صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۸ سنبله ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

جمهوریت دستاورد باد آورده نیست که به بـاد بدهیم

-

جمهوریت دستاورد باد آورده نیست  که به بـاد بدهیم

زمینهسازی در امر قباحت زدایی از طالبان توسط حلقات داخلی و بیرونی خود فریبی بیش نیست این روزها خطر معاملهی جمهوریت بیش از همه برای مردم آزار دهنده است، عدهی در صدد اند که شور و هلهلهی پروسه صلح را نسبت به سائر ارزشها برجسته تر سازند. بعضی از سیاسیون کابل نشین به زعم خود شان روی طرح حکومت موقت کار میکنند و آن را به عنوان یگانه راه نجات کشور از شر هیولای جنگ به مردم مژده میدهند، نمایندگان طالبان و آمریکا در قطر، نتایج مذاکرات شان را پنهان نگهمیدارند، تنها موردی که از بازدهی این جلسات طی هفت ماه به مردم افغانستان گزارش داده میشود همین جملهی تکراری « خروج طالبان از صف جهادیسم جهانی و خروج زمانمند نیروهای آمریکایی از افغانستان .» در این اواخر همین جمله جای خود را به جمله ارزشی دیگری واگذار کرده است سخنگوی طالبان در حساب توئیتر اش مینویسد « خبر خوشی در راه است» اما هیچکدام شان از لاک این کلی گوییها پا فراتر نگذاشته اند.
در این میان تنها موردی که به آن کمتر پرداخته شده است نقش مردم افغانستان در پروسه صلح است، به زعم دو جانب مذاکره کننده در دوحه، روند عدالتخواهی در گفتگوهای شان رعایت گردیده و آنان فقط در حیطه مسائل مربوط به آمریکا و طالبان مذاکره دارند. هر عقل سلیم، هر چند از بیرون به ماهیت مذاکرات نگاه بیندازد در میبابد که مورد مذاکره تنها همین دو موضوع تکراری خود شان نیست؛ بلکه حرف و حدیثهای زیادی پشت صحنه خوابیده است که از دید مردم پنهان است، پنهان کاری در پروسه به نفع و صلاح هیچکدام نخواهد بود، بلکه قضیه را برای طرفین مذاکره در کوتاه مدت پیچیده و دشوار خواهد ساخت، طالبان در صدد کسب مشروعیت سیاسی و ایجاد حاشیه امن برای تداوم فعالیتهای تروریستی شان است که نه سودای صلح در سر دارند و نه پروای امنیت و ثبات جهانی در مخیله شان عبور میکند؛ لذا پیش پرداخت در پشت پردهی مذاکرات دوحه به این گروه اگر احیانا صورت گرفته باشد مردود و رسوا کننده است هرگونه معامله در مورد جمهوریت مورد قبول مردم افغانستان نیست. طی دو دهه حاکمیت نظام جمهوریت در افغانستان با اینکه یکی از خونباترین دوران تاریخی کشور بود؛ با آنهم یکی از بهترین زمانها جهت ایجاد شدن بستر و زمینههای ترقی و توسعه در ابعاد گوناگون زندگی محسوب میگردد. ما در طول تاریخ قربانیهای زیادی دادیم، شاهان و حاکمان مستبد گذشته، مردم افغانستان را در جهات امیال و خواستههای خودشان قربانی مینمودند، ساختن کله منارها از اجساد مردم و به هر نحو ممکن تحت مضیقه نگهداشتن آنان یکی از رایج ترین شیوههای اِعمال دیکتاتوری بود بدون اینکه چشم انداز روشن برای آینده مردم افغانستان در قبال داشته باشد.
