صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

سه شنبه ۳۰ میزان ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مشارکت در انتخابات؛ وجیبه ملی هر شهروند

-

مشارکت در انتخابات؛  وجیبه ملی هر شهروند

شرکت در انتخابات 6 میزان برای شهروندان افغانستان، جدا از یک حق شهروندی، یک وجیبه ملی است. تکلیفی است که مردم این سرزمین در نتیجه تجربیات و حوادث بسیار تلخ، از دوران دیکتاتوریهای شاهی گرفته الی دوره حزب دموکراتیک خلق و جنگهای تنظیمی دهه هفتاد کسب نموده است. در شش میزان شهروندان افغانستان با اشتراک در انتخابات نشان خواهند داد از تمام ارزشهای مدنی خویش تا پای جان دفاع خواهند کردد و هیچگاهی به گذشته بر نخواهند گشت. مردم افغانستان میدانند که دموکراسی یگانه ابزار عقلانیت بشر جهت دفاع از ارزشهای انسانی است. از همین رو است که انتخابات خط سرخ تمام افغانها است.
انتخابات اختراع ارزشمند بشر:
انتخابات بدون شک یکی از مهمترین و با ارزشترین دستاوردهای بشر برای تامین و رسیدن به خواستههای فردی در حیات جمعی است. در حالیکه در عین زمان از تمام مزایای زندگی اجتماعی نیز بهرمند میباشند. به همین دلیل انسان مدرن امروز انتخاب و انتخابات را تنها ابزار مطمئن برای تنظیم و هماهنگی میان خواستههای فردی افراد در زندگی جمعی برگزیده است.
در گذشتهها حکومتها در نتیجه جنگ و قتل عامهای گسترده شکل میگرفت. گاهی در نتیجه آن تمام سرمایهها و زیربناهای اقتصادی و بشری مدنیتها تخریب میشد و سالها طول میکشید تا مدنیتها دوباره احیا گردد. اما بشر امروز در اثر تجربههای تلخ و خونین گذشته به این فرجام رسید، که میتوان بجای جنگ، حکومت را از طریق انتخابات ایجاد نمود و به آن سمت و سو داد. بدون اینکه داشتههای ارزشمند خویش را تخریب نمایند. اکنون اکثر نظامهای سیاسی موجوده در جهان بر اساس انتخابات استوار بوده و مشروعیت خود را از آرای مردم میگیرند. مردم نیز با رای خویش تعیین میکنند که چه نوع حکومتی قدرت را به دست گیرد و چه سیاستی و تصمیمی را در عرصههای اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و... اخد و تطبیق نمایند.
 انتخابات، تنها گزینه:
مردم افغانستان نیز همانند سایر کشورهای متمدن انتخابات را تنها شیوه معقول و پذیرفته شده برای تعمیل اراده جمعی برگزیده است. به همین دلیل فرد فرد شهروندان کشور در ششم میزان یعنی دو روز دیگر به پای صندوقهای رای خواهند رفت تا با آرای خویش ثابت بسازند که به گذشته باز نخواهند گشت. مردم ما حوادث تلخ گذشته را با جسم و جان خویش متحمل شده و تجربه نموده اند. به خوبی واقفند که بجز انتخابات هیچ راه دیگری تضمین کننده آینده آنها و فرزندانشان نخواهند بود. مردم میدانند که با اشتراک در پروسه انتخابات ممکن است با خطراتی امنیتی از سوی دشمنان قسم خورده خویش مواجه شوند اما این را نیز میدانند که عدم انتخابات یعنی برگشت به گذشته، برگشت به خونریزیها و جنایات بشری، برگشت به دیکتاتوری شاهی و تک حزبی، برگشت به جنگهای داخلی، برگشت فقر و از بین رفتن تمام زیربناهای اقتصادی. مسلم است که مردم ما به گذشته بر نخواهند گشت. آنها انتخابات را تنها ابزار خردمندانه انسانیت میدانند. گرچه میپذیرند که نواقص پروسه انتخابات را در هر دوره با توجه به آموخته هایشان از دورههای قبلی و تجربیات سایر کشورهای جهان باید اصلاح و تقویت نمایند تا خواست واقعی مردم محقق گردد.
 تقلب انتخابات، بهانه یا قدرت طلبی:
