صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

کنشهای متفاوت در قبال انتخابات و صلح

-

کنشهای متفاوت در قبال انتخابات و صلح

در این روزها تحولات چندگانه و مرموز در جغرافیای سیاسی افغانستان در حال شکل‌گیری هست . مردم وبسیاری ازسیاستمداران و رهبران به دور از این تحولات در خلای خبری واطلاعاتی به سرمی‌برند . به همین دلیل تحلیل گران و کنشگران سیاسی یا در انزوای سیاسی قرارگرفته و حتی برای اطرافیان شان قدرت تبین و تحلیل اوضاع را ندارند و با تحلیل‌های سطحی و ضعیف مردم را دنبال نخودسیاه روان می‌کنند، یا شهامت و جرآت بیان واقعیت‌ها را آنگونه که انتظارمیروند ندارند. وحدت ملی و منافع مردم و کشور ایجاب می‌کند که تمامی‌کنش گران سیاسی در شرایط حساس فعلی در زیرچترنظام، در سیاست کلی و تحولات پیچیده ای روز، با هماهنگی کامل در قضایای بزرگ، ملی عمل کنند. اما چنانچه مشخص است ، نیروها ،احزاب و شخصیت‌های سیاسی فعلا دارای مواضع شفاف سیاسی نبوده و دچارابهام و تشکیک در قبال اوضاع پیچیده ای جاری شده اند. دلایل و علت‌های این پیچیدگی و ابهام درسیاست و تحولات روز افغانستان را از چندزاویه و دیدگاه میتوان به بررسی گرفت .
الف -  کنشها در قبال انتخابات :
در برابر پروسه ملی انتخایات،سه دیدگاه مشخص وجوددارد که برکسی پوشیده نیست ، اگاهی نسبت به این دبدگاه‌ها، دلایل و توجیهاتش،لازم و ضروری می‌باشد.
یک – دیدگاه مخالف : دشمنان دیموکراسی و مردم افغانستان، مخالف انتخابات بوده و از تمام فرصت‌ها و ظرفیت‌ها برای بهم زدن اوضاع عمومی ‌و امنیتی و اجرای انتخابات استفاده خواهندنمود.از حملات انتحاری و اهداف کورنظامی ‌تا ایجادترس و وحشت عمومی، تهدیدهای امنیتی، ایجاداختلاف میان مردم و دولت ، فعالیت‌های تبلیغاتی رسانه ای ، برای ناکامی‌اجرای موفق انتخاباتی کارخواهدگرفت. طالبان ، براساس این دیدگاه و برخورد متناقض اش در قبال صلح و انتخابات ، هدف اول اش ناکامی‌پروسه ای انتخابات می‌باشد.
دو – دیگاه دوپهلو: دیدگاه رهبران و احزاب سیاسی، محافظه کاران که نه جرات طرفداری از دیگاه اول رادارند و نه طرفدار فاطع نظام و مشارکت فعال در انتخابات می‌باشند.از دیدگاه اینان ، انتخابات ریاست جمهوری ، با توجه به وضعیت غیرقابل اطمنان امنیت و مبهم بودن میزان مشارکت مردم در انتخابات و سردبودن فضای رقابتی به دلیل عدم توازن رقابت و صحنه خالی کردن رقبای جدی ،انتخابات باچالش مشارکتی ، سلامت واعتبارمواجه شده است . با توجه به توجیه و تحلیل این دیدگاه، ناعادلانه بودن امکانات و فرصت‌ها برای همه تکت‌ها و سوءاستفاده ای تیم‌های دولتی از ابزارها و امکانات دولتی ، عادلانه بودن و حضوراکثریت را در رقابت مشکل نموده است. از جانب دیگر، تکت‌ها و رهبران سیاسی قصد متارکه با نظام و تحریم انتخابات را نیز در سرندارند.بنابراین دیدگاه که بیشتردیدگاهی مبتنی برامکانات است ، توقع می‌رود دولت ،مردم و سازمان‌های بین المللی و حامیان خارجی ، از تیم‌های غیردولتی پشتبانی بیشتر به عمل آورند و خواسته‌های مالی وسیاسی اینان رابرآورده نمایند.
