صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نقش احزاب سیاسی در انتخابات

-

 نقش احزاب سیاسی در انتخابات

درآمد
در شرایط فعلی، وجود احزاب یکی از ضروریات زندگی مدرن محسوب می‌شود به‌طوریکه یکی از موثرترین نهاد‌های  تأثیر گذار بر روند‌های تصمیم گیری و اجرائی کشور‌ها و به عنوان حلقه رابط بین مردم و حاکمیت سیاسی عمل می‌کند. در جوامع و نظامهای سیاسی فعلی تقریباً هم اندیشی کاملی نسبت به ضرورت تحزب وجود دارد و از احزاب بعنوان چرخ دنده ماشین دموکراسی یاد می‌شود. در نظام فعلی کشورما شاهد پیدایش احزاب و گروههای سیاسی مختلف با آرمانها و عقاید گوناگون بعد از دوران حکومت طالبان هستیم لیکن با گذشت تقربا دو دهه از دوران حکومت مردم سالار هنوز احزاب سیاسی به معنای واقعی کلمه نهادینه نشده‌اند و هیچکدام از احزاب نتوانسته اند کار ویژه واقعی احزاب از جمله مشارکت سیاسی، جامعه پذیری سیاسی،  ارتباطات سیاسی و... را داشته باشند اگر چه به کرات نام احزاب شنیده شده اما اکثریت قریب به اتفاق آنها فقط نام حزب را یدک کشیده اند. علیرغم تجربه ناموفق احزاب سیاسی در این کشور هنوز هم اعتقاد به ضرورت نهاد‌های نظام مند، سازمان یافته، رسمی، قانونی و هدفمند کماکان به قوت خود باقی است. اگر ساختار بیمارگونه احزاب سیاسی بهبود نیابد، آسیبها و موانع بر طرف نگردد احزاب سیاسی با گرم نمودن فضای انتخابات از طریق تبلیغات، مناظره، گفتگو و به بحث کشیدن مسائل مهم، شهروندان مسئول را به شهروندان بی تفاوت و غیر مسئول تبدیل خواهد نموده باعث حد اقلی مشارکت مرردم در انتخابات شده ومانع  یکی از زمینه‌های تحقق توسعه سیاسی را فراهم می‌نمایند.
تعریف حزب سیاسی
در باره تعریف حزب میان محققین اندیشمندان علوم سیاسی اتفاق نظر وجود ندارد هر کدام آنها حزب را بر اساس برداشتهای علمی‌و یافته‌های تجربی خویش تعریف کرده اند بعنوان نمونه چند مورد یاد آوری می‌شود: « حزب سیاسی مرکب از گروهی از شهروندان کم وبیش سازمان یافته است که بعنوان واحد سیاسی عمل می‌نمایند و با استفاده از حق رأی خود می‌خواهند بر حکومت تسلط پیدا کنند و سیاستهای عمومی‌خود را عملی سازند »
«واینر» تعریفی از حزب ارائه می‌کنند که متضمن چهار شرط اساسی می‌باشد: نخست آنکه، حزب مستلزم وجود سازمان و تشکیلات پایداری است که حیات سیاسی آن از حیات بنیانگذاری آن فراتر باشد. دوم اینکه، تشکیلات حزبی دارای سازمان مستقر در محل، همراه با زیر مجموعه‌هایی باشد که در سطح ملی فعالیت داشته و با یکدیگر روابط منظم و متقابلی داشته باشند. سوم اینکه، اراده رهبران ملی و محلی سازمان برای کسب قدرت استوار باشد. چهارم اینکه، حزب باید در پی کسب حمایت عمومی‌باشد و از پشتیبانی مردم برخوردار باشد.
