صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۲ عقرب ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

تقویت دوباره داعش در خاورمیانه و مخاطرات امنیتی آن در افغانستان

-

 تقویت دوباره داعش در خاورمیانه و مخاطرات امنیتی آن در افغانستان

در این روزها دو تحول مهم در خاورمیانه در حال وقوع است. آمریکا بهصورت برقآسا از حضور خود در معادلات امنیتی خاورمیانه مخصوصاً از مبارزه با تروریسم کنار میکشد. کردهای شمال سوریه که یکی از مهمترین عناصر ضد داعش در سوریه به شمار میروند، موردحمله همسایه شمالی خود (ترکیه) قرارگرفته است که این امر میتواند معادلات امنیتی کل خاورمیانه را دگرگون نماید. یکی از پیامدهای مستقیم خروج بیقیدوشرط آمریکا از مبارزه با تروریسم در خاورمیانه این خواهد بود که گروههای تروریستی مانند داعش و القاعده به بازسازی خود و جذب نیروی جدید شروع خواهند کرد و درگیری ترکیه با مبارزان کردی میتواند فرصتی فراهم کند که گروههای جدید تروریستی خاورمیانه مخصوصاً در سوریه هسته گذاری نماید و یا از حالت زیرزمینی خارجشده و بهصورت فعال به میدانهای نبرد بپردازند. پرسش اینجا است که تقویت دوباره تروریسم در خاورمیانه مخصوصاً داعش، چگونه میتواند بر اوضاع امنیتی افغانستان تأثیر منفی بگذارد؟ ازآنجاییکه جهانیشدن در محورهای ارتباطی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی استوار است و تمامی کشور های جهان در وابستگی و پیوستگی متقابل به سر می برند، تقویت داعش در خاورمیانه میتواند با روشهای ذیل به بدتر شدن اوضاع امنیتی در افغانستان بیانجامد:
الف- تشدید شکاف میان جناحهای طالبان و تقسیم آنها به موافقان و مخالفان مذاکرات صلح: طالبان مانند هر گروه تروریستی دیگر دربردارنده عناصر فکری نسبتاً مختلفی هستند که برخی آنها خواهان شدت عمل بیشتر هستند در حالی که برخی دیگر بهکارگیری ابزار سیاسی مانند مذاکرات را در راستای کسب قدرت مهم میپندارند. از زمانی که مذاکرات صلح میان آمریکا و طالبان شدت گرفته است، دامنه اختلافات میان اعضای طالبان نیز شدت یافته است.
حملهبر برادر رهبر فعلی گروه طالبان در بلوچستان و اخیراً حملهبر خانه ملا برادر مذاکرهکننده ارشد طالبان در پاکستان گواه این مسأله است که اختلافات پیدا و پنهان میان اعضای طالبان شدت گرفته است و مذاکرات صلح یکی از دلایل مهم این اختلافات به شمار میرود. وقتی داعش دوباره در خاورمیانه تقویت پیدا کند، آن عده از اعضای طالبان که مخالف گفتگوهای صلح هستند، از بدنه اصلی طالبان جدا خواهند شد و آنگاه یا به شاخه خراسان داعش ملحق میشوند و یا در تلاش برای ایجاد سازمان جدید و انشعابی تروریستی میشوند که نسبت به اسلاف خود ترجیح میدهند شدت عمل به خرج دهند. وقتی شکاف درونگروهی طالبان مخصوصاً در شاخه اصلی (ملا هیبت الله) افزایش پیدا کند، روند صلح افغانستان نیز دچار پیچیدگی بیشتر میشود زیرا وقتی طالبان از دریچه واحد به میز مذاکرات نگاه نکنند امکان رسیدن به توافق صلح و خاتمه یافتن خشونتها در کشور دشوارتر میشود. تجربه تاریخی نشان داده است به هر میزانی که مخالفان دولت اعم از تروریستی یا اپوزیسیون قانونی، پراکنده باشند به همان اندازه امکان توافق نظر در حل مشکلات از طریق سیاسی دشوار میشود. وضعیتی فعلی طالبان به وضعیت مجاهدین در اواخر دهه هشتاد میلادی مینماید که در آن نجیب الله رئیسجمهور افغانستان تلاش نمود با مجاهدین از طریق گفتگوی اختلافاتشان را حل نماید اما نبود فرماندهی و رهبری واحد در میان مجاهدین باعث گردید این مذاکرات به نتیجه مطلوب نرسد.
