صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۱۴ اسد ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

از مأموریت مبارزه با تروریسم در افغانستان تا کمپ دیوید - بخش ششم

-

از مأموریت مبارزه با تروریسم در افغانستان تا کمپ دیوید - بخش ششم

من خوشحالتر از این بوده نمیتوانستم که اکنون در اتاق بسیار آرام و امن در اروپای شرقی هستم نه در واشنگتن که از نزدیک این حرفهای ترامپ را بشنوم. ترامپ پرسید پنس شما چه فکر میکنید؟ پنس جواب داد که ما باید جوانب این تصمیم را ارزیابی نماییم. آنها (طالبان) در کشتار و سرکوب مردم دست دارند. آنها واقعا عوضشدهاند؟ ترامپ سپس به نوه بیلی گراهام اشاره کرد که در افغانستان خدمت نظامی کرده است و او گفته است که ما در افغانستان قلمرو طالبان را در کنترل خود گرفتهایم. ترامپ از دنفورد پرسید او (نوه گراهام) چرا فقط یک تورن است؟ سپس بحث ما در مورد اینکه کنگره در مورد خروج ما از افغانستان چه اقدامی خواهد کرد و موقف ما در قبال دو انتخابات (پارلمانی و ریاست جمهوری افغانستان) چه خواهد بود ادامه یافت، هرچند ترامپ نیمنگاهی به غنی داشت.
ترامپ گفت من غنی را اینجا میخواهم و به همین ترتیب طالبان را. قبل از امضا شدن موافقتنامه باید این کار شود. من میخواهم پیشامضای توافق نامه باید با آنها در اینجا ملاقات کنم و نه از طریق تلفن. سپس خلیلزاد گفت آنها (طالبان-غنی) عاشق آمدن به اینجا هستند. ترامپ از من پرسید جان نظرت چیست؟
حس ششم من میگفت این نشست میتواند جلو توافقنامه مرگبار را بگیرد و در همین حال دولت افغانستان و طالبان مصروف نبرد قدرت هستند و حداقل بسیار زمان خواهد گرفت تا جناحهای افغانی بتوانند موقفشان را معلوم نمایند. این میتواند برای ما زمان فراهم نماید تا راجع به راه های بدیل فکر کنیم. من گفتم درست است من موافقم. گفتم پیشازاین که طالبان با شما گفتگو کنند آنها با اشخاص قدرتمند (چهرههای جهانی در منطقه) ملاقات داشتهاند. ترامپ گفت درست است.
این تنها ترامپ است که میتواند متقاعد شود بهعنوان رئیسجمهور ایالاتمتحده با چنین آدمکشهای ملاقات کند. او گفت پمپئو مسئول تنظیم این کار است. ممکن آنها نیایند. پمپئو گفت ما باید در این مورد فکر کنیم.
پنس پرسید آیا شما اول با غنی دیدار میکنید؟ ترامپ گفت من در صورتی اول با او دیدار میکنم که او واقف باشد که بعداً با طالبان ملاقات دارم. ترامپ گفت ما باید فوراً تعداد سربازان خود را کاهش دهیم. هیچکس از دیدگاه او حمایت نکرد مگر خلیلزاد. رویکرد ما این نیست که ازآنجا خارج شویم. اول با غنی دیدار میکنم. ممکن طالبان تمایل پیدا کنند که به خاطر گفتگوهای صلح با ترامپ دیدار کنند. من از راه دور حس کردم پمپئو و بقیه در اتاق که باهم جمع بودند در قبال دیدگاه رئیسجمهور موقف سردتر گرفته است (این حدس من را بعداً کوپرمن تأیید کرد). پنس گفت باید با غنی و دیگران در حکومت افغانستان ملاقات شود. رئیسجمهور موافق بود و گفت بله پیش از دیدار طالبان، با آنها ملاقات میکنم.
ترامپ داشت آماده میشد تا آنجا را ترک کند. من پرسیدم مسأله اوکراین چه میشود؟ گفتگو در این مورد ادامه یافت که بعداً در فصل دیگر مشرح به آن خواهم پرداخت.
بعدازاین که ترامپ درخواست ملاقات با طالبان را مطرح نمود، من اینگونه نتیجهگیری نمودم که او میخواهد برای امضا کردن توافقنامه پمپئو-خلیلزاد بدیل داشته باشد. درست است که او کاملاً با دیدگاه من همسو نبود که موافقتنامه امضا نشود اما او میدانست که با امضای این موافقتنامه خود را در معرض خطرات سیاسی قرار میدهد. او با آزمون دشوار رو در رو قرار گرفته بود و برای اینکه در معما گیر نیافتد مجبور بود گزینهای پیدا کند تا بتواند نقش درخشندهتر بازی نماید. چه میتوانست اشتباه باشد؟ نبرد هنوز ادامه دارد.
