صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۳۱ سنبله ۱۳۹۹

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

چند درجه زیر صفر؛ زندگی در وضعیت اضطرار

-

چند درجه زیر صفر؛ زندگی در وضعیت اضطرار

نه دور و نه دیر، همین چند روز قبل، هوایی کابل آنقدر سرد شده بود که چند درجه زیر صفر را نشان میداد. به دلیل سردی هوا، سیستمهای نلدوانی و آب رسانی بسیاری از ساختمانهای کابل را یخ بست. آب برای نظافت و شستشو نبود که هیچ، پیدا کردن آب آشامیدنی نیز میتوانست به عنوان یک نعمت بزرگ در نظر گرفته شود و قطره قطره به مصرف برسد. این مشکل برای کسانی پیش آمد که سرپناهی برای زندگی کردن داشتند و آب نداشتند. کافیست یک گوشه ذهن خود را به زندگی کسانی معطوف کنیم که در همین هوایی چند درجه زیرصفر، مشکل آب به کنار، سرپناهی برای شب گذرانی ندارند و یا در زاغه نشینها زیر خیمه زندگی میکنند. تعدادشان کم نیستند بلکه با گذشت هر روز افزایش هم مییابد. بخش اعظمی از بیسرپناهان را بیجای شدگان داخلی تشکیل میدهد. آنان که منطقه و محل زندگی شان درگیر جنگ و خشونت و زور و زورآزمایی شد، منطقه خود را ترک کردند و در حومههای شهرهای بزرگ مثل کابل و هرات و مزار و قندهار پناه گرفتند. بر اساس آمارهای نشر شده، در سال گذشته میلادی 350هزار نفر به جمع بیجای شدگان داخلی پیوستهاند.
سردی هوا در کابل اگر به یخ بستن آب و سیستمهای آب رسانی منجر شد، در بیرون از کابل اما مشکلات دیگری را بالا آورد. برف و باران شدید چندین قربانی گرفت و در ولایتهای سردسیر و برفگیر منجر به بسته شدن راهها شد. بسته شدن راهها، مردم را از دسترسی به خدمات صحی و غذایی و بازارها و شفاخانهها دور نگهداشت و در ولایتهای مرکزی افغانستان نه تنها دولت نتوانست کمکهای اضطراری مثل دارو و درمان را در مناطق دور دست تهییه کند، بلکه راههای مواصلاتی را نیز باز نتوانست. در دایکندی، در بخشهای از بامیان و بهسود میدان وردک، مردم محل با بیل و پارو حشر عمومی به راه انداختند و راه را باز کردند. مردمی که سالها از سوی حکومت و دولت نادیده گرفته شده و انتظار چندانی از دولت هم ندارند. در مواقع اضطرار منتظر دولت نمینشینند و خود دست به کار میشوند. کار آنها از این جهت که در مسایل عمومی از انسجام اجتماعی خوب برخوردارند، قابل تحسین است اما از آنجا که کارهای دولت را خود به گردن میگیرند و یا توانایی فشار آوردن بالای دولت را ندارند تا از خدمات دولتی استفاده کنند، درخور سرزنش است.
در کابل، سردی هوا تنها به یخ بستن آب منجر نمیشود بلکه به سبب آلودگی هوا نیز زندگی در حالت اضطرار قرار میگیرد. آلودگی هوا در کابل همانقدر جدی است که از رقیب خود دهلی نیز چند امتیاز بیشتر دارد. اگر برف نمیبارید، احتمالا آلودگی هوای کابل غیرقابل کنترل شده بود و تا حال جان آدمهای زیادی را میتوانست بگیرد و نصف مردم کابل دچار امراض تنفسی و یا روانی میشدند. هشدارها در این بخش نیز جدی بود. مسئولین چه کردند؟ وقتی به مسئولین دولت افغانستان در هربخش فکر میکنیم و یا در انتظار عملی یا کاری از آنها مینشینیم، تنها چیزی که به دست میآید، ناامیدی است. آنها چند شب و روز در خیابانهای کابل گشت زدند و عکس انداختند و احتمالا چند صاحب ساختمان را جریمه کرده باشند اما به اصل مشکل توجه نکردند. مواد سوخت. برای کاهش آلودگی هوا نیاز به انرژی پاک است. فعلا، مصرف ذغال سنگ توسط شهروندان، محکم ترین دلیل برای آلودگی هواست. خوب، اگر مصرف ذغال سنگ ممنوع شود، انرژی بدیل چیست؟ گاز! نرخ آن ناگهان بالای صد افغانی در هر کیلو رسید، کمر فقرا یا خانوادههای کمدرآمد را قیمت گاز میتواند بشکند. به جزو از مصرف گاز و ذغال، بدیل بعدی میتواند چه باشد، مسئولین پاسخی قناعتبخش نداشتهاند.
