صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

افغانستان و دیـوار بلند «فقـر مطلق»

-

افغانستان و دیـوار بلند «فقـر مطلق»

هرچند توضيح معني کلمه فقر کمي دشوار است و آن به اين دليل است که معني آن بستگي به مکان زندگي، فرهنگ کشور، مردم و عوامل ديگر دارد. براي مثال مردمي که در خانه‌هاي کوچک در حومه شهرهاي بزرگ جهان مانند نيويورک زندگي مي‌کنند ممکن است در مقايسه با همسايگان خود فقير باشند، اما در مقايسه با مردم بي بضاعت در محله‌هاي فقيرنشين کشورهاي در حال توسعه و کشورهای آفریقایی، ممکن است وضعيت مالي آن‌ها زياد هم بد نباشد.
با تمام اين موارد براساس قوانين کلي مي‌توان فقر را ناتواني در آزادانه عمل کردن به علت کمبود منابع مالي و يا فرصت براي به‌دست آوردن آن منابع مالي تعريف کرد. بنابر اين تعريف، کسي که دو سانس کار مي‌کند تا بتواند هزينه مواد غذايي واجاره خود را پرداخت کند و کسي که در کشوري ديگر به دليل دستمزد پايين گرسنه مي‌ماند هر دو از نظر توصيفي فقير محسوب مي‌شوند و آن هم به دليل عدم توانايي در انجام آزادانه کارهاي مورد نظر مي‌باشد.
فقر به معني نداشتن بودجه نيست، بلکه به معني نداشتن امکان تهيه‌کردن خواسته‌ها و نيازها است. با اين وجود که هر دو گروه افراد تعريف شده در بالا فقير محسوب مي‌شوند، اما گروه دوم که در وضعيت بدتري هستند در اصطلاح «فقر مطلق» به سر مي‌برند و افراد اين دسته از تهيه نيازهاي اساسي خود مانند غذا، پوشاک، مسکن و غيره ناتوانند.
تعيين اين دسته از معيارهاي اندازه‌گيري، در ابتدا نيازمند در نظر گرفتن مکان جغرافيايي خاص است که برپايه آن بتوان قيمت نيازهاي اساسي را تعيين کرد. براي مثال براي تعريف خط فقر، اقتصاددان‌ها بايدهزينه ميانگين خريد روزانه مقدار معيني کالري که فرد در منطقه جغرافيايي خاص بدان نياز دارد، تعيين کنند.
بنا به گزارش بانک جهاني، با وجود اينکه فقر در جهان به آرامي در حال فروکش کردن مي‌باشد، اما تعداد افرادي که با درآمد روزانه حدود يک دلار در جهان زندگي مي‌کنند در سال 2015، نزديک به يک ميليارد نفر خواهد بود. این وضعیت فقر و خط فقر در افغانستان بنابر اعلان و گزارشات ادارۀ مرکزی احصائیه، بر اساس تعریف ملی، کسانی که در یک ماه، از دوهزار و ۶۴ افغانی کمتر مصرف کنند، زیر خط فقر قرار دارند. با تعيين خط فقر، افرادي که در زير خط فقر به سر مي‌برند، افرادي هستند که قادر به تهيه هزينه خوراک خود نبوده و فقير محسوب مي‌شوند.
جامعه جهانی در 18 سال گذشته میلیاردها دالر به افغانستان کمک کرده که اگر میان مردم توزیع می‌شد به هر نفر 33 هزار دالر می‌رسید. این کمک‌ها توسط افراد معدودی دزدیده شده و تغییری در وضعیت مردم افغانستان رخ نداده است. پول‌های سرقتی که در دبی، استانبول، لندن و دیگر شهرهای جهان سرمایه گذاری شده باید با کمک جامعه جهانی به افغانستان بازگردانده شود". سروی تازه ادارۀ مرکزی احصائیه افغانستان که در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ میلادی (۱۳۹۵ خورشیدی) انجام شده است، نشان می‌دهد که حدود 55 درصد افغان‌ها زیر خط فقر به سر می‌برند. بنابر وضعیت جغرافیایی و زندگی افغانستان، میزان فقر در موسم تابستان کاهش؛ اما در فصل زمستان به حدود ۶۷.۷ درصد افزایش می‌یابد.
این میزان خط فقر در افغانستان با وجود کمک های جامعه جهانی نگران کننده است. به گونه ای که بنابر برخی از گزارشات بین المللی افغانستان بعد از سومالیا دومین کشور فقیر جهان خوانده شده است. فقر گسترده ای كه همیشه دامنگیر مردم افغانستان بوده، محصول عوامل مختلفی طی سال های متمادی می باشد كه ایجاب ارزیابی و تحقیق همه جانبه را می نماید.
