صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۲۹ سنبله ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

ذات شبح؛ چرا طالبان رسـانه‌ها را تهدید می‌کند؟

-

ذات شبح؛ چرا طالبان رسـانه‌ها را تهدید می‌کند؟

در تازهترین خبرنامه گروه تروریستی طالبان آمده است که رسانههای همگانی افغانستان نباید تبلیغات و پیامهای بازرگانیای را نشر کنند که بر علیه این گروه ساخته و منتشر میشود. این آخرین حماقت طالبان نیست؛ ذات شبح همین است. گروه تروریستی طالبان هرقدر تغییر کند، به هر پیمانه که برچسب مدرن شدن را بر پیشانی خود بچسبانند بازهم طالبان یک هویت واضح دارد؛ گروه تروریستی با اندیشهی تاریک و مخالف حقوق بشر و آزادی بیان. اصلاً بنیاد فلسفه وجود طالبان همین است. طالبان با هیچ چیز سر سازگاری ندارند. طالبان با حقوق بشر مخالفت دارند، طالبان نظام دموکراسی را نمیپذیرند، طالبان به آزادی بیان باور ندارند، طالبان به برابری جنسیتی و حقوق زنان باورمند نیستند، طالبان رسانهها را که منبع آگاهی و اطلاعرسانی است، دشمن اصلی شان میپندارند و اکنون تهدید میکند که پایگاههای رسانهای و خبرنگاران را هدف حملات تروریستی قرار خواهند داد. ذات طالبان همین است که آنان با هیچ ارزش دموکراتیک و هیچ یک از دستآوردهای عصر نوین افغانستان موافقت ندارند.
تنها امید و نشانهی تغییر که در رویکرد سران طالبان مشاهده شده، حضور آنان در اجلاس مسکو و اسلامآباد و قطر است که با زنان در زیر یک سقف چند ساعتی نشسته اند. درست است که نمایندگان طالبان طی چند ساعت برنامه رسمی و از قبل پلان شده نتوانسته است علیه نوعیت پوشش آن زنان خبرنگار و نمایندگان سیاسی دولتهای خارجی موضع بگیرد، اما واقعیت این است که طالب امروز با طالب دههی هفتاد خورشیدی هیچ تفاوتی ندارد. طالبان یک گروه تروریستی است که حدود بیست و پنج سال از نطفهگذاری آن میگذرد و پنج سال رژیم سیاه امارت اسلامی را بر کابل حاکم ساخت. گروه طالبان در حدود ده سال اخیر بیشترین آسیب به معارف و زیربنای کشور را وارد کرده است. طالبان شاخصترین چهرههای سیاسی-نظامی افغانستان را ترور کردند.
برای شناخت ذات اصیل این شبح باید از چندین جانب مختلف بدان پرداخت. بنیاد تفکر طالبانی در هیچ یک از مذاهب اسلامی جای ندارد. با آنکه اکثریت سربازان و فرماندهان گروه طالبان مدعی پیروی از امام اعظم ابو حنیفه هستند، اما در مذهب حنفی اهل سنت هرگز چنین رویکرد تروریستی علیه مسلمانان نه تنها جای ندارد بلکه مطلقاً محکوم است. به لحاظ پایگاه اجتماعی نیز بستر سربازگیری طالبان فقط ولایتهایی است که در طول هجده سال اخیر جوانان آن مناطق از معارف و دانشگاه، از تکنولوژی و زندگی مدرن، از ارتباطات جهانی به دور ماندهاند و زنان آن مناطق هنوز ابژهی جنسی و بردهی بیمزدومعاشی بیش نیستند. به لحاظ اعتبار سیاسی نیز گروه طالبان بیشتر توسط کشورهایی منحیث یک جناح سیاسی و یک قدرت نظامی شناخته میشود که از آن کشورها فرمان میبرند. درحالی که همین کشورها متهمان اصلی حمایت از طالبان و گروههای تروریستی برای ناامنسازی افغانستان و منطقه محسوب میشوند. شبیه ایران، پاکستان، عربستان و قطر. به لحاظ اقتصادی