در این دور انتخابات متاسفانه عدهای از نامزدان ریاست جمهوری و سیاستمداران تلاش نمودند تا بجای حمایت، انتخابات را تخریب نمایند. گاهی بخاطر پروسه صلح و گاهی به بهانه احتمال تقلب، خواهان به تعویق افتادن انتخابات و اولویت دادن به پروسه صلح گردیده اند. متاسفانه هیچ کدام از این رهبران سیاسی برنامه مشخصی برای پیشبرد صلح ندارند. در حقیقت آنها خواهان تشکیل حکومت موقت به اشتراک و اجماع رهبران سیاسی است. یعنی همانند حکومت موقت 18 سال پیش، اشخاص و سران احزاب و گروههای سیاسی، قدرت را میان خویش تقسیم نمایند. که مردم افغانستان در آن نقشی نخواهند داشت. بنابراین هدف آنها از توقف انتخابات و شروع گفتگوهای صلح، هموار شدن شرایط برگشتن ایشان به قدرت است نه چیز دیگر. چراگه اگر نیت آنها برگزاری انتخابات شفاف میبود در 18 سال اخیر فرصتهای زیاد برای اصلاح ساختار کمیسیون مستقل انتخابات و برگزاری انتخابات شفاف داشتند. اما زمانی که ایشان در قدرت بودند، هیچ کدام طرح و پیشنهادی را برای اصلاح و بهبود برگزاری انتخابات ارایه ننمودند. درحالی که هر کدامشان سالها در پستهای کلیدی ایفای وظیفه نموده اند. پس نیت این رهبران به ظاهر دلسوز هرگز برپایی صلح نبوده بلکه آنها هوشیارانه میخواهند اذهان مردم را به تشویش بیاندازند تا همگان به انتخابات بی باور شده و انتخابات با بحران مواجه شود و از این طریق و با تشکیل حکومت موقت دوباره بر قدرت برگردند.
تعویق انتخابات مساوی است با سوق دادن کشور به بحرانی بدتر از جنگهای تنظیمی دهه هفتاد، زمانی که کوچهها و شهرهای کشور پر بود از بدنهای افراد کشته شده در جنگهای تنظیمی. گاهی اجساد متعفن تا هفتهها بر روی سرکها و کوچه باقی میماند. آیا مردم افغانستان به آن دوره بر خواهد گشت. نه، هرگز بر نخواهند گشت.
چرا سیاستمداران بجای به تشویش انداختن اذهان عامه، تلاش نمی کنند تا از تقلب جلوگیری نمایند؟
سیاستمداران و احزاب و گروههای سیاسی مخالف انتخابات، این فرصت را داشتند و هنوز هم دارند تا دست کم از طریق ناظرین خویش تقلب احتمالی را به جلوگیری و یا به حداقل برسانند. چرا که مطابق قانون انتخابات، تمام تیمهای نامزدان ریاست جمهوری، احزاب سیاسی، جامعه مدنی و سازمانهای بین المللی حق دارند که ناظرین خویش را به کمیسیون مستقل انتخابات معرفی نموده و رسماً از پروسه انتخابات نظارت کنند. کمیسیون مستقل انتخابات نیز با کمک آنها، قادر شود تا انتخابات شفاف، عادلانه و عاری ازتقلب برگزار نمایند. اگر گروههای منتقد انتخابات با تشکیل یک گروه کاری منسجم و هماهنگ، ناظرین حرفوی خویش را به حوزهها و محلهای رای دهی اعزام مینمودند بدیهی است که فیصدی قابل توجهی از تقلبات احتمالی انتخاباتی، که رهبران سیاسی همواره با نگرانی و دلواپسی از آن یاد مینمایند، جلوگیری میشد. چراکه اگر یک ناظر در محل رای دهی وظیفه خویش را درست انجام دهد هیچ کس فرصت تقلب را نخواهند یافت. حال سوال اینجاست: چرا سیاستمداران و احزاب سیاسی بجز تخریب، هیچ اقدامی در زمینه از بین رفتن تقلب انجام نداده اند؟ جواب واضح است. حتی اگر انتخابات شفاف و عادلانه برگزار گردد، باز هم آنها به نیت شان که رسیدن به قدرت و تقسیم حکومت بوده نایل نخواهند شد.
به همین دلیل است که مردم با اشتراک در انتخابات 6 میزان، با صدای بلند و رسا به تکه دارانی قومی و رهبران احزاب نمایشی که هیچ جایگاهی در میان مردم نداشته و نخواهند داشت، نشان میدهند که دیگر سرنوشت خویش را به دست آنها نخواهند سپرد.

دیدگاه شما