صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

پنجشنبه ۲ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

اقتصاد و انتخابات - قسمت دوم و پایانی

-

 اقتصاد و انتخابات - قسمت دوم و پایانی

در اقتصاد سیاسی، موضوع انتخابات از پیچیده ترین و حساس ترین مسایل می باشد. یکی از پرسش های مهم در این زمینه این است که متغییرهای اقتصادی چه مقدار بر سطح مشارکت مردم در انتخابات اثر می-گذارند؟ نرخ های تورم و بیکاری بر مقدار مشارکت مردم در انتخابات تاثیر منفی دارد و افزایش سواد و درآمد سرانه باعث افزایش میزان مشارکت مردم در انتخابات خواهد شد.
انسان‌ها برای انجام هر فعالیت اجتماعی نظیر انتخابات نیازمند انگیزه می باشند. احزاب و نامزدها در تبلیغات انتخاباتی خود سعی می کنند با و عده و و عیدهای مختلف مردم جامعه را برانگیزانند تا بین رقبای مختلف به آنها رای دهند. از طرف دیگر اگر مردم نیز تشخیص دهند وعده و وعیدهای آنان تحقق نخواهد یافت یا اینکه دولتها نمی توانند وضعیت اقتصاد و معاش آنها را بهبود بخشند، انگیزه کافی برای مشارکت در برگزار انتخابات نخواهند داشت. 
مردم برای مشارکت انتخاباتی وضعیت اقتصادی و مقدار متغییرهای اقتصادی دولت قبل از انتخابات، به ویژه آخرین دوره زمانی را ملاک تصمیم گیری قرار می دهند. هر چقدر این متغیرها برای مردم مطلوب تر و باعث بهبهود سطح معاش و رفاه مردم و جامعه باشند، به همان اندازه ترغیب در شرکت در آن دارند. البته برای اقشار و طبقات مختلف متغییرهای اقتصادی متفاوتی مد نظر قرار می گیرد. به عنوان مثال برای تولید کنندگان و صاحبان سرمایه، متغییرهای مالیات، سود بانکی و ... برای مصرف کنندگان و خانوارها، متغییرهای نرخ تورم، افزایش رفاه و درآمد، برای جوانان متغییرهای اشتغال و بیکاری، مسکن و... اولولیت و اهمیت بیشتری دارد.
اثر چرخه‌های اقتصادی یا وضعیت اقتصادی قبل از انتخابات بر مشارکت، همدلی و اشتیاق مردم جامعه برای برگزاری انتخابات مطلوب استوار است  که این تحولات و وضعیت معاش جامعه به دو صورت در انتخابات موثر است.
اول: وضعیت اقتصادی باعث می شود نظر مردم به مشارکت در انتخاب جلب شود (یا نشود). اشتیاق شرکت به انتخابات
دوم: اینکه وضعیت اقتصادی بر رأی مردم به نامزدها(احزاب یا گزینه ها) موثر است. به عبارتی به چه احزاب یا کسانی رأی خواهند داد.
مبنای بحث چنین است که تصمیم گیران(حاکمان و دولتها) می توانند برای جلب آرای مردم برای خود در انتخابات بعدی متغیرهای اقتصادی را به سمتی حرکت دهند که رضایت مردم جلب شود. البته برخی از اقتصاددانان عقیده دارند که شهروندان عاقلتر از این هستند که توسط سیاستمداران منفعت طلب به سمت و سوی خاصی هدایت شوند. شهروندان می توانند تشخیص دهند که دولت تلاش داشته است تا رشد معاش و اقتصاد جامعه واقعاً در طول زمامداری قبل از انتخابات بهبود داشته است یا همچنان در حد شعار انتخاباتی باقی مانده که در دوره جدید توسط عده ای دیگر تکرار می شود. در چنین مواقعی است که ما با روند غیررسمی در نظام اقتصاد سیاسی مواجه می‌شویم. در ایام انتخابات، بازیگران غیر رسمی مانند افراد مستقل، جبهه‌ها و تشکل‌های سیاسی بر اساس منافع مشترک شکل می‌گیرند که معمولا عمر کوتاهی هم دارند. حضور مستقل‌ها شاید در نگاه اول خوب و مفید به نظر برسد.
