صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲۸ سنبله ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

عوام زدگی ادبیات سیاسی، نوستالژی جنگ‌های داخلی

-

عوام زدگی ادبیات سیاسی، نوستالژی جنگ‌های داخلی

سیاست در افغانستان بیشتر به روش سنتی و عنعنوی پیش رفته است، همانطوری که احترام به بزرگان در عرف عنعنوی افغانستان به عنوان یک هنجار ارزشی قلمداد میشود و در تمام سطوح اجتماعی رعایت آن الزامیاست در سیاست نیز گاهی همین طرز دید بزرگمنشی، راه بجایی برده است، وقتی که در اوائل حکومت قبلی قرار بود رئیس مشرانو جرگه انتخاب شود، مرحوم صبغت الله مجددی و چند تن از چهرههای جوان کاندید این مقام بودند، آقای مجددی خطاب به چهرههای جوان گفت وقتی که من به عنوان یک ریش سفید در این مقام کاندیدا هستم شما جوانان چرا در مقابل من کاندید شدید، این طرز دید که از بطن سنتهای جامعه سرچشمه گرفته تا قلب نهادهای رسمیحکومت نیز نفوذ کرده رفتار و ادبیات سیاسی مقامات سنتی نیز برخواسته از نگرش عنعنات و رواجهای قبیلوی است.
در ادبیات سیاسی زمان جنگهای داخلی نیز واژگان همچون ( کاکه، خرابات، جوانمرد و نا جوان ) بر سر زبان قوماندانان و رهبران جهادی حاکم بود، در قاموس ادبیات دوران جهاد و جنگهای داخلی، واژگان ارزشی همچون ( مومن، صادق، قاری و ملا ) بیشتر مورد تأکید بود، معیار گزینش افراد در حکومتهای محلی آن زمان نیز بر حسب همین خصایص و ویژگیها تعیین میشد. اکنون که از آن زمان دو دهه میگذرد نیز کماکان عوام زدگی ادبیات سیاسی مقامات افغان به صورت سابق پا برجاست، به عنوان مثال، وقتی که عطا محمد نور والی سابق بلخ بر سر کرسی این ولایت با رییس جمهورغنی دچار کشمکش سیاسی شد، در حضور رسانهها ادبیات عجیب و غریب به کار میبرد وی یکبار بنا به مشکلاتی که با داکتر عبدالله داشت از طریق رسانهها او را با لحن تند مخاطب قرار داده و گفت که ( دندانهایت را خرد میکنم ) و همینطور با دیکته به دوران جهاد مخالفین اش را مخاطب قرار میداد و میگفت که من کسی بودم که شوروی از شنیدن صدای پایم میترسید. البته کاربرد ادبیات خشن و عوام زده در رقابتهای سیاسی، محصول عوامل زیست محیطی است که بر روحیه افراد تأثیر میگذارد.
رهبران جهادی افغانستان با اینکه دو دهه تحت چتر دموکراسی و با حضور رسانههای معیاری زندگی سپری کرده اند و انتظار میرفت که کاربرد الفاظ سیاسی شان هم به روز شده باشد؛ اما متآسفانه چنین نیست و ما شاهد پر چالش ترین و عقب مانده ترین ادبیات سیاسی از زبان آنها بوده ایم، نحوه ادای کلمات سیاسی و طرز دید یک سیاستمدار در قبال وضعیت موجود، بیانگر قوت و ضعف آنان در انظار عمومیاست. سیاست، شانس و یا امر ماورائی نیست، بلکه رفتار سیاسی نیازمند دانش است که در علوم دانشگاهی یک رشته مخصوص به خود را دارا میباشد، سیاست نیازمند تدبیر و مدیریت است تا بتوان نقش تأثیر گذار خود را در آن ایفا نمود، بقای عزتمندانه در سیاست نیز یکی از گزینههای مهم است که یک سیاستمدار ماهر میتواند با جلب رضایت خاطر شهروندان، در ادوار بعد نیز حمایت مردمی را با خود داشته باشد. در بازیهای سیاسی، اولین اشتباه، آخرین اشتباه است. جبران خطا در کارزار سیاسی بسا سخت و دشوار است؛ چون فرصتها محدود میشود و در صورت اشتباه کسی به سیاستمدار خاطی وقعی نمیگذارد؛ بنا بر این کاربرد ادبیات سیاسی در سخنرانیهای بزرگان سیاست باید معیاری و علمیباشد؛ چون اثرات محسوس و قابل توجهی در ذهن مخاطبین میگذارد، ادبیات معیاری سیاسی بیانگر تسلط سیاستمدار بر موضوع است و از این طریق میتوان درصدی چشمگیر توجه عمومیرا به خود جلب نمود.
