صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۳ میزان ۱۴۰۵

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

مهاجران افغان؛ سـتون نامرئی اقتصاد ایران

-

مهاجران افغان؛  سـتون نامرئی اقتصاد ایران

عباس عراقچی معاون وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران چهاشنبه 18 ثور در یک گفت‌وگوی تلویزیونی گفته بود که اگر فروش نفت ایران به صفر برسد، آنگاه ایران مبجور خواهدشد که از مهاجران افغان بخواهد به وطن خود برگردند یا کشوری دیگر بروند.
این اظهارات آقای عراقچی بازتاب گسترده‌ای رسانه‌ای و فضای اجتماعی در پی داشت. به دنبال آن آقای عراقچی از سخنان قبلی خود دفاع کرده گفته است که اروپا باید هزینه‌های مهاجران افغانستان ساکن ایران را بپردازند.
افغانستان بعد از پاکستان طویل ترین مرز مشترک با ایران را دارد. یعنی مرز مشترک دو کشور بیش از 954 کیلومتر است. در کنار اشتراکات فرهنگی وسیعی میان دو کشور به شمول زبان، دین، رسم و عنعنات، این دو کشور هم‌فرهنگ و هم‌زبان؛ تاریخ مشترک نیز دارند.
به لحاظ فرهنگی مردم افغانستان در موارد اندک با مردم ایران قابل تفکیک اند، در سایر موارد اشتراکات فراونی با هم دارند.
هرچند در زمانه‌های مختلف و متعدد میان دولت‌های سیاسی دو کشور اختلاف‌ها و گاهی برخوردهای نظامی تلخ و شدید اتفاق افتاده اند ولی هرگز موجب جدایی این دو ملت هم‌فرهنگ از هم شده نتوانسته اند.
کشور ما افغانستان در نیم قرن اخیر به خصوص در سه دهه اخیر از میانه دهه شصت خورشیدی به بعد گرفتار جنگ‌های داخلی و منارعات بی امان مسلحانه بوده است. این امر سبب شده که چیزی در حدود پنج میلیون از جمعیت کشور به کشور همسایه یعنی ایران آواره شوند.
بخشی از این آوارگان پس از سال 1381 با بهبود یافتن اوضاع به تدریج به میهن برگشتند و برخی هم بنا به دلایلی هنوز موفق به برگشتن نشده اند.
تخمین زده می‌شود که چیزی در حدود دو میلیون دیگر از مهاجران افغان هنوز در ایران زندگی می‌کنند. با توجه به اینکه اکثریت قریب به اتفاق افغان‌ها به زبان فارسی دری صحبت می‌کنند و زبان رسمی و اکثریت ایران نیز فارسی است و از نظر فرهنگی و مذهبی نیز با جامعه ایران مشترک است و خود را نزدیک به ایران احساس می کند، حتی ایران را خانه دوم خود می‌دانند.
به همین دلایل افغان‌ها درآغاز جهاد و جنگ‌های داخلی تا زمان حاکمیت طالبان، بیش از سایر کشورها به ایران و پاکستان مهاجر شدند. به دلیل مشترکات ‌فرهنگی، روند ادغام در ایران خیلی راحت انجام شده است و اکنون روابط خویشاندی میان مهاجران افغان‌ها و ایرانی‌ها نیز به صورت گسترده ایجاد شده است.
از سوی دیگر دست کم یک نسل شد که آوارگان افغان در ایران زندگی می‌کنند. یعنی نسل اول مهاجرانیکه در ایران به دنیا آمده اند، در این ایران درس خوانده و در ایران بزرگ شده اند، حالا بالای سی سال عمر دارند. از آن زمان تاکنون به این شکل ادامه داشته است واگر جمهوری اسلامی قوانین بین المللی و حتی قوانین داخلی خویش را در قسمت پناهندگان رعایت می‌کرد، بخشی بزرگی از این مهاجرین می‌توانسنتد تابعیت ایران را کسب کند.
براساس معیارهای جهانی زادگاه، میهن و وطن آدم است. مهم نیست پدر یا مادر و یا هردوی شان اصالتا کجایی اند، هرکسی در هرجایی بدنیا آمده، همانجا بزرگ شده، همان جغرافیا زادگاه و وطن وی است.
