صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

شایسته سالاری: مفاهیم و ویژگی‌ها، پیامدها،‌ موانع و راهکارها

-

شایسته سالاری: مفاهیم و ویژگی‌ها، پیامدها،‌ موانع و راهکارها

طرح مسئله
یکی از عوامل متعددی که بر کاهش اعتماد شهروندان به دولت‌ها و نهادهای دولتی نقش تعیین‌کننده دارد نادیده گرفتن شایسته سالاری در انتصاب مدیران دولتی است؛ زیرا این امر نشانگر آن است که حکومت و یا سیاستمداران به منافع گروه‌های خاص قومی،‌ منطقه‌ای، حزبی و امثال آن می‌اندیشند. هم‌چنین در فقدان شایسته سالاری در  حکومت، باعث شکل‌گیری برخی دیگر از عوامل بی‌اعتمادی به حکومت نیز می‌گردد. مثلا در صورتی که سیاستمداران در انتصاب افراد در پست‌های عالی مدیریتی به اصل شایسته‌ سالاری عمل نکنند باعث می‌شود عملکرد حکومت و در مجموع عملکرد دولت در عرصه‌های مختلف سیاسی، امنیتی، قضایی، اقتصادی و ... تضعیف گردد. بالاخره با ناکامی‌های حکومت در این عرصه‌ها این احساس به مردم دست می‌دهد که صاحبان قدرت و سیاستمداران بر اساس سیستم تاراج عمل می‌کنند و اعطای پست‌های مدیریتی به افراد، نه بر اساس شایستگی بلکه با توجه به فعالیت‌های سیاسی آنان و این‌که تا چه اندازه به سیاستمداران وفادارند واگذار می‌گردد. بنابراین،‌ برای تبیین زوایایی مختلف این مسئله، پرسش‌های قابل طرح عبارت‌اند از: 1)  شایسته‌سالاری چیست و چه ویژگی‌های دارد؟ 2) حاکمیت شایسته‌ سالاری و یا عدم رعایت آنچه پیامدهای به دنبال دارد؟ 3)  چه موانعی بر سر راه تحقق شایسته سالاری در نظام‌های اداری  وجود دارد  4)  راهکارهای ارتقای  شایسته سالاری در نظام‌های اداری چیست؟ حال برای توضیح سؤالات مذکور و پاسخ به آن‌ها لازم است بحث‌های بیشتری در چند پاراگراف صورت گیرد.
مفهوم و ویژگی‌های شایسته‌سالاری
شایسته سالاری ترجمه واژه  مریتوکراسی (meritocracy )  و ترکیبی از دو واژة مریت  (merit ) به مفهوم شایستگی و استحقاق داشتن و کراسی (Caracy ) به مفهوم حکومت یا روش اداره امور می‌باشد. شایسته سالاری از نظر مفهوم اصطلاحی عبارت است از نظام و یا سیستمی که در آن انتصاب افراد شایسته در مشاغل و مناصب مرتبط با تحصیلات و تجربه کاری‌شان باشد  به‌گونه‌ای که توانمندی انجام آن کار را بیشتر از دیگران داشته باشند. شایسته‌سالاری بدین مفهوم عام و فراگیر است، شامل پست‌های سیاسی و اداری باهم می‌گردد. این سخن بدان مفهوم است که سیاستمداران مجاز نیستند به خاطر سیاسی بودن برخی از پست‌ها، بدون در نظرداشت استحقاق و شایستگی، افراد را در مشاغل و پست‌های نامرتبط با وظیفه‌شان به کار گیرند. به تعبیر دیگر اصل شایسته سالاری ایجاب می‌کند تا علاوه بر مدیران و کارکنان اداری، مقامات سیاسی نیز مشمول الزامات این اصل قرار گیرند. برخی از الزامات و یا ویژگی‌های نظام  شایسته‌ سالاری - که بناست به زبان ساده بیان شود - عبارت‌اند از:
1. دانش و مهارت داوطلبان و متصدیان پست‌های مدیریتی و اداری نسبت به شغل مورد نظر
اولین اصل رعایت شایسته سالاری، داشتن دانش،‌ تجربه و اطلاعات کافی مدیران و یا کارکنان در مورد شغلی که بر عهده‌شان گذاشته می‌شود می‌باشد. تردیدی نیست که رعایت این اصل در بسیاری از مشاغل حرفه‌ای پذیرفته‌شده است.