صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

یکشنبه ۲۶ عقرب ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

دغدغه‌های هند از قدرت گیری دوباره طالبان

-

دغدغه‌های هند از قدرت گیری دوباره طالبان

هند از تلاش های اشرف غنی در راستای برقراری صلح اعلام حمایت کرده است. با این وجود، دهلی نو نمی خواهد شاهد نقش آفرینی مجدد اسلام آباد در فیصله نهایی این مذاکرات بدون ارائه تضمینات لازم به هند باشد؛ زیرا دولت مرموز پاکستان برنامههای خاص خودش را در منطقه دنبال می کند.
باید خاطر نشان ساخت که صلح و امنیت در افغانستان شدیدا بر روابط با پاکستان مبتنی است. رهبریت سیاسی و  نظامی در پاکستان علاقمند است تحولات افغانستان را به روابط پاکستان و رقیب دیرینه اش هند پیوند بزند.
در واقع، یکی از اصول مسلم سیاست خارجی پاکستان لزوم برقراری روابط حسنه بین رژیم کابل و پاکستان است و این که جلو روابط دوستانه کابل با هند به هر قیمت ممکن بایستی گرفته شود. تمامی دولت ها در پاکستان این استراتژی را دنبال کرده اند و اداره فعلی به رهبری شهید خاقان عباسی نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود.
ازین رو، دهلی نو نمی خواهد طالبان با انحصار قدرت در افغانستان به نفع پاکستان، امارت اسلامی به وجود آمده در دهه 1990 را مجددا برپا کنند و بستر امنی را برای گروه های اسلام گرای تندرو نظیر القاعده و لشگر طیبه مهیا نمایند. نباید اجازه داد حکومت برآمده از پروسه صلح باز تولید امارت اسلامی باشد.
یکی از بزرگترین چالشهای هند پیرامون استراتژی اش در افغانستان، دور شدن از مواضع روسیه و هند است. هند، روسیه و ایران در حمایت از جبهه اتحاد شمال علیه طالبان با هم متحد بودند.
هر سه کشور خواستار برقراری صلح و امنیت در افغانستان اند ولی در روش های دستیابی به این هدف با هم اتفاق نظر ندارند. دهلی نو مایل است صلاحیت نهایی در تعیین شرایط صلح با طالبان از آنِ دولت کابل باشد، ولی روسیه و ایران می خواهند در جنگ علیه دولت اسلامی خراسان یا داعش با طالبان همکاری کنند؛ چون خطر داعش برای این دو به مراتب بیشتر از طالبان است.
در واقع، برای روسیه و ایران منافع تاکتیکی و کوتاه مدت بر خطرات استراتژیک رجحان دارد. اگر خروج آمریکا از افغانستان، از سوی روسیه و ایران هدف گذاری و بر دولت افغانستان تحمیل شود، هند آخرین کشوری است که از این سیاست حمایت می کند؛ زیرا دهلی نو همواره تلاش می کند در سیاست هایش در افغانستان با اداره ترامپ در هماهنگی به سر ببرد. هر چند هند انتظار فشارهای بیشتری را بر پاکستان دارد ولی آمریکا در توسل به ابزار تهدید به منظور کاهش وابستگی پاکستان به نیروهای جهادی، با محدودیت هایی نیز مواجه است.
واشنگتن از این حقیقت غافل نیست که رویه های سختگیرانه تر می تواند او را از استفاده از خاک پاکستان برای عملیات نظامی اش در افغانستان محروم کند.
با درک این نکته که مسیر حیاتی تدارکات به افغانستان از پاکستان می گذرد و بندرچابهار به دلیل روابط خصمانه آمریکا با ایران خارج از دسترس است، واشنگتن در برخوردهای خود با پاکستان جنبه احتیاط را نباید نادیده بگیرد. از این رو باید دید آیا انتخاب مایک پامپئو به عنوان وزیر امور خارجه، جایگزینی او با گینا هاسپل به عنوان رییس سازمان سیا و تعیین جان بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی می تواند مانع قبضه انحصاری قدرت در افغانستان از سوی طالبان و به نفع پاکستان گردد؟
