صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۱ قوس ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مبارزه با تروریسم انتحاری و نوع نگاه فرهنگی جامعه در قبال ترور

-

 مبارزه  با تروریسم  انتحاری و نوع نگاه فرهنگی جامعه  در قبال ترور

افغانستان طی چهار دهه اخیر با تروریسم داخلی و بینالمللی روبرو بوده است که درنتیجه حملات تروریستی در کشور هزاران نفر جانباختهاند و بیشتر از آن به معلولیت دچار شدهاند. روز جمعه بیست و ششم میزان یک تروریست انتحاری در شرق افغانستان نمازگزاران را هدف قرارداد که طی آن دهها نفر کشته و زخمی شدند. پسازاین حمله موج انتقادها در داخل و خارج از کشور بلند شد؛ اما دیری نمیپاید که حساسیت جامعه نسبت به این حادثه و پدیدههای مشابه فروکش میکند و نوع نگاه جامعه در قبال پدیده ترور حالت روزمره گی پیدا میکند و انتحار تبدیل به پدیده عادی میشود. پرسش اینجا است که مبارزه با تروریسم انتحاری در قالب نگاه فرهنگی چگونه امکانپذیر است و آیا روند فرهنگی فعلی در قبال تروریسم انتحاری می تواند موجب ختم آن شود؟
تروریسم مانند هر پدیده دیگر سیاسی-اجتماعی تک علتی نیست؛ زیرا با توجه به تعدد متغیرهای دخیل در تروریسم انتحاری میتوان گفت حداقل دو عامل ساختاری (فرهنگی) و فردی در پدیده انتحار دخیل است. همه مردم میدانند که ترور عمل ناپسند است و کسانی که دست به عمل ترور میزنند جنایتکار هستند اما بهطور باید در قبال تروریسم انتحاری موضعگیری نمی نمایند. اولین نشانه انحراف در مبارزه با تروریسم این است که به تئوری توطئه روی میآورند و تروریسم انتحاری را صرفاً به عامل بیرونی ربط میدهند که گویا کشور همسایه یا یک قدرت جهانی چنین کاری را انجام داده است. در جامعه افغانی کمتر کسی پیدا میشود که از خود بپرسد چه چیزی باعث شده است که یک تروریست باوجود خطر کشته شدن حاضر میشود خود را در میان جمعیت آنهم در میان نمازگزاران روز جمعه منفجر کند؟ وقتی هر شهروند مسئول پس از یک حادثه انتحاری چنین پرسشی را در ذهن خود مجسم کند، آنگاه به سراغ انگیزههای یک تروریست انتحاری میشود و بر این میشود که چه چیزی باارزشتر از زندگی یک فرد پیدا میشود که فرد جان خود و دیگران را فدای آن میکند. وقتی این مؤلفههای در ظاهر باارزش مشخص شد، فرد به دنبال آن میشود کدام منابع چنین ارزشهای ضد ارزش بشری را در جامعه تولید و بازتولید میکند. در هرصورت افراد وقتی به دنبال سرنخهای این پدیده بروند، لابد به متون درسی و مدرسههای مذهبی ختم میشود که ممکن توسط یک سازمان تروریستی اداره شود و یا اداره آن به دست یک بنیادگرای مذهبی قرار داشته باشد که مهمترین اولویت او کشتن افراد یا تربیت کسانی است که صرفاً برای کشتن و کشته شدن تربیت مییابد. برخی از نخبگان و روشنفکران جامعه بر این هستند چون تروریسم انتحاری آبشخور دینی دارد و یا دستکم در ظاهر از متون مذهبی تغذیه میشوند،  از این رو مبارزه با این متون خطرناک است، زیرا جامعه برای این متون درسی جنبه حقانیت قائل است و نمیشود آنها را نقد نمود. در ظاهر این نوع نگاه فرهنگی به تروریسم انتحاری درست است و عقل سلیم ایجاب میکند که باید با آن روبرو نشد زیرا هزینهبر است و مقاومت اجتماعی مانع از اصلاحات در متون آموزشی و درسی میشود که فرد به تأسی از آن حاضر به انجام انتحار میشود؛ اما طفره رفتن از روبرو شدن با متون الهام بخش تروریسم، جواب پرسشی نیست که در فوق مطرح شد و از جانب دیگر هریک از اعضای جامعه با خون خود بهای مبارزه نکردن با تروریسم انتحاری را پرداخت میکنند. بنابراین میتوان گفت این نوع نگاه به تروریسم انتحاری و منابع فکری آن ملهم از مؤلفههای ذیل است؛