سه -  دیدگاه موافق و طرفدارجدی انتخابات: در فضای سیاسی موجود و فشارهای دشمنان داخلی و خارجی ، ضرورت به مشارکت حداکثری در انتخابات و حضورقدرتمنداحزاب، جریان‌های سیاسی و تکت‌های انتخاباتی برای بالابردن میزان مشارکت مردم ، برکسی پوشیده نیست. در کشورهای که اکثریت احزاب از نظام سیاسی شان حمایت می‌کنند، باعلم به عدم برد همه در رقابت ،برای حفظ کلیت نظام و تقویت میزان مشارکت مردم به عنوان نمایش تعیبن کننده در برابر رقبای سیاسی داخلی و خارجی ، اجماع بر حضور و مشارکت همه در انتخابات هستند. در افغانستان، جزراهی به رفتن به انتخابات دیگر بدیلی براساس قانون اساسی و ارزشهای دیموکراتیک نداریم . اما ای کاش می‌شد انتخابات سالم در فضای امن با مشارکت حداکثری با میزان ضریب سلامت و اعتمادبالاتر و پشتوانه مردمی‌قوی تری برگزارکرد. براساس دیگاه رفتن به انتخابات ، این پروسسه ملی با همه چالش‌ها و مشکلات موجود باید به خوبی مدیریت شود. برای بالابردن میزان مشارکت و استقبال مردم از تمام فرصت‌ها و ظرقیت‌ها استفاده گردد.
ب – کنش‌ها در برابر پروسه ای صلح :
در برابرصلح نیزکنشها و واکنشهای متفاوتی بوجودآمده است. هریک از این کنشها آثار و تبعات خودرادارند که به اشکال زیر می‌توان گروه بندی نمود .
یک - مخالفان صلح : مخالفان جدی صلح که به خواست و ایراده ای مردم وقعی نمی‌نهند، سال‌های سال مردم و نقطه نقطه ای وطن را در آتش جنگ گرفتارنموده ، به جنگ ، خرابی و ویرانی عادت کرده است، منافع و زندگی شان نیز از طریق جنگ تآمین می‌گردد ، قرامین و خواست اربابان و خداوندان جنگ و ناآرام کردن همسایه هم اراده ای بر ختم جنگ ندارد. نیروهای خارجی خسته از جنگ برای رهایی از این مرداب نیزپالسی خود را داشته اند .حمایت سیاسی از طالبان همزمان با افزایش جنگهای فرسایشی به صورت مستقیم در جنگ‌های مستقیم  در تمامی‌السوالی‌ها و تشدیدحملات انتحاری در شهرهای بزرگ ، به خصوص شهر کابل ، به نفع طالبان در عرصه سیاست و جنگ تمام گردیده و در مجموع پروسه به سوی مشروعیت بخشیدن بیشتر به جریان طالبان به پیش می‌رفت . سرانجام، طرفداران و علاقه مندان به مذاکره و صلح از جناح مختف سیاسی
الف – کشاندن طالبان به میزمذاکره : اولین گام به سوی رفتن به صلح ، ایجاد دفتر دوحه برای کشاندن جناح میانه روی طالبان در میزمذاکره بود.در زمان حکومت کرزی، با همه مخالفت‌ها و دوربودن اذهان عامه این دفتر به عنوان آدرس سیاسی این گروه با حمایت قطر و آمریکایی‌ها و پاکستانی‌ها به فعالیت‌های دیپلماتیک شان، با حفظ و توسعه ای جنگهای گرم، ادامه داده اند.تداوم این روند برمبنای مشروعیت دادن روزافزون سیاسی و نظامی‌به طالبان، باعث بالارفتن روحیه ای تقابل آنان در برابردولت و ملت آفغانستان و تقویت هماهنگی‌ها و انسجام درونی این گروه و همچنین افزایش مانورهای سیاسی آنان در نشست‌های دوحه و مسکوگردید.
ب- به رسمیت شناختن دشمنان صلح به عنوان طرف اصلی مذاکره:
