صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۴ دلو ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

توقف مذاکرات دوحه؛ شکاف درون‌گروهی طالبان آشکار می‌شود

-

توقف مذاکرات دوحه؛  شکاف درون‌گروهی طالبان آشکار می‌شود

طالبان مانند هر گروه تروریستی دیگر نقاط قوت و ضعف خود رادارند. در ابتدا وقتی طالبان در 1994 در قندهار اساس گذاری شد، سادگی و پیرایه را میشد در سیمای ملا عمر و همکاران اولیه او دید. آنها در ابتدای امر به دنبال تشکیل نظام سیاسی و برقراری شریعت در سراسر کشور نبودند. آنها به دنبال کم کردن جنایات فرماندهان محلی و رهایی کاروان تجارتی پاکستان از دست گروگان گیرندگان محلی بودند.
بعدازآن که این اقدام نخستین طالبان موردتوجه نظامیان پاکستان و مردم محلی قندهار واقع شد، این گروه اهمیت بیشتر پیدا نمود و رفتهرفته به یک گروه سازمانیافته نظامی و سیاسی تبدیل شد تا اینکه 90 درصد خاک کشور را تحت کنترل درآوردند.
طالبان در دهه نود میلادی هویت تک قومی و اسلام سنتی را با خود حمل میکردند اما واقعه 2001 و سپس دولت-ملت سازی در افغانستان طالبانیزاسیون را در سراسر کشور دچار تحول نمود. در زمان حاکمیت طالبان، اکثریت مطلق اعضای امارت اسلامی متعلق به یک قوم، یکزبان و یک مذهب بودند که بیشترشان از جنوب غرب افغانستان بودند.
امروزه این گروه در بخشهای شمالی و غربی افغانستان نیز حضور دارند که به لحاظ هویتی با طالبان دهه نود میلادی فرق دارند. بسیاری از طالبانی که امروزه در جوزجان، فاریاب، سرپل، تخار، بدخشان، غور و بادغیس فعالیت دارند به لحاظ هویتی با طالبان دهه نود سنخیت ندارند و این موضوع میتواند درروند مذاکرات صلح افغانستان چالش ساز باشد.
طالبان امروزه نه ملا عمر رادارند که همه به حرف او تمکین کنند و نه از وحدت درونی (هویت قومی، زبانی و جغرافیایی) برخوردارند تا در مذاکرات صلح از موضع واحد حرف به میان بیاورند. علاوه بر ناهمگونی هویتی میان طالبان، اختلاف میان فرماندهی نظامی و رهبران سیاسی و مذاکرهکنندگان آنها باعث بروز شکافهایی شده است که قبلاً کمتر به بیرون درز کرده بود. حمله تروریستی در بگرام زمانی رخ داد که نماینده آمریکا و مذاکرهکنندگان طالبان در قطر مشغول گفتگوها بودند. پسازاین واقعه بار دیگر این مسأله مطرح شد که چه زمانی طالبان دست از خشونت برمیدارند؟
طالبان در این دور گفتگوها از موضع واحد برخوردار نبودند و به همین دلیل مذاکرات صلح را به تعویق انداختند و در ظاهر دلیل آن را مشورت با رهبران خود پنداشتند.
پرسش اینجا است که شکافهای درونی طالبان مانند اختلاف دیدگاه رهبران سیاسی با فرماندهان نظامی این گروه و شکافهای قومی و زبانی و منطقهای میان طالبان، چه تأثیری بر مذاکرات صلح و ثبات سیاسی افغانستان بر جا خواهد گذاشت؟
برای یافتن پاسخ به این پرسش لازم است که شکافهای اساسی درونگروهی طالبان را جداگانه مرور نماییم تا نقش آن را در مذاکرات صلح و ثبات سیاسی افغانستان بررسی نماییم؛
الف- اختلافات فرماندهان نظامی با رهبران سیاسی: پس از برملا شدن مرگ ملاعمر، طالبان کوشیدند که فرد مورد اعتماد همه اعضای طالبان را به جانشینی ملاعمر تعیین کنند اما اختلافات درونگروهی آنها باعث شد که عده در اردوگاه ملا اختر منصور جمع شوند و عده دیگر در اطراف ملا رسول جمع شدند. این اختلافات کماکان به نبرد مسلحانه میان دو طرف انجامید و این موضوع بسیار آشکار است.
این امر میتواند در مذاکرات صلح که از جانب ملا برادر و شیرمحمد عباس استانکزی چهرههای نزدیک به ملا هیبت الله جانشین اختر منصور رهبری میشود تأثیر مهم داشته باشد. عدم سهم دادن به جناح ملا رسول به این معنا است که هواداران و پیروان او برای ناکام ساختن مذاکرات صلح از هیچ تلاش دریغ نخواهد ورزید.