برای درک بهتر موضوع باید به قاعده تکرار پذیری یا عدم تکرار پذیری در اقتصاد بازرگانی توجه کنیم. در اقتصاد بازرگانی وقتی مشتریان بر اساساس موقعیت مکانی و زمانی فروشگاه و مرکز بازرگانی و تجاری طبقه بندی می شوند، نوع هدف گذاری و پالیسی که انتخاب می شوند به مشتریان زیاد موقت و مشتریان کم دائمی تقسیم می شوند. نوع اول؛ مشتریان موقت و یکبار مصرف هستند. این مشتریان به حیث استفاده یکبار و یا اجبار در استفاده را دارند. لذا کیفیت ارائه خدمات تنها در حد ظاهری و متوسط به پایین می باشد. شعارها، تابلوها و ... همه نمایشی و سطحی و ظاهری می باشد و هیچگاه از عمق لازم برخوردار نمی باشد. در چنین شرایطی رفتار فروشندگان دوره گرد نیز مانند رفتار رستوران‌های بین راهی قابل تحلیل است.
در حالت دوم؛ قضیه کاملاً فرق می نماید؛ مشتریان به جهت دائمی یا چند بار مراجعه تفاوت زیادی در دریافت کیفیت محصول و خدمات دارند. بنگاه اقتصادی نیز در ارائه خدمات و کالاها بسیار دقت می نماید تا مبادا مشتریانش را از دست بدهد. لذا همواره کیفیت ملاک اصلی می باشد. بنابر این یک بنگاه معتبر جهت حفظ «برند» خود مجبور است طبق اصول و چارچوب مشخصی به مشتریان خود خدمات ارائه کند. برای صاحبان برند حفظ موقعیت برند حیاتی است از این رو حتی مشکلات و اشتباهات خود را می‌پذیرند و در جهت اصلاح آن برمی‌آیند در حالی که اعتراضات شما به یک رستوران بین راهی چیزی جز خنده‌های تمسخرآمیز صاحب آن به همراه نخواهد داشت! یک رستوران صاحب برند جهت حفظ موقعیت بین مشتریان فعلی و جلب نظر مشتریان آینده نیازمند یک برنامه بلندمدت و رو به رشد است وگرنه توسط رقبا از گردونه رقابت حذف خواهد شد. برای فهم بهتر تشابهات رفتار رستوران‌ها و رفتار انتخاباتی کافی است به جای رستوران‌های معتبر و صاحب برند، احزاب و به جای رستوران‌های بین راهی، مستقل‌ها را قرار دهید.
در نظام اقتصاد سیاسی بدون حزب حقیقی، افراد مستقل با حمایت تشکل‌ها یا حتی بدون حمایت آنها، با ارائه شعارهای عامه‌پسند می‌توانند به قدرت برسند. در این حالت چون رفتار فردی جایگزین رفتار حزبی شده است رفتار نامزد و رای‌دهندگان به رفتار رستوران‌های بین راهی نزدیک می‌شود. چون فرد وابستگی حزبی ندارد عکس‌العمل رای‌دهندگان و جلب رضایت طولانی‌مدت آنها اهمیت چندانی ندارد، چرا‌که یک رییس‌جمهور حداکثر در دو دوره می‌تواند زمام امور را در دست داشته باشد.
این به آن معنی است که مشتری‌های او در بازی یک بار تکرار قرار می‌گیرند و با انتخابات بعدی و ظهور فرد بعدی این بازی مجدد تکرار می‌شود. این در حالی است که اگر حزب وجود داشت نامزدها مجبور بودند جهت حفظ وجهه حزب شعارها و رفتارهای منطقی‌تری داشته باشند تا بتوانند قدرت را برای حزب خود نگاه دارند. در نظام بدون حزب، تخریب رقیب و سر دادن شعارهای رویایی بیشتر به چشم می‌خورد، چرا که رای دهندگان به هر نامزد نمی‌توانند در پایان دوره حاکمیت او را مواخذه و شعارهای سر داده شده را مطالبه نمایند. لذا اینگونه است که معاش و اقتصاد مردم قربانی منافع سیاسی و سیاست بازی‌های جناحی خواهد شد.
در این میان نقش مردم به حیث مشتریان این بنگاههای اقتصادی بسیار مهم می باشد. زیرا درک صحیح از هدف گذاری و میزان فعالیت مفید آنها در ارائه خدمات و وظایف خود در سالهای قبل به ملت و مردم جامعه در قبال مسایل اقتصادی و معاش، ملاک و معیار انتخاب سیاسی آینده قرار خواهد گرفت.

دیدگاه شما