صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۵ حوت ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

سیستم بانکی در افغانستان؛ اهمیت و کارایی آن

-

سیستم بانکی در افغانستان؛ اهمیت و کارایی آن

به طور عموم، سکتور مالی نقش کلیدی را در تخصیص بهینه منابع مالی یک اقتصاد ایفا میکند. برای این که منابع مالی به طور موثر به کار گرفته شوند، کارایی بانک به یکی از موضوعات مهم برای مدیران و پالیسی سازان مبدل گردیده است. با نظر داشت این گرایش، یکی از اهداف مدیریت بانکها کنترل مصارف و استفاده بهینه و موثر از منابع است که این خود از عوامل کلیدی موفقیت بانک نیز به شمار میآید. کارایی صنعت بانکداری توجه درخوری از پژوهشگران را در سه دهه اخیر به خود جلب نموده است. واژه کارایی در اقتصاد این طور تعریف می شود که چگونه یک نظام یا اداره میتواند خروجیهای خود را به حداکثر برساند بدون آن که تغییر در دخولیها وارد شود. کارایی بانکی آن زمان افزایش می یابد که بازدهی ها افزایش بیابد بدون آنکه تغییر در مصارف ایجاد شود و یا در شکل بسیار ایدهآل، افزایش در بازده با کم کردن مصارف بدون تغییر در بازده. کارایی صنعت بانکی را می توان با استفاده از یک روش پارامتری، مانند تحلیل مرزی تصادفی، یا روش غیر پارامتری تخمین زد، مانند تجزیه و تحلیل پوششی دادهها.
به کارگیری موثر منابع از اهداف کلیدی همه بانکها به شمار میآید. کارایی سیستم بانکی برای همیشه یک موضوع مهم در پژوهشهای مالی بوده است. رقابت فزاینده در سکتور خدمات مالی و نوآوریهای فنی هر دو از عواملی اند که برای کارایی و کارآمدی بانک بسیار مهم ارزیابی میشوند. تحقیقات اخیر نشان میدهد که کارایی یک عامل مهم در رقابتهای موجود در بازار مالی به حساب میآید، در حالی که بانکهای کارآمد دارای مزیتهای رقابتی و هزینههای قابل توجه پایینتری از بانکهای غیر موثر هستند. فناوری اطلاعات و ارتباطات و در کل نوآوریهای فنی در قسمت تجزیه و تحلیل دادهها و پیشرفت در شیوههای ارتباطی از عوامل موثر در کارایی بانکها دانسته میشود. نوآوریهای فنی زمینه فرصتهای بیشتری را برای ازدیاد کارایی و ارایه خدمات بیشتر مهیا میسازد. تعداد زیادی از بانکها که فعالیتهای خویش را اتومات کردهاند راههای مقرون به صرفهجویی را برای ارایه خدمات جدید تدارک دیدهاند.