کوپرمن از زبان دان والش معاون مُلوانی روز پنجشنبه فردای روز کارگر شنیده بود که ترامپ گفته است که میخواهد با غنی و طالبان نشست را در کمپ دیوید برگزار نماید. من این گونه فکر میکردم که موضوع انتقال رهبران طالبان با پیچیدگی روبرو خواهد بود و این مسأله میتواند گفتگوی ترامپ با آنها را به تأخیر بیندازد. در ذهنم خطور نکرده بود که شاید رهبران طالبان احساس خطر کنند و این ملاقات را بهعنوان یک دام تلقی کنند و کلاً این موضوع را رد نمایند. وقتی ترامپ اشاره کرد که این ملاقات در کمپ دیوید صورت میگیرد، من کاملاً دلسرد شدم. من نه طرفدار این ملاقات بودم و نه طرفدار امضا شدن این موافقتنامه؛ ولی اکنون میدیدم که هردواش انجام میشود. روز پنجم سپتامبر مُلوانی قبل از ساعت هشت صبح به دفترم آمد و گفت تمامکارها ردیف شده است. او گفت میخواهد روز شنبه به همراه ترامپ به کمپ دیوید برود و من و بقیه افراد (پمپئو، اسپر، دنفورد و خلیلزاد) روز یکشنبه به آنجا برویم. پمپئو مسأله سفر طالبان را ترتیب مینمود و قطریها پرواز آن آدمکشها را به عهده گرفته بودند. پمپئو احساس کرده بود که طرفداری یکدنده از موافقتنامه میتواند برای او خطر سیاسی به همراه داشته باشد و از همین رو کوشش میکرد این نشست برگزار شود. والش نگران موضوع امنیتی این نشست بود زیرا ازیکطرف زمان کم برای برگزاری نشست باقیمانده بود و از سوی دیگر او نگران بود که اقدامات شدید میتواند از سوی طالبان بهعنوان بی احترامی و رویکرد تهاجمی تلقی شود و در همین حال ترامپ تصمیم خود را گرفته بود که باید این نشست دایر شود. من به همراه کوپرمن، والش و مُلوانی به این نتیجه رسیده بودیم که پنس نباید به کمپ دیوید برود. در اینجا مسائلی زیادی هست که نمیتوانم همهاش را شرح دهم. آنچه میان همه اعضای جناح راست بهعنوان یک اتفاقنظر بود مسأله عدم شور و اشتیاق در قبال برگزاری این نشست بود.
در میان این بگومگوها قرار داشتیم که گزارش رسید که طالبان در کابل حمله انتحاری نموده است که در آن دوازده نفر به شمول یک سرباز آمریکایی و یک سرباز رومانیایی کشته و تعدادی زخمی شدهاند. در همان اواخر بود که تحرکات ایران در افغانستان افزایشیافته بود و این میتوانست کار طالبان و ایران باشد. ساعت نه صبح بود که مُلوانی به دفترم آمد و گفت اگر ترامپ سنج من دقیق گفته باشد میتوانم بگویم که حداقل بیست درصد این امکان وجود دارد که ترامپ این نشست را لغو کند. ترامپ فوراً بیان داشت که مانمی توانیم این نشست را برگزار نماییم و این بیشتر از حدس بیستدرصدی بود. من گفتم زیاد دیر نشده است و ترامپ میتواند با غنی و طالبان نشست خود را برگزار نماید و این فرصتی است که از یک توافق نادرست جلوگیری شود. هرچند هیچکس بیرون از اداره ما نمیدانست که با طالبان نشست برگزار میشود اما این تفسیرها قوت گرفته بود که توافق با طالبان میتواند چقدر بد باشد. این نشست حداقل میتوانست امضای توافقنامه را به تأخیر بیندازد و یا حتی تمام توافقنامه را از دور خارج نماید. قرار بود این نشست در هشتم سپتامبر برگزار شود که دقیقاً سه روز قبل از سالگرد حمله القاعده با پشتیبانی طالبان به آمریکا است و هیچکسی نمیخواهد این نشست را نادیده بگیرد.
من و مُلوانی توافق کردیم که در اولین فرصت باید ترامپ را ببینیم. ساعت یازده و چهلوپنج دقیقه بود رفتیم به دفتر بیضیشکل که در آنجا پمپئو و حتی منوچِن (وزیر دارایی آمریکا) در آنجا حضور داشت و پیشازاین که بنشینیم ترامپ گفت نشست برگزار نمیشود.
ادامه دارد...

دیدگاه شما