صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

صداقت پاکستانی، احترام آمریکایی و خوش‌بینی افغانی برای مذاکـرات صلح

-

صداقت پاکستانی، احترام آمریکایی و خوش‌بینی افغانی  برای مذاکـرات صلح

منازعه فعلی افغانستان یکی از پیچیده‌ترین منازعات در اوایل قرن بیست و یکم به شمار می‌رود که بازیگران متعدد در سه سطح (جهانی، منطقه‌ای و محلی) در آن دخیل هستند. دولت افغانستان همواره بر این بوده است که منازعه جاری را از طریق گفتگو به پایان برساند اما تا اکنون چنین امری محقق نشده است که دلایل متعدد داخلی و بیرونی در آن دخیل هستند.
در سطح منطقه‌ای پاکستان و در سطح جهانی آمریکا ازجمله مهم‌ترین بازیگران به شمار می‌روند که بدون همکاری این دو کشور اگر دستیابی به صلح در افغانستان ناممکن نباشد دستکم بسیار دشوار به نظر می‌رسد. حکومت افغانستان همواره از سیاست‌های اعمالی پاکستان در قبال صلح افغانستان ناراضی بوده است و عدم صداقت پاکستان را اصلی‌ترین دلیل برای این نارضایتی خود قلمداد کرده است.
روابط آمریکا و افغانستان در دوره حکومت وحدت دارای فراز و فرود بوده است و باری اظهارات حمدالله محب مشاور امنیت ملی کشور موجب نارضایتی آمریکا گردید؛ زیرا آمریکایی ها بر این بودند که حمله ‌بر خلیل زاد به معنای حمله به وزارت خارجه آمریکا است و این موضوع از جانب هرکسی که مطرح شود برای آن‌ها قابل‌قبول نیست. اظهارات جنجالی محب باعث شد که ایشان چهره خبری آمریکا و افغانستان شود، اما دیری نپایید که این موضوع فروکش نمود تا این‌که اظهارات جدید وی باعث برجسته شدن او برای بار دوم گردید.
محب در آخرین مصاحبه تلویزیونی خود از آمریکایی‌ها و پاکستان در قبال موضوع صلح افغانستان ابراز رضایت نموده است. محب اذعان داشته است که آمریکا در این اواخر جزئیات مذاکرات صلح را با دولت افغانستان شریک ساخته است و پاکستان در این اواخر در مسیر درست و مثبت قدم برداشته است؛ زیرا وی این موضوع را در جریان سفر خود به پاکستان و دیدار با قمر جاوید باجوا فرمانده ستاد مشترک نیروهای زمینی ارتش پاکستان فهمیده است. پرسشی که مطرح می‌شود این است که آیا اظهارات اخیر مشاور امنیت ملی کشور در مورد درست کاری پاکستان و احترام‌گذاری آمریکا به دولت افغانستان برداشت خوش‌بینانه و سطحی است و چرا؟ برای وضاحت این موضوع لازم است رویکرد کلی آمریکا در قبال جنگ و صلح افغانستان و استراتژی پاکستان در قبال افغانستان موردبررسی قرار گیرد.
بعد از جنگ سرد آمریکا تنها ابرقدرت جهانی بوده است که کمتر کشورهای جهان جرئت تقابل با آن را پیداکرده است. از آنجایی که آمریکا تقریباً تمامی هزینه‌های دولت افغانستان را پرداخت کرده/می‌کند بر خود لازم می‌داند که در مصالحه افغانستان نقش برجسته داشته باشد. رویکرد واقع‌گرایانه نشان داده است که کشورها صرفاً به امنیت ملی و تأمین منافع خود می‌اندیشند و دوستی و دشمنی مادام وجود ندارد.
آمریکا پس از شکست شوروی در افغانستان، این کشور را بدون این‌که فکری به آینده سیاسی آن بکند ترک نمود که نتیجه مستقیم آن ابتدا وقوع جنگ داخلی و سپس ظهور تروریسم (القاعده و طالبان) در افغانستان بود. در آن موقع آمریکا دیگر منافع آن‌چنانی برای خود در افغانستان نمی‌دید که بتواند تداوم حضور و کمک‌های آن کشور را توجیه نماید. در این اواخر آمریکا شش دور مذاکرات صلح را با طالبان پشت سر گذاشته است و در این مذاکرات دولت افغانستان گاهی مطلقاً غایب بوده و گاهی حضور حاشیه‌ای داشته است. هرچند به لحاظ شکلی در حقوق بین‌الملل تمامی دولت‌ها باهم برابر هستند و حاکمیت کشورها ارزش یکسان دارد؛ اما واقعیت‌های جهان امروز حکایتی دیگر دارد که دولت‌های قدرتمند مانند ایالات‌متحده کمتر به دساتیر حقوق بین‌الملل توجه می‌نمایند و بیشتر دکترینی را تعقیب می‌نمایند که بتوانند به‌صورت بهتر از منافع آن کشور پاسداری نماید.