طالبان ظاهرا در تلاش اند قبل از توافق بر سر صلح به موضع بالاتری از قدرت دست یابند. ایالات متحده هم استراتژی مشابهی را دنبال می کند. در سایه تلاش های غیر موازی طالبان و آمریکا برای دست یافتن به شرایط مطلوب صلح، سناریوی پیوستن سریع طالبان به کاروان صلح از پشتوانه لازم برخوردار نیست.
در عین زمان، سناریوی ورود طالبان از موضع قدرت به مذاکرات صلح، به احتمال زیاد از سوی آمریکا قابل قبول نخواهد بود. اگر طالبان قبل از حضور در پای میز گفتگو، بر خواست های اولیه شان اصرار بورزند -نظیر مذاکره مستقیم با آمریکا و خروج کامل نیروهای خارجی از افغانستان- وضعیت کنونی ادامه می یابد.
برگزاری انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری به شکل عادلانه و آزاد تحت چنین شرایطی آسان نخواهد بود. پیشنهاد بدون پیش شرط صلح رییس جمهور غنی به طالبان در فبروری 2018، حمایت همه جانبه را از سوی ذی نفعان با خود داشته است. به طرز مشابهی، کنفرانس تاشکن در مارچ 2018 اعلام حمایت سیاسی از پروسه کابل بود. با این وجود، طالبان به گفتگو با رژیم کابل علاقه نشان نداده اند و بر مذاکرات رو در رو با ایالات متحده پافشاری می کنند. پیشنهاد صلح بزرگ رییس جمهور غنی باید بتواند بر این چالش های به ظاهر لاینحل فایق آید.
توانایی دولت اشرف غنی در حفظ انسجام و یکپارچگی درونی، ارائه خدمات اساسی به مردم افغانستان و تامین امنیت برای آن ها موجب کنترل و تضعیف موج طالبان می گردد. علی رغم وجود چالش های عدیده، رژیم کابل همچنان مورد حمایت جامعه جهانی قرار دارد. از این رو، در هنگامه ای که حل مشکل دوامدار جنگ از طریق نظامی در کمترین حد ممکن است، تقویت نهادهای دولتی به کابل این فرصت را می دهد در مالکیت و رهبری پروسه صلح با وضعیت بهتری ظاهر شود. آن گونه که به خوبی توسط اشرف حیدری اجمالا بیان شده است "ما نمی توانیم در زمان جنگ مکاتب را بسازیم؛ اما بدون مکاتب، جنگ ادامه پیدا خواهد کرد.... سهم غیر متناسبی از کمک های بین المللی به ضرر اشتغال زایی، به عملیات نظامی تخصیص می یابد .... اما این مشاغل بیشتر است - نه مرمی های بیشتر- که شورشیان را متقاعد می کند سلاح هایشان را بر زمین بگذارند. به دلیل سابقه طولانی بدگمانی شدید بین اسلام آباد و کابل، طالبان و کابل به سختی می توانند به عرصه های سازنده همکاری های دوجانبه ورود پیدا کنند.  به هر حال، سابقه طولانی بدگمانی خصمانه می تواند توجیه خوبی برای اعمال تغییرات در مواضع مستحکم دو طرف و اصلاح تصورات نادرست متقابل از هم باشد.  هر دو طرف باید شناسایی زمینه هایی که ظرفیت مناسب را برای اقدامات اعتماد ساز توسعه می دهند، در اولویت دستور کار خود قرار دهند. جنگ افغانستان دارای ابعاد مختلفی است و عوامل محلی، منطقه ای و جهانی را در بر می گیرد. به خاطر پیچیدگی های ذاتی این جنگ، کلید حل آن فقط در دست یکی از عوامل فوق قرار ندارد. از این رو، هر پروسه صلحی در افغانستان طولانی مدت و با مشکلات همراه است و همواره راجع به استحکام آن تشکیک و تردیدهایی وجود خواهد داشت.
حقیقت این است که هیچ طرفی نمی تواند پیروز میدان جنگ باشد و تنها بدیل برای پایان دادن به خون ریزی و بی ثباتی، زمینه سازی برای پروسه صلح و تسریع آن است.

دیدگاه شما