صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

زیرپوست ادارات افغانستان و مطالبات جنسی از زنان (واقعیت یا نا واقعیت)

-

زیرپوست ادارات افغانستان و مطالبات جنسی از زنان (واقعیت یا نا واقعیت)

آنچه راست و درست یا آنچه کار درست است این است که با مسئلۀ «مطالبات جنسی زنان از سوی مقامات حکومتی و غیر حکومتی در افغانستان» نباید از زاویۀ سیاسی برخورد کرد و نباید روی زشتی قضیه خاک پوشاند بلکه باید برای از بین رفتن خشونت جنسی این مسئله را از رویکرد سیاسی کنار کشاند و از زاویۀ مسئلۀ اجتماعی باید نگاه کرد.
بلی خاک پوشاندن و خاکستر پوشاندن روی این مسئلۀ اجتماعی و فرهنگی نه برای حکومت سودی دارد نه برای سیاست افغانستان سودی دارد نه برای مردم و فرهنگ از هم‌پاشیدۀ افغانستان. البته مسئلۀ مطالبات جنسی از زنان در ادارات دولتی و غیر دولتی برکنار از «اصل برائت ذمگی» که اصل حقوق بشری است که در تمام میثاق‌ها و اسناد لازم الرعایت بین‌المللی و قانون اساسی افغانستان تمام شهروندان افغانستان را الزام به رعایت آن کرده است، نیازمند برخورد مسالمت‌آمیز و به دور از احساسات است.
امروزها که موضوع مطالبات جنسی از زنان در ادارات افغانستان بر سر زبان‌ها افتاده است، با برخی از زنان آشنا و مطمئن در این باره پرسان کرده‌ام که هریک از آنان روایت‌های وحشتناکی را بازگو کرده‌اند. روایت‌ها تا آن اندازه خشن و غیر انسانی است که آدم شوکه می‌شود؛ حتی شات‌اسکرین پیام‌های مردان اداره‌چی‌ای را به من نشان داده‌اند که از انحطاط اخلاقی جامعه افغانستان گیج مانده‌ام. ادبیاتی که مقامات یا مسئولین ادارات افغانستان به کار برده‌اند گوناگون هستند از جمله «باید بار بار یکدیگر را ببینیم»، «باید مرا راضی کنی»، «باید تو را از نزدیک ببینم» و موارد دیگر.
یکی از خانم‌ها همین روزها برایم گفت: «در ادارۀ غیر دولتی‌ای من مبلغ یک صدوپنجاه هزار افغانی از معاش آیندۀ خود که باید می‌گرفتم کسر کردم و به مسئول اداره پیشنهاد دادم که چند ماه معاشم مال تو که شیرینی می‌خواهی، مسئول در پاسخ گفته است: « نه پول نه چیزی دیگر».
بنابراین نیاز است تا پیش از همه چیز به دنبال راهکارهای اخلاق‌مندسازی جامعه و «مجازات» مرتکبین خشونت جنسی برآمد. شاید برای شما جالب باشد اینکه من از بانوانی پرسیده‌ام: «بیایید کمپینی راه بیندازید و تمام آنچه بر شما گذشته است رو کنید»، پاسخ این بوده است که «این کارها هیچ دردی را دوا نمی‌کند، چون‌که بارها اقدام به این کار کرده‌ایم ولی سودی نداشته است».
به هر روی شاید گزینه‌های زیادی برای از بین بردن این انحطاط اخلاقی پیشنهادهای زیادی شود، ولی بی‌گمان مجازات شاید مرهمی کوچکی باشد برای این زخم کاری و کهنه؛ اما بسنده نیست. گزینه دیگری که پیشنهاد می‌شود این است که سیاست افغانستان راهی برای از بین رفتن «بحران مسئلۀ سیکس/ جنسی» جستجو کنند تا تشنگی جنسی مردم را به گونه مدیریت‌شده مدیریت کنند. شاید برای این مسئله مدل‌های کشورهای گوناگون رامی توان مثال زد که توانسته است سلامت جنسی شهروندان را مدیریت کنند.
شاید این گزینه که گفتم رگ گردن خیلی‌ها را بالا بزند، ولی همان‌ها هرگاه در بیرون از کشور می‌روند نخستین جایی را که جستجو می‌کنند «بار» است یا دسترسی به مسئلۀ سیکس. خب، چرا راحت بحث نکنیم. چرا زیرپوست پلشتی را رو نکنیم و چرا روی واقعیت‌ها خاک بپوشانیم؟
این واقعیت را نباید انکار کنیم که کشورهای پیشرفته اقدام به چند کار کرده‌اند که می‌توان از «اعترافات»ی نام برد که این، در کاهش خیلی از بحران‌های اخلاقی و اجتماعی کمک کرده است. ولی در افغانستان «مسئلۀ تقیه یا خاک پوشاندن» باعث می‌شود که همواره آتشی زیر خاکستر پنهان بماند. کار دیگری را که کشورهای پیشرفته و مدرن روی دست گرفته است، «مدیریت جنسی» است؛ یعنی مسائل جنسی را انکار نمی‌کنند بلکه یکی از واقعیت‌های فیزیولوژیکی دانسته با آن درست و مدیریت‌شده برخورد می‌کنند. البته ممکن است که سیستم‌های واپس‌گرا یا آدم‌های احساساتی واقعیت‌های فیزیولوژیکی را در نظر نگرفته دچار احساسات شوند که حساب «آدم‌های احساساتی» را کنار می‌گذاریم؛ چون جامعه افغانستان نیازمند مدیریت عالمانه‌ای است که از نظر جامعه‌شناسی، روان‌شناسی، جرم‌شناسی آسیب‌شناسی شود.
