صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

شنبه ۱۵ قوس ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

پیام معنا دار عمران خان به رهبران افغان

-

پیام معنا دار عمران خان به رهبران افغان

اتحاد و همدلی در کشورهای پسامنازعه تنها مسیر پیمودن به سمت توسعه و ثبات میباشد، تاریخ کشور ما گویای واقعیتهای تلخ و وضعیتهای دشواری بوده است که عموم آن به یک امر مهم بر میگردد که همانا عدم اتحاد و همدلی بر محور منافع ملی میباشد؛ لذا در اکثر مقاطع زمانی این اصل توسط سردمداران رعایت نگردیده است؛ نتیجه همان بود که جنگهای چهل ساله، منجر به تخریب زیر بناها گردید، کشور را از حالت زیست و زندگی مسالمت آمیز به تنور داغ جنگ مبدل نموده و انبوه مشکلات بر شانههای مردم افغانستان تحمیل گردید. جنگهای تحمیلی چندین ساله حد اقل از زمان حضور ارتش سرخ تا کنون بر علاوه اینکه جنبههای داخلی داشته است؛ عوامل خارجی آن نیز نمیتوان نا دیده انگاشت و ریشهی مستحکم آن در کشور پاکستان بوده است که همواره به عنوان پناهگاه و مامن امن ناراضیان مسلح دولت افغانستان بستر مناسبی به این گروهها و اشخاص ایجاد نموده است.
اکنون که بحث مذاکرات صلح بین الافغانی بیش از هر زمان دیگر جدی شده است نگرانیهای سردمداران پاکستانی را بیش از قبل بر انگیخته است، به یاد داریم که از آوان آغاز این مذاکرات تا کنون که بیش از یکسال میگذرد، عمران خان صدر اعظم این کشور در بحبوحهی نتیجه گیری صلح، با پیامهای مداخله آمیز صریحا نگرانیهایش را از تریبونهای مختلف بیان نموده است، اینبار؛ اما این نگرانیها جدی تر و عمیق تر از قبل میباشد، وی با «شهید» خطاب کردن بن لادن به صورت مقنح و واضح بیان داشت که این کشور به راحتی از حمایت تروریزم دست بردار نبوده؛ بلکه با استفاده از آنان منافع و مداخلات دراز مدت شان در حکومت احتمالی آینده افغانستان را تعقیب مینمایند، با توجه به اینکه بن لادن طراح حملات تروریستی گوناگون بر علیه منافع غرب و کشورهای اسلامی بود که مشهور ترین آن حمله به ساختمان تجارت جهانی میباشد و آمریکا بعد از این حمله طرح مخاصمه و جنگ با طالبان را به دلیل حمایت شان از القاعده برگزید؛ اما به نظر میرسد که با توجه به مشکلات داخلی آمریکا و عدم یکپارچگی و اتحاد در میان سیاسیون افغان، مقامات پاکستان جرأت بیشتری یافته است که بسیار صریح دشمن آمریکا و قاتل هزاران افغان را شهید میکند.
در مورد ابعاد و زوایای جنایات بن لادن همه به اندازه کافی معلومات داریم؛ لذا لازم به نظر نمیرسد که پیرامون آن مجددا بحث صورت گیرد؛ آنچه از همه مهمتر میباشد که باید با جزئیات بیشتر به آن نگریست نگرانیها، پیامها و اظهارات مکرر آقای خان پیرامون مسائل جنگ و صلح افغانستان میباشد، با توجه به اینکه کشور پاکستان با عملکردهایش در قبال مردم افغانستان موقف خود را بسیار واضح و صریح به معرفی گرفته است؛ لذا نمیتوان از آنان انتظار داشت که منافع ما را بر منافع خود ترجیح دهند، رهبران سیاسی، جامعه مدنی و روشنفکران افغانستان این پیامها و نگرانیهای زعیم ملی پاکستان را به فال نیک گرفته و از آن به عنوان ثقل اتحاد و همبستگی داخلی باید الگو بگیرند، در میدان منازعه و کشمکش همیشه نمیتوان تمام کنشها و حملات دشمن را از زاویه منفی و مضرات آن بررسی کرد؛ گاهی در دل چنین بستر نا هموار، شانسها و فرصتهایی نهفته است که با نگرش معکوس ریز و دقیق میتوان از آن به نفع خود بهره برد. از اظهارات و نگرانیهای مکرر عمران خان چنین بر میآید که حیات سیاسی پاکستان وابسته به نا امنی و تشنج در افغانستان است؛ ورنه پاکستان منهای تروریزم پروری شانس صعود در پلههای سیاست جهانی را دارا نمیباشد؛ بلکه با استفاده از این گروهها بر علیه روابط اقتصادی و سیاسی جهان، برگ برنده را در دستان خود حمل مینمایند؛ لذا برخی کشورهایی که در عرصه سیاستگزاریهای اقتصادی شان در منطقه پیشگام اند به این تکت پاکستانی ناگزیر بها داده و جهت رفع تهدیدات احتمالی پروژههای شان با این کشور سر سازش و تعامل در پیش میگیرند.