کار ویژه‌های احزاب سیاسی
کار ویژه‌ها و کارکردها ی احزاب واقعی، همواره موجب ثبات سیاسی و امنیت در هر نظام سیاسی است. یکی از کلانترین و بهترین نگرش به کارکرد احزاب، نگرش سیستماتیک ساختاری ـ کارکردی است این نگرش در دهه 1960وارد علوم سیاسی شد و مدافعانی چون گابریل آلموند، جیمزکلمن و بیتگام پاول یافت. از این دیدگاه حزب به منزله یک فرد از سیستم اصلی نظام سیاسی و اجتماعی عمل می‌کند و با ایفای نقش جعبه سیاه دارای درون دادها و برون دادها و بازخور است. داده‌ها یا درون دادها، حاوی مجموعه اطلاعات و خواسته‌های انتقالی به درون حزب است و یافته‌ها و برون داده‌ها  عبارتند از کلیه تصمیم‌ها، مقررات، شعارها، موضع‌گیریها، خواهش‌ها، جهت‌گیریها، تاکتیکها، راهبردها و..... که از جعبه سیاه (حزب) خارج شده و می‌شود دراختیار جامعه، دولت و سایر نهادهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی قرار می‌گیرد. باز خورد هم عبارت است از بازتاب آن دسته از یافته‌ها که دوباره به صورت داده‌ها وارد جعبه سیاه شده و به صورت یافته‌های جدید از آن بیرون می‌آیند که در این نقش تعبیر و تفسیر داده‌ها صورت می‌گیرد. بنابراین حزب ماشینی است که مسائل را از سطح جامعه جمع آوری کرده و پس از تحلیل و دسته بندی به نهادهای تصمیم گیری دولت، عرضه می‌دارد.
کارکرد احزاب سیاسی در انتخابات
احزاب سیاسی ارتباط نزدیکی با کلیه وجوه سیاست و علی الخصوص انتخابات دارد. احزاب سیاسی با سازمان دادن به اندیشه‌ها و گرایشهای سیاسی موجود در جامعه در عین حالی که عامل تقسیم کردن و متشکل ساختن مردم به شاخه‌ها و بخش‌های گوناگون اند، عامل نزدیک کردن و تلفیق نمودن خرده گرایش‌های فردی و اجتماعی در قالب دکترین‌ها، ایدئولوژی‌ها و یا نظامهای اندیشه ای کم و بیش منسجم می‌باشند این معنی، طبعاً به مبارزه‌های انتخاباتی ابعاد عمیق تری می‌بخشد و معنی و مفهوم موضوعات مورد مبارزه را از شکل فردی و گاهی سطحی خارج کرده و به آن رنگ و بوی فلسفی، اجتماعی و فرهنگی می‌افزاید و به صورت مسائل سازمان یافته تر به بازار سیاست عرضه خواهد کرد. همچنین انتخابات حزبی بر انتخابات بدون حزب، برتری دارد. چرا که در صورت نخست تعداد نامزد‌های انتخابات معقول تر خواهد بود و این امر خود از پراکندگی آراء شهروندان جلوگیری بعمل می‌آورد و قدرت نمایندگی منتخبین را افزایش خواهد داد.در حالی که اگر احزاب وجود نداشته باشد، شهروندان هم از حیث نامزدی و هم از جهت رأی دادن دچار پراکندگی می‌گردد و طبعاً ضریب قدرت پشتیبانی نمایندگان کاهش خواهد یافت و عمل رأی دادن به جای اینکه بر مأخذ برنامه سیاسی یا فکر و اندیشه مرامی‌و مسلکی باشد بر پایه وابستگی به شخصیتها و لزوماً احساسی یا سطحی خواهد بود. در طول جریان انتخابات علاوه بر دستگاههای رسمی‌أخذ رأی و نظارت، نمایندگان  احزاب و گروههای سیاسی نیز برای تائید درستی انتخابات و مراقبت در حسن اجرای آن شرکت دارند و ارزیابی پیروزی یا شکست احزاب سیاسی در جریان انتخابات بدرستی و با خطای کمتری صورت می‌پذیرد.
