صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۶ حوت ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

اتحاد شوم دموکراسی و کاریزما

-

اتحاد شوم دموکراسی و کاریزما

نویسنده: والدن بیلو
مترجم: سخی خالد

تظاهراتها و اعتراضهای هفتههای اخیر که به واسطهی همهی گروههای اجتماعی در اعتراض به «قانون اصلاحات شهروندی» که تبعیض آشکار علیه مسلمانان، گام بزرگی در راستای نهادینه کردن طبقهی دوم بودن مسلمانان در یک کشورِ اکثراً هندو، قرار دادن آنان در معرض رنج و عذاب سیستماتیک و همچنان خشونتهای احتمالی است، هند را به لرزه در آورده است.
در همین حال، اعدامهایی فراقانونی کسانی که مظنون به استفاده از مواد مخدر هستند در فلیپین ادامه دارد، با تعدادی که گفته میشود به بیش از 20 هزار نفر رسیده است. پس از کشتار گستردهی که توسط خمر روژ در کامبوج بین سالهای 1975-78 و ارتش اندونزیا در سالهای 1965-66 انجام شد، این آمار، سومین رتبه را در عرصهی کشتارهای تحت حمایت دولت، در ناحیهی جنوب-شرقیِ آسیا، در دوران پس از جنگ جهانی دوم نشان میدهد. 
با وجود این، نارندرا مودی، نخستوزیر هند و رودریگو دوترته، رییسجمهور فلیپین سلطهی بینظیری را بر حوزههای انتخابیهی شان، پارتیزانهای مستأصل و سرخوردهی دموکراسی، فعالان حقوق بشر و کارشناسان سیاسی اعمال میکنند.
دموکراسی و تمرکز قدرت، کاملاً نامتقارن و متضاد تلقی میشود. اما انتخابات، به گونهی متناقضی، فرسوده و ساییده میشود در کشورهای که به عنوان سیستمهای شدیداً لیبرال دموکراسی شناخته میشد در سمت جنوبی جهان: فلیپین و هند.
انتخابات ملی سال 2019 در هر دو کشور، به طور کلی، آزاد و منصفانه برگزار شد، چنانچه اپوزیسیون و ناظران بین المللی نیز اعتراف کردند، هرچند کینهتوزانه. با این حال، نتایج برآمده از انتخابات، در هر دو کشور، تمهیدات تمرکز قدرت را به دست شخصیتهای اقتدارگرا بیشتر فراهم کرده است.

آیا تودهها در جنایات دوترته شریک هستند؟
در فیلیپین، رییسجمهور رودریگو دوترته برای انتخابات کاندیدا نبود، همه میدانند که انتخابات 13 ماه می سال 2019 در واقع یک همه پرسی به خاطر تمدید سه سال ریاست جمهوری او بود. اگر سیاست در فیلیپین طبق روال عادی پیش میرفت، سوابق رییسجمهور میتوانست به او و نامزدهای مورد حمایتاش در مجلس سنا آسیب برساند: بلندترین نرخ تورم/ انفلاسیون در جریان تقریباً نزدیک به یک دهه، زانو زدن در برابر چین، اتهامات مؤثق در ارتباط به ثروتاندوزیهای پنهانی، تمایل شدید به اظهارات تحقیرآمیز علیه زنان، رفتار تحریکآمیز علیه روحانیون در یک جامعهی کاملاً کاتولیک، تهدید رسانهها، زندانی کردن یا اخراج مخالفین از دفتر، و شاید از همه مهمتر، کشتار بیش از 20 هزار نفر، بیشترین تعدادی که به گونهی فراقانونی ذیل عنوان مبارزه علیه مواد مخدر اعدام شدند.
سیاست در فیلیپین، اما روال معمول ندارد. در جریان انتخابات، دوترته به طور شگفتآوری 81 درصد آرا را به دست آورد و نتیجهی انتخابات بیرون داده شد: نامزدان مورد حمایت و متحدین او همهی 12 کرسی مجلس سنا را اشغال کردند. از اواخر دههی 1980 اپوزیسیون کاملاً سکوت کردهاند. از آن جایی که نتایج در شب انتخابات بیرون داده شد، مشخص شد که رأیدهندگان رأی شان را به صندون دوترت و زگیلها ریخته است و به این ترتیب دوترته، پس از فریدناند مارکوس به قدرتمندترین رییس جمهور مبدل شده است.
از آن جایی که تقلب در انتخابات، دلیل کافی و معتبر برای رد نتیجهی انتخابات نبود، بعضی از کارشناسان سیاسی انتخاب شدند تا رأیدهندگان را سرزنش کنند. یکی از روزنامهنگاران معروف و منتقد دوترته چنین نوشته است: «باییست رأیدهندگان بسیار را سرزنش کنیم. آنان همان میلیونها نفری هستند که قتل عام را به تصویب رساندند. نسبت به نقض حقوق بشر بیتفاوت هستند، با شعور سر سازگاری ندارند و هرگز کتاب نمیخوانند. آنان دموکراسی را به گند کشیدند و به استبداد لبیک گفتند بدون این که بدانند استبداد چه است، زیرا آنان توانایی بیان [و ارجگزاری به] تفاوتها را ندارند.
اگر او یک روشنفکر محافظه کار میبود، احتمالاً گفته میشد فکر دیگری به او دیکته شده است. اما او مردی معروف و از جناح چپ است که پیش از این ذیل عنوان تودههایی که ماموران تاریخ بودند، نوشته است. گپهای او محتوای کتاب جنجالی دانیل گلدهاگ را تحت عنوان اعدامکنندگان ارادهی هتلر را تکرار میکند مبنی بر این که آلمانیهای معمولی در جنایات هتلر همدست بودند، زیرا آنان کاملاً میدانستند که چه اتفاقی در حال وقوع است و با وجود این آن را تأیید میکردند.