بنا براین با توجه به اهمیت زمان، افغانها نگرانیهای عمران خان در قبال صلح را درک نموده  جهت تحکیم اتحاد و همدلی سلایق شخصی را کنار گذاشته و با ترسیم خطوط سرخ نظام و دستاوردهای هجده ساله بر نقطه مرکزی دایره میخکوب شده طالبان را به مذاکره فرا خوانند و به نگرانیهای پاکستان نیز پاسخ قناعت بخش ارائه دهند، جهت تحقق این مهم، لازم به نظر میرسد که سیاسیون و جامعه مدنی از دو جبهه با یک نگاه، نگرش تسلط مابانه پاکستان بالای افغانستان را به بن بست مواجه سازند، این دو جبهه عبارت است از موضعگیری منسجم داخلی علیه روحیه سلطه جویی پاکستان و مورد دوم آن لابیهای بین المللی توسط دانهدرشت ها و فرهنگیان افغان ساکن آمریکا، لذا اکنون به نظر میرسد که کش و قوسهای سیاسی بر سر تصاحب کرسی قدرت در افغانستان، تیغ پاکستانیها را دو لبه ساخته است، اطاق فکر این کشور با شناخت دقیق از روحیهی قدرت طلبی تک تک سیاسیون افغان، مهرههای صفحه سیاست را به گونهی چینش نموده و به بازی میگیرند که مطابق به آن اکثریت سیاسیون افغان با احساس غالب بدگمانی نسبت به همدیگر، در عوض اینکه منافع سطح کلان ملی را در نظر گیرند، نگرانی از جایگاه آینده شان در نظام سیاسی پس از توافق صلح دارند؛ لذا این حربه نه تنها که انسجام افغانها را از درون ضربه زده است؛ بلکه میدان یکه تازی غیر مستقیم پاکستان را هموارتر از قبل ساخته است، جهت رفع این چالش انتظار میرود که رهبران افغان نگرانی دستیابی به قدرت سیاسی آینده را کنار گذاشته و یکپارچه بر علیه روحیه مسلط پاکستان به مبارزه برخیزند؛ زمانیکه پروسه صلح موفقانه بر محور نظام کنونی و با نگاه استراتژیک به یک افغانستان دموکرات رقم بخورد، طبیعی است که هیچ شخصی غیر افغانی نمیتواند در بدنه ساختار سیاسی قدرت را به دست گیرد، سهم در قدرت از آن مردم افغانستان است فقط کمیت و کیفیت آن وابسته به نوع رژیم سیاسی ممکن است متفاوت باشد؛ اما هیچ افغان نمیتواند افغان دیگر را از دایره سیاست و حکومت خارج سازد، البته در صورتیکه نظام کنونی پا برجا باشد؛ بنا بر این لازم و ضروری است که قبل از هر نگرانی باید نگران برجسته شدن نقش پاکستان در کشور بود و همینطور جهت بقای همیشگی سیاسیون، حفظ نظام موجود باید در اولویت برنامههای سیاسی رهبران قرار گیرد.
در عرصه بین المللی: هم اکنون بسیاری از سیاسیون متعلق به نظام کنونی در آمریکا حضور دارند، تدویر جلسه به شمول فعالان مدنی و دانشجویان افغان مقیم آمریکا، مثلث برجستهی لابی گری در این کشور را شکل میدهد، بر میتابد که مقامات دولتی و رهبران سیاسی به آنان گوشزد نماید تا واقعیتهای موجود بر مناسبات افغانستان و پاکستان را در آن کشور لابی گری نموده و به گوش فعالان عرصه مدنیت و سیاسیون آمریکا برسانند؛ به نظر میرسد که لابی گری از دو جهت در آمریکا صورت بگیرد تا دستاورد قابل انتظار را در قبال داشته باشد، سیاسیون افغان ساکن آمریکا با اعضای کنگرس این کشور که یک نهاد مردمی میباشد وارد مذاکره شده، جریان مصالحه و سبوتاژ این پروسه توسط پاکستان را به آنان واضح و مشخص نمایند تا پیامد صلح پاکستان محور را عموم آمریکاییها آگاه شوند، فعالان مدنی و رسانهی نیز با حضور هدفمند و طولانی مدت در رسانههای مطرح آمریکا حاضر شده و با برگزاری سیمینارها و برنامههای فرهنگی، مردم آمریکا را از مداخلات هدفمند پاکستان در پروسه صلح آگاه سازند، تنها به اینصورت است که آنان از خلأ اطلاعاتی و یا رهایی از چنگ اطلاع غلط به معلومات واقع بینانه دست مییابند و نقشههای پاکستان نیز خنثی خواهد گردید؛ بنا براین فعالیت مثمر در این عرصه نیازمند اتحاد و انسجام افغانها است که میتواند ما را از این مقطع حساس تاریخی با موفقیت عبور دهد.

دیدگاه شما