در تاریخ افغانستان خونبارترین مقاطع زمانی را به صورت مکرر شاهد بودیم، اما بهترین مقطع زمانی را شاهد نبودیم، خونها به نا حق ریخته میشد صرفا به دلیل ارضای جاه طلبی افراد، بدون اینکه هدفی را تعقیب نماید، حاکمان وقت، مست و غرق در جنون خونریزی بودند تا بتوانند به زعم خودشان پایههای لرزان حاکمیت پوشالی را استحکام بخشند. مظالم و بیچارگی بر مردم بیداد میکرد، دوران تاریک و سیاهی بود که لحظه لحظه آن بوی خون میداد؛ اما با تمام این فلاکتها و درماندگیها، آن دوران تاریک نیز سپری شد. در آن زمان فقط خون میدادیم که پشت سر آن هیچ هدفی واضح و روشن وجود نداشت تا به آن سمت نزدیک شویم خونهای ریخته شده ضایع میگردید با اطلاع از این امر که آیندهی درخشان را نمیتوان انتظار داشت تمام صحنههای آن عصر و زمان تاریک و شوم بود؛ اما اکنون نیز از لحاظ نیروهای انسانی در حد وسیع قربانی داریم، طی دو دهه حاکمیت نظام موجود، در ابعاد نظامی و ملکی قربانی داده ایم و تا کنون این روند غمبار ادامه دارد؛ اما پشت سر آن، هدفی موجود است. هدف از تحمل رنج و درد قربانیهای بی شمار کنونی، آزاد زیستن و با همی است، جنگ تحمیل شدهی استخباراتی، به هدف سلب آزادی مردم افغانستان است و فرجام آن، بردن به زیر یوغ استثمار و بهره کشی است؛ اما مردم افغانستان به این زورگوییها تن نمیدهند. افغانها زندگی ذلت بار را در ادوار تاریخی نپذیرفته اند و از این به بعد نیز گردن خم نخواهند کرد.
مقطع کنونی نیز خونبارترین است؛ اما یگانه دلیل استخبارات منطقه و تروریستان بین المللی در قبال ریختاندن این خونها، هدف برگرداندن مردم افغانستان به تحجر و واپسگرایی را تعقیب میکنند. با اینکه عصر و زمان کنونی خونبارترین است اما در نوع خودش بهترین است، بهترین به این دلیل که هدف از این خونریزی نفی جمهوریت است تا آن را از افغانها بگیرند؛ اما مردم افغانستان با خون خویش ریشههای آن را آبیاری میکنند تا دوباره زیر چتر استبداد و خودکامگی سقوط نکنند. افغانها غرور ملی در وجودشان موج میزند که بارها در راستای حفظ این غرور مقاومت و ایستادگی به خرج داده اند، غرور ملی که با تجاوز گروههای استخباراتی به خشم نیاید بی بار است، اما افغانها دو دهه در برابر چنین جنگها استوار ایستاده اند. غرور ملی که بار مسئولیت بین المللی ما را به دوش نکشیده باشد میان تهی است؛ اما مردم افغانستان در قبال جامعه ملل وظیفه انسانی شان را ادا کرده اند، این دومین بار است که مردم افغانستان به عنوان سپر جامعه جهانی عمل کرده اند و بار مسئولیت بین المللی را از عهده شان ساقط کرده اند. بار اول تجاوز قشون سرخ شوروی به افغانستان بود که در صورت پیروزی بر مردم افغانستان تصمیم داشتند وارد آبهای گرم شوند و از آنجا قاره اروپا را به مخاطره بیاندازند؛ اما نتوانستند خود را از باتلاق افغانستان نجات بدهند، بار دوم نیز که عصر کنونی است، گروههای تروریستی که هدف نا امن سازی جهان را در سر داشتند، در جغرافیای افغانستان گیر ماندند و سربازان این مرز و بوم فداکارانه در برابر آنان سینه سپر کردند که با تحمل هزاران قربانی، نا گذیر این جنگ در خاک افغانستان باقی ماند.
ما اگر خونبار ترین سالها را پشت سر میگذاریم به هدف رسیدن به توسعه و ثبات پایدار است؛ چون هیچگاه نمیخواهیم منت بردار کشورهای بیرونی باشیم و یا زیر یوغ تحجر، گردن نهیم؛ بنا بر این چنین روز ها را سپری میکنیم تا طعم بهترین روزهای آینده را بچشیم و تمام این خونها و قربانیها در راستای رسیدن به هدف مقدس آزادی از کام تروریزم و بسط و گسترش ثبات و توسعه پایدار است؛ لذا هیچگونه تهدید و قتال، مردم افغانستان را از رسیدن به این هدف غایی باز نخواهد داشت و تا رسیدن به سر منزل مقصود، دست از تلاش و مقاومت کوتاه نخواهند کرد. مردم وجب وجب خاک سرزمین خود را به شمول حفظ نظام جمهوریت با خونهای ریخته شدهی خود حفظ خواهند نمود.

دیدگاه شما