بحث دیگری که وجود دارد، افغان‌ها در ایران در چهل سال گذشته شاق‌ترین کارها را انجام داده است و خدمات ارزشمندی برای دولت و ملت ایران ارائه داده اند. از طرف دیگر بخشی از افغان‌های که در ایران ساکن هستند، سرمایه دار و تاجر هستند و سرمایه گذاری های کلان و قابل ملاحظه نموده است. آمار موثقی در دسترس نیست ولی تخمین زده می‌شود که افغانها میلیاردها دالر در ایران سرمایه‌گذاری کرده و ازاین طریق خدمات بزرگ به اقتصاد وتجارت ایران انجام می‌دهند.
درست یادم است سال 2010 بود که خانم مرکل در یک سخنرانی خود رسما از شش میلیون مهاجر ترک در آلمان سپاس‌گذاری کرد و گفت که اگر ترک‌های مهاجر نبودند، چندین بخش از اقتصاد آلمان اکنون به این رشد نرسیده بود. او برگشت ترک‌های مهاجر را برای اقتصاد آلمان ضایعه توصیف کرد.
در حالیکه ترک‌ها در آلمان اکثرا به رستورانت‌داری، کافه‌داری، دکان‌داری و خدمات متوسط مشغول استند. اما صنعت ساختمان ایران، صنایع زراعتی ایران، صنایع کوچک ایران و حتا بخشی از محیط زیست ایران، به شانه‌های افغان‌های مهاجر وابسته اند.
من باور دارم که اقای عراقچی معاون سیاسی وزارت خارجه ایران مثل خیلی از سیاسیون کشور ما بدون تعقل و دور اندیشی سخنی گفته و شاید از روی ناگزیری گفته باشد. این واقعیت را ایرانی ها بپذیرد که امروزه اقتصاد تحریم شده و شکسته شده ایران به کار گر کم مزد یا حتا بی مزد افغانی بیش از هر زمان دیگر نیازمند است.
نقش افغان‌ها در اقتصاد و اجتماع ایران به حدی جدی و گسترده است که نقش ترک‌ها در آلمان هرگز نبوده است. ایران نه تنها امروز که در بهترین شرایط نیز قادر به اخراج اجباری مهاجران افغان نخواهد بود. با آمدن مهاجران افغان چه ایرانی‌ها قبول کنند یا چه قبول نکنند، خیلی از سکتورهای اقتصادی آن کشور دچار سکتگی‌های شدید و حتا صدمات جدی خواهند شد.
با بیرون شدن افغان‌های کارگر تخمین می‌شود که صدها میلیون دالر و حتا میلیاردها دالر از بدنه ناجور اقتصاد ایران خارج شود، بیرون شدن صدها هزار کاگر ماهر مهاجر، بازار کار ایران را که با بهترین و مناسب‌ترین نرخ اداره می‌کنند، دچار رکود خواهد کرد و عمده‌ترین صنایع متوسط ایران دچار افت تولید و در نهایت افت درآمد خواهد شد.
اظهارات آقای عراقچی بیش از آنکه از روی تعقل سیاسی و خرد دیپلوماتیک بوده باشد، از روی ناگزیری و شکست‌های جدی سیاسی احتمالی است. او خواسته است که بگوید که ایران نیز ابزاری دارد که بتواند علیه سیاست‌های امریکا اعمال کند تا فشار جهان بر امریکا را موجب شود.
اما واقعیت چیزی دیگری است و با ترک دادن مهاجران افغان نه جهان بر امریکا فشار وارد می‌کنند و نه این مساله بر سیاست امریکا تآثیر دارد. آنچه در این میان می‌ماند فشار موقتی بر مهاجران، حکومت و مردم افغانستان خواهد بود که البته با این مسایل عادت کرده اند ولی در نهایت فشار اصلی بر بدنه اقتصاد تحریم شده خود ایران وارد خواهد شد. هرچند معلوم نمی‌شود ولی کارگران و تکنیسین‌های مهاجر افغانی در واقع ستون نامریی اقتصاد ایران است.
مهاجرانی که با انواع مالیه ساخته اند، با مزد کم و کار باکیفیت و بیشتر ساخته اند، با تحقیر ساخته اند و مصروف خدمت به ایران و ایرانی‌ها بوده اند، عراقچی با کدام چشمی آمده این حرف را دو بار تکرار و دفاع می‌کند؟
مهاجران افغان بدترین شرایط در میان مهاجران تمام دنیا را دارند. وضعیت این مهاجران اسف‌بار است حکومت ایران بجای این همه زجز خوانی‌های نامردانه به فکر بهبود بخشیدن مهاجرانی باشد که حق بزرگی بر مردم ایران دارند و زحمتی فراوانی برای آبادانی آن ممکلت کشیده اند و انتظار می روند ملت و دولت ایران قدر مهاجران که در روزهای سخت در کنار ملت ایران بوده و بدون هیچ چشمداشت به آبادانی ایران سهم گرفته است بداند.

دیدگاه شما