بر مبنای واقع‌گرایی آمریکا و یا هر کشور دیگری که منافع خود را در این ببیند که از طریق توافق با طالبان یا هر گروه تروریستی دیگری می‌تواند تامین نماید، به این امر مبادرت خواهد ورزید. اظهارات محب در آن زمان مبنی بر این‌که آمریکا به‌صورت صادقانه افغانستان را در جریان مذاکرات قرار نمی‌دهد و خلیل زاد خودش می‌خواهد در افغانستان به قدرت برسد، نزد افکار عمومی مخصوصاً جوانان، رویکرد قهرمانانه بود اما در واقعیت بین‌الملل این اظهارات خامی وی و در حاشیه بودن حکومت افغانستان را نشان می‌داد تا تأمین منافع کشور. اظهارات اخیر محب تحت عنوان هر مقصدی که بیان‌شده است بازهم نشانگر بی‌ثباتی در بیرون دارد، افکار نخبگان حکومتی افغانستان در قبال مسائل کلان کشوری است. اظهارات مشاور امنیت ملی از چند منظر می‌تواند خوش باورانه و قضاوت عجولانه پنداشته شود. اولاً این‌که هنوز هم جزئیات مذاکرات میان آمریکا و طالبان برای مردم افغانستان واضح نشده است. این‌که در شش دور قبلی آمریکا و طالبان روی کدام موضوعات صحبت کرده‌اند و قرار است روی کدام ارزش‌های اساسی معامله صورت بگیرد، اذهان عمومی بی‌خبر و حتی نگاه عمومی بدبینانه است. دوم این‌که طالبان از همان اوایل دولت افغانستان را نامشروع، دست‌نشانده و فاقد صلاحیت لازم در مذاکرات می‌دانست و حالا هم طالبان بر همان رویکرد قبلی خود استوار هستند و دولت افغانستان تا اکنون موفق نشده است ولو تحت‌فشار آمریکا طالبان را قانع نماید که با حکومت و مردم افغانستان مذاکره کنند. سوم این‌که رفتار دولت‌ها تحت تأثیر عوامل متعدد قرار می‌گیرد تا تغییر نماید. در نظر بگیریم که رویکرد آمریکا در مورد مسأله صلح افغانستان تغییر کرده است، آیا از ناحیه حکومت افغانستان بر آمریکا فشار واردشده است که آن‌ها مجبور شوند رویکرد خود را تغییر دهند؟ هرگاه حکومت افغانستان از وحدت درونی برخوردار شود و با صدای واحد در سطح بین‌المللی موضع‌گیری نماید آنگاه شاید تأثیراتی در پی داشته باشد.
این که مشاور امنیت ملی افغانستان در بخش اظهارات خود بیان داشته است که رویکرد فعلی پاکستان مثبت است یعنی در مسیر نسبتاً درستی قرارگرفته است، نیز می‌تواند برداشت خوش‌بینانه و سطحی‌نگر قلمداد شود. در مورد این‌که میان محب و قمر جاوید باجوا چه کلماتی ردوبدل شده است، زیاد مهم نیست بلکه مهم‌تر از همه این موضوع است که به استراتژی کلان پاکستان طی چند دهه اخیر نگاه کنیم که درگذشته پاکستان چرا نمی‌خواسته است در افغانستان دولت مرکزی مقتدر برقرار باشد.
پاکستان از ناحیه مناطق قبایلی خود و ادعای ارضی افغانستان احساس خطر و ناامنی می‌کند، پاکستان می‌خواهد نفوذ هند در افغانستان به حداقل ممکن برسد، پاکستان می‌خواهد به منافع طبیعی و بازارهای آسیای مرکزی از طریق افغانستان دسترسی به‌صرفه داشته باشد و پاکستان می‌خواهد در مناسبات کلان افغانستان نقش مهم داشته باشد. طی چند ماه گذشته کدام‌یکی از خواسته‌های اصلی پاکستان محقق شده است؟ پاکستان هرچند کشور آشوب‌زده و تا حدودی بی‌نظم به نظر می‌رسد؛ اما در کلیت خود یک دولت واقع‌گرای تمام‌عیار است که به‌صورت نظام‌مند برای تحقق اهداف کلان خود تلاش می‌نماید و به‌راحتی از خواسته هایش که امنیت ملی آن کشور به آن‌ها بستگی دارد دست‌بردار نخواهد شد. طالبان افغان برای دولت آن مخصوصاً نهادهای امنیتی پاکستان یک ابزار بسیار مناسب در راستای تعقیب منافع ملی آن کشور به شمار می‌روند و پاکستانی‌ها به‌سادگی این ابزار پرسود را از دست نخواهند داد.

دیدگاه شما