صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

به بهانه اصلاح ابرو چشم را کور نکنیم؛ مخالفت با ارگ به قیمت حذف اجتماعی زنان

-

به بهانه اصلاح ابرو چشم را کور نکنیم؛  مخالفت با ارگ به قیمت حذف اجتماعی زنان

در روزهای اخیر زلزله سیاسی در افغانستان رخ‌داده است که محور آن رسوایی جنسی برخی مقامات بلندپایه حکومتی است. موضوع رابطه میان زنان و مردان گاهی بار سیاسی به خود می‌گیرد و این موضوع در سایر کشورها هم دامن‌گیر رهبران سیاسی می‌شود که مهم‌ترین نمونه‌های آن قضیه بل کلینتون که تا مرز محاکمه سیاسی پیش رفت و ماجراهای متعدد دونالد ترامپ در آمریکا است. در افغانستان زنان بیش از هر قشر اجتماعی دیگر آسیب‌پذیرتر هستند که خود ناشی از سنتی بودن جامعه و نظام به‌شدت مردسالار افغانی است. نابرابری شغلی در تمامی ادوار تاریخی بشر میان زنان و مردان وجود داشته است و افغانستان نیز از این قاعده مستثنا نیست. افغانستان به لحاظ شفافیت در سطح بین‌المللی جایگاه بسیار بدی دارد که لایه های متعدد فساد در آن موج می‌زند. فساد اداری-مالی، فساد سیاسی و فساد اخلاقی از شایع‌ترین نوع آن در جوامع توسعه‌نیافته مانند افغانستان است که زدودن این چالش‌ها زمان‌بر به نظر می‌رسد. اخیراً ادعای دو مقام پیشین حکومت افغانستان مبنی بر وجود فساد اخلاقی در رده‌های بلند حکومتی سوژه روز میان شهروندان افغانستان شده است. ازآنجایی‌که شفافیت در افغانستان در سطح بسیار پایین قرار دارد، نمی‌توان ادعا نمود که فساد اخلاقی در جامعه و نهادهای حکومتی افغانستان وجود ندارد؛ اما وقتی بحث فساد اخلاقی این‌گونه تفسیر می‌شود که تمامی زنانی که در بیرون از منزل مخصوصاً نهادهای دولتی شاغل هستند در دامن فساد اخلاقی می افتند و باید آنها از کارکردن در بیرون از منزل اجتناب نمایند، این خود کور کردن چشم به بهانه اصلاح ابرو است. پرسش که اینجا مطرح می‌شود این است که وقتی مسأله فساد اخلاقی بار تعمیمی پیدا می‌کند، پیامدهای اجتماعی آن مخصوصاً برزنان چه خواهد بود؟ با توجه به فرهنگ سنتی جامعه و بی‌سوادی گسترده در کشور می‌توان پیامدهای تعمیم دهی این موضوع به را صورت زیر بیان نمود:
الف- وضع محدودیت آموزشی و تحصیلی برزنان: اکثر خانواده‌های افغانی بر این هستند که فرزندان آن‌ها تحصیل یافته شوند تا بتوانند شغل مناسب با درآمد بهتر پیدا کنند. به لحاظ اقتصادی وقتی نیم اعضای جامعه مصرفی باشند و کوچک‌ترین کمک به اوضاع اقتصادی خانواده نتوانند خود منجر به تضعیف اقتصاد ملی می‌شود. یکی از اهداف اساسی خانواده از آموزش فرزندانشان این است که آن‌ها در آینده بتواند بار اقتصادی خانواده را بر دوش بکشند. با توجه به این موضوع وقتی فضای اجتماعی سمی به نظر برسد دیگر خانواده جرئت نمی‌کنند دختران خود را بگذارند به تحصیلات عالی و شغل‌های بلند حکومتی و غیر حکومتی مبادرت ورزند. زنان در یک چرخه باطل قربانی هستند و مسأله فساد اخلاقی یکی از چالش‌هایی است که کوزه ملامتی بر سرزنان بیشتر از مردان شکسته می‌شود که این موضوع ریشه فرهنگی دارد. طالبان و سایر بنیادگرایان سال‌های متمادی در تلاش هستند که زنان را از آموزش بازدارند و حتی گاهی از خشونت، انفجار و قتل آموزگاران در این راستا استفاده نموده‌اند اما موفق نشده‌اند که زنان را از آموزش بازبدارند ولی جو حاکم که در روزهای اخیر نسبت به حضور زنان در مناصب بلند حکومتی شکل‌گرفته است به‌راحتی می‌تواند موانع محکم بر سر راه آموزش زنان ایجاد نماید.
