صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

آیا افغانستان بار دیگر تبدیل به پایگاه تروریستی در منطقه می‌شود؟

-

آیا افغانستان بار دیگر تبدیل به پایگاه تروریستی در منطقه می‌شود؟

بعد از فروپاشی شوروی در اوایل دهه نود میلادی، بسیاری از متفکران لیبرال بر این نظر بودند که جهان به‌سوی آرامش و ثبات فراگیر به‌پیش می‌رود. در این میان فرانسیس فوکویاما به‌صورت واضح پیروزی نهایی لیبرال دموکراسی را اعلان نمود که این مدعای وی توسط کتابش تحت عنوان پایان تاریخ بازتاب جهانی یافت. بر اساس ادعای فوکویاما، شکست کمونیسم به معنای شکست تمامی ایدئولوژی‌های رقیب لیبرال دموکراسی قلمداد می‌شود. در اوایل دهه نود کمتر کسی تصور می‌کرد که اسلام سیاسی با قرائت بنیادگرایانه (تروریستی) موج جدید تهدیدات بین‌المللی به راه بیندازد. ازآنجایی‌که سه دهه قبل، از دیدگاه نظریه‌پردازان روابط بین‌الملل و سیاست جهانی، صرفاً دولت‌ها و تا حدودی سازمان‌های بین‌المللی به‌عنوان بازیگران فعال پنداشته می‌شدند، گروه‌های تروریستی در زمره تهدیدکنندگان امنیت بین‌الملل محسوب نمی‌شدند و تنها مخل امنیت داخلی پنداشته می‌شدند. دانشمندان علوم سیاسی دولت‌ها را با توجه به میزان کارکرد و توانایی آن‌ها به دسته‌های مختلف تقسیم بندی نموده‌اند که یکی از آن‌ دسته دولت‌های فرومانده یا شکست‌خورده هستند. دولت‌های فرومانده به آن دسته دولت‌های گفته می‌شوند که آن‌ها قادر به ارائه کارکرد که از یک دولت توقع می‌رود، نیستند. مهم‌ترین کارکردهایی که برای دولت‌ها در نظر گرفته‌شده است عبارت‌اند از؛ تأمین امنیت ملی، حفظ تمامیت ارضی، برقراری حاکمیت قانون، ثبات اقتصادی و رفاه اجتماعی. افغانستان پس از خروج نیروهای شوروی از کشور، به لحاظ سیاسی و اقتصادی روبه‌زوال نهاد تا این‌که مجاهدین بنیان دولت مرکزی را از هم پاشانیدند و نتوانستند دولت ملی فراگیر بسازند و این امر زمینه‌ساز خلأ قدرت و موجب خزندگی نیروهای تروریستی در کشور شد. در دهه نود تنها افغانستان نبود که در زمره دولت‌های فرومانده دسته‌بندی می‌شد بلکه سودان و سومالی نیز ازجمله کشورهای بودند که وضعیت شبیه افغانستان داشتند.
نظریه‌پردازان امنیت بین‌الملل بر این هستند که دولت‌های فرومانده نظر به دو دلیل عمده تبدیل به پناهگاه گروه‌های تروریستی می‌شوند؛ اول این‌که دولت مستقر در آن جوامع نمی‌توانند به‌خوبی از قلمرو خود محافظت و از ورود نیروهای تروریستی جلوگیری نمایند. دوم این‌که وجود دولت اسمی و نمادین یک نوع محدودیت برای ورود سایر دولت‌ها در راستای مبارزه با تروریسم فراهم می‌نماید تا آن‌ها به‌راحتی نتوانند با گروه‌های تبهکار و تروریستی در آن جغرافیا مبارزه نمایند. وقتی مجاهدین در امر دولت سازی ناکام شدند، ابتدا زمینه‌ی شکل‌گیری گروه تروریستی القاعده و سپس طالبان در افغانستان فراهم گردید. افغانستان در دهه نود تبدیل به پناهگاه امن این گروه‌های تروریستی گردید که بعداً امنیت بین‌الملل با خطر جدی روبرو شد. طالبان در آن هنگام تا مرز رویارویی با ایران پیش رفتند و القاعده به کمک طالبان توانست از خاک افغانستان به برج‌های تجارت جهانی و پنتاگون حمله نماید. در این مورد  درگذشته بارها دیده‌شده است که دولت‌های فرومانده مانند افغانستان، سودان، پاکستان و سومالی تبدیل به پناهگاه تروریستی شده است کمتر اختلاف‌نظر وجود دارد.
