صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آغاز مبارزات انتخاباتی؛ از گفتمان انتقادی تا فحاشی سیاسی

-

آغاز مبارزات انتخاباتی؛ از گفتمان انتقادی تا فحاشی سیاسی

آزادی بیان و باز بودن جامعه از ویژگی‌ها اصلی نظام مردم‌سالار است. در کشورهایی که مدت طولانی شاهد گردش مسالمت‌آمیز قدرت بوده‌اند، انتقاد از برنامه‌های دستگاه حاکم توسط رقبا به یک امر جاافتاده تبدیل‌شده است و کمتر مسائل حاشیه‌ای در مبارزات انتخاباتی مطرح می‌شود. افغانستان پس از سرنگونی رژیم تروریستی طالبان در 2001 به این‌طرف شاهد انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی بوده است؛ اما مبارزاتی که قبل از روزهای رأی‌گیری در کشور به راه افتاده بودند، مملو از نقض آزادی بیان، حمله‌بر حریم خصوصی افراد و حتی در برخی حالات حمله‌بر خود دموکراسی محسوب می‌شدند. هر کشور با توجه به مسائل حاد، گفتمان انتخاباتی خود را دارد که این مسائل شامل سیاست‌های اقتصادی، امنیت ملی، مهاجرت، سیاست‌های فرهنگی، توزیع منابع ملی و چگونگی مشارکت مردم در مسائل کلان کشوری است. در افغانستان کمتر روی مسائل اساسی مانند موضوعات که در بالا ذکر گردیده، مناظره صورت می‌گیرد؛ بلکه بیشتر روی ویژگی‌های شخصیتی افراد، قومیت، زبان، محل تولد و محل تحصیلات کاندیدان پرداخته می‌شود. ششم ماه اسد آغاز مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری 1398 در افغانستان است و انتظار می‌رود که این مبارزات با توجه به سابقه مبارزات انتخاباتی در کشور مشمول نمایش تمامی جنبه های فرهنگ سیاسی و انتخاباتی در کشور باشد. پرسش اینجا است که کلیدی‌ترین عوامل در راه‌اندازی گفتمان مسائل حاشیه‌ای به‌جای مسائل کلان ملی و فحاشی سیاسی به‌جای انتقاد از برنامه‌های سیاسی و حکومت‌داری کاندیدان کدام ها هستند؟ با توجه به پیچیدگی اوضاع کلی کشور و تعدد در متغیرهای مستقل گفتمان انتخاباتی در جامعه می‌توان مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در مبارزات انتخاباتی را چنین برشمرد؛
الف- فرهنگ سیاسی حاشیه پرداز: مردم افغانستان مانند بسیاری کشورهای توسعه‌نیافته‌ای دیگر از سواد کافی برخوردار نیست و اکثریت اعضای جامعه از این چالش رنج می‌برند که این موضوع تمامی جنبه‌های زندگی به شمول رفتارهای انتخاباتی شهروندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بارها دیده‌شده است که مناظره های تلویزیونی حواشی فربه‌تر از متن تولیدکرده‌اند که این موضوع خود ناشی از فرهنگ سیاسی کنشگران و مناظره کنندگان است. بارها دیده‌شده است که سبک پوشش افراد نسبت به برنامه‌های آن‌ها برجسته شود، زیرا در برخی حالات شهروندان به خود زحمت نمی‌دهند که عمق برنامه‌ها و پیامدهای آن‌ها با دقت تمام موردبررسی قرار دهند و به‌جای آن روی مسائل حاشیه‌ای و روزمره‌ای می‌پردازند زیرا به‌راحتی از آن موضوع استنتاج می‌کنند. وقتی به فرهنگ سیاسی افغانستان نگاه کنیم، شهروندان بیش از آن‌که به برنامه‌های انتخاباتی توجه کنند، ذهنشان درگیر تئوری توطئه می‌شوند که تا حدی زیادی حق‌به‌جانب هم هستند زیرا از 1747 به این‌طرف وقتی تاریخ سیاسی کشور را مرور می‌کنند درمی‌یابند که کنشگران داخلی در بسیاری اوقات صرفاً عروسک‌های قدرت‌های جهانی هستند و آن‌ها از خود اراده سیاسی توأم با تعهد ندارند. پس از 2001 که ظاهراً نظام مردم‌سالار در جامعه حکم‌فرما است، اکثر برنامه‌های محوری یا هیچ عملی نشده‌اند و یا این‌که به‌صورت ناقص عملیاتی شده‌اند و مسائل حاشیه‌ای تبدیل به موضوعات محوری سیاست ورزی در افغانستان شده‌اند که این خود در فرهنگ سیاسی و نوع و نگرش مردم تأثیرگذار است و مردم را باورمند می‌سازند که روی مسائل ناچیز و حاشیه‌ای تمرکز کنند تا موضوعات ملی.
