صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۱۵ اسد ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

زنان و اقتصاد افغانستان - بخش دوم

-

زنان و اقتصاد افغانستان - بخش دوم

سرمایه و منابع طبیعی کشور، عوامل تبعی تولیدند، در حالی که انسانها عوامل اصلی هستند که از سرمایه و منابع طبیعی بهره برداری میکنند، سازمانهای  اجتماعی ـ اقتصادی را میسازند و تنظیم کننده جهت توسعه اند.
زنان به عنوان نیمیاز منابع انسانی کارآمد و متخصص میتوانند ارزش افزوده اقتصادی ایجاد نمایند. آنها نه فقط موضوع و هدف هر نوع توسعه ای به شمار میروند بلکه عامل پیشبرد اهداف مهم آن هستند و به کار گرفتن صحیح و مطلوب آنان نه فقط نیل به اهداف توسعه را آسانتر میکند، بلکه از نظر تحقق هدفها، توزیع عادلانه تر درآمدها و افزایش رفاه و سطح زندگی خانوادههای تأثیرات مثبتی ایجاد خواهد کرد. البته بدون دستیابی به مهارتها و دانشها و تکنولوژیهای لازم و استفاده بهینه از آنها، پیشرفت اقتصادی و توسعه امکانپذیر نیست.
بر این اساس در ارتباط با کارآفرینی زنان در اقتصاد به جرأت میتوان گفت که بدون مشارکت زنان در اقتصاد، توسعه و سازندگی ممکن نیست، بخصوص آنکه زنان با تربیت فرزندان «ثروت کار» را در آنان به وجود میآورند. اما امروزه پیچیدگی اقتصاد باعث شده تا داستان فعالیت زنان به اینجا ختم نشود و اقتضائات جامعه ایجاب میکند تا زن به عنوان همکاری در اقتصاد خانواده در کنار وظایف خانه به فعالیتهای اقتصادی در بیرون از منزل بپردازد.
همچنین همه زنانی که به کار تجارت مشغول اند، به رشد ظرفیتهای خود نیاز دارند. بهطور مثال نیازمند برنامههای تجارتی و آشنایی با علم تجارتاند. البته دلیل رویآوردن زنان به شغل تجارت، استقلال اقتصادی آن هاست، مقصد از استقلال اقتصادی زنان بهصورت مشخص توانمندی زنان به دسترسی به امکانات اقتصادی و علاوه بر استقلال در استفاده از درآمد اقتصادی خودشان میباشد. به این مقصد زنان ظرفیت تهیة منابع اقتصادی یا به عبارت دیگر ظرفیت کسب درآمد اقتصادی را داشته و در نحوة مصرف آن نیز خودشان نقش تصمیمگیرنده را دارند.
الزام به مشارکت زنان در عرصههای اقتصادی و اجتماعی برای رسیدن به اهداف اقتصادی ـ اجتماعی در همه جوامع بشری همواره مطرح بوده است، لکن هنوز در جوامع عقب نگه داشته شده و در کشورهای در حال توسعه امکان بروز فرصتهای برابر به زنان داده نشده و در کشورهای پیشرفته نیز زنان مورد بی توجهیها، اهانتهای غیرمستقیم و نهایتاً سوء استفادههای اخلاقی گشته اند.
کشور ما جزء کشورهای در حال توسعه قلمداد میشود که حدود 50 درصد جمعیت آن را زنان تشکیل میدهند. فعالیتهای زنان چه در امور خانه و چه در مشاغل اداری بر کسی پوشیده نیست، لکن به دلیل عدم آگاهی و شناخت کافی در این زمینه بهاء و ارزش کافی به کار زنان داده نمیشود و خصوصاً در مورد کارهای تولیدی و اقتصادی، کار زنان نادیده گرفته میشود. البته با مطالعه و تعمق بیشتر پی خواهیم برد که زنان همپای مردان در طول تاریخ به طور مستقیم (در کارهای دستمزدی بیرون خانه) یا غیرمستقیم (در کارهای غیر دستمزدی خانه) در درآمد خانواده و درآمد ملی مشارکت داشته اند.
