صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

چهارشنبه ۲۷ سنبله ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

راه طولانی صلح در اجماع منطقوی

-

راه طولانی صلح در اجماع منطقوی

صلح در افغانستان از دیر زمان تا کنون یکی از پیچیده ترین مسائلی است که همواره حکومتهای معاصر افغانستان را با چالش-های زیادی رو به رو ساخته است. اگر به یاد داشته باشیم در اواخر حکومت دکتر نجیب الله نیز مسئله صلح و راه حل سیاسی معضلات با قوت تمام به پیش آمده بود که بعد از خروج ارتش سرخ، داکتر نجیب الله پست وزارت دفاع را به احمدشاه مسعود پیشنهاد کرده بود و در بدل، خواهان مذاکره و تحقق صلح بود؛ اما آقای مسعود بنا به هر دلیلی آن را نپذیرفت و به مبارزات خود بر علیه دولت نجیب تأکید ورزید؛ حتی داکتر نجیب الله بسیاری از اعضای کابینه و وزرا را به پستهای مختلف گماشت، ولی وزارت دفاع را به احتمال اینکه احمدشاه مسعود بپذیرد بسیاری مدتها خالی گذاشت با آنهم هیچگاه « مصالحه ملی» به تحقق نپیوست تا زمانی کمکهای شوروی به حکومت نجیب الله ادامه داشت حکومت داری حزب خلق نیز پا بر جا بود سه سال بعد از خروج نیروهای شوروی کمکها قطع گردید و در نتیجه حاکمیت حزب دموکراتیک خلق نیز سقوط کرد.
از اینکه چگونه و بنا به کدام ملحوظات کمکها قطع گردید و حکومت سقوط کرد در این مقال نمیگنجد؛ اما آنچه حایز اهمیت است موضوع صلح و دست اندازی کشورهای منطقوی است که در آن زمان نیز افغانستان با چالش کنونی مواجه بود. البته با یک تفاوت که کم و کیف مشروعیت نظام آن وقت با نظام کنونی قابل مقایسه نیست. حکومت داکتر نجیب الله همانند نظام کنونی از پایگاه اجتماعی قابل توجهی برخوردار نبود و در بعضی موارد مبتنی بر ارعاب و وحشت حکمرانی میکرد؛ اما نظام کنونی از خواستگاه اساسی مردم افغانستان سر بر افراشته و دارای پشتیبانه مردمی است که نقش مردم در حمایت از نظام از اوائل حکومت کرزی تا کنون برجسته و ماندگار است؛ لذا می توان گفت که ایجاد چالش در قبال صلح از جانب بعضی کشورهای همسایه و کشورهای منطقه مسئلهی است که همواره ثبات و آرامش را در کشور ما با مانع رو به رو ساخته است. به همین ملحوظ طولانی شدن پروسه صلح افغانستان همانطوری که در نوشتههای قبل نیز اشاره کردیم بخش عمده اش وابسته به کشورهای منطقه است. کشورهای منطقه بنا به وابستگیهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که به افغانستان با در نظرداشت تأمین منافع خود از مجاری مختلف در قبال تحقق صلح دست درازی میکنند. اگر بخواهیم ارتباط وثیق منافع منطقوی و صلح افغانستان را مورد بررسی قرار دهیم نیاز به شرح و تفصیل طولانی دارد که از حوصله این بحث خارج است؛ اما پیوند اقتصادی چین به منابع زیر زمینی، وابستگی نظامی روسیه به امنیت سرحدات و اشتراکات وجوه افراطیت بعضی کشورهای عربی با گروههای تروریستی داخل خاک افغانستان از عواملی اند که هر کدام تا زمانیکه از حفظ چنین منافع استراتژیک شان در افغانستان مطمین نشوند تحقق صلح نیز چالش بر انگیز است.
با درک از همین مسائل به صورت واقع بینانه می توان گفت که صحبتهای اخیر رئیس جمهور غنی در بشکیک پایتخت قرغزستان که در ارتباط به نوزدهمین نشست سازمان همکاریهای شانگهای برگزار گردیده بود، پرده از پیچیدگیها و طولانی بودن پروسه صلح برداشت. آقای غنی در حضور کشورهای عضو این سازمان به صراحت گفت که افغانستان در حال ایجاد هماهنگی اجماع منطقوی برای پیشبرد پروسه صلح است. به گفته آقای غنی بعضی از کشورهای منطقه که حامی طالبان هستند باید وابستگی این گروه به این کشورها از بین برده شود، رئیس جمهور غنی اذعان داشت که ما از طرح ایالات متحده برای ایجاد یک اجماع سیاسی صلح استقبال می کنیم؛ اما در حال حاضر تلاش داریم تا اجماع جهانی و منطقوی در ارتباط صلح شکل بگیرد که حامیان منطقوی دست از حمایت طالبان بر دارد در غیر آن، مسئله صلح روند طولانی مدت را در پی خواهد داشت.