احزاب فرمایشی
احزاب فرمایشی سه ویژگی عمده دارند: اول اینکه، فاقد اصالت حزبی هستند، دوم: با از میان رفتن شخصیت با نفوذ و دستیابی به هدف و کسب منافع غیر سیاسی، حزب هم از میان می‌رود، سوم: عملکرد آنها به جای ارتقاء فرهنگ و مبارزه سیاسی، اخلاق  سازشکاری و تعلیم ریا و نفاق و حیله گری را به مردم آموزش می‌دهد و این عامل مهمی‌می‌شود در راستای بیزاری و تبری جستن مردم از احزاب و فعالیتهای حزبی.
بنابراین بسیاری از احزاب در حقیقت فقط یک اسم هستند یک نام هستند.یک حزب واقعی نیستند چرا؟ برای اینکه مثلاً چند نفر که هم سوییهایی با هم دارند آمده‌اند یک حزب درست کرده‌اند یا گروهی از افراد که منافع سیاسی مشابهی دارند و دارای یک فصل مشترک هستند یک حزب و گروهی را ایجاد کرده اند.
عوامل ایجاد تحزب سیاسی
الف) نامدارایی سیاسی: فرهنگ تساهل و تسامح یک فرایند سیاسی و اجتماعی است و از عناصر بسیار اساسی پیشرفت و ترقی جوامع به حساب می‌آید. تساهل به تحقق قانون، تشویق و ترغیب مردم، به گفتگوی منطقی و ایجاد فضای عقلایی کمک می‌کند و بالعکس روحیه عدم تساهل سیاسی و انقیاد طلبی، انسان را از واقع نگری و داوری منطقی باز می‌دارد و او را دستخوش تحمل پذیری و ستیزه جویی می‌کند.
ب) دولت تنها منبع فرهنگ اجتماعی نباشد: حکومتها بیش از اقشار مختلف جامعه به قدرت می‌اندیشند و توجه می‌کنند اما اگر نیروها و عوامل تعدیل کننده در جامعه وجود نداشته باشد زمینه‌های فکری و فرهنگی جامعه چند بعدی نخواهد بود. جامعه ای به سمت توسعه سیاسی می‌رود که تنوع منابع قدرت را بپذیرد و از ابعاد مختلف روح و روان فکر انسانها بهره داری کند. اگر دولت تنها مجری این وظایف باشد اقشار مختلف یک جامعه به دولت متصل شده و محافظه کار می‌شوند. اگر جامعه ای به ظهور جمعیت، شورا، انجمن و بنیادهای مختلف فکری، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی میدان دهد، مشارکت و احساس و انگیزه و توانایی مشارکت در میان مردم تقویت می‌شود، تشکل اجتماعی مفهوم می‌یابد و جامعه به طرف تولید فکر و فرهنگ حرکت می‌کند.
ج) تفکر شخصی و سلیقه‌ای:  یکی از معضلات فرهنگی که نه تنها درافغا نستان بلکه در جهان اسلام سایه افکنده، شخصی اندیشیدن و سلیقه ای اندیشیدن است. هنر شنیدن، هنر درک، هنر تبادل و ارتباط، هنرفراگیری، هنر جمعی اندیشیدن و هنرهمگانی  اندیشیدن از لوازم تشکل اجتماعی است اگرشهروندان درجریان اندیشه‌های یکدیگر قرار نگیرند و پلهای ارتباطی برقرارنکنند، چگونه می‌توانند به تشکل، انسجام وسیستم برسند.
