صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۲۸ اسد ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

رسانـه ها و صلح در افغانستان

-

رسانـه ها و صلح در افغانستان

درحالیکه گفتگوهای صلح با شدت و گرمای بیشتر درمرحله و فاز جدید یعنی گفتگوهای بین الافغانی قراردارد و درهالهای ازابهام؛ ولی با ابراز امیدواری دوجانب مذاکره کننده قبلی یعنی خلیل زاد و نمایندگان طالبان، پشت درهای بسته  میان طالبان وهیاتی ازشخصیت های سیاسی ، اجتماعی جانب دولت افغانستان جریان دارد، پروسهای صلح درنقطهای حساس و سرنوشت سازی رسیده است. موضوع صلح با همه بار و پیام مثبتش که پایان دهنده چندین دهه جنگ در کشور می تواند باشد ، عامل ابهامات و نگرانی های کلان ملی نیز گردیده است. تحلیل و تفسیر های متفاوتی از روند صلح، متناسب با دیدگاه ها و نگرش ها نسبت به موضوع صورت می گیرد. دیدگاهی؛ مسیر و سرانجام صلح را تشکیل دولت موقت و نگاه دیگر فرایند صلح را رفتن به انتخابات، حفظ نظام و ارزشهای ملی به دست آمده در سال های آخر می داند. یکی ازعوامل ابهام نحوه برخورد و نگاه خود رسانه ها به پروسه ای صلح است، رسانه ها نتوانسته باید ها و نباید های مربوط به صلح را از زاویه اطلاع رسانی و پوشش خبری به صورت صحیح مدیریت کنند. از زوایه نگاه رسانه ها به موضوع صلح افغانستان ، چند محور زیر قبل تامل وبرسی می باشد.
الف – ضعف یا کوتاهی رسانه ها در پوشش خبری:
درحالیکه یگانه وظیفه ای اصلی و اساسی رسانه ها پوشش دادن اخبار ، تحلیل ها و اطلاعات مربوط به پروسه های ملی چون جنگ، صلح و انتخابات  به مردم و افکارعمومی می باشد، اما در افغانستان رسانه ها ی دولتی وخصوصی به دلایل مختلف موفق به انجام  این مهم نشده و به زودی امیدی به این بهبودی هم نیست. رسانه ها اول باید به حقوق، آزادی ها و مطالبات رسانه ها ومردم اگاهی و ایمان داشته باشد.  "هرشخص حق دارد معلومات را طلب ودریافت نماید." (ماده پنجم – قانون رسانه ها )آنگاه درصدد اجرایی کردنش باشد.
یک – ضعف تخصصی و تخنیکی رسانه ها در افغانستان:
یکی از عوامل اساسی عدم پوشش خبری به موقع و زنده ( به روز بودن ) به شکل حرفه ای وتخصصی محورهای خبرساز چون پروسه ای صلح است ، درحالی که افکار عمومی بی صبرانه منتظر شنیدن اخبار واطلاعات جدیدی می باشد، ضعف فنی وتخصصی  این رسانه ها می باشد.
در مرحله ای اول رسانه های ما تخصص های لازم در بخش رسانه ها را ندارند ، از جانب دیگر تکنالوژی رسانه ها نیز در حال تغییر و دگرگونی می باشد. رادیو و تلویزیون به عنوان ابزارهای رسانه ای سنتی جای خود را به انترنت وصفحات اجتماعی داده است. این دو رسانه ای عمومی و سنتی ما که اکثریت مردم به آن دسترسی دارند نیز در اطلاع رسانی و انتقال اخبار واطلاعات به روز ضعیف و ناکام می باشد . به دلیل  تجارتی و پروژه ای عمل کردن رسانه های صوتی  تصویری موجود مثل رادیو تلویزیون، برنامه های اصلی آن ها، سرگرم کننده و تبلیغاتی و قسمت فرعی و معمولی برنامه های شان پخش اخبار تکراری و آن هم کاپی از دیگر منابع می باشد . قسمت مصاحبه ها و تحلیل های روز هم مشکلاتی خاصی خود را دارد . طبق قانون رسانه ها" کمک به منظور رشد سالم رسانه ها ی همگانی به نحوی که بتوانند وسایل موثر نشر اخبار صحیح، اطلاعات، آموزش، تربیت وشکوفایی علم و ثقافت در کشور بوده ، نظریات مردم را مطابق با معیارها، اصول و ارزشهای ژورنالیستی(صداقت، بی طرفی و توازن ) انعکاس دهد ".  (ماده اول –بند ششم )
