صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

نقش رسانه‌ها و ترس طالـبان

-

نقش رسانه‌ها و ترس طالـبان

چهارمین قوه‌ی سهیم در تعیین سرنوشت سیاسی کشور رسانه‌ها به حساب می آیند، در نظام‌های دموکراتیک که اساس آن، مبتنی بر اصل مردم‌سالاری و نظارت شهروندی است، رسانه‌ها به عنوان ناظر غیر مستقیم بر اعمال و سیاست‌های حکومت، نقش و اثر گذاری شایانی در شفافیت عملکردهای زعیمان سیاسی و نحوه مدیریت آنان در ساختار نظام را بر عهده دارند؛ زیرا رسانه به عنوان صدای رسای مردم، همیشه گویای حقایق و اتفاقاتی است که در یک جامعه سیاسی به وقوع می‌پیوندد، همه می‌دانیم که ماهیت نظام دموکراسی، تکثر گرا و همدیگر پذیر است، در این نظام علایق و سلیقه‌های مختلف از اقوام و جریان‌های متعدد در جامعه سیاسی و مدنی نقش ایفا می‌کنند که تمامی فعالیت‌های سیاسی – مدنی، در چارچوب قوانین به هدف ایجاد نظم اجتماعی تدوین و انتشار یافته است که در دسترس عموم شهروندان قرار دارد، یعنی تکثر گرایی نظام دموکراتیک به این معنی نیست که کدام شخص و یا گروهی، هر آنچه دلش بخواهد در رفتار سیاسی و مدنی شان انجام دهند؛ بلکه اشخاص و گروه‌های مختلف، با در نظرداشت قوانین نافذه، از آزادی‌های سیاسی و اعتراضات مدنی برخوردار اند نه فراتر از آن.
اگر چنین نباشد و فعالیت‌ها در چارچوب قوانین محدود و تعریف نشده باشد منجر به هرج مرج اجتماعی گردیده و نظم عمومی به هم می‌ریزد که در این‌صورت، بقیه شهروندان از عملکردهای نا محدود و خارج از حدود و ثغور قوانین یک یا چند گروه سیاسی، متضرر می‌گردند؛ لذا تکثر گرایی نظام‌های دموکراتیک را می‌توان چنین قلمداد کرد که جمع کردن گروه‌های سیاسی، اقوام و عقاید مختلف، زیر چتر واحد نظام، در چارچوبه قوانینی که برخواسته از اراده عموم و آئینه تمام نمای اقوام و گروه‌های مختلف جامعه و کشور باشد تمثیل می‌گردد، لذا قوانین نیز مطابق با عرف، فرهنگ و اعتقادات مردم با حضور نماینده‌گان توده‌ها شکل گرفته و به منصه اجرا گذاشته می‌شود که کسی نتواند بر آن اعتراض داشته باشد در یک نظام دموکراتیک، بعد از سه قوه مقننه، قضائیه و اجرائیه، رسانه‌ها و خبرنگاران به عنوان چهارمین قوه تأثیر گذار بر روند سیاسی – حقوقی کشور رول اساسی دارند.
نقش رسانه‌ها در چنین نظام، بیشتر، جنبه نظارتی و اطلاع دهی از اتفاقات و رویدادهای سیاسی – اجتماعی را دارا می‌باشد؛ بنا بر این رسانه‌ها در سطح کلان، جنبه و مسئولیت دو وجهی دارند، از یک‌سو به عنوان صدای رسای جامعه به نماینده‌گی غیر مستقیم از مردم، بر علاوه انتشار رخدادهای خبری، بر عملکرد‌های سیاسی – حقوقی مقامات حکومت نظارت دارد، رفتار و سیاست‌های آنان را زیر ذره بین قرار می‌دهند، از سوی دیگر در راستای تنویر اذهان عمومی از ساختار حکومت، دفاع و نقد از نظام موجود، بر تقویت نظام و انگیزه دهی در جهت حمایت شهروندان از آن، در برابر عوامل و پدیده‌های مخالف ارزش‌های عمومی موضع اتخاذ می‌نمایند؛ رسانه‌ها اعم از نوشتاری، صوتی و تصویری از چنان اهمیت والایی بر خوردار اند که هر سخن و کلمه‌ی که از آن منتشر می‌شود به صورت مثبت و منفی تأثیر قابل توجهی بر افکار شهروندان می‌گذارند، به همین دلیل است که مسئولیت متصدیان امور رسانه‌ی بس خطیر و کارساز است که باید در راستای نشر حقایق و رویدادهای روز، مبتنی بر واقعیت‌ها عمل نموده و مهم‌تر از همه حمایت از نظام دموکراسی را که خود مولد آن است در برابر دشمنان آن، سر لوحه فعالیت‌های خویش قرار دهند.
در طول مدت نزدیک به دو دهه فعالیت‌های رسانه‌ها به عنوان ناظر بر رخدادها و رویدادهای جامعه، تا حدود زیادی قابل قدر و ستودنی بوده؛ اما کافی نیست، زیرا یک بخشی از قوام و استقرار نظام نوپای دموکراسی در کشور با نشرات مثبت و حمایت رسانه‌ها قوت بیشتری به خود گرفت، همه می‌دانیم که از ابتدای تهداب گذاری نظام، مردم با پدیده دموکراسی و مولفه‌های آن نا مأنوس بودند، چون مردم ما از گذشته‌های دور تا کنون، نظام‌های شاهی و جمهوری‌های دیکتاتوری و استبدادی؛ حتی امارت خود خوانده طالبانی نیز را تجربه نموده بودند که کمتر شناختی در مورد مزیت‌های نظام دموکراسی داشتند؛ لذا طی دو دهه حاکمیت دموکراسی در کشور، در کنار سائر ورکشاپ‌ها و سیمینارهای علمی در مورد آموزش و آگاهی دهی از نظام موجود و مولفه‌های حقوق بشری، رسانه‌ها یگانه عامل نشر و پخش این آگهی‌ها و آگاهی دهی بود که از این طریق، آن را به سمع و نظر عموم مردم افغانستان می‌رسانید، بر علاوه نشر و پخش این برنامه‌ها در راستای آگاهی دهی عامه، رسانه‌ها شخصا نیز در ابعاد وسیع دموکراتیزه شدن جامعه، با انتشار مقاله‌ها کاریکاتورها و دیدگاه‌های کارشناسان اهل خبره، سهم قابل توجهی در حمایت از نظام و آگاهی دهی به شهروندان از مولفه‌های نظام، ادا نمودند.