‌ اما این تصور خام که گویا در مشاغل سیاسی داشتن دانش لازم در مورد شغل و یا منصب مورد نظر ضروری نیست و توان مدیریتی و تصمیم‌گیری نقش برجسته‌تری دارد باعث شده است در برخی از انتصاب‌های حکومت‌ در دوره‌های مختلف در افغانستان، معیار داشتن دانش و تجربه لازم برای مدیران عالی نادیده گرفته شود و گاهی افراد در پست‌های منصوب می‌شوند که حداقل آشنایی‌ها را با آن پست‌ها و مناصب ندارند. این در حالی است که تجربه جهانی و به‌طور مشخص جاپان برخلاف این روند است. بر اساس ارزیابی بسیاری از صاحب‌نظران مهم‌ترین عامل موفقیت در جاپان مربوط به نظام انتصاب و ارتقای مدیران آن است. در جاپان کار افراد فارغ‌التحصیل از پایین هرم مدیریتی و سازمانی آغاز می‌گردد و بعد از طی مدت زمان طولانی افراد به سطوح عالی مدیریت دست می‌یابند. این سیستم باعث می‌شود افراد تازه‌وارد هیچ سودای برای به پست‌های مدیریتی بالاتر در سر نداشته باشند. ازآنجاکه کارکنان جاپانی باورمند هستند بدون طی کردن پست‌های عملیاتی و میانی نمی‌توانند به پست‌های عالی دست یابند،  بیشتر تلاش می‌کنند به‌صورت حرفه‌ای کار کنند و کمتر در صدد سیاسی‌کاری هستند و مانند مدیران کشورهای جهان سوم و از جمله افغانستان، انرژی‌شان را برای نزدیک شدن  به مقامات سیاسی صرف نمی‌کنند.
2. بینش عمیق سیاسی و اداری داوطلبان و متصدیان مناصب
دومین ویژگی‌ سیستم شایسته‌سالاری، داشتن بینش سیاسی و اداری مقامات عالی‌رتبه است. مدیرانی که دارای بینش و بصیرت لازم در امور سیاسی و اداری باشند به‌آسانی تحت تأثیر فضای ایجاد شده توسط منفعت‌جویان داخلی و خارجی اداره و سازمان‌شان قرار نمی‌گیرند. دلیل این امر این است که وجود بصیرت و بینش در افراد به‌منزله چراغ راهنماست و باعث می‌شود که آنان مصالح و منافع سازمان و جامعه را بهتر درک کنند و برای وصول به آن منافع و تأمین مصالح تفکر استراتژیک داشته باشند. بینش و بصیرت به‌منزله یکی از بال‌های پرواز مدیران است که در کنار دانش و آگاهی،‌ قدرت مانور آنان را در جهت پیوند منافع فردی و عمومی بالا برده و قدرت تعامل و تصمیم‌گیری‌شان را افزایش می‌دهد. مدیران صرفا با قوة بصیرت می‌توانند از دانش و تجربه در جهت افزایش مهارت ادراکی‌شان استفاده کرده و بدین ترتیب تجزیه و تحلیل مناسب از اوضاع و احوال داشته باشند و در نتیجه منافع سازمان و مصالح جامعه را بهتر تأمین کنند؛ زیرا افراد دارای بینش و بصیرت سیاسی معمولا از ویژگی کلان نگری نیز برخوردار می‌باشند. اما در صورتی که مدیران بینش عمیق سیاسی و اداری نداشته باشند حداکثر می‌توانند اضافه بر منافع خودشان منافع سازمان را تأمین می‌کنند و نمی‌توانند منافع جامعه را مد نظر قرار دهند.
3. ایدة نوگرایی و نواندیشی
در مورد سومین ویژگی شایسته سالاری این نکته قابل یادآوری است که شایسته‌سالاری صرفا به مفهوم گذشته‌نگری نیست. این سخن بدین معنا است که برای انتصاب افراد به مشاغل و مناصب مدیریتی، فقط گذشته و یا تجربه  افراد ملاک و معیار نیست، بلکه لازم است مدیران در کنار دانش، تجربه و بصیرت، دارای تفکر خلاقیت و قوة ابتکار در مشاغل و مناصب مورد نظر نیز باشند. به همین دلیل توصیه شده است که مدیران عالی بعد از دو دوره مدیریت از یک منصب و پست مدیریتی به مناصب دیگر انتقال یابند، تا بدین ترتیب چرخش نخبگان تسهیل شود و ایده و تفکرات جدید در سازمان و یا اداره وارد گردد.
4.  تعهد سازمانی
