صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۲۴ اسد ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ضرورت و بایسته های صلح ازمنظرحقوق بین الملل

-

ضرورت و بایسته های صلح ازمنظرحقوق بین الملل

در آمد:صلح درمفهوم کلاسیک خود،به نبود جنگ تعبیر شده که اکه امروزه به آن صلح منفی گفته می شود. منشور ملل متحد همین گونه از صلح را ارج نهاده و مهم ترین هدف سازمان را به صراحت در بند 1 ماده1،حفظ صلح و امنیت بین المللی قرار داده است و شورای امنیت نیز با اختیاراتی کم نظیردر جهت اعتلای این هدف مجهزشده است. ازسوی دیگر،بند3 ماده2 منشوراز کلیه اعتلای این هدف مجهز شده است. از سوری دیگر،بند 3 ماده 2 منشور از کلیه اعضاءملل متحد می خواهد که اختلافات خود را با توسل به شیوه های مسالمت آمیزی حل و فصل کنند که صلح و امنیت بین المللی و عدالت را به خطر نیفکنند.از سال 1945 و تاسیس سازمان ملل متحد به این طرف، آنچه به عنوان حقوق بین الملل مدرن در دانشگاه ها و از جمله در نظام آکاد میک طرح کردیده ازمهم ترین آن مقوله صلح می باشد.
اهمیت صلح: منظور از حقوق بین الملل در اینجا،به ویژه ساختار حقوقی و هنجاری منبعث از منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر است که شاید بتوان کفت،مورد اول ساحتاری کاملا پوزیتیویستی و مررد دوم بنیانی به غایت ناتورالیستی را عرضه می کند هرچند آموزش حقوق بین الملل در اوایل با رویکرد عمدتا پوزیتویستی در مجامع بین المللی مطرح بود که در این اواخربا رویکرد حقوق طبیعی مورد بحث قرارمی گیرد.
صلح مثبت و پایدار   دررا بطه با مفهوم صلح تعا ریف گو نا گو نی ارئه شده است و می توان بیان داشت که سبقه این مفهوم در شرق و غرب تا حدودی متفاوت از یکدیگر است در غرب،مفهوم صلح با تأکیدبر نبود خشونت معنا می شود ( صلح منفی) در حالی که تعاریف شرقی بر حضور برخی شرایط جهت تحقق صلح تأکید دارند ( صلح مثبت)همچون تعادل،هارمونی،پایداری درک جهانی از صلح مستلزم تجمیع این دوبرداشت از صلح خواهد بود. رویکرد جدید در مطا لعات حقوق بین الملل نیز باید مبتنی بر چنین دید گاهی باشد و از صلح منفی فراتر رود راه صلح مثبت گام بردارد؛ صلح مثبت در یک تعریفساده، عبارت است از احترام به حقوق بشر و عدالت و پر هیزاز خشونت در روابط بین الملل اعم از خشونت ساختاری یا خشونت مستقیم که علاوه بر جنگ ونزاع،شامل بی عدالتی،فقر،توسعه نیا فتگی، آسیب به محیط زیست، عدم بردباری و .... می شود. صلح مثبت دراین مقام محقق نخواهد شد،مگراز مجرای فرهنگ سازی برای صلح و آموزش اجتماعی از یک سوو تقویت هنجاری های بین المللی ازسوی دیگر . نظام آموزش حقوق بین الملل در هر دوزمینه باید متحول شود تا اولا حقوقدانانی در این نظام تربیت شوند که مقوله صلح مثبت را به عنوان زیر بنایی برای دستیابی به همکاری و همبستگی بین المللی قلمداد کنند و ثانیا، با رهیافتی متفاوت در جهت نهاد دینه سازی هنجار هایی گام بر دارندکه پایداری نظام بین المللی مبتنی بر صلح مثبت را میسر نماید.
انسان محوری وامنیت انسانی: قدمای حقوق بین الملل،این شاخه از علم حقوق را به مجموعه مقررات و موازینی تعبیر می کردند که باری سامان دادن به روارط بین المللی دولت ها بنیان نهاده شده است به همین دلیل،حقوقبین الملل نیزبیش ازهر چیز از نظرات و رویه دولت ها تبعیت می کرد وآنها بودند که با اراده خود مقرارات حقوق بین الملل اعم از مقررات عرفی یا قراردادی را شکل می دادند. بدهی است که در این میان،آنچه در راس هرم قرار می گیرد، تضمین منافع دولت ها و در صدر آن امنیت آنهاست.امنیت در این سیاق، به معنای تضمین منافع محض دولت ها در مقابل سایر دولت-هاو حتی ملت هاست که در والا ترین شکل آن به رهایی ازجنگ تشبیه شده که در بند4 ماده 2 منشور ونیز آن چنان که دیوان بین المللی داد گستری درقضیه سکوهای نفتی بیان می کند،درچهارچوب هنجاری عرفی مقررشده است. بنا براین،شاخصه ویژه این نظام حقوقی، حاکمیت مطلق دولت درسرزمین تحت کنترل آنهاست.