د) سیاست گریزی: در فرهنگ ما، سیاست همواره در تاریخ این مرز وبوم امر حقیری بوده است به‌طوریکه در بین توده‌ها ی مردم بی میلی، بد بینی و کناره گیری از سیاست وجود دارد لذا مشهور است که می‌گویند: « سیاست بی پدر و مادر است »  به‌طور کلی در فرهنگ سیاسی بعد از حکومت طالبانی دو گرایش متفاوت مطرح شده است. یک گرایش مخالف احزاب و مشارکت سیاسی مردم بوده است و آن را بر اساس مشروعیت و حقانیت گروهی خاص تعبیرمی‌کنند که جلوی تکثر گرایی و پلورالیسم را می‌گیرد. جریان مقابل بر اساس فرهنگ سیاسی خلق شده بعد ازطالبان با شرکت مردم و احزاب در جریانات سیاسی موافق اند
نظام انتخاباتی در قالب احزاب
اگر با توجه به برخی از موانع که ذکر کردیم موانع حزب مرتفع گردد و از احزاب دفع بیماری شود تا بتوانند کار آمدی و توانمندی لازم را برای فعال کردن ظرفیتهای اجتماعی داشته باشند، و احزاب از کف جامعه تبلور یابند در این صورت مطالبات مردم بهتر پیگیری شده و با آموزش‌های لازم و کافی زمینه را برای شکل گیری دولتی مقتدر و در مسیر تأمین مطالبات مردم مهیا می‌سازند و یکی از بسترهای مهم توسعه سیاسی محقق می‌شود. یکی از این زمینه‌ها حضور فعال، گسترده و دائمی‌احزاب در انتخابات مختلف اعم از ریاست جمهوری، پار لمان و... است.
 نقش احزاب در انتخابات
این در حالی است که اگر احزاب سیاسی نهادینه شوند و انتخاب افراد بر مبنای شناخت فکری و برنامه‌های آنان از طریق احزاب باشد، شناخت شخصی جایگاه خود را از دست می‌دهد و بنابراین بسیاری از هزینه‌ها که صرف شناخت شخصی افراد می‌گردد از میان برداشته خواهد شد. احزاب و گروههای سیاسی که به مردم معرفی می‌گردند مبین و گویای خاستگاه فکری و بینشی آنهاست و مردم همان شناختی که از احزاب و تشکلهای سیاسی دارند به فرد نامزد انتخاباتی تعمیم می‌دهند و لذا نیازی به تبلیغات آنچنانی ندارند و تقلیل ستادهای انتخاباتی در ولایت‌ها ، ولسوالیها را بدنبال دارد. علاوه بر آن رسانه‌ها بویژه تلویزیون درسطح ملی و منطقه ای می‌توانند زمان معینی در اختیار نامزدها قرار دهند تا به معرفی خود و برنامه‌ها و دیدگاههای خود بپردازند و خود حزب سیاسی مسئول عملکرد نامزدهای انتخاباتی بوده و در برابر مردم پاسخگو می‌باشند.
فرجام
وجود احزاب سیاسی در جامعه یک نیاز ضروری و اساسی تلقی می‌گردد به‌طوری که هم دولت و هم جامعه نیاز به حزب دارد. علت اینکه جامعه نیاز به حزب دارد این است که امروزه خواسته‌های گروهها و اقشار متفاوت شده است و درکشان از نیازهای طبقاتی شان افزایش پیدا کرده است  برای اینکه بتوانند این نیاز طبقاتی‌شان را به سیستم سیاسی افزایش بدهند و چون تحصیلاتشان افزایش پیدا کرده و آگاهی آنها بیشتر شده به قالب تشکیلاتی که اسمش را حزب می‌گذاریم تبدیل می‌شوند. دولت نیز احساس می‌کند که بدون حزب قابلیت تداوم ندارد. دولتها نیاز به این دارند که با جامعه ارتباط داشته باشند یکی از این ارتباطات حزب است. لذا مشارکتها هم که در قالب حزب صورت می‌گیرد دموکراتیک تر خواهد بود. البته صرف وجود حزب کافی نیست باید موانع حزب برطرف شود آسیب شناسی جدی صورت پذیرد تا به یک نقطه ایده ال برسیم.

دیدگاه شما