هم طالبان از منابع پول سیاه، قاچاق مواد مخدر، سرقت معادن افغانستان، کمکهای دولتهای حامی تروریزم و باجگیری از باشندگان مناطق تحت تسلط شان تمویل میشود. به لحاظ فرهنگی، نمیشود این گروه را مطالعه کرد؛ چون طالبان یک فرهنگ دارد و آن هم «جنگ علیه علم و فرهنگ» است. هنر در اندیشهی طالبانی تکفیر شده است و تا قیامت هم تکفیرشده باقی خواهد ماند. رهبر طالبان که در کشورهای منطقه مجالس سیاسی پیدا و پنهان را رصد میکند به چیزی جز سیاست مافیایی باور ندارد تا تغییر کند و به لحاظ فکری دموکرات شود. سرباز بیسواد طالب که در دشتهای داغ هلمند و کوهستانهای بدخشان و روستاهای پکتیکا و ننگرهار میجنگد، از خود اندیشه ندارد. او به لحاظ مجبوریتهایی فریب خورده و دارد مورد سواستفاده یک باند مافیایی-تروریستی قرار میگیرد. مبلغان پایگاه اندیشه دینی طالبان که در مدارس دینی پاکستان شستوشوی مغزی میشوند به این راحتی با یک پروسه صلح و آنهم صلح سیاسی قابل تغییر نیست ولی با این کار میشود ابزار جنگ او را از دستش گرفت تا بر شانهی نسل نوین افغانستان نگذارد.
اکنون که طالبان علیه رسانهها موضع گرفته و اخطارنامه منتشر میکند، این یک امر جدیدی نیست. هرچند قابل نگرانی هست؛ چون دارد صدای آزادی، صدای ملت، طنین صدای قهرمانان نیروهای امنیتی را نشانه میرود. رسانههای افغانستان با آنکه زیر چتر حمایتی دولت، همین نظام دموکراسی و نیروهای امنیتی افغان فعالیت میکند، اما بیشتر موضع بیطرفانه داشته اند. مگر شماری از رسانهها که بعضاً به دلیل گرایشهای سیاسی مدیران و سرمایهگذاران رسانههای خصوصی که خودشان را در موضع یک اپوزیسیون حس کرده گزارشهای سانسور شده یا جهتدار منتشر کردهاند. اما یک قدرت را رسانههای افغانستان داشت اینکه اخبار طالبان را بایکوت کنند ولی هرگز این قدرت را علیه طالبان به کار نبست. حتا گاهی برخی از رسانهها آگاهانه و ناخودآگاه تبدیل به بلندگوی تبلیغاتی گروه تروریستی طالبان میشوند. گزارش آنعده از رسانهها که دستآوردهای نیروهای امنیتی را ارزش خبری نپنداشته مردود می‌‎شمارند ولی اندکترین شکست ویا عقب‌‍نشینی نیروهای امنیتی در مقابل طالبان را چنان تیتر برجسته میسازند که روحیه ملی و انگیزهی نیروهای امنیتی در مبارزه علیه طالبان را آسیب میزنند. این شبح نمایی برای طالبان یک دستآورد دارد ولی برای آیندهی رسانهها اصلاً خوب نیست؛ همانگونه که برای ثبات نظام و روحیه ملت افغانستان مضر واقع میشود.
رسانههای خصوصی در طی هجده سال اخیر در افغانستان به گونه بیپیشینه رشد کرد و فضای گردش آزاد اطلاعات تا اندازهای باز شد؛ قوانین حمایت از دسترسی مردم به اطلاعات نیز تدوین و تصویب شد. اکنون رسانههای افغانستان در وضعیت خوبی قرار دارند که هم صدای ملت را به مسئولان دولتی و هم دستآوردهای دولت و موفقیت نیروهای امنیتی را به گوش ملت میرسانند. نشر تبلیغات و پیامهای بازرگانی که از سوی نهادهای امنیتی(وزارت دفاع ملی، وزارت امور داخله و ریاست امنیت ملی) تهیه و از طریق رسانههای همگانی(رادیو، تلویزیون، رسانههای چاپی و آنلاین) در بدل پول و امتیاز مادی منتشر میشود به خاطر یک تهدید طالبان نباید متوقف شود. نشر این تبلیغات در