لحظات دلهرهآور برای دموکراسیِ هند
برخلاف دوترته، کسی که با وجود مشکلات جدی که از جانب فیلیپینیها متوجهاش شد به گونهی شگفتیآوری بلندترین درصد آرا را از آن خود کرد، در ماه اپریل، در اوایل پروسه طولانیمدت انتخابات شش هفتهای، اوضاع جهان زیادی بر وفق مراد نارندرا مودی و حزب حاکمِ ملیگرای هندو (BJP / Bharatiya Janata Party ) نچرخید.
نرخ رشد سالانه به 5.8 درصد کاهش یافته است. به دلیل کاهش ارزش پول. راهپیمایی اعتراضی دهقانان از بحران کشاورزی یادآوری میکند و تندروی ناشی از ناسیونالیسم پرخاشگر هندو به یک امر عادی مبدل شده است.
با این حال، پس از بازشماری آرا سراسر کشور در حیرت فرو رفت. BJP ، 303 کرسی مجلس را به دست آورد، یعنی بیست برابر سال 2014.
حزب کنگره، اپوزیسیون اصلی که در 30 سال اول استقلال هند قدرت مطلق بود، با وجود این که راهول گاندی، رهبر این حزب، رأی حوزهی انتخابیهی خود را در «اُتار پرادیش» از دست داد، با به دست آوردن 52 کرسی شکست سختی خورد. مودی، در انتخاباتی که قرار بود شکست بخورد، با قدرت بیشتری ظاهر شد.
اوضاع مخالفین مودی هنگامی به هم ریخت که یک شخصیت دانشگاهی ادعا کرد که پیروزی او «لحظهی دردناکی برای دموکراسی هند» است، زیرا این پیروزی به «شدیدترین میزان تمرکز قدرت در تاریخ معاصر هند» انجامیده است.
ناگهان، امیت شاه، رهبر BJP با افتخار اعلان کرد که حزب او به مدت «50 سال آینده» در هند حکومت خواهد کرد.
همانند فیلیپین، لیبرالهای ناامید در هند، متحیر شدند که هم وطنان شان را چه شده است که «سرنوشت شان را به دست یک اقتدارگرا سپردند». همچون روشنفکران فیلیپین که میگفتند چگونه اتهامات سنگین به همین سادگی دوترته را تبرئه کرد، لیبرالهای هند نخواهند دانست که چه باعث شد تا رأی دهندگان از سراسر هند مودی را با وجود مشکلاتی که متوجه کشور کرده است، تبرئه کردند، چه رشد بیکاری باشد، خواه خودکشی دهقانان به دلیل بحران اقتصادی، خواه بدنام کردن مسلمانان به ضن تجارت گاو یا کشتار نامشخص روشنفکران برجسته.
کنترل رسانهها دقیقاً یکی از دلایل پیروزی مودی بود، همچون دوترته. استراتژیِ مودی، او و حزب BJP را به مثابهی توسعهدهندگان اقتصاد هند و سازندهی شکوه گمشدهی تمدن هندو جا زد. دوترته یک گفتمان عینی را با هم ترکیب کرد که بسیاری آن را با طراوت عاری از پارچهی لیبرال دموکراتیک معمول و با پیام روشن جهت پاککاری کشور از تهدیدات مواد مخدر که عامل تباهی جوانان بود، میدیدند.

دیدگاه شما