آمادگی ذهنی اکثریت مردم افغانستان، علاقه مندی و شیفتگی شخصیت‌های سیاسی و جهادی همکار دولت برای دیدار طالبان با هرانگیزه و منطقی باعث مشروعیت بخشیدن بیشتربه دشمنان دیروز و امروز مردم افغانستان گردید، اینان به عنوان برخی از ناراضی‌های حکومت و اپوزیسیون، احزاب و افراد نان به نرخ روزخور که بیشتر به منافع خویش می‌اندیشند تا به منافع ملی دیدگاه منفعت طلبانه به صلح داشته و نگاه مناسبی نسبت به انتخابات ندارند ، طرفدارصلح مبهم و دنباله دار پیشرومی‌باشد.حتی به قیمت بازگشت به امارت اسلامی ‌و از دست دادن ارزش‌های مدنی، آزادی بیان و رسانه‌ها تمام گردد. چون اینان فکرمی‌کنند که در سایه صلح و دولت موقت با نقش محوری طالبان، دوباره چانس رسیدن به وزارت و معاونت و غیره را خواهند داشت .طالبان با اکت و آداهای سیاسی شان ته تنها به این علاقه مندان و فریفته‌های صلح چندان بهای قایل نه شده اند بلکه، از مذاکره مستقیم با نمایندگان دولت نیزخودداری نموده اند. در این نوع برخورد توهین آمیزسیاسی که ناشی از موقعیت ساخته گی برای دشمنان مردم می‌باشد، احزاب جهادی و شخصیت‌های سیاسی نیز نقش داشته اند و به دشمنان مردم افغانستان کمک نموده اند.
دو- طرفداران صلح : مردم افغانستان طرفداران واقعی و صادق صلح می‌باشند چون بیشترین آسیب را ازناحیه جنگ‌های بی پایان دیده اند .مردم سپربلای مستقیم جنگ و پیامدهای آن بوده و بیشترین خسارات و آسیب‌هارا نیزمتحمل شده اند. صلح به ماهوصلح برای مردم ارزش مستقیم و درمان بخش رادارند . دولت افغانستان اما منافع ملی و سیاسی را در صلح مبهم جاری ندانسته و بی صبرانه طرفدارانتخابات و اجرای کردن آن در زمان معین می‌باشد. گرچندرقبای ضعیف انتخاباتی دولت رامتهم به مخالفت با صلح نموده و انتخابات رایگانه وسیله ای برای بقا در قدرت می‌دانند ، برفرض درستی این فرضیه انتخابات با همین دولت کذایی و سردی رقابت انتخاباتی هزار بار، برسیستیم امارتی تجربه شده شرف دارد.
نتیجه :
با توجه به تفاوت رفتارها و کنش‌های سیاسی موجود ، طرفداری منفعت طلبانه، ضعیف، غیرشفاف و بدون قید و شرط از پروسه ای صلح نه چندان شفاف و معیاری، به انگیزه ای عبور از نظام و ارزشهای اساسی به نفع دشمنان مردم افغانستان و تقویت کننده جانب مقابل می‌باشد .همچنین بی تفاوتی ، برخورد سرد و انفعالی  با پروسه ای انتخابات، با انگیزه‌های سیاسی در قبال این پروسه نیز کمک به خواسته‌های دشمن و غیرمستقیم به نفع دشمنان مردم افغانستان تمام خواهدشد. راه درست، در نظرگرفتن منافع کلان ملی در سایه ای صلح واقعی و عزت مند، یا پیشبرد انتخابات عادلانه، مشارکتی در جهت حفظ نظام و ارزشهای اساسی مثل جمهوریت، دیموکراسی، آزادی‌های مدنی، آزادی بیان و حقوق شهروندی می‌باشد. در مجموع انتظار می‌رود کنش گران سیاسی با در نظرگرفتن منافع ملی در قبال صلح و انتخابات ،راهی  را برگزینند که به نفع مردم و کشورباشد و مردم را در بیرون رفت از وضعیت دشوار و خطرناک فعلی کمک کنند و عامل عقب گرد مردم به گذشته نشوند.

دیدگاه شما