جهتدهی افکار عامه به سوی حمایت از نیروهای امنیتی و همکاری با این نهادها بسیار مفید واقع میشود. این پیامها فقط یک تبلیغات رسانهای نیست؛ بلکه بستههایی از پیامهای مثبت و انگیزه دهنده است که نیروهای امنیتی را در سنگرهای مبارزه علیه دشمنان افغانستان قدرت و توان میبخشد. البته بُعد مادی این مساله برای رسانهها و همچنین نهادهای امنتی نیز مهم است. چون این پیامهای بازرگانی برای نهادهای امنیتی تنها یک هزینه نیست بلکه سرمایهگذاری بزرگی است برای تغییر ذهنیت آن عده از افرادی که از روی عدم آگاهی از میان دو گزینه(نیروهای امنیتی افغان و گروه تروریستی طالبان) گروه طالبان را انتخاب میکنند.
سنجیده و بهتر این است که در برابر این پیام تهدید طالبان، مردم و دولت از رسانهها حمایت کنند. چون رسانهها در جهتدهی افکار عامه برای حمایت از ثبات نظام و ارزشهای دموکراتیک مثل آزادی بیان قدرت بالایی دارند. همین بازتاب دستآوردها و جانفشانیهای نیروهای امنیتی از طریق رسانهها است که میزان محبوبیت و اعتماد این نیروها در میان ملت افغانستان هر روز بیشتر میشود.
تا به امروز طالبان و داعش از خبرنگاران و اعضای خانوادهی رسانهها همه ساله قربانیان زیادی گرفته اند. اما رسانهها همچنان با قدرت تمام به نشرات شان ادامه دادند و خبرنگاران تحقیقی بر ساحه کنترول طالبان رفتند، پیامد حاکمیت تفکر طالبانی بر یک روستا و یک شهر را به تصویر کشیدند که طالبان با همه چیز مشکل دارند. در مناطق تحت کنترول طالبان معارف و تکنولوژی، حقوق زن و آزادی فردی، آزادی بیان و حتا بنیادیترین حقوق انسانی افراد نقض میشود و مفهوم خودش را از دست میدهد. رسانه وجود ندارد تا برای مردم آگاهیدهی شود و اطلاعات به صورت آزاد به چرخش درآید. هستند کشورهایی که در معرض جنگ و ناامنی داخلی قرار دارند ولی هردو طرف درگیر جنگ، رسانهها را منحیث یک نهاد بیطرف شناخته زمینهی نشر اطلاعات از وضعیت مردم عام و قربانیان جنگ را فراهم میکنند، اما طالبان کلاً با وجود رسانه در افغانستان مشکل دارد. مگر رسانههایی شبیه سایت امارت اسلامی که فقط اعلامیه و بیانیههای این گروه را منتشر کند.
تصویر واقعی طالبان همین است که آنان با هر پدیدهی که تحت کنترول مستقیم خودشان نباشد سر سازگاری ندارد. در مناطق تحت تسلط طالبان هنوزهم مراکز صحی وجود ندارد و برای مردم هیچگونه تسهیلات فراهم نمیشود چون ناامنی زمینهی آن را نمیگذارد تا دولت خدمات رفاهی برای عامه ارایه کند. در این مناطق هنوز مرگ و میر مادران بالاست، وقایه از امراض گوناگون صورت نمیگیرد. از هر مجرا که مطالعه شود آخر به یک نتیجه میرسیم؛ اینکه طالبان یک گروه تروریستی و بازیچه ی دولتها و سازمانهای حامی تروریزم است که با آبادی، آزادی، انکشاف، توسعه و رفاه افغانستان مشکل دارند. این است ذات اصلی این شبح که سالهاست بر بخشهایی از کشور سایه افگنده و بازار اقتصاد و کار، امنیت و مصئونیت شهروندان را به خطر انداخته و همه ساله هزارها شهروند افغانستان از سرزمین اصلی شان بیجا ویا به آنسوی اوقیانوسها مهاجر میشوند. اکنون که در میدان نبرد و عرصه سیاست کم آوردهاند میخواهند بر رسانهها و آزادی بیان حمله کنند.

دیدگاه شما