ناگفته نماند که مطالبات جنسی در ادارات تنها از آن شهر کابل نیست بلکه تمام ولایات درگیر این بحران اخلاقی است و همچنین تنها از آن افغانستان نیست؛ مثلاً تحقیقی  که در تهران پایتخت ایران روی هشتادودو زن شاغل انجام شده شیوع آزار جنسی را در محل کار ۷۵ درصد نشان می‌دهد  که بر اساس پژوهش مؤسسه تربیتی و مشورتی رشد با همکاری دفتر زنان سازمان ملل متحد در سال ۱۳۹۴ دربارۀ آزار و اذیت جنسی، نرخ آزار جنسی را در افغانستان بیش از ۶۵ درصد نشان داده است.
با این حال، واقعیت ادارات افغانستان خیلی وحشتناک است؛ به‌طور مثال به گفتۀ یکی از زنان افغانستان که مسئولیت بالای حکومتی دارد: « به باور او بارها اتفاق افتاده که وقتی خانمی استخدام شده و نتوانسته‌اند از او استفاده جنسی کنند، او را از کار برکنار کرده و یا کوشش در برکناری او کرده‌اند».  پس به نتیجه می‌رسیم که واقعیت «مطالبات جنسی از زنان در ادارات» انکار شدنی نیست که باید آن را «بحران اجتماعی» و «انحطاط اخلاقی» و «بحران جنسی» نامید و برای این بحران سیستم کارای «مدیریت بحران» باید آفرید.
برای بالا رفتن نرخ «مطالبات جنسی در ادارات دولتی و غیر دولتی افغانستان» و «آزار جنسی» خیلی چیزها تأثیرگذار است که از جمله می‌توان نبود «مدیریت جنسی» و «انکار واقعیت فیزیوژیکی جنسی» را نام برد. افزود بر این باید جامعه از «انکار» باید رهایی یابد و «تابوها» شکسته شود و بر تمام تاروپود سیستم‌های واپس‌گرایی که جامعه را به هر شکلی از اشکال در ورق مخملین نگه می‌دارد باید شورید و جامعه را باید نو ساخت و با ابزار علم و دانش از جمله جامعه‌شناسی، جرم‌شناسی، روان‌شناسی، امور تربیتی، حقوق جنسی، حقوق تن، نیازهای جنسی و روانی و غیره برای تندرستی جامعه باید کار کرد.
به گفتۀ مسئول ادارۀ تحقیقاتی زنان و کودکان: «هنگامی که پرسیدیم از زنان و دختران که آیا در اماکن عمومی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند؟ 90 درصد گفته‌اند که بلی. در نهادهای آموزشی 91 درصد از زنان و دختران مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند. در محیط کاری 87 درصد مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند و این آمارها نشان می‌دهد که زنان و دختران در هیچ جای از افغانستان در امن نیستند.»
اگر وضعیت به همین شکل به‌پیش برود و اگر «مدیریت بحران جنسی» و «مدیریت بحران اخلاقی» و «مدیریت بحران اجتماعی» روی دست سیاست و حکومت افغانستان قرار نگیرد، بدیهی است که افغانستان برای پیاده کردن «برابر جنسیتی در ادارات حکومتی و غیر حکومتی» ناکام خواهد ماند.
پس راهکاری را باید جستجو کرد و مدل‌های مدرن دیگر کشورهای اخلاق‌گرا را باید تجربه کرد تا هم معضل آزار جنسی زنان در ادارات افغانستان از بین برود هم خیابان آزاری و هم مطالبات جنسی در ادارات دولتی و غیر دولتی. بازهم تأکید کنم که یکی از ریشه‌های پلشتی اخلاقی سیستم‌های واپسگرایی است که تلاش می‌کنند جامعه را در پوشش «انکار» و قاب «تابو» نگه دارند تا از درون بپوسد و بگندد آنگونه که اکنون گندیده است. گندیدگی بالاتر از این نمی‌شود که زنان در خیابان و در متن جامعه و در ادارات دولتی و غیر دولتی مورد مطالبه جنسی قرار بگیرد. هرگاه زنی در خیابان براید، هزاران چشم دریده وی را دنبال کند. بنابراین مدل کشورهای توسعه‌یافته راهی است برای مدیریت جنسی‌ای سرکوب شده. بدی کار این است که هرگاه از مدیریت نوگرایانه سخن به میان آوریم هزاران دهان واپسگرایی باز می‌شوند؛ دهان‌هایی که خودشان نتوانسته‌اند در تندرستی اخلاق جامعه کارا باشد. پس باید برای اخلاقمند شدن جامعه برنامه ریخت تا به انسانیت برسیم.

دیدگاه شما