ب- تضعیف برنامه‌های حمایتی زنان: طی سال‌های گذشته میلیون‌ها دالر در راستای تقویت ظرفیت‌های اجتماعی و سیاسی زنان هزینه گردیده است تا آن‌ها فاصله اجتماعی و سیاسی خود را با مردان کاهش دهند. علاوه بر هزینه‌های اقتصادی، تلاش‌های سیاسی و معنوی در راستا حمایت از حقوق سیاسی-اجتماعی زنان صورت گرفته است که مهم‌ترین آن‌ها تبعیض مثبت در مورد زنان است. وقتی زنان از حمایت قانون این‌گونه برخوردار‌می شوند که بیست  و پنج درصد اعضای مجلس نمایندگان حتماً باید زنان باشد، این بدان معنا است که اگر چنین تبعیضی وجود نداشته باشد حضور اجتماعی آنها تضعیف می‌شود. مخالفت سیاسی با استفاده از موضوع فساد اخلاقی حکومت در ظاهر به نفع مخالفان حکومت تمام می‌شود اما بازنده اصلی این رقابت زنان است که باید تاوان این موضوع را در جامعه افغانی توام با خشونت فرهنگی بپردازند.
ج- مهر تائید بر ادعای طالبان: بنیادگرایان به شمول طالبان طی سال‌های گذشته برای جذب افکار عمومی افغانستان این‌گونه مدعی شده‌اند که گویا حکومت افغانستان دست‌نشانده خارجی‌ها هستند و تمامی کسانی که در این حکومت کار می‌کنند به لحاظ اخلاقی وایمانی از دایره اسلامی خارج هستند و مرگ تمامی آن‌ها مباح است. طالبان علی‌رغم این‌همه کوشش نتوانستند که مانع آموزش‌وپرورش زنان شوند اما اقدامات اخیر مخالفان سیاسی حکومت می‌تواند در اذهان عمومی افغانستان حقانیت ادعای طالبان را تائید کند که این موضوع به‌صورت ناخواسته خوش‌خدمتی برای طالبان قلمداد می‌شود.
د- قربانیان، هزینه محاکمه سیاسی حکومت را می‌پردازند: زنان به‌تنهایی هزینه رقابت‌های انتخاباتی و خشونت فرهنگی را پرداخت خواهند کرد. موضوع فساد اخلاقی در تمامی جوامع بشری وجود دارد. این موضوع مشمول هردو جنس است و نباید این‌گونه استدلال کنیم که چرا زنان در محیط اجتماعی حضور دارند و چرا در فعالیت سیاسی و حکومتی سهم گرفته‌اند؟ این پرسش را می‌توان این‌گونه قیاس نمود که بزه دیدگان چرا در جامعه زندگی می‌کنند و الی قربانی نمی‌شدند. نگاه مردانه به اوضاع اجتماعی و کاری جامعه افغانی می‌تواند این‌گونه بیان شود که نابرابری شغلی ریشه در ضعف خود زنان دارد. وقتی زنان هم قربانی فساد اخلاقی و اجتماعی هستند و هم منشأ و ریشه این مشکلات پنداشته شوند عین بی‌عدالتی اجتماعی خواهد بود.
ه- اخلاق زدایی از سیاست افغانی: سیاست‌مداران در بسیاری از کشورهای جهان برای به زمین زدن رقبا از به‌کارگیری از هیچ نوع ترفند و ابزاری دریغ نمی‌ورزند اما استفاده ابزاری از قربانیان که منجر به قربانی شدن بیشتر آن‌ها شود غیراخلاقی به نظر می‌رسد. در تاریخ معاصر افغانستان سیاست‌مداران و نخبگان سیاسی کشور اعمال و جنایاتی متعددی را مرتکب شده‌اند که بیان آن برای انسانیت مایه شرمساری به شمار می‌رود. این نوشته به معنای دفاع از کسانی که مرتکب جنایت و فساد اخلاقی شده‌اند، نیست بلکه محور اصلی این نوشته دفاع از قربانیان است که به‌صورت ناخواسته یک‌دفعه از طرف مقامات حکومتی مورداستفاده سوء قرارگرفته‌اند و بار دوم از طرف مخالفان سیاسی از آن‌ها استفاده ابزاری صورت می‌گیرد که منجر به از بین رفتن حقوق اجتماعی بیشتر آن‌ها می‌شود. زدودن اخلاق از سیاست ورزی افغانی نه‌تنها به بهبود اوضاع و به محاکمه کشانیدن جنایت‌کاران و تخلف کنندگان قانون کمک نخواهد کرد بلکه روند قربانی شدن زنان و سایر طبقات آسیب‌پذیر اجتماعی را بیشتر سرعت خواهد بخشید.

دیدگاه شما