در حال حاضر صلح افغانستان یکی از پیچیدهترین مسائلی است که در ابعاد داخلی و خارجی اذهان عموم را به خود متمرکز ساخته است. زلمی خلیلزاد نماینده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان تا کنون شش بار با طالبان نشست و مذاکره داشته است و چندین بار پی هم سران کشورهای منطقه را نیز ملاقات کرده است؛ اما بر آیند آن هر چه بوده است تا کنون نتیجه ملموس و قابل قبولی برای ثبات و امنیت افغانستان در بر نداشته است. آنچه از صحبتهای رئیس جمهور غنی می توان برداشت کرد مبتنی بر بی نتیجه بودن دیدارهای آقای خلیلزاد از کشورهای منطقه بوده است. به نظر می رسد که دیپلماسی منطقوی آقای خلیلزاد در قسمت متقاعد کردن کشورهای جهان و منطقه بر سر نشست در قبال صلح تا حدودی موفق بوده باشد اما اینکه در جزئیات نیز توانسته باشد آنان را در قبال صلح متقاعد بسازد پرسش برانگیز است. هر چند آقای غنی از کشورهای حامی طالبان در این نشست نام نبرد؛ اما به تمام مردم افغانستان و جهان واضح است که به رغم سائر کشورهای منطقه، حامی اصلی گروه طالبان کشور پاکستان است. اگر دولتمردان افغانستان و ایالات متحده نیروی خویش را متمرکز بر پاکستان بسازد و به صورت واقع بینانه این کشور را قانع سازد که که افغانستان با ثبات هیچگاه تهدید کننده منافع و امنیت پاکستان نخواهد بود، پروسه صلح سرعت بیشتری خواهد یافت. تأثیر گذارترین حامی طالبان کشور پاکستان است؛ زیرا افراد مسلح این گروه با تمام ساز و برگ نظامی شان از داخل خاک این کشور به افغانستان سرازیر میشوند حتی تمرینات و آموزشهای تخریبی شان با تمام تجهیزات از خاک این کشور تأمین میگردد که سائر کشورهای منطقه هم اگر این گروه را حمایت میکنند در طول حمایتهای پاکستان است، زمانی که گروه طالبان از لحاظ جغرافیایی دارای قلمرو خارجی نباشند در افغانستان نمیتوانند فعالیت چشمگیر داشته باشند؛ لذا به پاکستان به عنوان کشوری که ریشه استحکام طالبان در آنجا آبیاری میشود باید محراق توجه فشارهای بین المللی قرار گیرد.
به نظر میرسد که ایالات متحده آمریکا در قبال پاکستان با احتیاط رفتار میکند اخیرا خانم الیس ویلز معاون وزارت خارجهی آمریکا در امور آسیای جنوبی و مرکزی که در کمیتهی روابط خارجی مجلس نمایندهگان آمریکا در ارتباط به مسئله اقتصادی پس از صلح افغانستان سخن میگفت به رغم سائر سخنان اش اذعان داشت که پشتیبانی «غیر قابل پذیرش» از هراس افگنان باید پایان یابد، اما به جزیئات آن اشارهی نداشت که محتوای آن بیشتر به یک نصیحت اخلاقی شبیه بود تا یک دیپلماسی دارای ضمانت اجرا. خانم ویلز افزود که ما درک می کنیم پاکستان گامهایی را برای تشویق طالبان برای شرکت در گفتگوهای صلح برداشته است. اما روابط ما با پاکستان گسترده تر از مسئله افغانستان است. در این سخنان، خانم ویلز از اهمیت روابط شان با پاکستان تأکید داشته است که آن را گسترده تر و مهم تر از مسئله افغانستان عنوان کرده است؛ بنا بر این محتوای سخنان خانم ویلز دارای بار احتیاط است که هر شخص را به تفکر و تأمل وا میدارد که چرا ایالات متحده به عنوان یک قدرت برتر جهانی با یک کشور حامی تروریزم و محور شرارت، چنین با احتیاط سخن میراند؛ لذا به مسئولین طراز اول مملکت پیشنهاد میگردد به ضمیمه تمرکز بر مسئله اجماع منطقوی، قناعت ایالات متحده را مبنی بر اعمال فشار بالای پاکستان حاصل نمایند. مقامات با صلاحیت کشور باید بتواند در دیپلماسی خویش اعتماد آمریکا را جلب کند که کشور پاکستان از اهمیت آنچنانی بر خوردار نیست که ایالات متحده بر اهمیت روابط خویش با این کشور تأکید دارد؛ زمانی که افغانستان با ثبات در منطقه قد راست کند واضح است که امنیت و ثبات منطقوی و جهانی از کشور ما تحقق پذیر است و نقش پاکستان در منطقه تضعیف خواهد شد؛ اما این که چگونه چنین قناعتی به دست آورده شود، نیاز به شرح و تفصیل تخصصی است که راه دارد تا متفکرین و دکتورین افغان، با ارائه طرح عملی و همه جانبه اعتماد آمریکا را جلب کند در آن صورت نیاز آنچنانی به اجماع منطقوی مشاهده نمیگردد.

دیدگاه شما