اخیراً که مذاکرات صلح میان طالبان و ایالات‌متحده به‌صورت جدی مطرح‌شده است و ششمین دور گفتگوها میان دو طرف در قطر پایان یافت و از فحوای اعلامی این مذاکرات چنین استنباط شده است که دو طرف روی خروج نیروهای بین‌المللی و تعهد طالبان مبنی بر قطع رابطه با تروریست‌های بیرونی ، باهم گفتگو نموده‌اند. وزیر دفاع سابق آمریکا (رابرت گیتس) اخیراً اظهار داشته است که خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان می‌تواند منجر به تصرف مجدد افغانستان توسط طالبان شود. با توجه به این مسأله پرسشی که مطرح می‌شود این است که آیا افغانستان بار دیگر به پناهگاه تروریسم بین‌المللی تبدیل خواهد شد؟ برای پاسخگویی به این پرسش ابتدا لازم است که چرایی تروریستی خواندن طالبان و سپس تعهد بین‌المللی این گروه را در مورد قطع رابطه با تروریسم بین‌الملل به بررسی بگیریم. طالبان به لحاظ ایدئولوژیکی افراطی‌ترین قرائت را از دین روا داشته اند و کم‌ترین تفاوت در برداشت از متون دینی به معنای خروج از دین قلمداد می‌شود و این موضوع به خودی خود استفاده از خشونت را مشروع می‌سازد که در ادبیات سیاسی به خشونت دینی تعبیر شده است. طالبان به لحاظ فکری از زمان سقوط تا اکنون هیچ‌گونه تفاوت نکرده‌اند و با مظاهر زندگی مدرن در کل ناآشنا هستند و برای زنان و هویت‌های غیرخودی کمترین حقوق قائل نیستند و مخالفان این گروه باید یا نابود شوند و یا تابع مطلق و خراج‌گذار رژیم تروریستی آن‌ها باشند. با توجه به سیر تفکر و رویه عملی که طالبان طی دو دهه گذشته در پیش‌گرفته‌اند می‌توان این گروه‌ را تروریستی قلمداد نمود حتی اگر اسامی آن‌ها از لیست سیاه آمریکا و یا سازمان ملل بیرون شده باشند. بنابراین برقراری مجدد رژیم طالبان به‌خودی‌خود به معنای به قدرت رسیدن تروریسم در افغانستان است. در مرحله دوم این موضوع بسیار مهم است که طالبان چگونه می‌توانند با تروریسم بین‌الملل قطع رابطه نمایند درحالی‌که خود به لحاظ ایدئولوژیکی با آن‌ها هم‌ریشه هستند. از منظر طالبان نظام بین‌الملل یک پدیده تغلبی است و موردپذیرش و مشروعیت نیست و ازاین‌رو حتی اگر طالبان به جامعه بین‌الملل تعهد بسپارند که با تروریسم قطع رابطه می‌کنند و نمی‌گذارند که از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر استفاده شود، نمی‌توانند به تعهد خود عمل نمایند زیرا ازیک‌طرف اکثریت بدنه طالبان با جهادگرایان و تروریست‌های بین‌المللی خود را برادر دینی می‌دانند و قطع رابطه با آن‌ها امکان‌پذیر نیست و از جانب دیگر پایگاه فرهنگی و اجتماعی طالبان با جهان عرب رابطه ناگسستنی دارد و نمی‌توانند به‌راحتی با جهان عرب مخصوصاً نهادهای به‌ظاهر خیریه که توسط آن کشورها در محیط طالبان به فعالیت می‌پردازند، قطع رابطه نمایند زیرا هم دلایل اقتصادی و هم دلایل ایدئولوژیکی برای تداوم این رابطه وجود دارد؛ بنابراین سازوکاری که بدون در نظر داشت راه‌حل معضل تروریسم منجر به خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان شود، به‌خودی‌خود منجر به قدرت گیری گروه‌های تروریستی مخصوصاً طالبان می‌شود. ازآنجایی‌که ایالات‌متحده از جنگ فرسایشی افغانستان به ستوه آمده است و به نحوی در تلاش برای خروج آبرومندانه از افغانستان است، احتمال معامله میان آمریکا و طالبان وجود دارد و نتیجه غمبار آن ابتدا متوجه عامه مردم افغانستان و سپس منطقه است زیرابه قدرت رسیدن مجدد طالبان باعث شعله‌ور شدن جنگ‌های داخلی و موج جدید مهاجرت در افغانستان خواهد شد که ابتدا به کشورهای منطقه و سپس در سرتاسر جهان مخصوصاً اروپا سرایت خواهد نمود. هرگاه افغانستان مانند دهه نود تبدیل به پناهگاه تروریسم بین‌الملل شود، امکان کاربرد سلاح‌ها مخرب کشتارجمعی وجود خواهد داشت زیرا گروه‌های تروریستی نسبت به دو دهه قبل در امر دسترسی به این‌گونه سلاح‌ها پیشرفت نموده‌اند زیرا وقتی کارخانه‌های تسلیحات عراق و سوریه از هم پاشید، امکان تکثیر چنین سلاح‌ها گسترش یافت که در صورت وجود عینی آن، امکان استفاده آن علیه هر گروه داخلی یا کشور خارجی وجود خواهد داشت.

دیدگاه شما