ب- تکثیر و باز احیایی داعش در مناطق خارج از کنترل دولت افغانستان: تضعیف شدید داعش در خاورمیانه مخصوصاً عراق و سوریه باعث گردید، نیروهای داعش به خواستهایشان در سایر بلاد اسلامی مانند افغانستان نرسد اما تقویت دوباره داعش در خاورمیانه آن هم زمانی که میان نیروهای مخالف تروریسم در منطقه و جهان اختلافنظر عمیق به میان آمده است میتواند به تقویت داعش در سایر مناطق جهان مخصوصاً کشورهای جنگ زده مانند افغانستان بی انجامد. ازآنجاییکه ظرفیت فرهنگی رشد و تکثیر گروههای تروریستی مخصوصاً در مناطق روستایی افغانستان فوقالعاده زیاد است، با اندکترین جرقه دامنه گسترش تروریسم و بنیادگرایی مذهبی تحت هر نام و عنوان بهسادگی امکانپذیر است.
علاوه بر اینکه در بسیاری مدارس مذهبی متون نفرت و خشونتطلبی تدریس میشود و بدون اینکه دولت افغانستان بر این مراکز آموزشی کنترل داشته باشد، هزاران کودک که از نعمت مکاتب دولتی و آموزش معیاری محروم هستند در این مدارس جذب میشوند و طی چند سال به جنگجویانی قاتل تبدیل میشوند و بهجز کشتن و ویرانی به چیزی دیگری نمیاندیشند. وقتی فضای فرهنگی روستاهای افغانستان اینچنینی باشد، رشد گروه تروریستی مانند داعش ولو در چند هزار کیلومتری افغانستان میتواند منجر به تشدید فعالیتهای تروریستی در کشور شود. هرچند فضای فرهنگی کشور در راستای گسترش فعالیتهای تروریستی نقش به سزا دارد اما نمیتوان تمامی ملامتی را بر دوش فضای فرهنگی کشور گذاشت. ناکارآمدی حکومت و وجود فساد اداری نیز در این راستا نقش فوقالعاده دارد. وقتی فضای اقتصادی کشور تیرهوتار باشد و اکثریت جوانان آمادهبهکار با بیکاری روبرو باشند برای تأمین مایحتاج خانواده هم که شده مجبور هستند به گروههای تبهکار ازجمله تروریسم بپیوندند و طی سالهای گذشته حضور جوانان افغانستان در نبردهای خاورمیانه مانند سوریه و یمن میتواند دال بر این ادعا باشد. علاوه بر بیکاری، مشکلاتی که در دستگاه قضایی کشور وجود دارد موجب میشود که قربانیان برای تحقق عدالت و رسیدن به حقوقشان خود دستبهکار شوند. یکی از راههای که قربانیان در پیش میگیرند انتقام است. وقتی در جامعه گروههای مخالف دولت مانند گروههای تروریستی شکل میگیرد، برای قربانیانی که در انتظار عدالت بودند اما خواستشان برآورده نشدند فرصتی میشوند که خود آنها به دنبال انتقام باشند. خشونتهای قبیلهای و اجتماعی باعث میشود هزاران کودک یتیم شوند و برای انتقام مرگ پدران و عزیزانشان، پیوستن به گروههای تروریستی آخرین گزینه است که میتواند منجر به نهادینه شدن خشونتها در کشور شود. فساد اداری و حیفومیل شدن کمکهای جامعه بینالمللی باعث شده است که در بسیاری محلات، مراکز آموزشی دولتی به گونه باید فعالیت نداشته باشند و خانوادههای کمبضاعت مجبور میشود کودکانشان را به مراکز آموزشی (مدارس دینی) بفرستند که نهتنها به گونه رایگان آموزش میدهند بلکه حتی با خانوادههایشان کمک اقتصادی مینمایند که ممکن در قالب شهریه باشد یا هر عنوان دیگر.
بنابراین تقویت دوباره داعش میتوانند نگرانیهای امنیتی افغانستان را بیشتر نموده و چالش و پیچیدگی زیادی را در راستای مذاکرات صلح افغانستان خلق نماید. بر دولت افغانستان و نخبگان سیاسی کشور است که صرفاً به حمایت جامعه بینالمللی اتکا نکند زیرا سیالیت محیط بینالملل و چرخش ناگهانی کشورهای دیگر میتواند چالشهای غیرقابلمهاری را خلق نماید. از جانب دیگر مبارزه با تروریسم صرفاً جنبه سختافزاری و نظامی ندارد بلکه مبارزه نرم (فرهنگی) و ایجاد اصلاحات، شفافیت و کارکردهای دولت ازجمله عوامل مهم هستند که میتواند در مبارزه با تروریسم نقش به سزای داشته باشند.

دیدگاه شما