صنعت بانکداری در افغانستان
در طی سه دهه درگیری، سیستمهای مالی و بانکی افغانستان ویران شده بودند. صنعت بانکداری افغانستان از شش بانک دولتی تشکیل شده بود که عمدتا غیرفعال بودند و در پایتخت کابل با شعبات معدودی در شهرهای بزرگ موقعیت داشتند. در اواخر 2001، بعد از مداخله نظامی امریکا و متحدین آن، نظام بانکی افغانستان به طور چشمگیری گسترش یافت. با سرازیر شدن موج کمک های بین المللی، توسعه خدمات ملکی و ورود کمپنی های داخلی و خارجی؛ نیاز مبرم به خدمات بانکی احساس شد تا به مساعدت فعالیت آنها درآید. این یک فرصت بود و در عین حال یک چالش. موضوعات مربوط به امنیت و فرهنگ بانکی بزرگترین موانع رشد بهرهوری برای بانکهای افغانستان است. در همین حال، صنعت بانکی در افغانستان صنعت جدیدی است که دارای چالشهای زیادی در عرصههای فناوری، استانداردها، تجارب و چارچوبهای نظارتی است. از سوی دیگر، وضعیت فعلی در صنعت بانکداری افغانستان میتواند به عنوان فرصتی برای ایجاد چشمانداز و دورنمای موفقتر در نظر گرفته شود و برای ساختن یک سیستم مالی فراگیر در افغانستان باید تلاش شود تا با در نظرگرفتن استانداردهای بین المللی و اقتضائات محلی صنعت بانکداری طوری تنظیم شود که تمام افغانستان تحت پوشش خدمات بانکی قرار گیرد. در افغانستان، در سال 2014 ، 16 بانک فعالیت داشتند: سه بانک دولتی ، نه بانک تجاری خصوصی و سه شعبه فرعی بانک های خارجی. در افغانستان به دلیل عدم وجود بازار رسمی سرمایه، سیستم بانکی نقش عمدهای در عرضه و تقاضای وجوه دارد. علیرغم کمبودیهای موجود در چارچوب قانونی، نظام بانکی در این کشور به سرعت در حال توسعه است. رشد سپردهها و وسعت سکتور بانکی در افغانستان دو دستاورد بزرگ است که در زمینه اصلاحات اقتصاد بازار، در دهه گذشته روی دست گرفته شده است. در سالهای اخیر افزایش مقیاس بانکداری به دلیل عدم اطمینان اقتصادی و سیاسی محدود شده است. در سه ماه آخر سال 2013 تعداد کل سپرده گذاران کاهش یافته و از 3402،417 به 2،695،139 نفر رسید. کاهش تعداد سپرده گذاران عمدتاً به روند نزولی فعالیتهای اقتصادی و چشمانداز نامعلوم سیاسی مربوط میشود.
سکتور بانکی در افغانستان به دلیل ضعف سیستم حکومتداری با چالشهای بسیاری روبرو بوده است. در اوایل سپتامبر 2010، سکتور بانکی در افغانستان صدمه بزرگی را متحمل شد، هنگامی که خبر کلاهبرداری گسترده در کابل بانک، بزرگترین بانک خصوصی افغانستان، منجر به باز پسگیری تقریبا نیمی از سپرده گذاریهای این بانک گردید. کابل بانک، تقریبا بزرگترین بانکی بود که در کنار خدمات بانکی، معاشات دوایر دولتی نیز از طریق آن تادیه میشد. بحران کابل بانک سبب شد به دولت افغانستان و مردم 800 میلیون دلار خسارت وارد شود. علاوه بر این، بحران کابل بانک حاکی از ضعف بانک مرکزی در تنظیم مقررات مربوط به سیستم بانکی، اجرای نظارت بانکی و اجرای استانداردهای بین المللی است. در کنار این بحران، هم اکنون سکتور بانکی افغانستان ضعیف و در معرض بیثباتی بیشتری قرار دارد. از سال 2001 تا سال 2016، صنعت بانکداری در افغانستان رشد قابل توجهی را تجربه کرده است، قسمی که در این مدت تعداد بانک ها از سه بانک دولتی به 15 بانک افزایش یافت. ارزیابی کارایی صنعت بانکداری افغانستان به دلایل زیر از اهمیت بالایی برخوردار است: اول آن که پس از رسوائی مالی و کلاهبرداری در یکی از بزرگترین بانکهای افغانستان یعنی کابل بانک، سکتور بانکی تحت نظارت دقیق بانک مرکزی افغانستان و دیگر سازمانهای بین المللی مربوط قرار دارد. بعد از بحران مذکور ضرورت احساس شد تا مدیران بانک ها و پالیسی سازان منابع خویش را هر چه بیشتر به طور موثر استفاده نمایند. دلیل دوم این که بازار به شدت رقابتی در سکتور بانکی و همچنین نو آوری های فنی ایجاب میکند که بانکهای کارا و کارآمد، بانکهای غیرکارا و ناکارآمد را از گردونهی این رقابت خارج نماید. دلیل سوم این که به دلیل عدم وجود یک بازار رسمی سرمایه یا بورس، بانکها تنها مراجعی اند که اعطای تسهیلات و سایر فرصتهای سرمایهگذاری را برای بخش خصوصی فراهم مینمایند. دلیل چهارم،  از آن جایی که تنها یک بانک تجاری کارا میتواند خدمات بهتری را برای مشتریان عرضه نماید، ارزیابی، کفایت سرمایه، مدیریت، درآمدزایی، نقدینگی و حساسیت به ریسکهای بازار واحدهای فعال در این صنعت حایز اهمیت است.

دیدگاه شما