ب- اختلافات درون قومی: با توجه به ساخت و بافت جمعیتی افغانستان مسأله قومیت همیشه در طول تاریخ افغانستان یک مسأله مهم و برجسته بوده است. ازآنجاییکه قومیت در افغانستان از حالت مفهوم فرهنگی خود خارجشده و بار سیاسی گرفته است، میتوان گفت این مسأله در درون طالبان نیز سرایت کرده است.
طالبان در شرایط کنون علاوه بر شکاف قومی از شکاف طایفهای و قبیلهای نیز رنج میبرند. همانطوری که اختلافات سیاسی میان درانی ها با غلجایی ها و سپس اختلافات میان سدوزایی ها با بارکزایی ها در تاریخ سیاسی افغانستان بسیار برجسته بوده است، این امر در مسأله گروه طالبان نیز مصداق دارد زیرا موضوع قومیت و قبیله برجستهتر از آن است که بتوان آن را با لعاب ایدئولوژی اسلامی پوشانید.
در کنار اختلافات درون قبیلهای، امروزه طالبان در بخشهای شمالی و غربی کشور به لحاظ هویتی با طالبان جنوب و جنوب شرق همریشه نیستند و حتی خاستگاه پیوستن به طالبان نیز میان از بخشهای مختلف طالبان متفاوت هستند. طالبانی که در جوزجان و فاریاب دست به مخالفت مسلحانه زدهاند متأثر از دو عامل اصلی اقتصادی و نفوذ بنیادگرایی اسلامی آسیای میانه هستند. زندگی در حاشیه نمیتواند در درازمدت به شکل مسالمتآمیز ادامه پیدا کند.
طالبان جوزجان و غور مصداق این امر هستند. ترکمنها و ایماق ها در افغانستان از جوامع بسته و محرومی هستند که در طول تاریخ معاصر افغانستان همیشه به حاشیه راندهشدهاند و کمتر فرصت و مجال دادهشدهاند که در سطح ملی و رهبری نقشآفرینی کنند.
از دیدگاه جامعهشناختی محرومیت مطلق به لحاظ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باعث میشود که آنها از وضعیت موجود سرخورده و ناراضی شوند و برای رهایی از آن وضعیت به دنبال راهحلهای بدیل بروند. بهوضوح میتوان دریافت که انگیزهها و خاستگاههای طالبان غور، جوزجان، سرپل و بادغس باانگیزههای طالبان جنوب و شرق افغانستان فرق میکند.
طالبان غور و جوزجان به دنبال گرفتن قدرت سیاسی در کشور نیستند زیرا خودشان میدانند که فرهنگ سیاسی حاکم در افغانستان به آنها چنین اجازهای نمیدهد.
آنها صرفاً دلیل اقتصادی و انتقام از حاشیهنشینی را بهعنوان انگیزه اصلی در فعالیتهای سیاسی-نظامی خود میدانند و شاید مسأله شریعت و مذهب بهعنوان انگیزههای تکمیلی برای آنها نقش بازی کنند. اگر مسأله غیرازاین است، پرسش اینجا است که چرا مذاکرهکنندگان طالبان در دوحه، مسکو و تهران غیر از طالبان جنوب و شرق کشور، از میان طالبان غور، جوزجان و بادغیس انتخاب نمیشوند؟
مسأله قومیت بهعنوان یک حقیقت تلخ در جامعه افغانستان وجود دارد که هم در جناح نظام سیاسی حاکم و هم در میان طالبان وجود دارد. هرگاه مذاکرهکنندگان طالبان مانند ملا برادر، شیرمحمد عباس استانکزی و انس حقانی با آمریکا به توافق دست پیدا کنند، این امر به معنای اجابت خواستها و مقاصد طالبان غور، جوزجان، بادغیس و سایر ولایات شمالی نخواهد بود زیرا آنها از محرومیت و فقر نجات پیدا نمیکنند و سرنوشت دائمی آنها تغییر نمیکند و آنها بار دیگر به روش دیگر به مخالفت خود بانظم موجود ادامه خواهند داد که ممکن است است در قالب پیوستن به گروه تروریستی دیگر مانند داعش باشد و یا خودشان گروه نو بنا کنند.
بنابراین اختلافات در تمامی سطوح طالبان وجود دارد. مذاکرهکنندگان آنها در شرایط فعلی از این قدرت برخوردار نیستند که نیات خود را بر فرماندهان نظامی و جنگجویان انتحاری نیز تحمیل کنند. علاوه بر اینها، اختلافات قومی و زبانی نیز میان طالبان وجود دارد و توافق آمریکا با برجستهترین جناح طالبان به معنای توقف خشونت در سراسر کشور نخواهد بود.

دیدگاه شما