صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

برقراری صلح مستلزم آمادگی جنگی در مبارزه با تروریسم است

-

برقراری صلح مستلزم آمادگی جنگی در مبارزه با تروریسم است

در ماه گذشته و این روزها نیروهای دولتی افغانستان در مبارزه با تروریسم رویکرد تهاجمی در پیش‌گرفته اند که پیامد مستقیم آن آزادسازی برخی مناطق تحت تصرف طالبان بوده است که اکنون حکومت افغانستان آن مناطق را در کنترل گرفته است. ولسوالی ده یک و خواجه عمری غزنی ازجمله مناطقی به شمار می‌روند که طالبان درگذشته تحت کنترل خود درآورده بودند و اکنون حکومت در آن مناطق حضور دارد. آزادسازی غیرنظامیان و نظامیان اسیرشده از زندان‌های مخوف طالبان در فاریاب و هلمند از نمونه های مستقیم پیامدهای رویکرد تهاجمی نیروهای دولتی در مبارزه با تروریسم پنداشته می‌شوند. پرسش مهم اینجاست که رویکرد تهاجمی نیروهای دولتی افغانستان در مبارزه با تروریسم چه پیامدهایی بر روند جنگ و صلح برجا خواهد گذاشت؟ برای یافتن پاسخ به این پرسش لازم است که روند گذشته مبارزه با تروریسم را در افغانستان طی هجده سال گذشته مرور نماییم.
پس از سرنگونی رژیم تروریستی طالبان در سال 2001 نظام سیاسی جدید بارنگ و بوی ترکیبی لیبرال دموکراسی با اسلام سیاسی در افغانستان روی کارآمد. برای بقا و تحکیم پایه‌های این نظام لازم بود که اقدامات جدی در راستای مبارزه با تروریسم، حاکمیت قانون، برقراری مردم‌سالاری، مبارزه با فساد اداری و رشد اقتصادی صورت بگیرد. در مبارزه با تروریسم در همان اوایل برخی کاستی‌های جدی دیده‌شد که بعداً زمینه‌ساز تقویت دوباره تروریسم در افغانستان گردید. تأخیر در عملیات نیروهای آمریکایی در 2001، قلت نیروهای بین‌المللی در کشتن و دستگیری تروریست‌ها، اتکا بر نیروی قومی و محلی که کمتر وفاداری به حکومت مرکزی داشتند، برخورد رأفت‌آمیز با تروریست‌ها از سوی حامد کرزی و نپرداختن به ابعاد فرهنگی مبارزه با تروریسم در افغانستان ازجمله مهم‌ترین کاستی‌ها در مبارزه با تروریسم پس از سال 2001 بوده‌اند. علاوه بر مشکلات یادشده، توقف عملیات شبانه و ناامیدی مردم از حکومت در راستای مبارزه با فساد اداری و ارائه نشدن خدمات لازم برای شهروندان افغانستان موجب گسترش جغرافیای نیروهای تروریستی در افغانستان گردید. سال 2014 یکی از چالشی‌ترین سال‌ها برای نیروهای دولتی افغانستان بود زیرا علی‌رغم کمبود نیروی انسانی و نداشتن تجربه جنگی و آموزش کافی وادار به تقبل مسئولیت امنیت افغانستان از نیروهای بین‌المللی گردید. نیروهای دولتی افغانستان چه قبل از 2014 و چه بعدازآن تقریباً همیشه رویکرد دفاعی داشته‌اند که این موضوع خود ناشی از سیاست رهبران حکومت افغانستان است. حکومت افغانستان برای سال‌های طولانی با رویکرد دفاعی و گاهی رأفت‌آمیز نتوانست مانع از قدرت گیری تروریسم در افغانستان شود. شاید اصلی‌ترین انگیزه رهبران حکومت افغانستان در اتخاذ استراتژی تدافعی در برابر تروریسم این موضوع بوده باشد که تروریست‌ها اکثراً از این کشور هستند و نباید آن‌ها را قلع‌وقمع کرد بلکه شاید بتوان آن‌ها با وعظ و نصیحت از جاده بنیادگرایی و تروریسم رهانید و به زندگی آبرومندانه بازگشت داد. انگیزه رهبران حکومتی از رأفت و ترحم در برابر تروریسم ولو هرچه بود، باعث گردید هرروز نیروهای بیشتر دولتی قربانی تروریسم شوند، جغرافیای بیشتر در تصرف نیروهای تروریستی قرار بگیرد و هرروز غیرنظامیان در خشونت‌های تروریستی جان‌های خود را از دست بدهند. در دو سال اخیر بحث مذاکرات صلح میان آمریکا و طالبان شدت گرفته است اما تا اکنون چشم‌انداز روشن در مورد برقراری صلح در افغانستان وجود ندارد و بارها دیده‌شده است که طالبان نه‌تنها به خواست دولت افغانستان مبنی بر توقف خشونت‌ها و توسل به مذاکره، پاسخ مثبت بدهند بلکه به‌شدت بیشتر بر طبل قتل و کشتار کوبیده‌اند و بارها به‌صراحت اعلام نموده‌اند که با غلبه و زور قدرت سیاسی را در کشور به دست خواهند گرفت و برای تحقق این هدف از هیچ وسیله‌ای دریغ نخواهند کرد.
