صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

دوشنبه ۶ جوزا ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

وضعیت نرخ بیکاری در بین سال‌های 2010 تا 2018

-

وضعیت نرخ بیکاری در بین سال‌های  2010 تا 2018

افغانستان از جمله کشورهایی است که با نرخ بیکاری بالایی دست و پنجه نرم میکند. وجود فقر گسترده در کنار نبود کار کافی، همچنین عدم توانایی دولت در ایجاد اشتغال باعث شده است که بسیاری از افراد بیکار باشند. همین بیکاری و نبود کار مناسب برای تمامی افراد زمینه ایجاد فساد و دزدی را در جامعه زیاد میکند. بدون شک بیکاری و از طرفی وجود فقر در جامعه باعث میشود که بسیاری از افراد به گروههای خلافکار و حتی تروریستی روی بیاورند تا حداقل از این طریق بتوانند امرار معاش کنند. به همین خاطر میتوان یک رابطه مثبت و معنا داری را بین وجود بیکاری و افزایش جرم و جنایت در کشور دانست. سال 1397 یکی از سالهای پر فراز و نشیب برای دولت و مردم افغانستان بوده است. سالی که منتهی به ختم دوران ریاست جمهوری اشرف غنی میشود. مسلما کارنامه اقتصادی دولت در تصمیم گیری و ایجاد پایگاه اجتماعی قوی در بین سایر افراد تآثیرگذار خواهد بود. معمولا بسیاری از دولتها برای آرام نگه داشنتن مردم و جلب رضایت آنها و همچنین جلوگیری از شورش و اعتراضات به سمت دولت و یا حکومت سعی در ایجاد اشتغال در بین مردم میشوند و یا اینکه از سیاستها و طرحهایی که باعث افزایش اشتغال در بین جامعه به خصوص نیروی جوان باشد، حمایت میکنند. زیرا دولتها به درستی میدانند که نبود بیکاری برای افراد جامعه به خصوص جوانان باعث افزایش اعتراضات و چه بسا انقلاب نیز خواهد شد. بنابراین به نظر میرسد که دولت از طریق وجود نرخ بیکاری در بین افراد جامعه به راحتی میتواند تشخیص دهد که اگر روند بیکاری ادامه پیدا کند قطعا با مشکلات عدیدهای روبه رو خواهد شد.
وضعیت نرخ بیکاری در سال 1397
با توجه به آمارهای سازمان بین المللی کار که وضعیت نرخ بیکاری را در سالهای مختلف نشان میدهد، نرخ بیکاری در کشور افغانستان از سال 2010 تا سال 2018 روند ثابتی داشته است به طوریکه در سال 2010 نرخ بیکاری 7.82 فیصد بوده است و در سال 2018 به 8.80 فیصد رسیده است. گراف شماره یک میزان نرخ بیکاری بر در بین سالهای 2010 تا 2018 را نشان میدهد.
همچنین با توجه به آمارهای موجود نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان بیشتر بوده است. نرخ بیکاری مردان در بین سالهای 2010 تا 2018 افزایش داشته است و از 7.82 فیصد به 8.80 فیصد رسیده است. بنابراین میتوان مدعی شد که نرخ بیکاری در بین مردان در بین سالهای 2010 تا 2018 روند صعودی داشته است. اما نرخ بیکاری در بین زنان نسبت به مردان خیلی بیشتر بوده است. هرچند که نرخ بیکاری زنان در بین سالهای 2010 تا 2018 تغییراتی نداشته است و تقریبا ثابت بوده است، اما به طور کلی میزان بیکاری زنان نسبت به مردان بیشتر است.( ترخ بیکاری زنان در سال 2010 برابر با 12.4 فیصد بوده است و در سال 2010 به 12.42 فیصد رسیده است). گراف شماره 2 مربوط به مقایسه نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان است.