بنا بر این اکنون که طالبان به عنوان یک گروه تروریستی در پیامی رسانه‌ها را تهدید نموده است که اعلانات نیروهای امنیتی را در قبال بربریت و توحش آنان نباید نشر کنند ورنه آنان را نیز در ردیف « دشمنان » شان قرار خواهند داد مسئله‌ی است که ترس و هراس آنان را از تنویر اذهان عامه در قبال اعمال وحشی گرایانه این گروه برجسته می‌سازد. به هیچکس پوشیده نیست که گروه طالبان طی مدت هجده سال همواره در برابر رفاه و آسایش مردم افغانستان جنگیده است، آنان هیچگاه نمی‌خواستند تا افغانستان کنونی با دستاوردهای امروزی را شاهد باشند. این بار اول نیست که این گروه وحشت گرا در قبال رسانه‌ها اعلام جنگ نموده باشد؛ بلکه از گذشته‌های دور تا کنون شاهد قتل و کشتار خبرنگاران در سنگرهای اطلاع رسانی هستیم. رسانه‌ها دوشادوش نیروهای امنیتی کشور، همواره سهم خویش را در حمایت از نظام و مبارزه با افراط گرایی ادا نموده اند و از این امر هیچ هراسی ندارند. طالبان بارها با هدف قرار دادن خبرنگاران، دشمنی شان را در قبال رسانه‌ها ثابت ساخته اند، طی همین سالهای اخیر بصورت واضح و هدفمند موتر کارمندان تلویزیون طلوع را آماج حمله وحشیانه شان قرار دادند که باعث قتل تمام سرنشینان آن گردید؛ اکنون هم رسانه‌ها از نشر حقایق و رویدادهای روز و مبارزه با جهل و افراط گرایی هیچ هراسی ندارند. رسانه‌ها مطابق رسالت انسانی شان از این به بعد نیز مبارزه با رویدادهای تروریستی و افراط گرایی را بیشتر از قبل سرلوحه کارکردهای شان قرار خواهد داد، گروه ترویستی طالبان به جای ترس  از رسانه‌ها و اعلام دشمنی با آنان، بهتر است دست از فعالیت‌های تخریبی و کشتار مردم افغانستان بردارند و همانند سائر شهروندان، بیایند در دامان نظام و اجتماع، به سان انسان‌های اهلی به زندگی شهروندی رو بیاورند. خود سانسوری رسانه‌ها که خواست این گروه می‌باشد هیچگاه به وقوع نمی پیوندد و تلاش آنان در این امر، با روش ارعاب و ترس ره بجایی نخواهد برد. قبل از اینکه طالبان به صورت اعلامی دشمنی شان را با رسانه‌ها آشکار سازد، اهالی رسانه می‌دانستند که این گروه نه تنها از رسانه‌ها دل خوش ندارند؛ بلکه هر پدیده‌ی که فعالیت‌های تروریستی آنان را به چالش بکشاند از دید آنان منفور و در خطوط دشمنان شان قرار دارد.
به همگان واضح است که نام این گروه با جهل و تاریکی گره خورده است، طبیعی است که با هر گونه روشنی و تنویر اذهان عمومی مخالف اند؛ بنا بر این رسانه‌ها در هر حالت رسالت خویش را انجام خواهند داد و از این بادها هیچگاه نخواهد لرزید؛ آنچه برای اصحاب رسانه اهمیت دارد اطلاع رسانی بدون سانسور و تصویر سازی جنایات طالبانی است که در انجام چنین امور حاضر به پرداخت هر گونه بها است و همانند نیروهای امنیتی کشور دوشادوش آنان در محو تروریزم و افراط گرایی خواهند رزمید. اکنون که فعالیت‌های رسانه‌ها تا این حد واکنش سپاه جهل و جنون را بر انگیخته است ناشی از اهمیت نقش کاربردی آنان است. این گروه تحقیر شده، چنان در گرداب جهل تنیده است که هنوز نمی‌دانند که نه تنها رسانه‌ها؛ بلکه اکثریت مردم افغانستان اعم از هر قوم و قبیله، آنان را با دید حقارت و در صفوف دشمنان خود می‌بینند و هر افغان به هر اندازه‌ی که توان داشته باشند سهم خویش در مبارزه با این گروه مزدور را ادا خواهند کرد؛ لذا پیشنهاد می‌گردد که طالبان بجای تهدید و ارعاب، بهتر است بازنگری واقع بینانه در قبال اعمال و رفتارهای خود داشته باشد. همه می‌داند که آنان در افغانستان حمایت و پشتوانه مردمی را با خود ندارند؛ بلکه یک تعداد مزدوران پاکستان است که بخاطر دریافت امتیاز از این کشور دست به هرگونه اعمال غیر انسانی در وطن خود می‌زنند؛ بنا بر این رسانه‌ها مصمم تر از قبل جنایات آنان را برجسته خواهند کرد و در این راستا هیچ مانعی را نخواهند پذیرفت.

دیدگاه شما