الزامات حقوق بشری برای کنش گران بین المللی
رویکرد متفاوت به حقویق بین الملل به عنوان حقوق جامعه بین المللی، دو پیامد ناگزیررا به همراه دارد: الف)هنجار سازی در زمینه حقوق بشر: پیش برد و تشویق احترام به حقوق بشرو آزادی های اساسی برای همگان، در بند 3 ماده1 منشورملل متحد مورد توجه قرارگرفت تا این نهاد بین المللی دراین حوزه نیز نقش آفرینی کند. ب) الزام همگان به مراعات حقوق بشر: اگر حقوق بین الملل، حقوق جامعه بین المللی است و اگر جامعه بین المللی علاوه بر دولت ها،شامل سایر کنش گران عرصه بین المللی نیز  می شود، بدیهی است که موازین حتمی و قطعی حقوق بین_الملل و از جمله موازین بین المللی حقوق بشر دوستانه، تنها متضمن تکالیف و تعهداتی برای دولت ها هستند،بلکه سایر بازیگران درجامعه بین المللی را نیز دربر می گیرند.

تلاش برای نهادینه سازی صلح پایدار
در حقوق بین الملل برخاسته ازمنشور،ممنوعیت توسل به زورکه در بند4 ماده 2آمده، دستاوردی بس سترگ به حساب می-آید،همچنین بالندگی حقوق بین بشر دوستانه وجهان شمولی که رفتار متخاصمین در جنگ را تنظیم می کنند، ازبرگهای زرین تمدن نوین بشری محسوب می شو ند. نظامات حقوقی در دهه های گذشته، پیشرفت قابل توجهی داشته اند و از حیث هنجاری،به قواعد جهانی بدل شده اند که همگان باید از آنها تبعیت کنند.

صلح سازی به جای صلح بازی
در آموزش حقوق بین الملل منبعث از منشور،همواره حسرت می خوریم که چرا دولت ها به تعهد خود وفق ماده 43 منشورعمل نکرده اندو نیرو های نظامی خودرا در اختیار ملل متحد نگذاشته اند تا این سازمان بین المللی بتواند به درستی به اهداف و اصول خود نائل شود. همچنین،همواره نیروهای حافظ صلح ملل متحد،دولت  های تأمین کننده نیرو و دول تأمین کننده بودجه کلاه آبی ها راشاید به درستی ارج می نهیم که در بزنگاههای تاریخی برای پاسداری از صلح به چهر گوشه جهان مدد رسانده اند. امروزه که در کشور ما افغانستان بحث صلح مطرح است به راستی مصداق همین عنوان نمی باشد که بیشتر جنبه بازی با این مقوله حیاتی را دارد حکومت تمام راههای ممکن را که به صلح برسد یکی پس از دیگری دارد می پیماید اما طرف مقابل طالبان هرروز از این مردم قربانی می گیرد و حامیان این گروه هم از این آب گل آلوده استفاده بهینه را می برد و این رویه با معیار های جهانی و بین المللی ساز گاری ندارد، تا زمانی که یک راهکاری معقول ومنطقی سنجیده نشود و باور به پروژه پیدانشود این راه به سرمنزل نخواهد رسید.

حق برصلح
در آموزه های حقوق بین الملل از دوران کلاسیک تا کنون، همواره صلح مورد تقدیر و چه بسا تقدیس بوده است و علما و اندیشمندان علم حقوق بین الملل،راهیان تتبع و اندیشه ورزی در این مسیر را ترغیب می نمودند تا طریقی برای رسیدن به صلح ارئه دهند
همبستگی بین المللی پیده های همچون تغییرات آب هوا، گرمایش جهانی، بیماری های واگیردار مانندایدز و ابولا،فقر و گرسنگی،کم آبی، نابودی جنگل ها، مها جرت بی رویه، تروریسم،پوپولسیموو....،تمدن بشر را با چالش های جدی مواجه کرده اندو در این میان،گزافه نیست اگرگفته شودکه حقوق بین الملل باید را هکارهایی را برای برون رفت ازاین مصائب ارئه دهد.
نتیجه:
در یک نگاه کلی می توان گفت،درچهار چوب آموزش حقوق بین الملل مفهوم صلح نیازمند با ز تعریف است و تغییر دیدگاه نسبت به دامنه این مفهوم می تواند گستره وسیعی را در مقابل این رشته قرار دهدظرفیت هایی که در غیر این صورت مغمفول می مانند . این تغییر نگرش مستلزم انسانی شدن نگرش به حقوق بین الملل و خروج آن از محدوده روابط میان دولت هاست. توجه بیشتر به حقوق بشر می تواند نقش بسزایی در این راه ایفاءنماید.چنانچه تحقق صلح در مفهوم جامع آن در زمینه حقوق بین الملل تبیین گردد، زمینه برای آموزش در باره صلح نیز هموار می شود؛ ضمن تو جه به اینکه آموزش برای صلح توجه به شکل رانیز به دنبال دارد .در اصلاح ساختار حقوق بین الملل ظرف و مظروف باید هردو به یک میزان مورد بررسی قرار بگیرند و مفاهیم پشتوانه آنها باز تعریف شوند تا آمورشی صلح مدار در این عرصه را شاهد باشیم.

دیدگاه شما