صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

فراز و فرود رابطه پکن با طالبان؛ از دشمنی ایدئولوژیک تا دوستی تاکتیکی

-

فراز و فرود رابطه پکن با طالبان؛  از دشمنی ایدئولوژیک تا دوستی تاکتیکی

گروه تروریستی طالبان که در اواسط دهه نود قرن بیستم در جنوب افغانستان ظهور نمود، در افکار عمومی جهان ادامه خیزش‌های بنیادگرایانه و از پدیده‌های پسا کمونیستی در جهان اسلام خوانده می‌شد. باقدرت گیری طالبان در افغانستان بسیاری از کشورهای جهان ازجمله جمهوری خلق چین نگران امنیت ملی خود بود زیرا رابطه ایدئولوژیک میان طالبان و جدایی‌طلبان اویغور در ایالت سینکیانگ، مایه نگرانی شدید پکن بود. طالبان درزمانی که قدرت را در افغانستان در اختیار داشتند با کشورهای همسایه افغانستان رابطه خصمانه داشتند زیرا عدم اطاعت طالبان از هنجارهای بین‌المللی و به‌کارگیری روش‌های تروریستی برای به قدرت رسیدن و حمایت از جدایی‌طلبی و بنیادگرایی مایه خشم همسایگان افغانستان بالخصوص پکن گردیده بود. دشمنی طالبان و پکن به حدی بود که در سال 2001 چین به گونه بسیار قاطع از سیاست بوش پسر در راستای سرنگونی طالبان و نابودی القاعده حمایت نمود و در مقابل توانست واشنگتن را قانع نماید تا گروه جدایی‌طلب ترکستان شرقی را در لیست تروریستی ایالات‌متحده قرار بدهد. سیاست خارجی آمریکا در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما به گونه اساسی از خاورمیانه به‌سوی شرق دور دچار دگردیسی گردید. بر اساس دکترین اوباما، خاورمیانه دیگر جذبه و اهمیت گذشته خود را ازدست‌داده است؛ اما شرق آسیا ظرفیت بسیار قوی برای حفظ ایالات‌متحده به‌عنوان تنها ابرقدرت جهانی را دارا است. دکترین اوباما بر این بود که با چین رابطه دوستانه و گسترده داشته باشد اما باید کاری کند که روند رشد اقتصادی و نوسازی نظامی پکن را؛ بطی نماید. به قدرت رسیدن دونالد ترامپ روابط پکن و واشنگتن را در چند حوزه مخصوصاً تجارت بین‌المللی دچار تشنج نموده است که از آن به‌عنوان جنگ تجاری یادشده است. این رابطه پرتنش دو غول اقتصادی جهان، در بسیاری مناسبات بین‌المللی ازجمله روند صلح در افغانستان سایه افگنده است. طالبان به‌عنوان گروهی که در اوایل دهه 2000 نزد بسیاری از کشورهای جهان تروریست قلمداد می‌شدند، از نیمه سال 2018 به این‌طرف به سفرهای دیپلماتیک خود شدت بخشیده‌اند که آخرین سفر آن‌ها به پکن است. پرسشی که اینجا مطرح می‌شود این است که به‌صورت مشخص کدام عوامل باعث تغییر رابطه طالبان و پکن از دشمنی ایدئولوژیک به دوستی تاکتیکی شده‌اند؟ در ابتدا نقاط افتراقی طالبان و حزب حاکم چین موردبررسی قرار می‌گیرد و سپس عناصر که باعث تقویت رابطه دوستانه میان طالبان و پکن شده اند مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
الف- عوامل افتراق یا دشمنی: احزاب سیاسی توتالیتر در تمامی کشورهای جهان با مخالفان خود به‌گونه‌ای رفتار می‌نمایند که نباید به آن‌ها مجال بروز و ظهور داد؛ زیرا قد علم کردن مخالفان در برابر احزاب توتالیتر می‌تواند سلطه هژمونیک آن‌ها را در سطح کشور به چالش بکشند. حزب کمونیست چین نیز در ذیل این گونه احزاب تعریف می شود. چین بعد از این که سیاست درهای باز را در پیش گرفت شاهد رونق اقتصادی فوق‌العاده بود و دهه نود برای نوزایی اقتصادی چین دهه طلایی محسوب می‌شد. بعدازاین که پکن از ناحیه اقتصادی تا حدودی مطمئن گردید که امنیت ملی آن کشور از ثبات لازم برخوردار شده است، آنگاه متوجه سایر خطرات ازجمله جدایی‌طلبی اویغورها و رشد بنیادگرایی اسلامی در سینکیانگ گردید و دشمنی اویغورها با سلطه همه جانبه پکن زنگ خطر را به‌صورت جدی به صدا درآورد. در آن زمان تنها گروه هایی که با اویغورها همسویی و نگاه دوستانه داشتند طالبان