کابل، غیر از سردی هوا و آلودگی یک نابهنجاری دیگر هم دارد که زندگی را در شرایط اضطرار قرار میدهد. ناامنی. این ناامنی همیشه در کابل بوده، از انفجار و انتحار گرفته تا حملات سازمان یافته گروههای مخالف دولت هر از گاهی خیال مردم کابل را پریشان کرده است. در فصل سرد امسال که سردی هوا و آلودگی آن شرایط زندگی را دشوار میکرد، افزایش دزدیهای مسلحانه نیز مردم کابل را غافلگیر کرد. بروز این مساله نیز به اندازه آلودگی هوا و سردی هوا و حتا بیشتر از آن مردم را در وضعیت اضطراری قرار داد. گزارشهای اولیه نشان میداد که در ساحات مختلف کابل، دزدان از طرف شب فعال میشوند و به خانوادهها و افراد مختلف آسیب میزنند. مشهورترین اتفاق که منجر به دادخواهی شهروندان برای تامین امنیت کابل نیز شد، برای علی سنا ظفری دانشجوی دانشگاه آمریکایی رخ داد. علی سینا در مربوطات حوزه سیزدهم پس از چنگ و دندان نشان دادن دزدان، حاضر نشد که کامپیوتر و مبایلش را تحویل دهد، در نهایت با ضربات چاقوی` دزدان کشته شد. در واکنش به کشته شدن او، مردم کابل از مناطق مختلف دست به اعتراض زدند و از آنچه در محل زندگیشان رخ میدهد، ابراز نارضایتی کردند. پولیس گفت که طی عملیاتهای شبانه در مناطق ناامن کابل، چندین گروه را بازداشت کردهاند و شبکههای آنان برای انجام جرایم سازمان یافته نیز از بین رفته است. باید بگوییم که کاری شده، کارستان اما تا حال معلوم نیست که افراد بازداشت شده به کجا شدند و چه سرنوشتی را طی میکنند؟ مردم به کار پولیس اعتماد لازم را ندارند. بارها مجرمانی که در قضایای مختلف دست داشته اند، بعد از دستگیری پولیس، با وساطت یا با پرداخت رشوه، رها شدهاند و این کمکی به این امنیت کابل نمیکند.
از وضعیتهای اضطراری که ذکرش رفت هنوز نجات نیافتهایم که مشکل دیگری در سطح جهان به وجود آمده و زندگی همه را تهدید میکند، کرونا. این ویروس بیش از هر مردم و شهروند دیگر کشورها، جان و زندگی مردم افغانستان را تهدید میکند. چرا؟ صرفا به همین دلیل ساده که مردمان دیگر کشورها از آگاهی کامل در امر مبارزه با چنین ویروسها و جلوگیری از سرایت آن دارند و مردم افغانستان ندارد. دیگر دولتها توانایی مهار آن را دارد و دولت افغانستان ندارد. دولت افغانستان وقتی توانایی تطبیق واکسیون پولیو به صورت دقیق و درست آن را ندارد، چطور میتواند از ورود ویروس خطرناک مثل کرونا جلوگیری کند. نمیتواند. این خط و این هم نشان. برای پیش گیری از ورود ویروس کرونا به کشور، وزارت صحت چند برنامه را روی دست گرفته است، بیش از آن که کمک کننده به نظر برسد، تمسخر آمیز است. ضمن تلاشی صحی مردم در میدان هوایی کابل، چند توصیه هم کردهاند. از جمله این که دستان تان را با آب و صابون بشوید! خیلی خوب است اما دولتمندان و دولت مردان آیا خبر دارند که آب آشامیدنی یافت نمیشود چه برسد به حفظ صحت. به هر حال، نبود آب، سردی هوا، آلودگیها، ناامنی کابل و ویروس کرونا زندگی را در حالت اضطرار قرار داده و به نظر نمیرسد که به  این زودی به حالت عادی برگردد.

دیدگاه شما