بدون شک کشور ما افغانستان از جمله کشورهایی است که تفکرات سنتی و باورهای قدیمی بر مردم حکم فرما است. هنوز بسیاری از زنان امکان دست یابی به آموزش های اولیه  و تعلیم و تربیت برای آنها امکان پذیر نمیباشد و بسیاری از خانواده مانع از فرستادن دختران خود به مکاتب و یا پوهنتونها میشوند و باور آنها به نقش زن در جامعه فقط تولید کننده نسلهای بعدی و کارهای داخل محیط خانه میباشد. به همین دلیل بسیاری از زنان مهارتهای لازم برای داشتن یک شغل را ندارند و چون نمیتوانند با توجه به نیازها و شرایط فعلی کشور خود را وفق دهند لذا بیکار میمانند.
آمارهای مربوط به نرخ بیکاری در بین افرادی که دارای تحصیلات ابتدایی و مقدماتی هستند نیز بسیار جالب میباشد. به طور کلی نرخ بیکاری دربین افرادی که دارای تحصیلات ابتدایی و یا مقدماتی هستند به 16.15 فیصد در سال 2018 رسیده است. این موضوع بیانگر این است که دیگر مشاغل به سمت تخصص شدن پیش میرود و اگر افراد نتوانند مهارتها و یا سطح دانش خود را ارتقا دهند به زودی دچار مشکلات بیشتری خواهند شد. نرخ بیکاری در مردانی که دارای تحصیلات ابتدایی یا مقدماتی هستند به 13.37 فیصد و برای زنانی که دارای سطح تحصیلات مقدماتی هستند به  41.25 فیصد در سال 2018 رسیده است که تفاوت بسیار زیادی با نرخ بیکاری مردان دارد.
سازمان بین المللی کار نرخ بیکاری در بین سنین 15 تا 24 سال در بین سالهای 2010 تا 2018 نیز منتشر کرده است. بر اساس این آمار نرخ رشد بیکاری در بین سنین 15 تا 24 ساله در حدود 17.5 فیصد در سال 2018 بوده است که این مقدار در سال 2010  در حدود 16.47 فیصد بوده است(یعنی روند افزایشی نرخ بیکاری اتفاق افتاده است). اما نرخ بیکاری در بین مردان (سنین 15 تا 24 سال) در سال 2010 در حدود 15.44 و در سال 2018 به 16.70 رسیده است. همچنین نرخ بیکاری زنان در سنین 15 تا 24 سال نیز در سال 2010  در حدود 22.11 فیصد بوده است که این مقدار در سال 2018 به 20.65 فیصد رسیده است.(برعکس نرخ بیکاری مردان، نرخ بیکاری زنان روند کاهشی داشته است و این به خاطر مشارکت و فعالیتهای بیشتر زنان در عرصه اجتماع بوده است.) گراف شماره 3 به  مقایسه نرخ بیکاری کل، نرخ بیکاری مردان و نرخ بیکاری زنان در سنین 15 تا 24 سال در بین سالهای 2010 تا 2018 را نشان میدهد.
نتیجهگیری:
امروزه اشتغال یکی از مشـــکلات بـــزرگ اجتــــماعی دنیاســـت و افزایش بی رویه جمعیت به این مشکل اجتماعی دامن می زند. با توجه به روند جمعـــیتی کشــــــور افغــانستان میتوان گفت که در سالهای آینده تعداد زیادی از جویندگان کار وارد بازار کار میشود که اگر برنامه و سیاستهای درستی در قبال این دسته از افراد اتخاذ نکنیم در آیندهای نه چندان دور شاهد تعداد افراد زیادی خواهیم بود که بیکار هستند و میتواند به یکی از معظلات اساسی دولت تبدیل شود. موضوع بیکاری جوانان را نباید تنها از منظر اقتصادی به آن نگریست. جوانان معمولا دارای انتظارات و خواستههای سیاسی و اقتصادی بیشتری هستند که به دلیل توسعه نیافتگی سیاسی و در نتیجه عدم امکان مدیریت این مطالبات زمینهی مساعدی برای جنبشها، شورشهای بحرانها، پیوستن به گروههای تندرو و تروریستی و در نتیجه بیثباتی و ناپایداری را فراهم می‌‎آورد. از نظر آسیبشناسی اجتماعی هم، بیکاری که نتیجه عدم تعادل و توزان بین رشد جمعیت، سرمایهگذاریها و بهرهبرداری از منابع است، منشا بسیاری ازناهنجاریهای اجتماعی است. اگرچه رابطهی بین ناهنجاریهایی چون فقر، فحشا، طلاق، دزدی، سرقت، ناامنی، قاچاق مواد مخدر، مشکلات روحی و روانی، انتحاری و عملیات تروریستی نیازمند مقاله جداگانهای است اما مطالعه تطبیقی  شاخصهای فوق با رشد جمعیت و بیکاری در کشورهای در حال توسعه و از جمله افغانستان این موضوع را تایید میکند.

 

دیدگاه شما