و القاعده بودند. طالبان با توجه به قرائتی که از اسلام سیاسی داشتند تلاش می‌نمودند تا از تمامی حرکت‌های اسلامی در هر گوشه جهان بر ضد دولت های غیر مذهبی حمایت نمایند. ازآنجایی‌که اویغورها با دستاویزی به هویت و فرهنگ اسلامی به مبارزه با پکن مبادرت ورزیده بودند، به‌طور طبیعی حمایت طالبان و القاعده را به دست آوردند. علاوه بر این موضوع، طالبان و پکن در حوزه مبادلات اقتصادی ازجمله قاچاق مواد مخدر اختلاف‌نظر داشتند/ دارند. یکی از چالش اساسی و بی ثبات کننده برای دولت چین مسأله تجارت مواد مخدر است. طالبان در همکاری با گروه‌های تبهکار تلاش می‌نمایند تا تریاک را به گوشه‌های مختلف جهان برای تأمین منابع مالی خود بفرستند که چین مخصوصاً ایالت سینکیانگ یکی از این مقاصد است. حمایت پکن از رویکرد تهاجمی ایالات‌متحده در اوایل هزاره سوم باعث دشمنی بیشتر پکن با طالبان گردید و این موضوع تا آنجا پیشرفت نمود که طالبان جدایی‌طلبان اویغور را در صفوف خود پذیرفتند و بارها دیده‌شده است که طالبان چینی توسط نیروهای دولتی افغانستان دستگیرشده‌اند یا در میدان های نبرد کشته شده اند.
ب-عوامل دوستی استراتژیک پکن با طالبان: بر اساس این قاعده که دشمن مشترک باعث دوستی دو گروه می‌شود، می‌توان گفت حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان و رویکردهای تهاجمی واشنگتن در قبال پکن باعث شده است طالبان و پکن را در مسیر مشترک قرار دهد. طالبان از اواسط سال گذشته میلادی به این‌طرف تلاش نموده‌اند که حمایت جامعه بین‌المللی ازجمله کشورهای منطقه را جلب نمایند و برای تحقق این کار نمایندگان طالبان به سفرهای بین‌المللی مبادرت ورزیده اند. اخیراً سفر هیئت اعزامی طالبان به پکن نشان می‌دهد که چین علی‌رغم مخالفت با بنیادگرایی اسلامی مخصوصاً رشد جدایی‌طلبی اویغورها، با طالبان به‌عنوان یک گروه تروریستی در افغانستان همسویی نشان می‌دهد که این امر را می‌توان تلاش مشترک برای وادار نمودن ایالات‌متحده در راستای تجدیدنظر سیاست‌های واشنگتن در منطقه اتخاذشده است. پکن هرچند از باورهای تندروانه طالبان متنفر است اما جنگ تجاری ترامپ، پکن را بر این واداشته است که به‌صورت ناخواسته از گروه طالبان به نحوی حمایت نماید تا به اهداف بزرگ خود در سطح جهانی دست یابد. زمین‌گیر شدن واشنگتن در جغرافیای افغانستان می‌تواند پکن را در دو سطح به اهدافش نزدیک نماید و یا این‌که دستکم باعث کاهش نفوذ جهانی آمریکا شود. حضور گسترده آمریکا در دریای پرتنش جنوب چین و جنگ تجاری آمریکا با این کشور، می‌تواند به‌عنوان عوامل توجیهی حمایت معنوی و سیاسی پکن در قبال طالبان عمل نماید. این روابط صمیمانه پکن با طالبان نمی‌تواند در درازمدت دوام بیاورد زیرا نقاط افتراق این‌ها قوی‌تر از نقاط اشتراکشان است. هرچند بارها دیده‌شده است که نخبگان سیاسی در جوامع اسلامی ازجمله افغانستان بر سر ارزش‌های اساسی مانند باورهای دینی نموده اند و این احتمال بسیار قوی است که طالبان مخصوصاً در رده‌های بالا از خواست‌های ایدئولوژیک خود در سطح جهانی کوتاه بیایند و برای رسیدن به قدرت سیاسی در کشور با دشمن ایدئولوژیکشان ازجمله کمونیست‌های چین وارد مناسبات دوستانه شوند. با توجه به عمق باورهای بنیادگرایانه در میان توده‌های طالبان، روابط دوستانه این دو مقطعی خواهد بود زیرا هدف مشترکشان صرفا تحت‌فشار گذاشتن آمریکا در افغانستان است و اهداف مشترکی که بتواند رابطه دوامدار این ها را توجیه نماید کمتر قابل دید است؛ بنابراین بر دستگاه دیپلماسی کشور است که کشورهای منطقه را در راستای مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی ترغیب نمایند و دستکم مراتب اعتراض خود را در قبال سفر هیئت اعزامی طالبان به پکن ابراز نماید.

دیدگاه شما