در مرحله دوم ،  به دلیل فقدان امکانات و مهارت های تخصصی در بخش های مختلف تکنالوژی رسانه در افغانستان در ابعاد سخت افزاری ونرم افزاری آن رسانه ها قادر به پیشبرد وظایف رسانه ای به شکل حرفه ای و تخصصی آن نه می باشد یعنی نه امکانات لازم در اختیاردارد و نه تخصص و مهارت آن را ، درحالی که فن آوری های اطلاعاتی و ارتباطی به همه فضاهای اجتماعی، سازمانی و فردی در جوامع بشری وارد شده  و شیوه زندگی روزمره، کار و معرفت او را به درجات گوناگون تحت تاثیر قرارداده اند. در جامعه ای افغانستان رسانه ها پاسخ گوی نیاز اطلاعاتی و معلوماتی در شرایط فعلی و تغییر روز افزون تکنالوژی نیست. انعکاس اخبار و اطلاعات مربوط به پروسه ای ملی و سرنوشت ساز صلح ازجانب رسانه ها در افغانستان به دلایل فوق کافی و وافی نیست. درمجموع، رسانه ها هماهنگی  و تحرک لازم را درپوشش دادن خبری و تحلیلی پروسه صلح ندارد.
دو- عدم دسترسی به منابع  موثق خبری:
یکی ازمشکلات درکشورهای بحران زده و نا امن عدم دسترسی به منابع موثق خبری میباشد. درافغانستان رسانه ها به دلایل مختلف به  انواع منابع خبری دسترسی ندارد ویا به خود زحمت نمی دهند تا به آنها دستیابند. انواع منابع خبری به صورت عام به شکل زیر دسته بندی می گردد:
منابع اصلی ، منابع که با دسترسی به آن ها اطلاعات بیشتر و تازه تری به دست می آید. مانند منابع تخصصی، اسناد رسمی، اطلاعیه های مطبوعاتی وافرادی که خود بخشی ازرویداد هستند. منابع مستقل، منابع نامشخص(منابعی که به هردلیلی نامی ازآن برده نمی شود )منابع متضاد( مشخص نبودن چرایی وچگونگی خبر)و منابع دست دوم .
سه- ضعف مدیریتی ونظارت موثر بر رسانه ها :
درشرایط حساس و فوق العاده ای مثل شرایط  صلح که می تواند تبعات وپیامد های مثبت ومنفی فوق العاده ای داشته باشد برمسولین امر است که با اعمال نظارت قانونی ازطریق نظارت شورای عالی رسانه ها به منظورطرح و تدوین پالسی رسانه ای کشور درجهت اهداف کلان ملی ، به رسانه ها چارچوب اصلی وظایف و مکلفیت های رسانه ای در این دوران حساس صلح را یادآور گردد.رسانه ها نیز درچارچوب منافع کلان واسترتژی ملی ، اولویت ها ی خودرا طبقه بندی کنند .
ب- نیاز مندی به عزم واراده ملی درحمایت از پروسه ای صلح:
درشرایط دشوار و سرنوشت ساز صلح که حیات سیاسی و اجتماعی مردم ودولت افغنستان با چالش بزرگ مواجه و در نقطه عطف تاریخی قرار دارد. بعد از چندین دوره انتخابات و تحقق نظام نسبتا دیموکرات و ارزشهای دیموکراسی و دست آورد های آن ، نظام ، مردم ورساته ها به عنوان مولفه های دموکراسی ووارث دو دهه تجربه مردم سالاری و مبارزات سخت علیه تروریسم، مدیریت جنگ سازمان یافته وفرسایشی در تمام ولایات میراث دار ارزشها وسرمایه های ملی می باشد،  نباید از موضع ضعف وانفعالی باقضیه صلح برخورد نمایند .
درگام اول ، رهبری نظام  مدریت و هدایت جریان صلح را با دیپلماسی فعال تر و قوی تر در دستور کار قرار دهد و به جای اعتراض ها ومواضع دو پهلو و غیرشفاف درقبال صلح، مواضع رسمی، فاطع و قوی تری را باپشتوانه ای نیروهای امنیتی و مدافعان ملی درسنگر های دفاع از ارزشهای ملی و تمامیت ارزی و حمایت افکارعمومی ، انتخاب نماید.
درگام دوم ، نظام با کمک رسانه ها و جهت دادن ان ها درمسیر انجام وظایف ومکلفیت های رسانه ای درسطح ملی اانگیزه های ملی ، وطن دوستی و مردم سالاری ، اتحاد وهمدلی را تقویت و حمایت نماید . 
درگام سوم ، بابسیج ملی علاوه بر ارباب جراید و رسانه ها ، روشنفکران ، سیاستمداران ، جامعه مدنی ، نهاد ها و مراکز فرهنگی، مراکز آموزشی و تحصیلی کشور و با کمک رسانه ها وتوجیه وتحلیل منطقی و شفاف پروسه ای صلح  باید اجماع ملی در این روند ایجاد گردد.
با همه امیدواری ها به نتایج گفتگوی بین الافغانی در دوحه ، این گفتگوها بین طالبان  و چهره های سیاسی با میزبانی قطر والمان با قطعنامه ای پایان یافت؛ اما متن این قطعنامه نه ازجانب رسانه ها بل از صفحات اجتماعی به صورت غیررسمی نشر گردید. جدا ازبرسی متن قطعنامه که آیا قناعت بخش و گامی به پیش به سوی صلح نهایی وپایدار به حساب می آید یانه ، غیبت رسانه ها و ناهمگونی در سیاست ها و پالیسی ها ی پخش ونشر اخبار مربوط به صلح قابل توجه  وجای نگرانی  می باشد. بر اصحاب رسانه ها است که خودشان را با شرایط جدید رسانه ای و نیاز های ملی وافکار عمومی هماهنگ نمایند.

 

دیدگاه شما