هرچند در سال ۱۳۹۵ خورشیدی، ۵۴.۵ درصد مجموع نفوس، بر اساس همین تعریفی که ارائه شد، زیر خط فقر هستند که البته ما مقایسه بکنیم با سالهای قبل این مقدار افزایش داشته است. همچنین در سالهای اخیر نیز به علت افزایش ناآرامی ها در شهرهای افغانستان بخصوص پایتخت، وجود سیاستهای پولی-مالی بانک مرکزی، گسترش اقتصاد زیر زمینی و... باعث شده تا افراد بیشتری در زیر خط فقر قرار گیرند.
فقر در جامعه وابسته به عوامل مختلفی می باشد، اما فقر در افغانستان را می توان عمدتاً وابسته به مشكلات ذیل دانست:
جنگ های طولانی: سه دهه جنگ در کشور، باعث از بین رفتن تمامی زیربناهای اقتصادی و بیجا شدن صدها هزار نفر در داخل کشور گردیده و روند عادی زندگی مردم را مختل ساخته است.
بی‌سوادی و سطح پایین آموزش: یکی دیگر از عوامل ایجاد فقر در جامعه، بیسوادی است. موجودیت بیش از ۶۵ درصد بیسواد كه اكثریت شان در دهات زندگی می كنند، می تواند در امر گسترش فقر نقش مهمی را ایفا كند. همین اکنون در حدود شش ملیون کودک از رفتن به مکتب محروم هستند و بیش از یک ملیون و دوصد هزار کودک دیگر به تکدی و کارهای شاقه مصروف می باشند.
خشك سالی و آفات طبیعی: آفات طبیعی مانند سرازیر شدن سیلاب ها، امراض نباتی، هجوم ملخ ها و خشك سالی ها، برای كشوری مانند افغانستان كه تدارك چندانی برای رسیدگی به اینگونه حوادث و آفات وجود ندارد، می تواند فقر را گسترش دهد، زیرا باعث از بین رفتن منابع غذایی شده و سبب می گردد تا مردم به قلت مواد غذایی و سایر مشكلات مواجه گردند. پس دولت باید تدارک کافی را با همکاری جامعه بین المللی در دست گیرد تا بتواند آن را به حداقل کاهش دهد.
عدم تامین امنیت؛ شاید مهمترین دلیل فقر در افغانستان به مسأله امنیت برگردد. اگر افغانستان امنیت داشت، نه تنها همه با امید به پیشرفت و توسعه کشور با انگیزه های محکم تری فعالیت می کردند، بلکه سرمایه گذاری ها بیشتر و رونق اقتصادی نیز شکوفاتر می شد.
بی برنامگی و بی مدیریتی دولت ها: یکی از عوامل اساسی فقر در افغانستان را در بی برنامگی دولت ها یا عدم استراتیژی دقیق و همه جانبه برای بیرون رفت از فقر می توان دانست. حاكمیت های گذشته برنامه مهم یا گام اساسی را برای ریشه كن كردن فقر بر نداشتند که این مشكل دامنگیر دولت فعلی افغانستان نیز می باشد. عدم برنامه ریزی دقیق برای شکوفایی اقتصاد دهات كه حدود ۷۰ درصد جمعیت كل كشور را می سازد، می تواند به حیث عامل مهم فقر شناخته شود.
بیكاری: بیكاری به حیث یكی از عوامل اصلی فقر در سطح كشور به خصوص دهات افغانستان دانسته می شود. موجودیت بیش از ۴ میلیون جوان بیكار، خود می تواند بیانگر این واقعیت تلخ محسوب شود.
عدم كنترول نفوس: عدم کنترول نفوس در درون خانواده‌ها از عوامل دیگر فقر در افغانستان شناخته شده است. كثرت فرزندان در خانواده هایی كه در آن هیچگونه زمینه برای تعلیم، صحت، غذا و سایر نیازمندی های آن وجود نداشته باشد، می تواند خانواده ها را در فقر بیشتر فرو برند. لذا یکی از عوامل فقر رشد سریع جمعیت باعث شده میزان فقر در کشور به 55 فیصد برسد.
در پایان باید تاکید کنیم که «وضعیت زندگی در افغانستان» گره خورده با  میزان فقر مطلق در جامعه عزیزمان افغانستان که عامل اصلی آن امنیت می باشد. تا امنیت در افغانستان ایجاد نشود و افغانستان به صلح پایداری در منطقه نرسد، تحقق از بین رفتن فقر و فقر مطلق بسان یک شعار همیشه باقی می ماند.

دیدگاه شما