تعهد سازمانی از این جهت اهمیت دارد که مدیران با داشتن این ویژگی در سازمان‌ها ماندگار می‌شوند و با پیشنهاد مناصب پردرآمد و یا پیشنهاد انتقال به سازمان‌های دیگر، سازمان  و یا واحد تحت مدیریت شان را ترک نکنند. بسیار دیده شده است که مدیران دولتی و یا خصوصی با پیشنهاد معاش و یا امتیازات بیشتر، سازمان تحت مدیریت شان را ترک می‌کنند بدون این‌که به عوارض پیدا و پنهان آن توجه کنند، در نادیده گرفتن ویژگی تعهد سازمانی، سیاستمداران نیز بی‌تقصیر نیستند؛ زیرا در جوامع عقب‌مانده و کشورهای جهان سوم، سیاستمداران به خاطر مصالح قومی، حزبی و امثال آن معمولا مدیران دولتی را از یک منصب به منصب دیگر انتقال می‌دهند و بدین ترتیب همیشه حالت انقلابی را در سازمان حفظ می‌کنند. این‌گونه جابجایی‌ها ناشی از پایین بودن تعهدات سازمانی مدیران است که تلاش می‌کنند با زدوبندهای سیاسی و شبکه‌سازی، بدون توجه به تأمین اهداف سازمان تحت مدیریت شان برای کسب امتیازات بیشتر به مشاغل و یا سازمان‌های دیگر بپیوندند. بنابراین، شایسته‌ سالاری زمانی تحقق می‌یابد که ویژگی تعهد سازمانی در مدیران وجود داشته باشد و از طرف دیگر، به‌رغم اذعان به معمولی بودن عزل و نصب مدیران، لازم است سیاستمداران نیز از جابه‌جایی زودهنگام مدیران پرهیز کنند؛ زیرا جابه‌جایی زودهنگام مدیران هم باعث کندی چرخش نخبگان می‌گردد و هم باعث می‌شود بدون مدیران بدون تکمیل بازدهی و بهره‌وری‌شان، سازمان را ترک کنند.
5.  رعایت ضوابط و قواعد در انتصاب.
ویژگی چهارم اشاره به این نکته دارد که برای انتخاب افراد شایسته و دارای ویژگی‌های فوق، باید سایر معیارها و قواعد حقوقی و قانونی نیز مورد توجه قرار گیرد؛ بدین معنا که در انتخاب شایستگان نباید به یک مجموعه خاصی از آشنایان، هم‌صنفان، هم‌حزبی‌ها، اقوام و ... اکتفا شود. به تعبیر دیگر باید همان‌طور که در قوانین و قواعد حقوقی مشخص شده است فرایند و مکانیزم‌های انتخاب مدیران در پست‌های اداری و مدیریتی به‌صورت دقیق و مطابق با قواعد علمی و قانونی مطابقت داشته باشد.
آثار و پیامدهای شایسته‌سالاری
در مورد پرسش دوم که حاکمیت شایسته سالاری در سازمان‌ها به‌ویژه در سازمان‌های دولتی چه آثار و پیامدهایی دارد، قدر مسلم این است که حاکمیت شایسته سالاری در سیستم‌های اداری، باعث دگرگونی و تغییرات زیادی می‌گردد و در نتیجه باعث ارتقای سرمایه انسانی و توسعه کشورها می‌گردد. برخی از آثار و پیامدهای شایسته‌سالاری در سیستم‌های اداری کشورها عبارت‌اند از:
• تأمین عدالت اجتماعی: شایسته سالاری باعث می‌شود عدالت اجتماعی به‌گونه‌ای تأمین شود که افراد بر اساس آشنایی، قوم، هم‌محلی بودن و امثال آن به پست‌های مدیریتی و اداری برگزیده نشوند و مبنای استخدام و یا انتصاب آنان شایستگی‌ها و شرایط لازم باشد.
•  افزایش انگیزش، پویایی، خلاقیت و نوآوری، و تحرک مدیران: در شایسته‌سالاری به خاطر این‌که سیستم مجازات و مکافات حاکم است و به خاطر این‌که به افراد شایسته و سخت‌کوش پاداش داده می‌شود انگیزش افراد تضمین می‌شود و آنان تشویق می‌شوند با استفاده از خلاقیت و استعداد خویش نوآوری داشته باشند.
• کاهش فساد اداری و مالی:‌ انتصاب افرادی که بینش عمیق سیاسی و مدیریتی دارند و برخوردار از تعهد سازمانی بالا باشند، باعث می‌شود منافع عمومی جامعه بیشتر مدنظرشان باشد و بدین ترتیب فساد اداری در ادارات دولتی کاهش خواهد یافت. 
• افزایش بهره‌وری سازمان و مصرف کردن بودجه‌های ادارات: در صورتی که افرادی شایسته در سازمان‌ها به‌ویژه در پست‌های عالی مدیریتی به کار گرفته شوند باعث می‌شود فعالیت‌های مدیران اثربخش‌تر و با کارایی بیشتری همراه باشد و در نتیجه بودجه‌های ادارت دولتی با معیار اثربخشی و کارآمدی بیشتری هزینه گردد.
• توسعه سرمایه انسانی: توسعه شایسته‌سالاری یکی از مقولات حیاتی برای بهره‌وری سازمان‌های دولتی و یا خصوصی است که بدون استقرار سیستم شایسته‌سالاری امکان پذیر نیست.

دیدگاه شما