این مشارکت اقتصادی تأثير مستقيميروي توسعه اقتصادي و اجتماعي مردم دارد, هر چه يک جامعه بيشتر در فعاليتهاي کارآفريني شرکت کند, سريعتر به توسعه اقتصادي و اجتماعي دست مييابد. بر اساس نتايج تحقيقات نبود استقلال اقتصادي زنان با عواملي چون عرف و رسوم موجود در جامعه ارتباط دارد. به طوري که 58 درصد از زنان نيز اجازه نداشتن از طرف خانوارده را عامل اصلي کار نکردنشان قلمداد ميکنند، در حالي که تنها 26 درصد از زنان مشکلات ناشي از عدم امنيت و 16 درصد مشکلات مراقبت از فرزندان خود را دليل کار نکردن خود بيان کردهاند.
نبود امکانات از ديگر مواردي است که رشد اقتصادي زنان و کار نکردن در بيرون از خانه را در افغانستان تحت تاثیر قرار داده است. در نتيجه بسياري از زنان افغاني به کارهايي مثل سوزندوزي، خياطي و تهيهي لبنيات مشغول شدهاند که اين مشاغل با وجود دقت و انرژي زياد دستمزدي را براي آنان به دنبال ندارد به همين دليل زنان از نظر اقتصادي در مجموع موقعيت ضعيفتري نسبت به مردان دارند. همچنین محدوديتدسترسي دختران به آموزش عالي يکي ديگر از دلايل ناتواني اقتصادي آنان محسوب ميشود. ازدواجهاي زودهنگام دختران، فقر خانوادهها و تبعيض در عرضهي امکانات مساوي ميان فرزندان دختر و پسر از عواملي است که زنان را از فرصتهاي مساوي براي دسترسي به امکانات اقتصادي محروم ميکند.
البته راه اندازی کسب و کارهای خرد مانند؛ پرورش گل و گیاه، پرورش ماهی، یا فعالیتهای خدماتی یا صنایع دستی، بعد از کسب تجربه یا انجام تحقیقات لازم میتواند رونق زیادی به جامعه ببخشد. هم چنین اثرات مثبت روانی زیادی نیز در جامعه دارد. آرامش زنان و مادران در جامعه باعث تربیت نسلی خواهد شد. از طرفی نیز در کارآفرینی تمام فامیلی به نحوی برای موفقیت تلاش جمعی مینمایند که این خود باعث تعاون و همکاری بین فامیلها خواهد شد.
وجود صندوقهای تأمین مالی خرد و حمایت از زنان بخصوص زنان سرپرست خانوادهها باعث رفع بسیاری از مشکلات معیشتی در جامعه و کاهش فقر خواهد شد.
سخن پایانی:
در پایان باید یادآور شد که اهمیت استقلال اقتصادی زنان صرفاً از جهت مادی آن مطرح نیست؛ بلکه زنانی که از استقلال اقتصادی برخورداراند، بهمراتب بیشتر از زنانی که از چنین حق محروماند، توانایی بهرهمندی از سایر حقوق انسانی دارند. آنان در موقعیت مناسبی از نظر تصمیم گیری در امور خانواده قرار دارند و کمتر مورد خشونت قرار میگیرند.
بر این اساس است که نباید این موقعیت اجتماعی-اقتصادی را از زنان گرفت. زیرا یعنی کنار زدن نیمیاز جمعیت فعال در اقتصاد از عرصه کار و فعالیت، بدون توجه به این اصل مهم که رسیدن به سازندگی و شکوفا کردن اقتصادی بدون آنان امکان پذیر نیست. خلاقیت در اقتصاد که توسط مفکوره ریز بین و دقیق زنان میتواند ایجاد شود بهترین عامل از بین بردن فقر در جامعه افغانستان و کمک به توسعه اجتماعی- اقتصادی باشد. همچنین این خلاقیت به عنوان عاملی برای بلوغ اقتصادی خانواده در مدیریت اقتصادی مطلوب باشد. 
همچنین کمک دولت از طریق اجرای پالیسیهای توانمند سازی زنان جامعه و ایجاد فضاهای فعالیت اقتصادی متناسب با زنان افغانستان میتواند به پیشرفت لازم دست یابد.

دیدگاه شما