در واقع کاربرد ادبیات سیاسی مدرن، ریشه رفتار سیاسی افراد به حساب میآید که بر حسب آن، یک سیاستمدار دورنمای برنامههای خویش را میتواند به صورت معیاری آماده بسازد. بسیاری از سیاستمداران افغان، دچار مرض خود بزرگ بینی شده اند و در امور سیاسی تک محوری گام بر میدارند و انتظار نتیجه ایده آل نیز دارند، اگر مشوره با اعضای نهاد سیاسی شان صورت میگیرد ماهیتا جنبه تشریفاتی دارد نه واقعی و باورمندانه، بسیاری از اعضایی نهادهای سیاسی نیز با پذیرش این امر که تصمیم رئیس نهاد شان تصمیم نهایی و عملی است انگیزه و توان مخالفت علیه وی نمیتواند اتخاذ کند؛ به همین مبنی هر آنچه که بزرگ شان لازم ببیند همان امر تحقق خواهد یافت. نبود خطوط واضح سیاسی و بی باوری به نظام مند ساختن ساختار سیاسی یکی از موارد عمده است که خطای سیاسی را در ادبیات و رفتار سیاسی رقم میزند، دید سیاستمدار افغان در قبال محیط ما حول و آینده سیاسی، مقطعی و مبتنی بر تزلزل فکری است راهکاری که بتواند چراغ راه و آینده سیاسی یک نهاد را ترسیم کند در ضمیر نهادهای سیاسی موجود نیست. به همین منوال تصمیم گیری سیاسی نیز عوام زده، مقطعی و گاهی بدون درنظرداشت منافع ملی رقم میخورد. عوام زدگی ادبیات سیاسی در گفتار بعضی مقامات در این اواخر نیز مشهود بود، با فروپاشی تکت انتخاباتی صلح و اعتدال، یکی از اعضای کلیدی این تکت دلیل فروپاشی آن را در صفحه فیسبوک اش نوشت و گفت که ( بنا به ناجوانیهای بعضی یاران از تکت جدا شدیم ) لذا وقتی که جوانمردی و نا جوانی در کارزار سیاسی معیار گزینش و ائتلاف باشد واضح است که دورنمای آن نیز تیره و تار خواهد بود؛ چنانچه شکل گیری این تکت انتخاباتی نیز مبتنی بر احساسات و فاقد دورنمای مشخص بود؛ چون واضح بود که از ابتدا هیچگونه مذاکره در مورد نحوه ساختار آینده شان نداشتند و اگر هم داشتند به صورت جدی و حساب شده نبوده است؛ به همین لحاظ زمانی که موعد کمپاینها فرا رسید و تیمها تصمیم گرفتند وارد رقابت سیاسی شوند، در آن زمان این تکت مباحث جدی شان در مورد نحوه حکومت داری آینده را آغاز کردند که به دلیل تفاوت دیدگاهها، نتوانستند با هم کنار بیایند و منجر به فروپاشی شان شد.
به باور این قلم، شکل گیری تکت انتخاباتی صلح و اعتدال از ابتدا با معیار جوانمردی و کاکهگی شکل گرفته بود که در آخر نیز با نا جوانیهای بعضی دیگر خاتمه یافت، هیچگونه دقت و ژرف نگری در مورد توزیع قدرت و نحوه حکومت داری آینده مورد تفحص قرار نگرفته بود؛ لذا وقتی که پای مفاد و امتیازات شخصی به میان آمد همانند ابر بهاری پراکنده شده و از صحنه رقابتها دور گردیدند. یگانه مشکل عمدهی که در شکل گیری ائتلافهای سیاسی همیشه مشاهده گردیده است نبود مقطعی و بی هدف بودن آن بوده است نوستالژی که تا کنون به صورت یادواره از آن ذکر نمودیم از دوران جهاد و جنگهای داخلی گرفته تا حال حاضر نیز ادامه دارد. در آن زمان نیز اختلافات دیدگاه سیاسی باعث میگردید که تشتت و پراکندگی میان زعیمان جهادیست به وجود بیاید و این اختلاف دیدگاه تا مرز درگیریهای مسلحانه نیز دوام میآورد؛ اکنون نیز که پروسه صلح در جریان است دیدگاههای متناقض در قبال آن وجود دارد، عدهی از این رهبران جوانمرد و کاکه گوشهی چشمیبه طالبان دوخته و هربار دعوت آنان را میپذیرند و عدهی دیگر نیز با تهدید به قوه قهریه و جنگهای مسلحانه خواهان اند تا در متن مذاکرات صلح قرار داشته باشند؛ لذا وسعت دیدگاه سیاسی و مطالعات دقیق در این امر، میتواند راهگشای چالشهای یک دولت – ملت باشد، بنا بر این میطلبد که سیاستمداران افغان، نسبت به ادای کلمات در موضع گیریهای سیاسی شان دقیق و معیاری عمل نمایند تا مطالعات سیاسی شان وسعت یابد و با برنامههای کاربردی وارد عرصه شوند. خلأ سیاست علمیباید توسط این بزرگان رفع گردد.

دیدگاه شما