرسید. از سوی دیگر این مسأله در پاکستان کاملاً برعکس است. سرمایهگذاری چین در 2018-2017 به 1.58 میلیارد دالر میرسد که مجموع سرمایه مالالتجاره در آنجا به 5.7 دالر بالغ میشد.
یکی از دلایل که باعث شده است روابط اقتصادی پکن و کابل سرد و کمجان باشد، موضوع ناامنی در افغانستان است. خروج سربازان آمریکایی از افغانستان هنوز هم ابهام امنیتی را در این کشور افزایش میدهد. از زمانی که مذاکرات صلح دوام داشته است، پکن بهصورت جدی گوشبهزنگ شرایط امنیتی و خلأ ناشی از خروج نیروهای آمریکایی بوده است. چین نگران تشدید شورشها و خشونتها پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان است. اینکه چه تعداد سرباز آمریکایی در افغانستان باقی بماند، از تصمیمگیری پکن خارج است. پس از خروج نیروهای آمریکایی، پکن تلاش خواهد نمود کمکهای توسعهای، دیپلماسی، ارتقای ظرفیت و کمکهای نظامی خود را در قبال افغانستان افزایش دهد و حتی با خروج کامل نیروهای آمریکایی از این کشور، دست به مداخله بزند و تلاشها و سرمایهگذاریهای را برای ثبات بخشی افغانستان در پیش بگیرد. چین در قبال این مسأله نگاه تردیدآمیز دارد که ایالاتمتحده نفوذ و حضور خود را که برای آن کشور بسیار هزینه داشته است، در افغانستان کاملاً ترک نماید. درنهایت ثمره جنگ درازمدت (نوزدهساله) آمریکا در افغانستان حضور تعداد محدود سربازان آمریکایی خواهد بود.

ادامه دارد...

دیدگاه شما