ب- باب‌شدن سیاست‌های پوپولیستی و گفتمان نفرت قومی: سرنگونی رژیم اقتدارگرای داوود خان در چهار دهه قبل، باعث آزاد شدن نیروهای خفته‌ای شد که برای سده‌ها در سرکوب به سر برده بودند. تجربه تاریخی کشورهای دیگر نیز نشان داده است که وقتی نظام سرکوبگر از بین می‌رود، بازیگران متعدد که حالت تخاصمی دارند، سر بیرون می‌آورند و دورهم جمع‌کردن این نیروها زمان‌بر است. ازآنجایی‌که طی قرون گذشته افغانستان توسط استبداد قومی اداره شده است، فقدان اقتدار مرکزی باعث رها شدن نیروهای مرکزگریز شد که عمده‌ترین این نیروها قومیت بود. در افغانستان طبقه حاکم و محکوم هردو روی ارزش‌های قومی سرمایه‌گذاری نموده‌اند. طبقه حاکم برای دیگران و حتی قوم خودشان چیزی دیگر نداده است جز کین و نفرت علیه دیگران و ترسیم هویت‌های دیگر به‌مثابه اختاپوس‌های که هر آن ممکن است از راه برسند و تمامی داشته‌های آن قوم را بربایند و آن‌ها را از کره زمین نابود کنند. اکثر نخبگان سیاسی قومیت‌های محکوم نیز برنامه‌های که بتوانند ازیک‌طرف آن‌ها را از دام استبداد رها نمایند و از طرف دیگر باب گفتمان ملی و انسانی را شروع نمایند، نداشتند و برای جبران این امر ناگزیر به دشمن‌تراشی صرف روی‌آورند و تا حد امکان کوره نفرت قومی را سوزان نگه‌داشته‌اند. وجود رسانه‌های جمعی طی نزدیک به دو دهه گذشته به‌خوبی ماهیت سیاستمداران و نخبگان افغانستان را آشکار ساخته است. بارها دیده‌شده است که هرگاه نخبگان سیاسی علمدار جنگ و نفرت قومی شده‌اند، از طرف تبار و قوم خود به‌عنوان قهرمان بی‌بدیل و تکرارناپذیر هویت یافته‌اند درحالی‌که بقیه هویت‌ها، چنین فردی را که به تبار و قومشان تعلق ندارند به حیث منفورترین انسان‌های روی زمین نگریسته‌اند. بسیاری از کنشگران سیاسی افغانستان به‌خوبی واقف هستند که برنامه های ملی که بتوانند قابلیت اجرایی و عملی شدن داشته باشند، ندارند و ازاین‌رو به پخش نفرت قومی و جبهه‌گیری علیه هویت‌های دیگر شروع می‌کنند زیرا می‌دانند قومشان آن‌ها را در این مبارزه تنها نخواهند گذاشت و بدون این‌که چیزی را از دست بدهند از طریق موج‌سواری بر مردم، حل اقل بر قومشان حکومت می‌کنند و به هیچ مقام پاسخگو هم نیستند.
ج- بومی‌سازی دموکراسی زمان‌بر است: افغانستان بر اساس خون و شمشیر پایه‌گذاری شده است و دوام نظام سیاسی در این کشور نیز مبتنی بر این مسائل بوده است. از سال 2001 به این‌طرف آمریکا و شرکای بین‌المللی آن تلاش نموده‌اند که در افغانستان دموکراسی تزریق نمایند و برای اجرایی سازی این مهم، نهادهای مختلف ایجاد نموده‌اند و میلیاردها دالر در این راستا هزینه شده است تا باشد این مهم به انجام برسد. تجربه کشورهای دموکراتیک دیگر که به لحاظ تاریخی و هویتی با افغانستان شباهت دارند، نشان داده است که بومی‌سازی دموکراسی در جامعه نیازمند صبر و حوصله زیاد است و لازم به نظر می‌رسد که برای چندین نسل سرمایه‌گذاری فرهنگی شود تا تمامی شهروندان کشور از شر فرهنگ سیاسی استبدادی گذشته رهایی یابند و به این خودباوری برسند که می‌شود از طریق برقراری نظام سیاسی مردم‌سالار نیز به حیات خود ادامه داد. آموزش سیاسی شهروندان از طریق مکاتب، دانشگاه‌ها و محیط کاری امکان‌پذیر است تا به شهروندان بیاموزند که همه مردم به‌صورت یکسان حق‌دارند اعمال حاکمیت نمایند و هیچ قومی به‌صورت ازلی برای حکومت کردن یا تحت فرمان بودن خلق نشده است.
با توجه به مسائلی که برشمردیم، فرهنگ سیاسی، قومیت، تاریخ پر از استبداد کشور و نوپا بودن دموکراسی از عمده‌ترین دلایلی هستند که در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری ششم میزان 1398، بیشتر مناظره کنندگان و کنشگران سیاسی به‌جای پردازش به موضوعات محوری به حاشیه پردازی روی خواهند آورد. علاوه بر این رخ داد، فحاشی سیاسی به‌جای نقد برنامه‌ها و سیاست‌گذاری‌ها یک امر معمول خواهد بود؛ زیرا هنوز زود است که مانند کشورهای دموکراتیک بالغ به گفتمان برنامه‌ای برسیم.

دیدگاه شما