الف- جامعه به لحاظ فکری با تروریسم انتحاری مخالفت جدی ندارد؛ اما صرفا عمل آن را نمیپسندد: برخی مؤلفههای وجود دارد که میان یک تروریست انتحاری و بقیه اعضای جامعه مشترک است مانند عمل شهادتطلبانه که برای نائل  شدن به چنین مسأله ای حتی با کشته شدن دهها نفر با اغماض نگاه میشود. کافی است عمل تروریستی دیروز را که در ننگرهار رخ داد، اینگونه قیاس نمایید که اگر چنین عملی توسط نیروهای بینالمللی و یا حتی نظامیان دولتی افغانستان طی عملیات هوایی رخ میداد، واکنش جامعه و مراجع دینی- مذهبی در قبال این مسأله چگونه میبود؟ تا حدودی پاسخ به این مسأله روشن است. اگر این عمل توسط نیروهای بینالمللی اتفاق میافتاد در بسیاری از شهرها علیه عاملان این قضیه تظاهرات بر پا میشد و حتی بحث به خشونت و آتشسوزی برخی اماکن دولتی افغانستان منجر میشد. یا اگر این واقعه توسط نظامیان دولتی افغانستان طی حملات هوایی اتفاق میافتاد حداقل علیه دولت افغانستان موج خشم و نفرت به راه میافتاد و جامعه خواستار به محاکمه کشانیدن عاملان این قضیه میشد. وقتی این قضیه توسط یک تروریست انتحاری چه طالب و چه داعش انجامشده است، پاسخ جامعه مخصوصاً نخبگان فرهنگی به این مسأله بسیار سطحی است که در آن رگههای عادی شده پدیده ترور در جامعه دیده میشود.
ب- تروریسم انتحاری بخشی از فرهنگ خشونت است: فرهنگ در هر جامعه پدیده پیچیده و درعینحال کاربردی است که بهراحتی امکان تغییر در آن وجود ندارد. طی دهه هشتاد و اوایل دهه نود قرن بیستم کتاب های درسی کودکان کشور مملو از آموزههای خشونتطلبی بود که تحت عنوانهای مختلف برای کودکان تکثیر میشد تا به نحوی ذهن کودکان کشور با مؤلفههای همچون، جهاد، قتل غیر، مبارزه و شهادتطلبی آشنا باشند و برای بسیج آنها در جبهات نبرد در جنگ سرد علیه دولت افغانستان و شوروی مشکل جدی ایجاد نشود. این وضعیت فرهنگی پس از 2001 تا حد زیادی تغییر کرد اما کافی نبود زیرا بسیاری از مناطق کشور تحت تصرف طالبان یا گروههای همسو قرار دارد که در آن از مکاتب دولتی خبری نیست و اکثراً جوانان آن مناطق از نعمت سواد برخوردار نیستند و یا در مدارس مذهبی آموزشدیدهاند که این مدارس فوقالعاده خشونت پرور هستند و به نحوی تداومدهنده گفتمان فرهنگی دوران جنگ سرد و حتی افراطیتر از آن هستند.
جامعه وقتی میتوانند بهنقد تروریسم انتحاری بپردازد که متون الهامبخش تروریسم انتحاری را نقد کند اما جامعه بسته افغانستان هنوز آمادگی آن را ندارد که بتواند با منابع و متون الهامبخش تروریسم درآویزد. برخی از اعضای جامعه خود را در برابر این منابع و حامیان آن ضعیف حس میکنند و از مبارزه با آن گریز میکنند تا مبادا آسیب ببیند که این گریز صرفاً برای نجات چند روز است زیرا دیر یا زود انتحار و ترور دامن چنین افرادی را هم میگیرد. برخی از اعضای جامعه منابع الهامبخش ترور و دستگاههای تبلیغی تروریسم انتحار را محکوم نمیکند و صرفاً در مورد چگونگی هدفگیری تروریستها اماواگر دارد.
بنابراین رویکرد فرهنگی فعلی جامعه در مبارزه با تروریسم نتیجهبخش نیست زیرا چنین نگاهی صرفاً چرخیدن در دور باطلی است که منشأ اصلی تفکر انتحار را هدف قرار نمیدهد. وقتی با تروریسم انتحاری میتوان مبارزه مؤثر داشت که علیه منابع و شخصیتهای الهامبخش انتحار اقدام نمود و هر نوع رفتاری که خشونت را در جامعه تبلیغ نماید، محکوم شود.
این مهم بر عهده دولت است که تمامی منابع در اختیار داشته را صرفنظر از تعلقات مذهبی و قومی علیه پدیده انتحار بسیج نماید. از جانب دیگر علمای دین وظیفه بسیار بزرگ بر عهدهدارند که صف خود را در قبال تروریسم انتحاری و هر نوع خشونت ورزی مشخص نمایند.

دیدگاه شما