در ماه گذشته و روزهای فعلی رویکرد نیروهای دولتی افغانستان در مبارزه با تروریسم حالت تهاجمی به خود گرفته است که به‌صورت آشکارا موردحمایت اکثریت قاطع شهروندان قرار گرفته و باعث عقب‌نشینی تروریست‌ها در برخی جبهات شده است. تداوم رویکرد تهاجمی نیروهای دولتی افغانستان در مبارزه با تروریسم می‌تواند دارای پیامدهای زیر باشد؛
الف- باورمندی مردم به نیروهای دولتی و حکومت افغانستان: شهروندان کشور از حکومت شکایت‌های متعددی دارند که یکی از آن‌ها این موضوع است که گویا حکومت در مبارزه با تروریسم صادق نیست و عمداً نمی‌خواهد که تروریست‌ها تضعیف و یا نابود شوند زیرا اجازه ندادن به نیروهای دولتی افغانستان در کشتار و تعقیب تروریست ها دارای پیام واضح است که گویا حکومت جانب تروریست‌ها را می‌گیرد نه مردم را. ایجاد باورمندی میان مردم در باب حکومت نه‌تنها در امر مبارزه با تروریسم خلاصه نخواهد شد بلکه در بخش‌های دیگر نیز مردم جانب حکومت را خواهد گرفت که این موضوع برای تطبیق سایر برنامه‌های حکومتی مؤثر واقع می‌شود. در هیچ جای دنیادیده نشده است که تروریسم با رویکرد رأفت‌آمیز نیروهای دولتی دست از خشونت برداشته باشند. افکار عمومی افغانستان این‌گونه برداشت دارند که تروریست‌ها اعم از طالبان و داعش برای کشتن نیروهای دولتی افغانستان و مردم بی‌گناه از به‌کارگیری هیچ نوع قساوت ابا نمی‌ورزند، پس برای کشتن تروریست‌ها نیز نباید ترحم در کار باشد چه رسد به آزادی آن‌ها از زندان‌های کشور. رویکرد تضرع‌آمیز در برابر تروریسم می‌تواند بسیاری از جوانان بنیادگرا را تشویق نماید که به گروه‌های تبهکار و تروریستی بپیوندند زیرا می‌دانند که حکومت برای نابودی تروریسم برنامه ندارند و آن‌ها می‌توانند از این ناحیه در امان باشند.
ب- واداری تروریست‌ها به مذاکره: رویکرد تهاجمی نیروهای دولتی در مبارزه با تروریسم باعث می‌شود هزینه انسانی تروریست‌ها در خشونت‌ورزی افزایش یابد. تلفات بیشتر در صفوف تروریست ها باعث بازاندیشی آن‌ها برای ختم منازعه می‌شود زیرا آن‌ها نمی‌تواند به‌سادگی به استخدام نیروی جدید مبادرت ورزند و از طرف دیگر افزایش تلفات نیروهای تروریستی مایه اختلاف میان رده‌های بالایی آن گروه‌ها و سطوح میانه و پایینی خواهد شد زیرا نیروی جنگی آن‌ها که متقبل تلفات سنگین می‌شود، فرماندهان و رهبران خود را تحت‌فشار می‌گذارند که برای رهایی از این وضعیت کاری بکنند. رهبران آن‌ها کاری دیگری نمی‌توانند بلکه به مذاکره با دولت افغانستان روی خواهد آورد زیرا تداوم خشونت را به ضرر خود و از دست دادن نیروی انسانی خود می‌دانند. از طرف دیگر نابودی نیروی جنگی طالبان باعث می‌شود، خانواده‌هایی که با طالبان ارتباط دارند و یا فرزندان آن‌ها در صفوف تروریست‌ها حضور دارند، طالبان را تحت‌فشار بگذارند و یا دست‌کم حمایت خود را از این گروه پس بگیرند که این امر منجر به تقویت فرضیه گفتگوهای صلح خواهد شد.
ج-تقویت روحیه نظامیان دولتی: در هر گوشه جهان که خشونت‌ها شعله‌ور گردیده است، طرف‌های درگیر در آن عمدا و یا جبرا دارای انگیزه کافی برای تداوم نبرد بوده است. برای نیروهای دولتی افغانستان ازآنجایی‌که تلفات زیادی را از ناحیه تروریسم داخلی و بین‌المللی طی سال‌های گذشته متقبل شده است تاثرات مخرب روحی برجاگذاشته است، پس کشته شدن نیروهای تروریستی و اجازه رویکرد تهاجمی به نیروهای دولتی باعث خواهد شد که نیروهای دولتی اعتمادبه‌نفس لازم پیدا کنند که از ناحیه حکومت موردحمایت قرار دارند و هرگاه نیروهای تروریستی را به قتل برسانند نه تنها مورد پیگرد قرار نخواهند گرفت بلکه پاداش نیز دریافت خواهد کرد. تجربه تاریخی منازعات نشان داده است آن عده فرماندهانی که به نیروهای تحت اداره خود در کشتار مخالفان اجازه تام داده‌اند، کمتر به شکست و بیشتر با پیروزی روبرو شده‌اند؛ بنابراین بر حکومت افغانستان و رهبران آن است که بیش از این خود را در برابر تروریسم تحقیر ننمایند و برای برقراری صلح زبان تضرع مؤثر واقع نخواهد شد بلکه به نیروهای دولتی اجازه دهند که لانه‌های تروریستی را در هر گوشه کشور نابود نمایند و کسانی که از خود در این راستا رشادت نشان می‌دهند موردتمجید و تقدیر قرار گیرند.

دیدگاه شما